شَهر نوشت های محمد صالح زاده رشتی نژاد

روزنامه نگار - پژوهشگر مسایل شهری

شَهر نوشت های محمد صالح زاده رشتی نژاد

روزنامه نگار - پژوهشگر مسایل شهری

۳۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گیلان» ثبت شده است

 

 

 

در اجلاس سازندگان، توسعه‌گران و طراحان کشور مطرح شد؛

گیلان، بازمانده آخر

بیست‌ و‌ دومین اجلاس سازندگان، توسعه‌گران و طراحان کشور، پنچشنبه ۲۲ آبان ماه به میزبانی گیلان برگزار شد. این رویداد، با شعار «انعکاس میراث» و با تمرکز بر حفظ و احیای میراث معماری بومی در توسعه شهری و اشتراک‌گذاری تجارب شهرسازی در تالار مرکزی شهر رشت برگزار شد.

بیست‌ و‌ دومین اجلاس سازندگان، توسعه‌گران و طراحان کشور با حضور چهره‌های شاخص مدیریتی در سطوح ملی، مقامات استانی و محلی، اساتید برجسته دانشگاهی و جوامع تخصصی و علمی در حوزه معماری و شهرسازی، سازندگان شاخص از سراسر کشور، سازندگان پروژه مسکونی و تجاری و تفریحی در استان گیلان و مناطق آزاد، شرکت‌های فعال در حوزه گردشگری ساحلی، فروشگاه‌ها و نمایندگی‌های محصولات ساختمانی شاخص گیلان، شرکت‌های تولید و تامین‌کننده مصالح ساختمان در شرایطی در اواخر هفته گذشته به میزبانی استان گیلان در شرایطی برگزار شد که در طی این مدت با اتفاقات و حاشیه‌ها و انتقادات تندی همراه شده بود.

 

در ابتدای این اجلاس، «سعید ظریف» مدیر مجتمع صما و دبیر بیست و دومین دوره اجلاس، در مورد ماهیت و اهمیت این رویداد گفت: در این اجلاس که با محوریت انعکاس میراث است درباره آینده معماری این سرزمین گفت‌وگو می‌شود.

وی با بیان این‌که پیام ما در این رویداد روشن است اظهار کرد؛ معمار مسئول، میراث را انعکاس می‌دهد. ما اینجا نیستیم که بگوییم ساخت نکنید؛ این‌جا هستیم تا بگوییم بهتر بسازید. همان‌طور که در کمپین «نما و هویت شهرمان» در ۲۲ منطقه تهران و کلان‌شهرهای کشور نشان دادیم، که با آموزش و گفت‌وگو می‌توان کیفیت ساخت‌‌وساز را به شکل ملموسی ارتقا داد.

 

وضع قوانین و مقررات در مقابل اسکان بی‌رویه جمعیت
«میرمحمد غراوی»، معاون عمرانی استانداری گیلان نیز با تاکید بر لزوم اجرای قوانین و مقررات حاکم در کشور که طرح‌های توسعه را هدایت می‌کنند خطاب به جامعه متخصص در اجلاس اظهار کرد: از طرح‌های آمایش سرزمین تا مقررات و ضوابط ساخت‌‌وساز که در مراجع ملی تصویب می‌شود و هم‌چنین مقررات مدیریت شهری و روستایی برای صدور پروانه ساختمانی، الگوها و میراث‌فرهنگی باید در طراحی‌ها مدنظر قرار گیرد.

 

وی در ادامه اذعان کرد؛ این قوانین و مقررات، ما را به هدف نهایی نرسانده است. بررسی توسعه در برخی کشورهای دیگر حتی کشورهای مسلمان حاشیه خلیج‌فارس یا سایر نقاط نشان می‌دهد که متاسفانه ما بسیار عقب‌تر از آن‌ها هستیم. درحالی‌که آن‌ها مقرراتی وضع می‌کنند که برای نسل‌های آینده اندیشیده شده و این مقررات را به نسل فعلی و فرزندان‌شان آموزش می‌دهند و همه از آن تبعیت کرده و اجرا می‌کنند. در کشور ما، نقض قوانین در ساخت‌ و سازها به حدی شایع شده که اغلب معماران و طراحان ناچارند نظر کارفرمایان را اولویت دهند و اجرا کنند؛ در حالی که در کشورهای دیگر، چنین نیست.

 

میرمحمد غراوی: نقض قوانین در ساخت‌‌وسازها به حدی شایع شده که اغلب معماران و طراحان ناچارند نظر کارفرمایان را اولویت دهند و اجرا کنند؛ درحالی‌که در کشورهای دیگر، چنین نیست

 

غراوی با توجه به نقش طراحان معماری بیان کرد: ما در بخش دولتی نیز سازنده خوبی نبوده‌ایم و آن‌چه ساخته‌ایم، اغلب مقبول مردم واقع نشده. بخش خصوصی باید این ظرفیت‌ها و الگوهای مهم را مدنظر قرار دهد و در برابر کارفرمایانی که انتظارات غیراستاندارد دارند(مانند پلان‌های خاص)، مقاومت کند. تسلیم کارفرمایان نشوید؛ معیارها و استانداردها را در اولویت قرار دهید.

 

معاون عمرانی استانداری گیلان، یکی از راه‌حل‌های کنترل مهاجرت به استان‌های شمالی را وضع قوانین و مقرراتی عنوان کرد تا اسکان بی‌رویه جمعیت محدود شود و ورود به استان تنها برای گردشگران موقت که برای گذران اوقات فراغت می‌آیند مجاز باشد.

 

ایجاد تعادل میان جریان قدرتمند توسعه و حفظ کیفیت‌های محیطی
«حبیب‌الله طاهرخانی»، معاون وزیر راه و شهرسازی نیز در سخنانی با محوریت توسعه بیان کرد: امروزه با جریان گسترده و نوظهور توسعه‌ای مواجه‌ایم که ریشه در دشواری‌های سرزمینی دارد. مردمی که به تصور در اَمان ماندن از عوارض نامطلوب توسعه در برخی از مناطق، به مهاجرت بین‌استانی روی می‌آورند و این گرایش به‌ویژه به سمت شمال شدت گرفته است.

وی افزود: این جریان توسعه از سویی با سبک زندگی «خانه‌ی دوم» تشدید شده است؛ جایی که افراد برای رهایی از دغدغه‌های کلان‌شهری و مشکلات شهرهای بزرگ، مکانی اختصاصی برای تعطیلات آخر هفته یا ایام فراغت می‌جویند. گرایشی که از دیرباز وجود داشته و اکنون به اوج رسیده است. از سوی دیگر، توسعه‌ی گردشگری به‌عنوان نیاز نوین انسانی، با تمایل به سفر، تماشای طبیعت و بهره‌مندی از زیبایی‌ها، فشار مضاعفی بر این پهنه شمال کشور وارد می‌کند.

 

او با اشاره به ناکارآمدی توسعه‌ی زیرساختی در برابر هجوم خودروهای شخصی، ترافیک را مشکل اساسی شهرهای شمالی دانست که در تعطیلات به اوج می‌رسد. راه‌حل پیشنهادی‌ وی هدایت مردم از تملک زمین به استفاده از اماکن گردشگری و تقویت حمل‌ونقل عمومی بود تا تعادل میان توسعه و منابع طبیعی برقرار شود.

 

حبیب‌الله طاهرخانی: چالش اصلی، ایجاد تعادل میان این جریان قدرتمند توسعه و حفظ کیفیت‌های محیطی سرزمین است. بدون برنامه‌ریزی هدفمند، نتایج مخربی در شهرنشینی و مخاطرات محیط‌زیستی پدید خواهد آمد

 

طاهرخانی مقاومت سخت را ناکارآمد خواند، اما تأکید کرد: نباید اجازه داد عرصه‌های طبیعی و زمین‌های کشاورزی تخریب شوند. معاون وزیر راه و شهرسازی هشدار داد: چالش اصلی، ایجاد تعادل میان این جریان قدرتمند توسعه و حفظ کیفیت‌های محیطی سرزمین است. بدون برنامه‌ریزی هدفمند، نتایج مخربی در شهرنشینی و مخاطرات محیط‌زیستی پدید خواهد آمد.

 

احداث شهرهایی زیست‌پذیر، هویت‌بخش و خاطره‌ساز
«پیروز حناچی»، شهردار اسبق تهران، نیز در سخنانی با محوریت کیفی‌سازی قلمروی‌ عمومی بیان کرد: توسعه شهری ما باید از الگوی ساده «بساز و بفروشی» فراتر رود و به سوی کیفی‌سازی واقعی حرکت کند؛ این ضرورتی روشن و ملموس است.

 

وی وظیفه معماران را «مدیریت خردمندانه فضای سرزمین» دانست. روح این عبارت باید راهنمای ماموریت‌ها باشد. ما در سرزمینی کهن و تمدن‌ساز زندگی می‌کنیم؛ بسیاری از بحران‌های معاصر از جمله بحران آب و ناترازی انرژی، ریشه در شیوه برخوردمان با منابع خدادادی دارد.

مدیر اجرایی اسبق کشور تصریح کرد: کتیبه بیستون، که بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارد، نشان می‌دهد؛ حتی داریوش در آغاز حکومتش، سرزمین را از سه تهدید اصلی نجات داد: دشمن، دروغ و خشکسالی. خشکسالی نه پدیده‌ای نوظهور، که واقعیتی تاریخی بوده که نیاکانمان آموختند با آن زیست کنند.

 

شهردار اسبق تهران افزود: قلمرو عمومی، آن بخش از فضای شهری است که امکان حضور عادلانه همه شهروندان را فراهم می‌کند، میدان‌ها، پارک‌ها، گذرگاه‌ها و خیابان‌های اصلی.

 

این قلمرو، فصل مشترک سه نیروی اصلی شکل‌دهنده شهر است: اقتصادی، اجتماعی و سیاسی. هنگامی که این سه نیرو متعادل باشند، فضای ساخته‌شده شهری نیز متعادل خواهد بود؛ اما ناهنجاری‌ها زمانی عیان می‌شود که یکی از این نیروها منافع دیگران را نادیده بگیرد مانند ساخت مجتمع‌های تجاری عظیم بدون پارکینگ کافی که برای حوزه نفوذ خود مشکل‌ساز شده‌اند.

 

پیروز حناچی: می‌توانیم با الهام از میراث خود و درس‌آموزی از تجربیات جهانی، شهرهایی بسازیم که نه تنها زیست‌پذیر، بلکه هویت‌بخش و خاطره‌ساز باشند. شهرهایی که قلمرو عمومی‌شان، روح واقعی تمدن ایرانی را در عصر حاضر بازتاب دهد

 

حناچی یادآور شد: ارتقای کیفیت قلمرو عمومی نیازمند شناخت دقیق مولفه‌های کیفی آن است: دسترسی همگانی (برای همه سنین و توانمندی‌ها)، امنیت (نه صرفا پلیسی، بلکه ایجاد نقاط امن طبیعی)، خوانایی، تعامل اجتماعی، پایداری محیطی، انطباق‌پذیری، مقیاس انسانی، خلاقیت و جاذبه بصری. مکانیسم‌های اجرایی نیز شامل مدیریت منسجم، مشارکت مردمی با حضور بخش خصوصی، تدوین قواعد راهنما، رعایت استانداردها و تأمین منابع پایدار است.

 

وی با اشاره به کشور انگلیس در خلق قلمروهای عمومی موفق تصریح کرد: می‌توانیم با الهام از میراث خود و درس‌آموزی از تجربیات جهانی، شهرهایی بسازیم که نه تنها زیست‌پذیر، بلکه هویت‌بخش و خاطره‌ساز باشند. شهرهایی که قلمرو عمومی‌شان، روح واقعی تمدن ایرانی را در عصر حاضر بازتاب دهد.

 

سیستم‌های محلی ماندگار به کمک و با مشارکت ساکنان
«ترانه یلدا» شهرساز و کنشگر شهری یکی دیگر از سخنرانان ویژه در بیست و دومین اجلاس سازندگان بود.
وی با اشاره به یادداشت اخیرش در روزنامه شرق اظهار کرد: در سال‌های اخیر با شدت‌گرفتن بی‌آبی در برخی از نقاط کشور، گیلان سرسبز و نمناک که تا همین اواخر توانسته بود از دست‌اندازی مصون بماند و هویتش را حفظ کند.

وی اضافه کرد: گیلان اگرچه می‌دانست اجل به‌زودی به سراغش خواهد آمد؛ اما خود را برای تسخیر و غارت شالیزارهایش آماده نکرده بود. با توجه به گرایش‌های اخیر برای ساخت‌‌وساز در این استان، برای ترسیم چشم‌اندازهای آینده نزدیک در گیلان، تنها به نکته‌ها و مصائب موجود و بعضا به چاره‌های ممکن اما بعید و عاقلانه‌تر اشاره می‌کنم.

 

یلدا افزود: اصولا وقتی از توسعه پایدار صحبت می‌شود، منظور تعارف نیست، بلکه ایجاد همین سیستم‌های محلی ماندگار به کمک و با مشارکت ساکنان است: شبکه‌های خدماتی با رعایت اصول محیط‌زیستی، حفظ فضاهای سبز موجود و فدا نکردن آن‌ها برای ساخت‌وسازهای حجیم بتنی، پایش تأثیر این اقدامات در نتایج مشهود به‌طور مستمر.

 

ترانه یلدا: وقتی از توسعه پایدار صحبت می‌شود، منظور تعارف نیست، بلکه ایجاد همین سیستم‌های محلی ماندگار به کمک و با مشارکت ساکنان است: شبکه‌های خدماتی با رعایت اصول محیط‌زیستی، حفظ فضاهای سبز موجود و فدا نکردن آن‌ها برای ساخت‌‌وسازهای حجیم بتنی، پایش تاثیر این اقدامات در نتایج مشهود به‌طور مستمر

 

وی با اشاره به اظهارات یک معمار گیلانی در خصوص لزوم احداث شهرک‌های اقماری در استان تصریح کرد: مهم‌ترین کار در احداث شهرک‌های اقماری برنامه‌ریزی‌شده برای شهرهای گیلان، تمرکز روی انرژی‌های تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی و تمرکز بر تجهیزات هوشمند، بازیافت آب‌های خاکستری برای امور غیرشرب و اصولا توجه بیشتر به ساختمان‌های صفرانرژی و صفر زباله است.

 

پس از انتقادات برخی از فعالان شهری، معماری و محیط‌زیستی در استان گیلان به این اجلاس، پنل ویژه (بحران؛ وضعیت؟) با ارایه عماد ثروتی(منتقد معماری)، سینا لطف‌پور(شهرساز و پژوهشگر توسعه شهری) و بابک عبدالغفار(معمار) برگزار شد.

 

گیلان در بحران زباله
«عماد ثروتی» معمار درباره عنوان این پنل بیان کرد: عنوان پنل را «پنل انتقادی» گذاشته بودیم، زیرا واقعا می‌خواهیم انتقاد کنیم. به همین دلیل، نام پنل را «بحران؛ وضعیت؟» انتخاب کردیم. تمام صحبت‌های من با شما در این پنل درباره حس تعلق خاطر است، اما پیش از پرداختن به حس تعلق و آنچه در بحران‌های ما رخ داده، نیاز به پیش‌زمینه‌ای داریم تا بحران را بشناسیم و آن را بپذیریم.

این معمار گیلانی افزود: ما اینجا در یک فاجعه زندگی می‌کنیم. بحران، نام دیگر واقعیت است؛ نه حادثه است و نه شایعه. وی با ارائه تصاویری از سایت زباله سراوان و درگیری مردم با انواع بیماری‌های پوستی و گوارشی ادامه داد: بحران یک درمان نیست، بلکه درمان زیست است. به مشکلات و بیماری‌های پوستی مردم گیلان نگاه کنید و بپذیرید که در بحران است. اِنکار بحران، خود بحرانی بزرگ‌تر است. مشروعیت‌بخشی به بحران، یعنی به رسمیت شناختن واقعیت.

 

عماد ثروتی با ارایه تصویری از کودکان مبتلا به سرطان در بیمارستان ۱۷ شهریور اظهار کرد: میزبان آماده نیست. بحران، دعوتی پنهان به بازنگری است؛ نه پایان، بلکه لحظه اقرار به واقعیت. پذیرش بحران یعنی پذیرش مسئولیت. نباید از بحران طفره رفت؛ بحران را باید پذیرفت و از تفکر، راه نجات را یافت. ما بحران را زندگی می‌کنیم و نباید به راحتی از کنار آن بگذریم. باید بپذیریم که گیلان در بحران است. ارائه من از بحران تا تعلق، و از تعلق تا ماندگاری است.

 

افزایش حس تعلق، کلید حل بحران است. عدم تعلق در گیلان، حاصل گسست میان فضا و مردم است. حس تعلق جایی است که برای خودتان باشد؛ جایی که وقتی در آن هستید، برایتان آشناست، تمام فضا را می‌شناسید و می‌فهمید، و فکر می‌کنید اگر نباشد، چیزی از شما کم است. حس تعلق، پیوندی عاطفی و شناختی به مکان است؛ تبدیل مکان به بخشی از خود.

 

این منتقد معمار ادامه داد: تعلق، یک نیاز بنیادین انسانی است؛ زیربنای پایداری اجتماعی و کلید بازسازی آن. بازگرداندن حس تعلق، بازگرداندن شهر و شهروندی است. اگر حس تعلق از بین برود یا کاهش یابد، انسان از شهر و شهر از معنا تهی می‌شود؛ شهر دیگر زیست‌گاه نیست، بلکه صحنه گذر است.

 

کاهش حس تعلق، پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و هویتی دارد: فروپاشی اجتماعی، بی‌اعتمادی در مردم، گسست تاریخی و نسلی، همسان‌سازی فرهنگی، از بین رفتن نمادها و آیین‌ها، تولید فضاهای بی‌هویت، قطع پیوند انسان و محیط طبیعی، و حتی افسردگی‌های روانی.

 

عماد ثروتی: میزبان آماده نیست. بحران، دعوتی پنهان به بازنگری است؛ نه پایان، بلکه لحظه اقرار به واقعیت. پذیرش بحران یعنی پذیرش مسئولیت. نباید از بحران طفره رفت؛ بحران را باید پذیرفت و از تفکر، راه نجات را یافت

 

وی اظهار کرد: گیلان با زخم‌هایی روبروست، اما زیر این زخم‌ها، قلبی همچنان می‌تپد: حس تعلق. باور کنید حس تعلق در ما نمرده است؛ در همه اقشار مختلف گیلانی و در همه کسانی که زیست در اینجا را تجربه کرده‌اند، این حس زنده است. باور کنید که بحران را می‌توان به تعلق وصل کرد و تعلق را به ماندگاری. بحران هست؛ بپذیریم که بحران است. با پذیرفتن بحران، تازه کار آغاز می‌شود و می‌توان فکر کرد و برنامه‌ریزی کرد تا از فجایع بیشتر جلوگیری شود.

 

میزبان آماده نیست
«سینا لطف‌پور»، شهرساز و پژوهشگر توسعه شهری، نیز به عنوان سخنران پنل (بحران؛ وضعیت؟) گفت: حرف‌های من شاید خوشایند نباشد. پنلی که خدمت شما هستیم، از یک حیث با دیگر سخنرانان تفاوت دارد. شاید ما را به عنوان نماینده‌ی خود نپذیرید، اما ما نماینده‌ی عده‌ای از مردم گیلان هستیم که نسبت به استان دغدغه‌مندیم.

ابتدا دو پرسش اساسی مطرح می‌کنم: چرا باید نگران باشیم؟ نگران چه چیزی باشیم؟ برای پاسخ، عکسی از مجله‌ی گل‌آقا نشان می‌دهم؛ تصویری که مشکلات را آشکار می‌کند، اما هم‌چون آن کاریکاتور، صدای واقعی فاجعه را نمی‌توانیم بشنویم. مشکلات گیلان چیست؟ زمین، تغییرات اقلیمی، آب، آلودگی هوا و خاک، تخلفات ساختمانی و هرج‌ و مرج معماری، مرگ اکوسیستم‌های کهن، و مدیریت ناکارآمد پسماند. وضعیتی که در آن به سر می‌بریم، پارادوکسیکال و متناقض‌نماست.

 

وی افزود: وقتی نفی فرد با نفی جامعه در تضاد قرار می‌گیرد، کدام را برگزینیم؟ پاسخی نمی‌خواهم؛ شاید خود من هم در دام این تناقض افتاده‌ام. بسیاری اسیر این وضعیت‌اند. در آینه بنگرید: چه زمانی از نفی شخصی‌ام گذشته‌ایم تا نفی عمومی جامعه را بپذیریم؟ لذت آنی یا دستاورد بلندمدت؟ لذت آنی، فروش زمین و چند برابر کردن قیمت شالیزار؛ اما دستاورد بلندمدت چیست؟ کاهش اراضی کشاورزی، از دست رفتن امنیت غذایی، تخریب هویت فرهنگی، و زنجیره‌ای از فجایع که وضعیت کنونی ما را توصیف می‌کند.

 

سینا لطف پور: بسیاری از واژه‌ها را کج‌فهمیده‌ایم. گیلان، آخرین بازمانده‌ی زنده است که تهدید «تمام شدن» آن را در بر گرفته به خاطر کسانی که سوار اسب می‌شوند، اما اسب‌سواری بلد نیستند. ما قرار است میزبان باشیم؟ حال میزبان برای مهمان مهم نیست؟ وضعیت میزبان را بنگرید. میزبان آماده نیست

 

این پژوهشگر توسعه‌شهری یادآور شد: ما برای دید به دماوند، بر دامان کوه خانه ساختیم، اما همین دید، کوه را نابود کرد. برای آب‌وهوا و طبیعت به مازندران هجوم بردیم، ویلا ساختیم، اما اکنون نه آب‌ و هوایی مانده، نه طبیعتی نه آبی. تمام معضلات شیفت‌شده‌ی تهران را در مازندران می‌بینیم. ببینید علتی که سبب تولد پدیده‌ای می‌شود، می‌تواند مرگ آن را نیز رقم بزند.

 

هجوم به گیلان، من عمدا واژه‌ی «هجوم» را به کار می‌برم، زیرا مقیاس آن فراتر از ظرفیت است که ناشی از فرهنگ خوب مردم گیلان، آب‌وهوای دلپذیر و طبیعت بکرش است. اما اگر همین مردم خوب سراسیمه شوند و دچار اضطراب اجتماعی گردند، خوبی‌شان از میان می‌رود. اگر ترافیک فزاینده شود، آب‌وهوا نابود شود، و مصرف آب از تعادل خارج شود، این ناترازی‌ها به بحران آب گیلان نیز سرایت خواهد کرد. همه‌ی عواملی که گیلان را جذاب کرده‌اند، اکنون آن را به سوی مرگ سوق می‌دهند.

 

وی با یادآوری سریال “بازم مدرسم دیر شد” عنوان کرد: این سریال، داستان ماست: هر روز اتفاقی تکراری می‌افتد و باز هم مدرسش دیر می‌رسد. چرا؟ چون مساله تکراری است، اما راه‌حل نباید تکراری باشد. اگر راه‌حل تکراری بود، مساله حل می‌شد و دیگر تکرار نمی‌شد. مسیری که مساله را ایجاد کرده، نمی‌تواند راه‌حل آن باشد. ما هر روز مدرسه‌مان دیر می‌شود: باز هم ناترازی داریم، باز هم فرونشست زمین، باز هم کمبود آب، جیره‌بندی برق و باز هم به مدرسه مان دیر می‌رسیم.

 

لطف‌پور خاطر نشان کرد: دردسر بزرگ‌تر، تعبیر نادرست واژه‌هاست؛ کج‌فهمی مفاهیم کلیدی. تا به حال راهنمایی دیده‌اید که چراغ راهنمای چپ بزند و به راست بپیچد؟ من دیده‌ام: کسی از «توسعه‌ی پایدار» سخن می‌گوید، اما اصل پایداری محیط زیست را نابود می‌کند. کسی از «اقتصاد مولد» حرف می‌زند اقتصاد مولد یعنی تولید کشاورزی، امنیت غذایی، همین چیزی که گیلان دارد، اما با ساخت‌وسازهای غیرمجاز و تغییر کاربری‌ها از دست می‌رود.

چرا باید نگران باشیم؟ به خاطر همه‌ی این‌ها: اشتغال‌زایی پایدار در کشاورزی و صنایع تبدیلی و دستی، در برابر بساط موقتی صنعت ساختمان. یا واژه‌ها را درست درک نکرده‌ایم، یا هم‌چون آن راهنما، چپ می‌زنیم و راست می‌رویم؛ حرف خوب می‌زنیم، اما خوب عمل نمی‌کنیم. توسعه‌ی پایدار، مفهومی انتزاعی یا شعار انتخاباتی نیست؛ به توان اکولوژیک محیط گره خورده است یعنی ظرفیتی محدود.

 

ظرف ما گنجایشی معین دارد: ماشین برای پنج نفر ساخته شده؛ شش یا هفت نفر را شاید تحمل کند، هشت نفر به ماشین آسیب می‌زند، نه نفر به خودمان، و ده نفر دیگر ماشین را متوقف می‌کند. این همان ظرفیت اکولوژیک منطقه است. ما بسیاری از واژه‌ها را کج‌ فهمیده‌ایم. گیلان، آخرین بازمانده‌ی زنده است که تهدید «تمام شدن» آن را در بر گرفته به خاطر کسانی که سوار اسب می‌شوند، اما اسب‌سواری بلد نیستند. ما قرار است میزبان باشیم؟ حال میزبان برای مهمان مهم نیست؟ وضعیت میزبان را بنگرید (تصویر سراوان را نشان می‌دهد). میزبان آماده نیست.

 

شمال زدگی آفت طبیعت گیلان
«بابک عبدالغفار»، (معمار)، نیز به‌عنوان سخنران پنل (بحران؛ وضعیت؟) گفت: مخاطب اصلی شک و تردید من، نه برگزارکنندگان این مجموعه، همایش یا رویداد، بلکه یک نیروی عظیم‌الجثه و پنهان است که پشت قوانین شهری کمین کرده و خود را برای ساخت‌وسازهای گسترده، آن‌هم زیر لوای رمز و راز «توسعه» گرم می‌کند. توسعه، بی‌تردید، یکی از مهم‌ترین مفاهیم معاصر است که به شدت به لجن کشیده شده و از آن به عنوان ابزاری برای توجیه هر نوع رویداد و پروژه‌ای سوءاستفاده می‌شود.

عبدالغفار افزود: ما ظاهرا قصد داریم رشت را به یک تهران کوچک‌تر، اصفهان کوچک‌تر یا مشهد کوچک‌تر تبدیل کنیم. حالا نوبت رشت رسیده است. آن نیروی غول‌پیکر، دقیقاً همان است که پای خود را روی گلوی شما گذاشته و از اتوبان قزوین تا قلب رشت، در حال ساخت برج‌های هرمس، هرمس و هرمس است.

 

ببینید، منظور من اصلا معمار این پروژه نیست. به نظر من، کسی که می‌سازد و سکوت می‌کند، بسیار ارزشمندتر از کسی است که فقط حرف می‌زند و هیچ‌چیز نمی‌سازد. بنابراین، این فرد برای من محترم است، حتی اگر ساخت‌وسازش ناقص یا مخرب باشد. او در حال ساختن است، هرچند که خراب هم می‌سازد، و حتی همین ساخت‌وساز ناقص، به عقیده من، منافعی پنهان در خود دارد.

 

بابک عبدالغفار: مخاطب اصلی شک و تردید من، نه برگزارکنندگان این مجموعه، همایش یا رویداد، بلکه یک نیروی عظیم‌الجثه و پنهان است که پشت قوانین شهری کمین کرده و خود را برای ساخت‌ و سازهای گسترده، آن‌ هم زیر لوای رمز و راز «توسعه»، گرم می‌کند

 

این معمار منتقد ادامه داد: این‌ها صرفا ظاهر ماجرا هستند؛ تصمیم‌گیری‌های بسیار جدی و عمیقی پشت این صحنه نهفته است که اصل موضوع را تشکیل می‌دهد. اتفاقی که کلید آن اساسا از ۵۰ تا ۶۰ سال پیش زده شده است: عارضه‌ی «شمال‌زدگی». این پدیده ریشه در این باور دارد که از تهران به عنوان پایتخت، باید ساختاری عمودی و متمرکز را بر تمام کشور تحمیل کنیم؛ درحالی‌که شمال ایران را صرفا به عنوان مکانی برای تفریح و خوش‌گذرانی می‌پنداریم.

 

در دو تا سه سال اخیر، بحث رشت به طور جدی مطرح شده و با ترندهای شهری که در فضاهای مختلف شکل گرفته، شاهد برجسته‌شدن بازار رشت هستیم. بازار رشت و میدان شهرداری آن، مدام با تصاویر جذاب و نوستالژیک در رسانه‌ها ظاهر می‌شوند؛ تصاویری که نشان‌دهنده‌ی خوش‌گذرانی و حس نوستالژیک هستند. اما با ردپای نوستالژی، می‌توان به راحتی مردم را فریب داد و از آن‌ها کاسبی کرد.

 

وی هم‌چنین تصریح کرد: در پوستر صفحه‌ی اول این اجلاس، کلماتی به نظرم کلیدی و مهم می‌آیند: «اجلاس سازندگان و طراحان». در واقع، این عنوان نشان‌دهنده‌ی رویکردی است که در آن، ابتدا می‌سازیم و سپس طراحی می‌کنیم. کلماتی مانند «گفت‌وگو»، «آینده»، «معماری گیلان»، «دو روز»، و «صنعت ساختمان».

دستاورد این دو روز چه می‌تواند باشد؟ می‌دانیم که هدف اعلامی، توسعه‌ی شهر رشت با چاشنی هویت و معماری پایدار است؛ اما در واقعیت، این اجلاس می‌خواهد شبکه‌ی ارتباطات در حوزه‌ی ساخت‌ و‌ ساز را تسریع بخشد.

 

روش مواجهه با مساله چگونه است؟ تک‌ساحتی و محدود. یعنی تنها بخش کوچکی از جامعه‌ی نخبه، عمدتا در قالب معماران، در آن دخیل هستند. مهمانان اجلاس شامل سازندگان، مشاوران املاک، مهندسان، معماران، فروشندگان، سرمایه‌گذاران، شرکت‌ها و تامین‌کنندگان مصالح ساختمانی می‌شوند.

 

وص تصریح کرد: مهمانان حقیقی این برنامه باید چه کسانی باشند؟! جامعه‌شناسان، شهرسازان، متخصصان حوزه‌ی حمل‌و‌نقل و زیرساخت‌ها، اقتصاددانان، کارشناسان علوم محیط زیست، روان‌شناسان، انسان‌شناسان، و متخصصان سیاست‌گذاری عمومی. نتیجه چه خواهد بود؟ به نظر من، ناکارآمد و بی‌ثمر. اما چه باید کرد؟ گلایه کردن ارزشی ندارد؛ مقاومت هم بی‌فایده است. «چه باید کرد» را باید در دو مفهوم کلیدی جستجو کرد: واقعیت رشت چیست؟ و مفهوم توسعه چیست؟

 

عبدالغفار تاکید کرد: به نظرم، رشت و مردم گیلان، مردمی «آنی» هستند؛ مردمی که در لحظه زندگی می‌کنند. این ویژگی، اختلالی نیست که بتوان آن را با مفهوم توسعه جراحی کرد. این از جهان‌بینی مردم گیلان می‌آید. برای مثال، یک واکسی وقتی در پایان روز پولی به دست می‌آورد، همه آن را صرف خوردن غذا می‌کند.

عبدالغفار افزود: این نه اختلال است که بخواهیم تغییرش دهیم، بلکه جهان‌بینی مردم این منطقه است. بی‌آرتی، به نظرم بی‌آرتی که در رشت اجرا شد و پس از مدت کوتاهی برچیده شد، ماکت این پروژه‌هایی است که هنوز تعریف نشده‌اند. بی‌آرتی وقتی در سال‌های ۹۵ راه افتاد، چیزهایی که در تهران کار کرده بودیم را به صورت بوتیکی و سانتی‌مانتالی به رشت آوردیم و می‌خواستیم اینجا هم اجرا کنیم.

 

اما چیزی را پاک کردیم: آن‌هم انسان را. آدمی که این‌قدر در لحظه زندگی می‌کند، حوصله ندارد یک ساعت در صف بایستد و منتظر بی‌آرتی بماند. مثالی زدم برای آن کارگر واکسی: معلوم است که سوار تاکسی می‌شود، معلوم است که پروژه بی‌آرتی شکست می‌خورد. در اینجا، یعنی در گیلان، نمی‌توان نسخه‌های توسعه را وارد کرد.

 

وی در پایان خاطر نشان کرد: در این‌جا، هر آن‌چه با ارزش است باید حفظ و احیا شود. هر آن‌چه وجود ندارد و نیاز واقعی و حقیقی به آن هست، باید به طور هوشمندانه الحاق شود. در این فرآیند، کُند کردن روند توسعه، گزینه‌ای پخته‌تر و بالغ‌تر است. توسعه به خودی خود مسئله نیست؛ مساله، نحوۀ مواجهه با توسعه است. البته توسعه برای من شخصا چیزی جز استعمار محض نیست. مفهوم شهر در توضیح نوین خود، طبیعت را استعمار می‌کند و انسان را نیز تحت سلطه درمی‌آورد.

 

ما از دستاوردهای آن سخن می‌گوییم، اما خبری نیست که این دستاوردها توسط چه کسانی و با چه هزینه‌ای ساخته می‌شوند. تصور کنید به توسعه فکر کنیم اما به مسالۀ سراوان (زباله‌دانی رشت) نیندیشیم. وقتی مسالۀ سراوان حل نشود، پیشنهاد توسعه به نظر من خود مساله‌ساز است. راه‌حلی که به آن اعتقاد دارم و فکر می‌کنم سیاست‌گذاری درست مدیریت شهری نیز باید بر آن استوار باشد ارتقای آگاهی جمعی است.

 

موتور این آگاهی از هر چیز دیگری قوی‌تر است. من ۳۶ ساله‌ام و اصلا به سیاست‌گذاری درست مدیریت شهری خوش‌بین نیستم. باید حق صاحبان‌ خانه را به جا آوریم. باید به ارتقای آگاهی عمومی و تجربۀ زیست جمعی اولویت دهیم.

 

***

گفتنی است؛ حمید کبیر جباری(مالک هتل آراز و کارآفرین حوزه هتل‌سازی)، مهرداد ایروانیان(معمار)، نیما کیوانی(معمار)، هومن بالازاده(معمار)، فرامرز پارسی(معمار)، رضا حبیب‌زاده(معمار)، امیر‌مسعود انوشفر(معمار)، حامد بدری(معمار)، اشکان قانعی(معمار)، مرتضی نیک‌فطرت(معمار)، مریم یوسفی(معمار) از دیگر سخنرانان بیست و دومین اجلاس سازندگان، توسعه‌گران و طراحان کشور بودند که در این همایش سخنرانی ایراد کردند.

 

نویسنده: محمد صالح‌زاده 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرورگیلان 

انتشار در تاریخ در ۲۶ آبان ۱۴۰۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۰۴ ، ۱۱:۵۹
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

چگونه توسعه شهری، قصه‌های منحصربه‌فرد شهرهایمان را به فراموشی سپرد؛

شهرهای بی‌هویت، آینه‌های شکسته توسعه

 

همه‌جا نغمه‌ای یکنواخت طنین‌انداز است و تکراری ملال‌آور سایه افکنده است. گویا شهرها در آینه‌ای شکسته، انعکاسی یکسان از یکدیگر یافته‌اند. هر مسافری که از جاده‌های خاکستری به شهر نزدیک می‌شود، پیش از آن‌که به قلب تپنده‌اش برسد، با دیوارهای سرد و سازه‌های مکعبی بی‌روح روبه‌رو خواهد شد. بلوک‌های بتنی، تابلوهای یکسان و ساختمان‌هایی که انگار از یک قالب بیرون آمده، در ورودی هر شهر به استقبال‌شان می‌آیند.

 

انگار همه شهر، لباس یکسانی به تن کرده، بی‌آن‌که نشانی از ساکنان و قصه‌هایشان به جا مانده باشد. دیگر آن رشتی که در داستان‌های رادی از آن صحبت به‌عمل می‌آمد، وجود ندارد. خیابان‌هایش، کوچه‌هایش و حتی عطر بازارش، گویی چیزی کم دارد. انگار هویت شهر زیر خروارها خاک مدفون شده و کسی به فکر بازگرداندنش نیست.

 

به‌جای آن‌که میراث نهان و پنهان شهر، آن داستان‌های ناگفته‌ای که از هسته مرکزی تا حاشیه‌هایش خفته‌اند را زنده کنند، مکعب‌های تنگاتنگ ساخته، پل‌های بتنی بی‌روح و اتوبان‌های پهن کشیده و هرچه بود را به حاشیه رانده‌اند. و به‌قول اکبر رادی، در آن هوای مرطوب، آدم‌ها خیلی زودتر از در و دیوار و سنگ و سفال شکسته می‌شوند.

 

شهرهای ما در روزگاری نه‌چندان دور، هر یک قصه‌ای منحصربه‌فرد برای گفتن داشتند. اما به‌تدریج زیر غبار افسارگسیخته‌ای که نامش را توسعه شهری گذاشته‌اند، تنها به سایه‌هایی از خود تبدیل شده‌اند و همچون کتابی که صفحاتش را باد برده، هویت‌شان را به فراموشی سپرده‌اند.

 

دیگر آن رشتی که در داستان های رادی از آن صحبت به‌عمل می‌آمد، وجود ندارد. خیابان‌هایش، کوچه‌هایش و حتی عطر بازارش، گویی چیزی کم دارد. انگار هویت شهر زیر خروارها خاک مدفون شده و کسی به فکر بازگرداندنش نیست

 

این روزها، تب برگزاری همایش‌ها و سمینارها در استان گیلان و شهر رشت به‌شدت بالا گرفته است. یکی پس ازدیگری،همایش‌هایی با عناوین پرزرق ‌و برق مانند«توسعه»،«توسعه‌گری»و «ساخت‌وساز» برگزار می‌شود. این رویدادها ممکن است تأثیراتی عمیق بر جای بگذارند که شاید تا یک دهه بعد در گیلان نمایان شود. آن‌زمان خواهد بود که می‌توان به‌چشم دید آیا این همایش‌ها به راستی به توسعه منجر شده‌اند یا اثری مخرب بر جای گذاشته‌اند.

 

در این میان نخستین همایش ملی«میراث پنهان شهر» هم‌زمان با روز جهانى میراث فرهنگی ناملموس در روز شنبه، نوزدهم مهرماه ۱۴۰۴ در محل رشت، چهارراه گلسار، سالن اجتماعات بانک ملى برگزار شد.

 

همایش «میراث پنهان شهر» با هدف بازشناسی و معرفی جنبه‌های کمتر شناخته‌شده میراث فرهنگی، تاریخی و طبیعی شهرها و با تمرکز بر لایه‌های پنهان شهر، از جمله مکان‌های رخدادهای فرهنگی و آیینی، سنت‌ها، خاطره‌ها، و میراث طبیعی نظیر رودخانه‌ها، گذرها و پل‌های تاریخی با محوریت رشت در دو پنل تخصصی برگزار شد.

 

شهرها، فراتر از میراث ملموس و کالبدی‌شان، گنجینه‌ای از میراث پنهان را در خود نهان دارند؛ میراثی که در مکان‌های فرهنگی و آیینی، سنت‌ها، خاطرات جمعی، فضاهای تاریخی و عناصر طبیعی مانند رودخانه‌ها، گذرگاه‌ها و پل‌های قدیمی ریشه دارد.

 

وقتی از میراث پنهان سخن می‌گوییم، به حواسمان رجوع می‌کنیم؛ به آن‌چه در شهرها و زندگی‌مان جریان دارد، اما از چشم، گوش و دیگر حواسمان دور مانده است. این میراث، گاه در پشت دیوارهای زمان پنهان شده، زیر خاک مدفون گشته یا هنوز کاوش نشده‌اند.

 

مصطفی پورعلی: امروزه به‌دلیل فراموشی و بی‌توجهی به برقراری نسبت بنا و ساخت‌وساز و ارتباطش با انسان، موضوع ساخت‌وساز تبدیل به ابزاری کالایی برای سکونت شده است، در حالی‌که سنت و تاریخ نشان می‌دهد؛ این دو عامل ارتباط ذاتی باهم دارند

 

صداهایی که دیگر به گوش نمی‌رسند، مانند نغمه‌ای محو در سکوت؛ عطرهایی که از مشاممان گریخته‌اند؛ طعم‌هایی که از ذائقه‌مان محو شده‌اند؛ و حس‌هایی که دیگر لمسشان نمی‌کنیم. نام‌هایی که تغییر کرده یا گم شده‌اند، داستان‌هایی که از یاد رفته‌اند و نشانه‌هایی که چون چراغی خاموش، دیگر نمی‌درخشند.

 

این‌ها همه بخشی از گنجینه‌ای هستند که در عمق وجودمان طنین‌اندازند همگی بخشی از این میراث‌اند؛ نشانه‌هایی از زیستن در جایی‌که شاید دیگر به چشم نیاید، اما در حافظه‌ی جمعی و ریشه‌های تاریخی‌مان زنده است. ما با حواسمان جهان را درک می‌کنیم و از طریق آن‌ها به این میراث متصل می‌شویم.

 

«سیدمحمد بهشتی، محمد‌منصور فلامکی، ابراهیم زراعی، محمود طالقانی، مصطفی پور‌علی، علیرضا قلی‌نژاد، سعید میر‌حسینی، یوسف سلمان‌خواه، آرش مهرگانی، بهزاد نیک‌فهم، بهرنگ دریای‌لعل، سعیده پور‌علی، مصطفی بلورچی و فرزاد رشیدی»، از جمله سخنرانانی بودند که در نخستین همایش ملی میراث پنهان شهر به سخنرانی پرداختند.

 

در ابتدای این همایش «مصطفی پورعلی»، مدیر اداره‌کل امور پایگاه‌های میراث ملی و جهانی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، ضمن قدردانی و خیرمقدم از سخنرانان و همراهان این همایش بیان کرد: همان‌طور که می‌دانید موضوع این همایش به‌نحوی اشاره به مواجهه به تاریخ دارد. تاریخ می‌تواند ذکر رویدادهایی از گذشته باشد.

 

وی در ادامه گفت: متأسفانه امروزه به دلیل فراموشی و بی‌توجهی به برقراری نسبت بنا و ساخت‌وساز و ارتباطش با انسان، موضوع ساخت‌وساز تبدیل به ابزاری کالایی برای سکونت شده است، در حالی‌که سنت و تاریخ نشان می‌دهد؛ این دو عامل ارتباط ذاتی باهم دارند.

 

سیدمحمد بهشتی: ما دچار نسیان شده‌ایم، شهر و محله‌مان را فراموش کرده‌ایم. اما در قلب شهرهای مان بحران مدنیت در حال افول بوده و اهلیت ما در مقیاس‌های مختلف در حال احیا است

 

«علیرضا قلی‌نژادپیربازاری»، مشاور و سرپرست‌ معاونت فناوری وکاربردی‌سازی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، نیز در این همایش به‌عنوان دومین سخنران بیان کرد: معماران و شهرسازان فراموش کرده‌اند که شهر را برای چه کسانی می‌سازند؟! آن‌ها به سراغ مردم و ساکنان شهر نمی‌روند. میراث پنهان شهر به این جنبه‌های مغفول مانده از شهر تأکید دارد.

 

«سیدمحمد بهشتی شیرازی»، استاد دانشگاه و مدیر فرهنگی برجسته و پژوهشگر فرهنگ ایرانی، نیز در این نشست به‌عنوان سخنران اصلی همایش میراث پنهان شهر، ضمن ضرورت احیای اهلیت در شهرهای کشور بیان کرد: ما دچار نسیان شده‌ایم، شهر و محله‌مان را فراموش کرده‌ایم. اما در قلب شهرهای مان بحران مدنیت در حال افول بوده و اهلیت ما در مقیاس‌های مختلف در حال احیا است.

 

 

استاد اسبق دانشگاه شهید بهشتی افزود: میراث پنهان همان اهلیت است که این اهلیت باید احیا شود. وقتی از میراث پنهان سخن می‌گوییم، ناخودآگاه به حواسمان رجوع می‌کنیم؛ چیزهایی که در شهرها و زندگی‌مان وجود دارند، اما از چشم، گوش و دیگر حواسمان پنهان مانده‌اند.

 

عضو هیأت امناء انجمن مفاخر معماری ایران اضافه کرد: این میراث، گاه در پشت دیوارهای زمان مخفی شده، زیر خاک مدفون گشته و یا اینکه هنوز باستان‌شناسان به سراغش نرفته‌اند. گاه صداهایی هستند که به گوشمان نمی‌رسند، مانند موسیقی که در سکوت محو شده است. بوهایی که دیگر استشمام نمی‌کنیم، طعم‌هایی که از یاد ذائقه‌مان رفته‌اند، نام‌هایی که تغییر کرده یا گم شده‌اند، داستان‌هایی که فراموش شده‌اند و نشانه‌هایی که مانند چراغی خاموش، دیگر نور نمی‌افشانند، و حس‌هایی که از لمس ما دور شده‌اند.

 

معاون اسبق وزیر و رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور در پایان خاطرنشان کرد: این‌ها همه بخشی از میراث پنهان‌اند؛ گنجینه‌هایی که از حواسمان گریخته‌اند، اما همچنان در جایی از وجودمان طنین‌اندازند. این‌ها دلالت بر بودن و زیستن در جایی دارند؛ جایی‌که شاید دیگر به چشم نیاید، اما در عمق تاریخ و حافظه‌ی جمعی ما ریشه دارد.

 

محمود طالقانی: زلزله رودبار بافت شهر رشت را دگرگون کرد و این شهر هرگز به هویت پیش از زلزله خود بازنگشت. وی در پایان خاطر نشان کرد: ما به این درک نرسیدیم که شهر باید اتوبان داشته باشد یا میراث پنهان خود را حفظ کند. میراث پنهان ما در حاشیه‌های شهر قرار دارد، جایی‌که اتوبان‌ها کشیده‌ایم و آن را نادیده گرفته‌ایم

 

«محمود طالقانی»، بنیانگذار و مجری طرح ایجاد موزه میراث روستایی گیلان، یکی دیگر از سخنرانان این همایش بود که در این رویداد به بحران توسعه‌شهری افسارگسیخته پرداخت. طالقانی بیان کرد: من به‌اندازه آقای بهشتی خوش‌بین نیستم. بحث میراث پنهان شهرها در شرایط کنونی، با توجه به بحران توسعه شهری افسارگسیخته، موضوعی غیرواقعی و دور از دسترس به‌نظر می‌رسد.

مجـری پـروژه اطلس تاریخـی خلیج فارس با همـکاری دانشسـرای مطالعات عالی کاربردی پاریس فرانسـه افزود: ما با بحران بی‌هویتی شهری مواجه هستیم و این معضل گریبان‌گیر همه شهرهای ماست و شهرهای امروزی ما شبیه به هم شده‌اند.‌ ای کاش می‌توانستیم راه‌حلی برای بی‌هویتی شهرهایمان پیدا کنیم.

 

این استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه مطالعات شهری اضافه کرد: در ورودی شهرها، پیش از رسیدن به هسته اصلی، شاهد کارگاه‌های بزرگ و کوچک مکانیکی یکنواختی هستیم که در همه شهرهای کشور، از کاشان تا یزد و سایر شهرها از جمله رشت تکرار شده‌اند.

 

وی در رابطه با تغییرات تدریجی شهر رشت بیان کرد: زلزله رودبار بافت شهر رشت را دگرگون کرد و این شهر هرگز به هویت پیش از زلزله خود بازنگشت. وی در پایان خاطر نشان کرد: ما به این درک نرسیدیم که شهر باید اتوبان داشته باشد یا میراث پنهان خود را حفظ کند. میراث پنهان ما در حاشیه‌های شهر قرار دارد، جایی‌که اتوبان‌ها کشیده‌ایم و آن را نادیده گرفته‌ایم.

 

«بهزاد نیک‌فهم»، معمار و استاد دانشگاه، یکی دیگر از سخنرانان پنل همایش بود که در رابطه با کیفیت زیست در رشت به سخنرانی پرداخت.

 

بهزاد نیک‌فهم: وقتی نوشته‌های آقای رادی درباره‌ی رشت را می‌خوانیم که برای دهه‌های ۳۰ و ۴۰ است، عمیقا فکر می‌کنم دارم یک رویا یا خواب می‌بینم. چه عواملی وجود دارند که ما از رشتِ رادی می‌خوانیم و لذت می‌بریم، اما الان اگر برویم در رشت بگردیم، لذت نمی‌بریم؟

 

نیک‌فهم بیان کرد: به نسبت سال‌های قبل که در رشت زندگی می‌کردم، امروزه کیفیت زیست در این شهر به شدت پایین آمده است.

 

وی افزود: وقتی نوشته‌های آقای رادی درباره‌ی رشت را می‌خوانیم که برای دهه‌های ۳۰ و ۴۰ است، عمیقا فکر می‌کنم دارم یک رویا یا خواب می‌بینم. چه عواملی وجود دارند که ما از رشتِ رادی می‌خوانیم و لذت می‌بریم، اما الان اگر برویم در رشت بگردیم، لذت نمی‌بریم؟

 

مدیرعامل شرکت آرابسک نقش شمال اضافه کرد: چرا ما در پیاده‌راه رشت، قدم‌زنی معنا‌داری نداریم و یک آشوب و آشفتگی را مشاهده می‌کنیم؟ آن‌زمان که من بچه بودم، گاری‌کبابی‌ها برای گاراژ بودند و تعرض به خیابان نمی‌کردند. چرا رشت به‌جای فرهیختگی، به بوی چربی معروف شده است؟

 

عضو هیئت‌علمی دانشگاه آزاد گفت:ما گیلانی‌ها خیلی ظرفیت‌مان بالاست، خیلی آبرو‌داری می‌کنیم؛ وقتی مهمان می‌آید، حاضریم مرغ و خروس بکشیم و مهمان را نگه داریم، اما نگوییم اینجا چه خبر است! انگار پشت یک حال خوب شهر باران، آن آلودگی رودخانه و شیرابه فراموش شده است.

 

این عضو نظام مهندسی استان گیلان در پایان خاطر نشان کرد: بخشی از خاطرات زیسته‌ی ما باید به‌صورت تاریخ شفاهی جمع‌آوری شوند. من ۳ الی ۴ سال است که از معماری پول درنمی‌آورم و سراغ تاریخ شفاهی رفته‌ام تا آن‌ها را ثبت و ضبط کنم. این موارد در میراث پنهان شهر بسیار مهم هستند.

 

مصطفی بلورچی: پیدایی هویت مکان‌ها از فضاهای گمشده یکی از مخاطره‌آمیزترین و چالش برانگیز‌ترین پروژه‌های مطالعاتی در حوزه معماری و شهرسازی است. بازآفرینی تصویری و طراحی تصوری و شهودی در ارتباط با مکان‌های ناپیدا در شهر رشت یکی از اهداف اصلی پژوهش است

 

«مصطفی بلورچی»، یکی دیگر از سخنرانان همایش میراث پنهان رشت بود. وی که در طی سال‌های گذشته با انجام پژوهش‌های تاریخی، فرهنگی و معماری توانست به پژوهش‌های مهمی در حوزه بناهای تاریخی رشت دست یابد و همواره از دغدغه‌هایش برای توسعه رشت و حفظ و بازسازی میراث پیشنیان بود، صحبت کرد.

بلورچی در این همایش بیان کرد: پیدایی هویت مکان‌ها از فضاهای گمشده یکی از مخاطره‌آمیزترین و چالش‌برانگیز‌ترین پروژه‌های مطالعاتی در حوزه معماری و شهرسازی است.

 

مدیرعامل شرکت پایش فناوری‌های معمارانه افزود: رشت شهری با تاریخ غنی‌ست که از ساختار فضایی و کالبدی آن تا پیش از دوره قاجار، اسناد کمی یافت شده است. بازآفرینی تصویری و طراحی تصوری و شهودی در ارتباط با مکان‌های ناپیدا در شهر رشت یکی از اهداف اصلی پژوهش بوده که نیاز بود تا فضاها و بناهای ناشناخته را از غبار تاریخ بیرون بکشیم و در این مسیر از اسناد تاریخی و همچنین تاریخی شفاهی مردم قدیم استفاده کردیم تا از آن در بازآفرینی تصویری شهر استفاده کنیم.

 

گفتنی است؛ محمد منصور فلامکی، سعید میرحسینی، فرزاد رشیدی، آرش مهرگانی، یوسف سلمان‌خواه، بهرنگ دریای لعل از دیگر سخنرانان نخستین همایش ملی «میراث پنهان شهر» بودند، که در این رویداد سخنرانی ایراد کردند.

نویسنده: محمد صالح زاده( گزارشگر تحریریه مرور گیلان) 

عکاس: سپهر محمودیان

انتشار در تاریخ ۲۰ مهر ۱۴۰۴

photo_2025-10-12_02-21-04

photo_2025-10-12_02-21-08 (2)

photo_2025-10-12_02-21-08 (3)

photo_2025-10-12_02-21-08

photo_2025-10-12_02-21-09 (2)

photo_2025-10-12_02-21-09

photo_2025-10-12_02-21-10

photo_2025-10-12_02-21-11

photo_2025-10-12_02-21-22

photo_2025-10-12_02-21-24

photo_2025-10-12_15-45-43

photo_2025-10-12_15-46-40

photo_2025-10-12_15-46-40

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۰۴ ، ۱۷:۲۸
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

بلندمرتبه‌سازی ضد محیط‌زیستی در راه گیلان؛

کمبود مسکن یا سوداگری دلالان؟

 

شهروندان استان مازندران، همجوار با گیلان، در اقدامی به‌موقع و آگاهانه، از وزیر راه و شهرسازی و استاندارشان خواسته‌اند تا هرگونه تصمیم غیرکارشناسی درخصوص صدور مجوزهای بلندمرتبه‌سازی و احداث برج‌های بلند در مازندران را به‌دقت بررسی، ارزیابی و تعیین تکلیف کند.

 

این درخواست در قالب یک کارزار گسترده و جمعی، از سوی بومیان، دوستداران محیط‌زیست، محققان و دوستداران خطه مازندران تدوین و منتشر شده است. در این نامه سرگشاده، به صراحت تاکید شده که برج‌سازی در مازندران نه‌تنها کمکی به حل بحران مسکن نمی‌کند، بلکه در عمل، تصمیمی ضدمردمی و ضدمحیط‌زیستی است؛ اقدامی که به نابودی شالیزارها، جنگل‌ها، منابع آب زیرزمینی و در نهایت، امنیت غذایی کل کشور منجر خواهد شد.

 

استان‌های گیلان، مازندران و گلستان، به‌عنوان سه استان همجوار در کرانه دریای کاسپین، از منظر جغرافیایی، اقلیمی و فرهنگی، شباهت‌های برجسته‌ای با یکدیگر دارند و همچون یک خط جغرافیایی پیوسته، هویت منطقه‌ای مشترکی را تشکیل می‌دهند.

 

ویژگی‌های مشترک همچون آب‌وهوای مرطوب، طبیعت سرسبز، کشاورزی غنی و جاذبه‌های گردشگری ساحلی، این مناطق را به یک کل واحد تبدیل کرده است. چالش‌های مشابهی نظیر مدیریت منابع آب، مدیریت پسماند و فاضلاب، حفاظت از محیط زیست و دستیابی به توسعه پایدار نیز در این نواحی مشهود است.

 

بنابراین، در طراحی و اجرای طرح‌های توسعه‌ای، ضروری است این سه استان به‌صورت یکپارچه و با توجه به ویژگی‌ها و نیازهای مشترک‌شان مورد برنامه‌ریزی قرار گیرند تا هماهنگی و اثربخشی اقدامات در این خطه پیوسته، بیش از پیش تقویت شود.

 

کارزار بومیان مازندران در شرایطی منتشر شده که پیشتر، نماینده عالی دولت در استان گیلان، بلندمرتبه‌سازی را به‌عنوان الزامی اجتناب‌ناپذیر برای مقابله با نابودی اراضی کشاورزی مطرح کرده و با هماهنگی وزارت راه و شهرسازی، ۲۰ نقطه را برای اجرای این طرح در گیلان مشخص کرده است.

 

مراحل اولیه مطالعاتی این پروژه در وزارتخانه مربوطه و اداره کل راه و شهرسازی استان در حال پیگیری است و گروه‌های مشاور درگیر تهیه طرح‌های مطالعاتی، مکان‌یابی و مقدمات فنی هستند. افزون بر این، شهرداری رشت به‌صورت مستقل، قراردادی با یکی از شرکت‌های مهندسی مشاور برای مکان‌یابی عرصه‌های مستعد بلندمرتبه‌سازی امضا کرده و این روند را تسریع بخشیده است.

پیش از هر چیز، باید اذعان داشت که بخش عمده پروژه‌های ساختمانی و برج‌سازی در استان‌های شمالی، نه‌تنها به رفع کمبود مسکن در شهرهای این مناطق کمکی نمی‌رساند، بلکه فرصت‌های سوداگری در حوزه زمین، املاک و مستغلات را دوچندان می‌سازد.

 

همان‌گونه که در این کارزار به‌درستی اشاره شده، این پروژه‌ها عمدتا نه برای تامین نیازهای بومیان، بلکه برای سرمایه‌گذاران غیربومی و دلالانی طراحی شده‌ که سودای تبدیل زمین‌های حاصل‌خیز به «طلای ساختمانی» را در سر می‌پرورانند.

 

در سال‌های اخیر، برگزاری نشست‌های متعدد در حوزه ساخت‌وساز با حضور سازندگان و نمایش‌های تبلیغاتی پرزرق‌وبرق در این استان‌ها، مزید بر علت است و گواهی بر تغییرات جدی و برنامه‌ریزی‌شده‌ای است که با شتاب در حال شکل‌گیری هستند.

 

این تحولات در حالی رخ می‌دهد که مهاجرت‌های گسترده به سوی استان‌های شمالی – ناشی از عواملی چون تغییرات اقلیمی، آلودگی هوا، فرونشست زمین و بحران‌های زیست‌محیطی در سایر نقاط کشور- تنها افزایش سرسام‌آور قیمت املاک، زمین و مستغلات را برای مردم بومی گیلان، مازندران و گلستان به ارمغان آورده است.

 

این جابه‌جایی‌های جمعیتی، ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و اکولوژیکی این استان‌ها را دگرگون ساخته و چالش‌های عمیقی را بر جای گذاشته است. از آن‌جا که این سه استان در یک چارچوب جغرافیایی مشخص و یکپارچه قرار دارند، هم‌اکنون با چالش‌ها و معضلاتی نظیر کمبود اراضی کشاورزی، کمبود مسکن، مدیریت ناکارآمد پسماند و فاضلاب، و مشکلات محیط‌زیستی مواجه‌اند.

 

از سوی دیگر، مهاجرت به این استان‌ها عمدتا از مناطقی انجام می‌شود که خود با بحران‌هایی مانند کمبود آب، مسائل محیط‌زیستی، و تغییرات اقلیمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بنابراین، اجرای طرح‌هایی بدون پشتوانه کارشناسی مستقل، مطالعات محیط‌زیستی معتبر، و اسناد علمی، بی‌تردید فشار مضاعفی بر منابع این استان‌ها وارد می‌کند و به تشدید بحران‌های موجود خواهد افزود.

 

نویسنده: محمد صالح‌زاده (دانش‌آموخته کارشناسی ارشد شهرسازی-گرایش برنامه‌ریزی منطقه‌ای)

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ  ۸ مهر ۱۴۰۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۰۴ ، ۱۷:۲۴
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

به‌مناسبت بهره‌برداری از روگذارهای بتنی نیروی دریایی و امام حسین؛

بازگشت زودهنگام ترافیک به خیابان‌ها

بیست‌ و شش ماه از آغاز اجرای «طرح میثاق» در شهر رشت می‌گذرد. در هفته‌های اخیر، دو تقاطع غیرهمسطح دیگر از مجموعه پروژه‌های مدیریت شهری با حضور استاندار، معاون عمرانی وزارت کشور، مقامات ارشد لشکری و کشوری و دیگر چهره‌های برجسته مدیریتی به بهره‌برداری رسید. پروژه تقاطع غیرهمسطح امام حسین (ع) در یک لاین، از سوی شرکت پیمانکاری سازه‌کار با قرارداد اولیه به مبلغ ۱۹۷ میلیارد تومان و پروژه تقاطع غیرهمسطح ۷ آذر (نیروی دریایی) از سوی شرکت پیمانکاری نصیر عمران آریا با مبلغ تقریبی ۱۸۵ میلیارد تومان به شبکه معابر کلان‌شهر رشت اضافه شدند. پیش‌تر نیز در اواخر سال گذشته، تقاطع غیرهمسطح کوی حمیدیان با بودجه ۸۴۸ میلیارد ریال و تقاطع غیرهمسطح شهید باهنر با بودجه ۷۹۰ میلیارد ریال به بهره‌برداری رسیده بود.

 

طرح میثاق؛ نشانه‌ای از هم‌افزایی میان شورای شهر و شهردار
اقدام اخیر شهرداری رشت در احداث روگذرهای بتنی یک‌طرفه، بیش از آن‌که در راستای منافع عمومی و ادامه استراتژی شهر انسان ـ ‌محور باشد، به‌نظر می‌رسد؛ فراری روبه‌جلوست برای جبران عقب‌ماندگی‌های مدیریت شهری در مرکز استان گیلان. چون‌که اجرای این روگذرهای بتنی در رشت بیش از آن‌که به عمق‌بخشی و قوام‌دهی پروژه‌ها توجه کرده باشد؛ اغلب بیانگر بی‌اعتنایی مدیریت شهری به اسناد بالادستی بوده است. سال‌ها ناهماهنگی و اختلاف میان شورای شهر و شهرداری، رشت را از مسیر توسعه پایدار دور کرده و این پروژه‌ها، در نگاه نخست، نشانه‌ای از هم‌افزایی میان شورای شهر و شهردار منتخب به‌نظر می‌آیند؛ میثاقی که ظاهرا برای جبران زمان ازدست‌رفته و تحقق وعده‌های مشترک شکل‌گرفته است.

 

اقدام اخیر شهرداری رشت در احداث روگذرهای بتنی یک‌طرفه، بیش از آن‌که در راستای منافع عمومی و ادامه استراتژی شهر انسان ـ ‌محور باشد، به‌نظر می‌رسد؛ فراری روبه‌جلوست برای جبران عقب‌ماندگی‌های مدیریت شهری در مرکز استان گیلان

 

احداث بیش از ۳۰ روگذر بتنی در رشت
تمایل به دوطبقه‌سازی خیابان‌های رشت با بی‌اعتنایی به پایداری بلندمدت توسعه شهری در صورتی از سوی اتاق فکر مدیریت شهری تجویز شده که بی‌ارتباط با سیاست‌های اجرایی و عمرانی پیشین رشت نبوده، همان سیاست‌هایی که به احداث بیش از ۳۰ روگذر بتنی در این شهر بدون توجه به آسایش و رفاه و شهروندان کنونی و نسل‌های آینده تأکید داشت.

 

بااین‌همه، مطالبات فعلی شهروندان رشت از شهرداری، نه لزوما احداث روگذرهای شهری با هزینه‌های هنگفت و کمرشکن، بلکه افتتاح رینگ‌های شهری، توسعه ناوگان حمل‌ونقل عمومی، ایجاد سیستم حمل‌ونقل انبوه بر، گسترش پیاده‌راه‌ها به برخی معابر قدیمی و گذرگاه‌های سنتی، ساماندهی تالاب عینک و اجرای سایر پروژه‌های محیط‌زیستی برای جلوگیری از آسیب بیشتر به محیط‌زیست شهری است.

 

روگذرهای بتنی؛ تشدید فزاینده خودروهای شخصی
بیش از بیست و هشت ماه از آغاز به‌ کار رحیم شوقی، شهردار رشت، و چهارسال از فعالیت ششمین دوره شورای شهر می‌گذرد. این‌روزها شاهد برجسته‌ترین پروژه‌های مدیریت شهری هستیم، در شرایطی یکی از بحث‌برانگیزترین پروژه‌های ادوار مدیریت شهری رشت به بهره‌برداری می‌رسند که نه‌تنها درمان مقطعی برای درد کهنه ترافیک رشت نیستند، بلکه می‌توانند به تشدید تقاضای سفرهای درون‌شهری با خودروهای شخصی بیفزایند و شهر را از مسیر و مدار توسعه پایدار منحرف سازند. پل‌های بتنی-خودرویی (روگذرها) که با هزینه بیش از هزارمیلیاردی نیمی از بودجه سالانه شهرداری رشت را به خود جذب کرده و علی‌رغم همه انتقادات و هشدارهای به‌زعم کارشناسی شده با محوریت رفع معضل ترافیک رشت، در طی بیش از دو سال در دستور کار مدیریت شهری قرار گرفته‌اند.

 

هشدار سلبی بودن پروژه‌های نمایشی
این روزها در شرایطی چهار روگذر بتنی احداث شده توسط مدیریت شهری به بهره‌برداری رسیده‌اند که در سطح شهر و فضاهای مجازی با انتقاداتی شدیدی مواجه‌اند؛ ازاین‌رو مکرر ویدئوهایی منتشر می‌شوند که پیش‌تر از این راقم این سطور و همچنین رسانه مرور گیلان، چنین استدلالی را مطرح کرده بودند و در طی بیش از دو سال با تهیه گزارش‌های تخصصی با محوریت ترافیک، گفتگو با کارشناسان مختلف از خطر سلبی بودن این پروژه‌های نمایشی در روان‌سازی گره‌های ترافیک شهر رشت هشدار داده بودند.

 

رأی حداکثری شورا به روگذرسازی
شورای ششم متشکل از اصول‌گرایان، پس از دو انتخاب چالش‌برانگیز که با اتلاف زمان برای شهر همراه بود، ناگزیر با انتخاب رحیم شوقی به اجماع می‌رسند. پس از تأیید حکم شهردار منتخب از سوی وزارت کشور، شورای ششم با شتاب طرح پروژه‌های میثاق که از سوی شهرداری ارسال گردیده بود را در تیر ۱۴۰۲ باهدف رفع مشکلات ترافیکی رشت و اجرای هشت پروژه بزرگ عمرانی شامل تقاطع‌های هم‌سطح و غیرهمسطح در صحن شورا بارأی حداکثری تصویب می‌کند.

 

همراهی مجری قدیمی و باسابقه احداث پل‌های بتنی
در این مسیر یکی از مجریان باسابقه در احداث روگذرهای بتنی که پیش‌تر نیز تجربه تبدیل رشت به کارگاه بتنی در پیشینه فعالیت عمرانی خود را داشت که از دوره شهردار پیشین ـ امیرحسین علوی ـ با حکم رسمی به سمت مشاور عالی شهردار منصوب گردیده بود، مدیریت شهری را همراهی می‌کند. لازم به ذکر است یکی از معاونت‌های تأثیرگذار این دوره شهرداری رشت با مدیریت سید غفور شفیعی، معاون حمل‌ونقل و امور زیربنایی از یازدهم خرداد ۱۴۰۳ با حکم رسمی رحیم شوقی پس از محمد خیابانی و مجید پورجعفری آغاز به‌کار می‌کند.

 

شعبانعلی خاوری از مدیران اجرایی پروژه روگذرهای بتنی: راه‌حل برون‌رفت از ترافیک رشت را با احداث روگذرها و زیرگذرها می‌دانم و به بالابردن و پایین‌بردن تقاطع‌ها اعتقاد دارم… به‌نظرم یکی از راه‌های برون‌رفت ترافیک شهر رشت همین است؛ چون کار دیگری نمی‌توانیم انجام دهیم

 

او کسی نیست جز شعبانعلی خاوری، معاون اسبق عمرانی شهرداری و مدیرکل اسبق راه و شهرسازی استان گیلان. او از مجریان باتجربه و برجسته پروژه‌های عمرانی استان بود که در طرح‌های مهمی همچون احداث بزرگراه رشت – قزوین، پل و تونل منجیل، راه‌آهن قزوین – رشت، و تقاطع‌های غیرهمسطح جانبازان، باستانی شعار، یخ‌سازی، میدان انتظام و میدان گاز، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد.

 

خاوری از اواسط مرداد ۱۳۸۷ تا اواخر دی‌ماه ۱۳۹۰، در دوران شهرداری محمود فریدونی، ابتدا به‌عنوان معاون عمرانی و شهرسازی و سپس به‌عنوان معاون حمل‌ونقل شهرداری رشت ایفای نقش کرد. مردی که در ارتقای جایگاه فریدونی و پیش‌برد پروژه‌های عمرانی آن دوره، نقشی یگانه و بی‌بدیل داشت. وی در دولت دوازدهم، با حکم عباس آخوندی، به‌عنوان مدیرکل راه و شهرسازی استان گیلان منصوب و پس از آن، به سمت مدیرکلی دفتر نگهداری ابنیه فنی سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای وزارت راه و شهرسازی رسید.

 

به بالابردن و پایین‌بردن تقاطع‌ها اعتقاد دارم
شعبانعلی خاوری، راه‌حل برون‌رفت از ترافیک رشت را با احداث روگذرها و زیرگذرها می‌داند تا جایی که در دوران تصدی‌اش در اداره راه و شهرسازی در گفت وگویی مطرح می‌کند: به بالابردن و پایین‌بردن تقاطع‌ها اعتقاد دارم و اگر الان هم به شهرداری بروم بازهم تقاطع‌هایی که کم‌رنگ شده است را حتما پررنگ می‌کنم. به‌نظرم یکی از راه‌های برون‌رفت ترافیک همین است؛ چون کار دیگری نمی‌توانیم انجام دهیم.

 

همه تقاطع‌های هم‌سطح را غیرهمسطح ببینید!
در جلد دوم کتاب منتشر نشده، “بلدیه؛ در آیینه کارگزاران شهر رشت” که گفت وگویی بوده با استانداران، شهرداران، مدیران استانی و…. در گفت وگو با شعبانعلی خاوری، او می‌گوید: در طرح جامع حمل‌ونقل شهری که آن زمان مشاور آقای صفوی بر روی آن کار می‌کرد، پنج و شش تقاطع گذاشته بود. در زمان تصویب، من گفتم چرا مثلا در چهارراه میکائیل فکر می‌کنید اگر چهارراه بماند مشکلات شهری را حل می‌کند؟ چرا فکر می‌کنید اگر در دانای علی زیرگذر احداث نکنیم تقاطع مشکل را حل می‌کند؟ من پیشنهاد دادم شما برای این‌که طرح جامع را مطالعه کنید، همه تقاطع‌های هم‌سطح را غیرهمسطح ببینید. امکان دارد که نتوانید اجرا کنید، ولی در طرح جامع این را بیاورید. همین‌الان به شما آدرس می‌دهم؛ مثلا از سمت یخ‌سازی به فلکه گاز، وقتی به پادگان سپاه می‌رسید سر کوی حمیدیان فقط گره دارید. حل این گره چیست؟ این‌که از کوی حمیدیان به سمت پل یخ‌سازی یک روگذر یک‌طرفه بزنیم و یک‌جهت کار را بالا ببریم، این مسلما ۵۰ سال کار نمی‌کند؛ اما برای ۲۰ سال مشکل شهر را حل می‌کند. چاره دیگری نداریم. در شهر نمی‌توانیم اراضی بخریم و خیابان را توسعه بدهیم و یا کار مهندسی انجام بدهیم. همیشه ایده باید بزرگ باشد.

 

تثبیت موقعیت و نمایش عملکردی عاجل
با این تفاسیر بی‌آن‌که توجهی جدی به اصول توسعه پایدار و شهرسازی انسان ـ ‌محور شود، رویکردی اتخاذ می‌گردد؛ تا تلاشی باشد برای تثبیت موقعیت و نمایش شتاب‌زده بیلان‌کاری. همان‌طور که می‌دانیم این رویکرد، اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است به‌عنوان دستاوردی برای مدیریت شهری جلوه کند، اما در بلندمدت رشت را از هدف اصلی توسعه پایدار دور خواهد کرد.

 

خدابیامرزی با روگذرسازی
به‌گفته یکی از اعضای شورای ششم شهر که مخالف احداث روگذرهای بتنی در رشت است، براساس اظهارات یکی از همکاران خود به این استدلال رسیدند: شورای سوم، هرچند منحل شد، اما به‌دلیل ساخت روگذرهای متعدد در آن دوره، همچنان در یاد و خاطره مردم شهر به نیکی یاد می‌شوند؛ حال ما نیز روگذر بسازیم تا خدابیامرزی از خود بر جای بگذاریم.

 

در نگاه نخست این افتتاحیه، نشانه‌ای از هم‌افزایی میان شورای شهر و شهردار منتخب به نمایش گذاشته شد؛ میثاقی که آشکارا برای جبران زمان از دست‌رفته و تحقق وعده‌های مشترک شکل‌ گرفته است

 

سیاست‌های نادرست دهه ۸۰
از مجموع پنج روگذر بتنی احداث‌شده در رشت، کماکان روگذر بتنی رودباری با قوسی خطرناک و لاین برگشت، تقاطع غیرهمسطح امام حسین (ع) در حال عملیات اجرایی بوده و همچنین در این‌باره باید متذکر شد؛ پل‌های بتنی یک‌طرفه باهنر، رودباری و حمیدیان در طرح جامع حمل‌ونقل مصوب سال ۱۳۹۴ پیش‌بینی نشده و می‌توان گفت: ریشه ساخت و احداث این روگذرها از مسیر سیاست‌های نادرست و سلبی دهه ۸۰ خورشیدی می‌گذرد.

 

تصویب طرح میثاق در شورای عالی ترافیک استان
در جلسه ۲۵ مردادماه سال ۱۴۰۲ شورای ترافیک استان گیلان که به ریاست اسدالله عباسی استاندار دولت سیزدهم گیلان، کاظمی معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار، عاشوری سرپرست فرمانداری شهرستان رشت، مدیران کل دستگاه‌های اجرایی و رحیم شوقی شهردار رشت در استانداری برگزار شد، اجرای پروژه‌های طرح میثاق به‌منظور کاهش مشکلات ترافیکی رشت تصویب شدند.

 

اسدالله عباسی، استاندار وقت گیلان با حمایت قاطع از پروژه‌های ترافیکی طرح میثاق و ضمن تشکر از شهرداری در این جلسه بیان کرد: ترافیک از معضلات عمده مرکز استان گیلان محسوب می‌شود؛ بنابراین از شهرداری رشت برای آماده‌سازی طرح و اجرای پروژه‌های طرح میثاق تشکر می‌کنم.

 

مسعود کاظمی معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار گیلان نیز در خصوص ضرورت طرح میثاق بیان کرد: یکی از مواردی که سال‌هاست برای مردم شهر رشت ایجاد مشکل کرده معضلات مربوط به حوزه ترافیک شهری است که بخش زیادی از این مشکل با اجرای پروژه‌های میثاق و تقاطع‌های غیرهمسطح مرتفع خواهد شد.

 

بنابراین روگذرهای بتنی و ساخت چندین و چند تقاطع غیرهمسطح در مرکز استان گیلان که حاکی از جانمایی غیراصولی، نادیده‌گرفتن اسناد فرادست، مسدودشدن طرح تراموا بوده، بدون آزمون‌وخطای مدیریت اجرایی با مصوبه شورای‌عالی ترافیک استان به‌سرعت به مرحله اجرای عملیاتی رسید.

 

در نیم‌قرن گذشته، این نخستین‌بار نیست که شهرداری عهده‌دار پروژه‌هایی بوده که شائبه‌هایی از کژتابی در مدیریت و اجرای آن‌ها مطرح است. از یک‌سو، برگزاری مناقصه‌های غیراستاندارد و حاشیه‌های مربوط به انتخاب پیمانکار و مجریان طرح، و از سوی دیگر، جانمایی غیرکارشناسی روگذرها در نقاط مختلف شهر و بی‌توجهی به اسناد بالادستی، از برجسته‌ترین نمونه‌های این کژتابی‌ها در اجرای عملیاتی پروژه‌های شهری به‌شمار می‌روند.

 

استاندار گیلان: ورودی شهر رشت از میدان گیل، خط مستقیمی به‌سمت فرودگاه دارد و مطالعات اجرای تراموا در رشت آماده شده است، لذا با اجرای این طرح، شهروندان می‌توانند با امنیت و راحتی به مدارس، مراکز درمانی و بازار اصلی شهر دسترسی پیدا کنند

 

بر اساس اطلاعات مناقصه رسمی، پروژه‌های تقاطع غیرهم‌سطح (روگذر) در طرح میثاق شهرداری رشت به شرح زیر به شرکت‌های مختلف واگذار شده است:

 

تقاطع غیرهمسطح باهنر
روند اجرایی تقاطع غیرهمسطح باهنر از بیست و پنج دی‌ماه سال ۱۴۰۲ آغاز شد که با مبلغ برآوردی اولیه پیمان بدون احتساب افزایش مقادیر و تعادیل حدود ۷۹ میلیارد تومان به شرکت ساحل نقش (تأسیس ۱۳۷۱ – رشت) واگذار گردید. به‌گفته رییس شورای شهر، برای این پروژه مبلغ ۱۱۰ میلیارد تومان اعتبار هزینه شده است. طول این تقاطع ۴۸۰ متر و به عرض ۸/۸ متر به‌صورت یک‌طرفه و با یازده دهانه اجرایی شد. این پروژه نیز پیش‌تر از موعد مقرر در ایام دهه فجر سال ۱۴۰۳ افتتاح شد.

 

تقاطع غیرهمسطح شهید حق‌بین حمیدیان
روند اجرایی تقاطع غیرهمسطح شهید حق‌بین حمیدیان از سی آذرماه سال ۱۴۰۲ آغاز شد که با مبلغ برآوردی اولیه پیمان بدون احتساب افزایش مقادیر ۸۵ میلیارد تومان به شرکت ساختمانی الماس گیلان (تأسیس ۱۳۷۵ – رشت) واگذار گردید. برای این پروژه نیز با احتساب تعدیل‌ها، حدود ۱۱۰ میلیارد تومان هزینه شده است. طول این تقاطع ۵۱۰ متر و به عرض ۸.۸ متر به‌صورت یک‌طرفه و با یازده دهانه اجرایی شد. بر اساس پیش‌بینی‌ها مقرر شده بود طی مدت‌زمان ۱۵ ماه به بهره‌برداری برسد، این پروژه نیز پیش‌تر از موعد مقرر در ایام دهه فجر سال ۱۴۰۳ افتتاح شد.

 

تقاطع غیرهمسطح نیروی دریایی
روند اجرایی تقاطع غیرهمسطح نیروی دریایی از بیستم آبان‌ماه سال ۱۴۰۲ آغاز شد و با مبلغ برآوردی اولیه پیمان بدون احتساب افزایش مقادیر ۱۴۹ میلیارد تومان، به شرکت نصیر عمران آریا (تأسیس ۱۳۸۹، تهران) واگذار گردید. طبق اظهارات اخیر، ریاست شورای شهر رشت این پروژه با احتساب تعدیل‌ها، به مجموع هزینه‌کرد حدود ۱۸۵ میلیارد تومان رسیده است. طول این تقاطع ۴۸۰ متر و عرض آن در دو لاین رفت‌وبرگشت و هر کدام ۸.۸۰ متر است و همچنین در این پروژه ۹۶ شمع و ۱۸ پایه پل اجرا شده است.

 

شهرداری رشت برای جابه‌جایی تأسیسات معارض برق در اجرای این روگذر، حدود ۱۹ میلیارد تومان علاوه بر مبالغ پیش‌بینی‌شده، هزینه کرده است. تقاطع غیرهمسطح شهدای نیروی دریایی رشت عصر روز شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، با حضور دریادار حبیب‌الله سیاری، معاون هماهنگ‌کننده ارتش جمهوری اسلامی، استاندار و نماینده ولی‌فقیه در گیلان به بهره‌برداری رسید.

 

تقاطع غیرهمسطح امام حسین (ع)
روند اجرایی تقاطع غیرهمسطح امام حسین (ع) از دی‌ماه سال ۱۴۰۲ آغاز شد و با مبلغ برآوردی اولیه پیمان بدون احتساب افزایش مقادیر حدود ۱۹۷ میلیارد تومان به شرکت ساختمانی سازه‌کار (تأسیس ۱۳۷۵ – رشت) واگذار گردید. طبق اظهارات رییس شورای شهر برای مسیر رفت این تقاطع ۱۱۵ میلیارد تومان هزینه شده است. طول سازه هر پل ۳۲۰ متر و با احتساب رمپ‌های طرفین ۵۵۰ متر است و عرض هر مسیر ۸/۷۰ متر و تعداد دهانه هر پل ۱۲ عدد بوده و همچنین برای این پل ۱۰۴ شمع‌کوبی در مجموع انجام شده است. لاین رفت تقاطع غیرهمسطح امام حسین در ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ به بهره‌برداری رسید و همچنین لاین برگشت آن نیز از فروردین ۱۴۰۴ آغاز به‌کار نموده است.

 

تقاطع غیرهمسطح رودباری
روند اجرایی تقاطع غیرهمسطح رودباری از آبان‌ماه سال ۱۴۰۲ آغاز شد و با مبلغ برآوردی اولیه پیمان بدون احتساب افزایش مقادیر حدود ۶۳ میلیارد تومان به شرکت الماس گیلان (تأسیس ۱۳۷۵ – رشت) واگذار گردید. تقاطع غیرهمسطح آیت‌الله رودباری دارای ۶ دهانه به طول تقریبی ۴۲۰ متر و عرض نهایی ۸.۸ متر به‌صورت یک‌طرفه در حال احداث است.

 

 

اهمیت حمل و نقل عمومی در کاهش ترافیک شهری
هادی حق‌شناس، استاندار جدید گیلان اخیراً در نشست بررسی مشکلات شهری گیلان که با حضور مسعود نصرتی معاون عمرانی و توسعه شهری و روستایی وزیر کشور، شهرداران، رؤسای شورای اسلامی شهرها و مدیران کل دستگاه‌های مرتبط استان در سالن غدیر استانداری گیلان برگزار شد، با اشاره به اهمیت حمل‌ونقل عمومی و کاهش ترافیک شهری، گفت: ورودی رشت از میدان گیل، خط مستقیمی به‌سمت فرودگاه دارد و مطالعات اجرای تراموا در رشت آماده شده است، لذا با اجرای این طرح، شهروندان می‌توانند با امنیت و راحتی به مدارس، مراکز درمانی و بازارها دسترسی پیدا کنند.

 

 

چگونه با این مانع بتنی روبه‌رو خواهند شد؟!
این اتفاقات در حالی رخ داد که روگذر باهنر با طول ۵۰۰ متر، دقیقا بر مسیر طرح تراموا منطبق است و این پروژه – که از طرح‌های مصوب وزارت کشور به‌شمار می‌رود – را مسدود کرده است. استاندار جدید دولت چهاردهم، در صورتی بر لزوم اجرای طرح تراموا در رشت تأکید دارد و آن را راه‌حلی برای درمان درد کهنه ترافیک رشت می‌داند که احداث پل بتنی باهنر، مسیر طرح تراموا را در حدود ۵۰۰ متر مسدود کرده است و اصلا مشخص نیست که در سال‌های آتی، در صورت اجرای تراموا، چگونه با این مانع بتنی روبه‌رو خواهند شد؟!

 

بی‌اعتنایی مدیریت شهری به اسناد فرادست در جبران زمان از دست رفته
استاندار دولت چهاردهم پیش‌تر نیز موضع‌گیری جدی مبنی بر عدم تأثیرگذاری روگذرها بر ترافیک و لزوم تمرکز بر حمل‌ونقل عمومی داشته است. باتوجه‌به این‌که اغلب پروژه‌های زیرساختی در کشور دارای پیوست‌های مطالعاتی و توجیهات و دلایل کارشناسی و ارزیابی پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیستی است، گویا در اجرای روگذرهای رشت بیش از آن‌که به عمق‌بخشی و قوام دهی پروژه‌ها توجه کرده باشند، اغلب بی‌اعتنایی مدیریت اجرایی شهر به اسناد فرادست را نشان می‌دهد که در جبران زمان‌های ازدست‌رفته بدون توجه به شهرسازی انسان‌محور و توسعه پایدار، خودرو محوری اشباع شده را برای این شهر به ارمغان آورده‌اند.

 

امروزه این پروژه‌ها یکی پس از دیگری افتتاح می‌شوند؛ و بیش از هر چیز حکایت از نوعی ناکارآمدی و سلبی بودن این‌گونه پروژه‌های نمایشی در سطح شهر دارد. هر چند این پروژه‌ها دستاوردی برای این دوره مدیریت شهری بوده؛ اما در بلندمدت رشت را از هدف اصلی توسعه پایدار دور کرده و به گفته برخی از کارشناسان شهرسازی و ترافیک؛ در زمان‌بندی میان‌مدت نیز بر درد کهنه ترافیکی این شهر آن‌چنان افاقه نخواهد کرد.

 

نویسنده: محمد صالح زاده (روزنامه نگار و پژوهشگر مسایل شهری) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۰۴ ، ۱۷:۳۱
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

چرخه معیوب تصمیمات ناپایدار؛

اگر استاندار نتواند! پس چه‌کس می‌تواند؟

بیش از ۲۶ ماه از کلنگ‌زنی اولیه پروژه‌های ساخت روگذرهای بتنی در شهر رشت می‌گذرد. بهره‌برداری از برخی از این سازه‌ها، مانند روگذرهای کوی حمیدیان و شهیدباهنر در اواخر سال گذشته، و همچنین افتتاح لاین رفت تقاطع غیرهمسطح امام حسین (ع) با سرمایه‌گذاری ۱۱۵ میلیارد تومان در هفته گذشته و تقاطع غیرهمسطح ۷ آذر (نیروی دریایی) با بودجه ۱۸۵ میلیارد تومان در هفته جاری، نشان‌دهنده شتابی فزاینده در اجرای این پروژه‌هاست. بی‌شک احداث چنین پروژه‌هایی در هر دوره مدیریت شهری، نمایشی از اقتدار عمرانی در شهر است که عملکرد پرشائبه مدیریت شهری رشت را با خبرسازی روابط عمومی‌ها سرپوش می‌نهد. و اِلا کیست که نداند این پروژه‌ها نه‌تنها به درد مزمن ترافیکی این شهر کمکی نکرده‌اند، بلکه با نگاهی مغایر با اصول توسعه انسان‌محور اجرا شده‌اند.

 

اخیرا، استاندار گیلان در اظهاراتی قابل‌تأمل، بر ضرورت پیگیری این رویکرد تأکید کرده و اجرای تراموا را به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود جریان ترافیکی شهر رشت معرفی نموده است. موضع‌گیری اخیر استاندار گیلان، مبنی بر عدم تأثیرگذاری روگذرها بر ترافیک و لزوم تمرکز بر حمل‌ و نقل عمومی، نشان‌دهنده ضرورت بازنگری در اولویت‌های اجرایی است. با این‌حال، واقعیت میدانی خلاف این جهت‌گیری را نشان می‌دهد: روگذر بتنی و یک‌طرفه شهیدباهنر که خلاف جهت تقاضای حداکثری طرح جامع حمل و نقل با طول ۵۰۰ متر و رویکردی کاملا خودرومحور طراحی و به بهره‌برداری رسید، دقیقا بر روی مسیر خط یک تراموای رشت که در دهه گذشته مصوب شورای عالی ترافیک کشور بوده، احداث شده است. این در صورتی بوده که احداث و اجرای تراموا در رشت با ردیف بودجه‌ای اختصاصی، حتی در مقطعی در آستانه اجرای عملیاتی قرار گرفت. این تداخل فاحش، که مسیر مصوب تراموا را مسدود کرده، بدون کسب مجوز از مراجع ملی همچون شورای عالی ترافیک کشور اجرا شده و می‌تواند اجرای طرح تراموا را در آن محدوده ناممکن سازد. چنین مدیریتی، که چشم بر اسناد بالادستی می‌بندد، نه‌تنها عقب‌ماندگی زیرساختی را تشدید می‌کند، بلکه اعتماد عمومی به برنامه‌ریزی‌ شهری را خدشه‌دار می‌سازد.

 

مدیران شهری با عکس‌های یادگاری و سخنرانی‌ در افتتاحیه بدون‌ آن‌که به پیامدهای بلندمدت این سیاست سلبی نادرست بیاندیشند، به استقبال بهره‌برداری از روگذرهای بتنی با هزینه‌های هنگفت اجرایی می‌روند، بدون آن‌که بدانند چه آینده‌ مبهمی را برای رشت رقم زده‌اند. این رویکرد، رشت را با شتاب به سوی خودرومحوری سوق می‌دهد و با جانمایی‌های غیرکارشناسی، تقاضای سفرهای درون‌شهری با خودرو شخصی را افزایش می‌بخشد و سیاست‌های انحرافی از توسعه حمل‌ و نقل عمومی را تقویت می‌کند؛ سیاستی که برای شهری همچون رشت، با چالش‌های محیط‌زیستی و ترافیکی فزاینده، می‌تواند خطرناک و غیرقابل‌جبران باشد.

 

اقدام اخیر شهرداری در احداث دومینووار روگذرهای بتنی و اغلب یک‌طرفه، آن‌هم یکی پس از دیگری، بیش از آن‌که تامین‌کننده منافع عامه مردم و استراتژی شهری انسان‌محور باشد بیشتر یک فرار رو به جلوست تا در هماهنگی با شورا، عمر مدیران ارشد امتداد یابد؛ به‌عبارتی روشن، اتلاف منابع به‌شرط بقا.

 

با این‌همه، مطالبات کنونی شهروندان رشت نیز از نهاد شهرداری نه الزاما احداث روگذرهای بتنی با هزینه‌های کلان و کمرشکن آن، بلکه افتتاح رینگ‌های شهری، توسعه ناوگان عمومی و ایجاد حمل و نقل انبوه بَر، گسترش پیاده‌راه به برخی از معابر قدیمی و گذرگاه‌های سنتی و سامان‌دهی به تالاب عینک و سایر پروژه‌های محیط‌زیستی است.

 

طبق اظهارات استاندار گیلان، تصمیم‌گیری برای اجرای این روگذرهای بتنی در دوره مدیریتی وی اتخاذ نشده و به گفته او، امکان توقف یا ممانعت از این پروژه‌ها وجود ندارد. با این‌حال، اگر امروز بر لزوم احداث تراموا در رشت اصرار می‌شود، پیش از هر چیز این پرسش اساسی مطرح است: چه تضمینی وجود دارد که دو سال دیگر، استاندار یا شهردار دیگری نیایند و نگویند تراموا مربوط به دوره پیشین است و آن را کنار بگذارند؟ این چرخه معیوب از تصمیمات ناپایدار و سیاست‌های نادرست، شهر را به ورطه عقب‌ماندگی کشانده است؛ در حالی که استاندار، به‌عنوان عالی‌ترین مقام دولتی در استان، می‌تواند با اعمال نظارت قاطع، مدیریت شهری را ملزم به بازنگری در این طرح‌ها کند و جلوی اجرای تصمیمات ناسنجیده را بگیرد.

 

متأسفانه، در این فرآیند، هیچ نهادی پاسخگو نیست و نظرات کارشناسی متخصصان نیز اغلب نادیده گرفته می‌شود. در رشت، شهروندان طی سال‌های اخیر با ساخت این روگذرها، ناچار به عبور از کوچه‌پس‌کوچه‌های پرپیچ‌وخم شده‌اند و شهر به یک کارگاه عظیم خودرومحور تبدیل گشته است – روگذرهایی که بدون‌ توجه به اسناد فرادست و با هزینه‌های گزاف ساخته شده‌اند، اما هیچ تأثیری واقعی در کاهش ترافیک نداشته‌اند. اگر استاندار، به‌عنوان نماینده ارشد دولت، نتواند این تصمیمات نادرست مدیریت شهری را مهار کند، پس چه کسی می‌تواند؟

 

نویسنده: محمد صالح زاده (دانش‌آموخته کارشناسی ارشد شهرسازی) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۰۴ ، ۱۷:۲۲
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

مجید زری دوست: 

اگر میتوانستم تمام بناهای تاریخی رشت مان را بازسازی میکردم ولی متاسفانه هیچ حمایتی از سوی متولیان دولتی نداریم.

 

عمارت «میرزا علی معاون با معماری اصیل قاجاری و قدمتی حدود ۱۵۰ ساله بین سالهای ۱۲۶۵ تا ۱۲۷۰ هجری شمسی توسط مرحوم میرزا علی معاون در محدوده کتاب رشت نزدیک سبزه میدان ساخته شد. این عمارت باشکوه با اتاقی در گوشواره سالن اصلی با پنجره ها و درهای چوبی بلند رو به حیاط پشتی و حیاطی مزین به چاه آب حوض مستطیلی کوچک با کاشی‌های آبی قاجاری دیوارهای طاق ضربی و آجر چینی های دندان موشی جلوه ای از هنر و معماری آن دوران را به نمایش میگذارد. مرحوم رضا معاون معروف به «معاون جواهری» از فرزندان میرزا علی و از تاجران برجسته جواهرات در اواخر دوره قاجار سالها در این عمارت ساکن بود. این عمارت که روزگاری مساحتی حدود ۲ هزار متر مربع داشت در گذر زمان و با توسعه شهری به ۳۰۰ متر مربع کاهش یافت و بخشهای زیادی از آن در اثر قطعه بندی و نوسازی از بین رفت.
 

در سال ۱۳۹۹ برادران زری دوست عمارت معاونی ها را از خانواده شارمی، آخرین مالک آن خریداری کردند. در حالی که حدود ۵۰ درصد از بنا تخریب شده بود و بسیاری پیشنهاد تبدیل آن به پاساژ تجاری را مطرح می کردند. این دو برادر تصمیم گرفتند روح تاریخی این عمارت را حفظ کنند. به گفته آنها «احساس کردیم این خانه روحی دارد که باید زنده بماند مرمت این عمارت از سال ۱۴۰۱ آغاز شد و پس از دو سال تلاش بی وقفه و هزینه ای بالغ بر ۲ میلیارد تومان بدون حمایت دولتی در سال ۱۳۰۲ به بهره برداری رسید. در جریان این مرمت برادران زری دوست با پیگیریهای خود موفق به یافتن نوادگان خانواده معاون شدند. نوه ۹۰ ساله این خانواده با شنیدن خبر احیای خانه اجدادی از این اقدام ابراز خرسندی کرد و در روز افتتاحیه در عمارت حضور یافت.

عمارت تاریخی معاون

اکنون عمارت معاونی ها در هنری ترین محله رشت که به گذر صنایع دستی مشهور است با کاربری جدید به حی ات خود ادامه میدهد و به مرکز فروش صنایع دستی تبدیل شده است. متولیان میراث فرهنگی و مدیران این حوزه در استان گیلان پیش از هر چیز باید بدانند پروژه های مرمت و احیای میراث فرهنگی از جمله فرصت ها ی منحصر به فرد سرمایه گذاری در صنعت گردشگری ایران به شمار می‌روند. این پروژه ها ضمن حفظ هویت تاریخ ی میتوانند به اقامتگاههای سنتی موزه ها کافه های فرهنگی و فضاهای آموزشی پربازده تبدیل شوند. بناهایی همچون خانه های تاریخی کاروانسراها حمامها و قلعه های قدیمی به شرط مرمت اصولی و بهره برداری هوشمند.

ظرفیت بالایی برای جذب گردشگر داخلی و خارجی دارند تهیه طرح توجیهی گردشگری برای این پروژه ها شامل بررسی فنی بنا، تحلیل بازار گردشگری منطقه انتخاب کاربری مناسب برآورد هزینه و سودآوری و دریافت مجوزهای مورد نیاز از نهادهای مربوطه همچون میراث فرهنگی محیط زیست و شهرداری است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۰۴ ، ۱۷:۲۲
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

احیای عمارت معاونی ها روایتی در قلب هنری ترین محله رشت

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش حکایت گیلان |محمد صالح زاده دانش آموخته کارشناسی ارشد شهرسازی: در سال های اخیر موج بی اَمان نوسازی شهری و ساخت و سازهای بی رویه بخش وسیعی از یافت تاریخی شهرهای گیلان را در آستانه نابودی قرار داده است.

خانه های قدیمی با معماری منحصر به فرد که روزگاری قلب تهنده فرهنگ و تاریخ این سرزمین بودند یکی پس از دیگری قربانی بولدوزرها و طرح های شهری غیر اصولی شده اند. امروز تنها بخش ناچیزی از این میراث گران بها در گوشه و کنار شهرهای گیلان باقی مانده است. بناهایی که در محاصره آپارتمان‌ها و مجتمع های مسکونی با درهای بسته و در شرایط متروکه در انتظار سرنوشت ی نامعلوم روزگار می گذرانند.

رشت شهری با تاریخ و فرهنگی غنی که روزگاری به معماری بومی و هماهنگ با طبیعت شهره بود. امروز در چنگال نوسازی شهری گرفتار شده است. این شهر که زمانی با خانه های ویلایی در محلات قدیمی کوچه های سرسبز درختان بلند سایه بانهای طبیعی بام‌های سفالی ایوان‌های چوبی پنجره های بزرگ با شیشه های رنگی و حیاط هایی پر از درختان میوه و گل‌های زینتی شناخته میشد. اکنون زیر سایه سیاست‌های نوسازی با انبوهی از سازه های بتنی بی روح مواجه شده است. این روند گسست لجام گسیخته یافت تاریخی و فروپاشی بناهای میراث ی رشت را به دنبال داشته است.

عمارت «میرزا علی معاون با معماری اصیل قاجاری و قدمتی حدود ۱۵۰ ساله بین سالهای ۱۲۶۵ تا ۱۲۷۰ هجری شمسی توسط مرحوم میرزا علی معاون در محدوده کتاب رشت نزدیک سبزه میدان ساخته شد. این عمارت باشکوه با اتاقی در گوشواره سالن اصلی با پنجره ها و درهای چوبی بلند رو به حیاط پشتی و حیاطی مزین به چاه آب حوض مستطیلی کوچک با کاشی‌های آبی قاجاری دیوارهای طاق ضربی و آجر چینی های دندان موشی جلوه ای از هنر و معماری آن دوران را به نمایش میگذارد. مرحوم رضا معاون معروف به «معاون جواهری» از فرزندان میرزا علی و از تاجران برجسته جواهرات در اواخر دوره قاجار سالها در این عمارت ساکن بود. این عمارت که روزگاری مساحتی حدود ۲ هزار متر مربع داشت در گذر زمان و با توسعه شهری به ۳۰۰ متر مربع کاهش یافت و بخشهای زیادی از آن در اثر قطعه بندی و نوسازی از بین رفت.

در سال ۱۳۹۹ برادران زری دوست عمارت معاونی ها را از خانواده شارمی، آخرین مالک آن خریداری کردند. در حالی که حدود ۵۰ درصد از بنا تخریب شده بود و بسیاری پیشنهاد تبدیل آن به پاساژ تجاری را مطرح می کردند. این دو برادر تصمیم گرفتند روح تاریخی این عمارت را حفظ کنند. به گفته آنها «احساس کردیم این خانه روحی دارد که باید زنده بماند مرمت این عمارت از سال ۱۴۰۱ آغاز شد و پس از دو سال تلاش بی وقفه و هزینه ای بالغ بر ۲ میلیارد تومان بدون حمایت دولتی در سال ۱۳۰۲ به بهره برداری رسید. در جریان این مرمت برادران زری دوست با پیگیریهای خود موفق به یافتن نوادگان خانواده معاون شدند. نوه ۹۰ ساله این خانواده با شنیدن خبر احیای خانه اجدادی از این اقدام ابراز خرسندی کرد و در روز افتتاحیه در عمارت حضور یافت.

 

مجید زری دوست میگوید اگر میتوانستم تمام بناهای تاریخی رشت مان را بازسازی میکردم ولی متاسفانه هیچ حمایتی از سوی متولیان دولتی نداریم.

اکنون عمارت معاونی ها در هنری ترین محله رشت که به گذر صنایع دستی مشهور است با کاربری جدید به حی ات خود ادامه میدهد و به مرکز فروش صنایع دستی تبدیل شده است. متولیان میراث فرهنگی و مدیران این حوزه در استان گیلان پیش از هر چیز باید بدانند پروژه های مرمت و احیای میراث فرهنگی از جمله فرصت ها ی منحصر به فرد سرمایه گذاری در صنعت گردشگری ایران به شمار می‌روند. این پروژه ها ضمن حفظ هویت تاریخ ی میتوانند به اقامتگاههای سنتی موزه ها کافه های فرهنگی و فضاهای آموزشی پربازده تبدیل شوند. بناهایی همچون خانه های تاریخی کاروانسراها حمامها و قلعه های قدیمی به شرط مرمت اصولی و بهره برداری هوشمند.

ظرفیت بالایی برای جذب گردشگر داخلی و خارجی دارند تهیه طرح توجیهی گردشگری برای این پروژه ها شامل بررسی فنی بنا، تحلیل بازار گردشگری منطقه انتخاب کاربری مناسب برآورد هزینه و سودآوری و دریافت مجوزهای مورد نیاز از نهادهای مربوطه همچون میراث فرهنگی محیط زیست و شهرداری است. این طرح مسیر

دقیق سرمایه گذاری را مشخص م‌یکند و ریسک‌های حقوقی و اقتصادی را کاهش میدهد.

عمارت میرزا علی معاون نمادی از پیوند گذشته و آینده گواهی است بر اینکه با اراده و همت میتوان میراث تاریخی رشت را زنده نگه داشت. این اقدام تحسین برانگیز هشداری است به وضعیت نگران کننده بناهای تاریخی گیلان نبود عزمی جدی برای حفاظت از این گنجینه های فرهنگی جز وعده های تو خالی نتیجه ای جز فرسایش تدریجی هویت تاریخی شهرهایمان به دنبال نداشته است.

متولیان میراث فرهنگی از استانداری گرفته تا اداره میراث فرهنگی و گردشگری و شهرداری‌ها باید با تدوین سیاست‌ها و برنامه های نوین باززنده سازی معماری گیلا ن و رشت را ترویج کنند بهره گیری از ظرفیت بخش خصوصی که نشان داده توانایی همراهی با نهادهای دولتی در حفظ این آثار ارزشمند را دارد باید به بخشی جدایی ناپذیر از طرح های توسعه هوشمند شهر تبدیل شود.

 

نویسنده: محمد صالح زاده (روزنامه نگار و کارشناس ارشد شهرسازی) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی حکایت گیلان 

انتشار در تاریخ 1 شهریور 1404 

https://hekayatgilan.ir/23745

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۰۴ ، ۱۷:۱۳
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

صنایع تبدیلی، کلید ارزش افزوده روستائیان؛

کشاورزی گیلان از فرصت‌های طلایی بی‌بهره ماند

تفاوت بین شهر و روستا در دوران معاصر، آن چنان شدید است که مقایسه شهرها با روستاها نادرست و کاری عبث است. شهرها دارای تمامی امکانات زیست و در کیفیت بسیار مطلوب‌تر از روستاها قرار گرفته و برخلاف آن در روستاها، ساکنان چنان با مشکلات زیستی مواجه‌اند که از نظر فقدان امکانات زیستی، چهره سکونت‌گاه‌های صدها سال پیش را القا می‌کنند.

 

در چنین شرایطی دو عامل برنامه‌ریزی و مدیریت روستایی و سرمایه‌گذاری در زمینه انواع برنامه‌ریزی‌های روستایی، در مقایسه با سایر عوامل از اهمیت بیشتری برخوردارند؛ بنابراین برای رفع این اختلاف فاحش بین شهرها و روستاها، برنامه‌ریزی همه‌جانبه روستایی بسیار ضروری است.

 

گسترش فعالیت‌های غیرکشاورزی مرتبط و متنوع‌سازی اقتصاد روستاها عامل مهم در ارتقای ارزش افزوده بخش کشاورزی است که با ایجاد اشتغال، افزایش و توزیع متعادل‌تر درآمد، منجر به بهبود سطح زندگی، افزایش رفاه، تأمین کالاها و خدمات ضروری برای ساکنین روستاها شده و نقش مهمی در توسعه مناطق روستایی خواهند داشت.

 

امروزه توسعه روستایی از مباحث مهم در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها بشمار می‌رود و کانون و محور اصلی برنامه‌ریزی‌ها در سطوح ملی، منطقه‌ای و محلی محسوب می‌شود. این فرایند بعنوان سیاستی بنیادین در اغلب کشورهای دنیا زمینه‌ساز توسعه ملی و تولید ناخالص داخلی قلمداد می‌شود.

 

کشاورزی و صنایع روستایی به واسطه نقش و جایگاه انکار ناپذیرشان در ایجاد اشتغال بسیار حایز اهمیت بوده و از سوی دیگر به دلیل ارتباط و پیوند عمیقشان با بخش کشاورزی و خدمات نقش بسزایی در توسعه روستایی نه‌ تنها در مقیاس محلی داشته؛ بلکه در مقیاس کلان نیز اثرگذار بوده‌اند.

 

همچنین سهم قابل‌قبولی را از تولید ملی نصیب نواحی روستایی کرده‌اند. بنابراین صنایع روستایی از شروط اساسی برای توسعه ملی به‌حساب می‌آیند. در این میان بدون شک ایجاد صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی از سودمندترین ارتباطات بین دو بخش صنعت و کشاورزی محسوب می‌شوند.

 

تجارب ۳ دهه گذشته بسیاری از کشورهای توسعه‌ یافته جهان و همچنین برخی از کشورهای آسیایی به‌ ویژه ژاپن، چین، کره جنوبی، اندونزی، مالزی و هندوستان نشان می‌دهد که صنایع تبدیلی و تکمیلی نقش اساسی در فرایند توسعه روستایی این کشورها را بر عهده داشته است.

این روزها فصل برداشت میوه‌های مختلف و پرطرف‌دار تابستانه فرارسیده است. اما گیلان به دلیل عدم شرایط و موقعیت منحصر به فرد و ظرفیت‌های بالقوه در زمینه توسعه کشاورزی به ویژه محصولات باغی با ضعف ساختاری در حوزه صنایع تبدیلی و تکمیلی و عدم وجود سردخانه‌ها برای حفظ و نگهداری محصولات زراعی و راغی و همچنین بسته‌بندی محصولات از فرصت‌های خود به درستی بهره‌برداری نمی‌کند.

 

طبق اعلام سازمان جهاد کشاورزی استان عنوان شد؛ باغداران گیلانی امسال هزار و ۸۹۰ تن توت‌ فرنگی، ۷۵۰ تن محصول ازگیل ژاپنی (انبه) و بیش از ۱۶ هزار تن گوجه‌ سبز (آلوچه محلی) برداشت می‌کنند. در این تکاپو بیش از هر چیز نبود صنایع تبدیلی، تکمیلی، فراوری و بسته‌بندی و نگهداری محصولات کشاورزی به‌عنوان حلقه واسط و زیرساخت اقتصاد کشاورزی و ضرورت برنامه‌ریزی در این حوزه به چشم می‌خورد.

 

در گیلان، علی‌رغم وجود تعداد قابل‌ توجهی از بنگاه‌های کوچک، متوسط و حتی بزرگ، این بنگاه‌ها نتوانسته‌اند در اقتصاد کشور، تولید ناخالص داخلی و ارزآوری صادرات به‌عنوان یک بخش اثرگذار به ایفای نقش بپردازند و با معضلات و مشکلات متعددی روبرو هستند که کاهش توان رقابتی آن‌ها در عرصه داخلی و بین‌المللی را به دنبال داشته است.

 

شناسایی مناطق دارای پتانسیل‌های اقتصادی، به‌ویژه در عرصه تولید و فراوری محصولات کشاورزی و سرمایه‌گذاری هدفمند در مناطق روستایی و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی وابسته به کشاورزی از مباحث مهم در برنامه‌ریزی منطقه‌ای و توسعه روستایی محسوب می‌شود.

 

چرخش و تغییر محور در صنعت کشاورزی یک مفهوم ساده نیست، یک ضرورت برای ایجاد یک سیستم غذایی پایدار و انعطاف‌پذیر است. باید قبول کنیم؛ هر کشور صنعتی روند صعودی اقتصاد ملی خود را با دگرگونی در بخش کشاورزی آغاز کرده است.

 

نویسنده: محمد صالح زاده(دانش آموخته کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی منطقه‌ای)

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ ۲۴ تیر ۱۴۰۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۰۴ ، ۰۱:۳۶
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

ششمین همایش کنکاش های مفهومی و نظری جامعه ایران در بخش پنل استانی با موضوع سالمندی و مهاجرت برگزار گردید؛

موفقیت روزنامه نگار گیلانی در همایش سالانه کنکاش های مفهومی و نظری جامعه ایران

 

موفقیت روزنامه نگار گیلانی در همایش سالانه کنکاش های مفهومی و نظری جامعه ایران

 

ششمین همایش کنکاش‌های مفهومی و نظری درباره جامعه ایران با همکاری انجمن جامعه‌شناسی استان گیلان در محل پژوهشکده گیلان شناسی برگزار شد.

گیل خبر/ مقاله «محمد صالح زاده» روزنامه نگار تحقیقی گیلان با عنوان بررسی آثار و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی مهاجرت ها به استان گیلان در این همایش ملی پذیرفته شد. به گفته این روزنامه نگار گیلانی مقاله از پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد به راهنمایی «دکتر نادر زالی»، مدیر گروه شهرسازی و عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان استخراج شده است.

وی بیان کرد: امروزه مهاجرت‌ها به استان گیلان یک مسئله چند وجهی است که در آینده ابعاد وسیع و هولناکی پیدا خواهند کرد. با توجه به اجرای برنامه ریزی متمرکز و توسعه نامتوازن در کشور، استان گیلان با عدم توسعه‌یافتگی و در پی آن نابرابری‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و همچنین تخریب زیست‌محیطی روبروست. صالح زاده در رابطه با این مقاله ادامه می دهد: مهاجرت‌های برون‌استانی به گیلان به‌شکلی که در سال‌های اخیر انجام شده و رو به گسترش است، امری تازه و ناشناخته بوده به نحوی که امکان پیش‌بینی فرصت و تهدید آن در مقطع زمانی کوتاه، دشوار و امکان ناپذیر است و در یک دهه آینده نیازمند زیرساخت‌ها و بسترهای جدید بوده تا پذیرای مهاجرینی باشند که با شدت گرفتن عوامل دفع ناچار به ترک سرزمین‌های خود بوده‌اند. این پژوهشگر گیلانی در پایان خاطر نشان کرد: این پژوهش به بررسی آثار و پیامدهای مهاجرت های برون استانی به گیلان در ابعاد اجتماعی و فرهنگی با هدف آسیب شناسی در منطقه پرداخته است.

 

 

 

 

 

 

 

پنل ویژه این همایش ملی در استان گیلان با محوریت کنکاش‌های مفهومی و نظری درباره سالمندی، خانواده و مهاجرت با حضور اساتید، جامعه‌شناسان و عوامل اجرایی استان گیلان و مازندران، در روز دوشنبه، ‏۱۹ خرداد ماه ۱۴۰۴ در سالن دکتر رحمدل پژوهشکده گیلان‌شناسی شهر رشت برگزار شد. این همایش در دو پنل کلی با موضوع سالمندی، مهاجرت و خانواده برگزار گردید.
لازم به ذکر است؛ انجمن جامعه‌شناسی ایران هر دوسال یک‌بار، همایشِ «کنکاش‌های مفهومی و نظری جامعه‌ ایران» را برگزار می‌کند. این همایش به ابعاد نظری و مفهومی و همچنین تحلیلیِ جامعه‌ی ایران، توجه دارد. این همایش به ابعاد نظری و مفهومی و همچنین تحلیلیِ جامعه‌ی ایران، توجه دارد. یکی از مهم‌ترین اهداف آن تأمل در باب پیشرفت‌های نظری و نظریه‌پردازی‌هایِ کارآمد با تمرکز در جامعه‌ی ایران و تامل انتقادی در مفهوم پردازی و نظریه سازی در باب جامعه ایرانی، توضیح نظری شرایط معاصر جامعه ایران و واکاوی اندیشه های جامعه شناسانه از جامعه ایران می پردازد.
گفتنی است در حاشیه برگزاری این همایش، انتخابات انجمن جامعه‌شناسی ایران شعبه گیلان نیز برگزار شده است.

 

 

منبع: پایگاه خبری گیل خبر 

انتشار در تاریخ 19 خرداد 1404 

https://gilkhabar.ir/news/i/506865

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۰۴ ، ۲۳:۴۴
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

وجب‌ به‎ وجب گیلان با آمایش سرزمین هدفمند شود؛

بلندمرتبه‌سازی یا تهرانیزه شدن!

نماینده عالی دولت در استان گیلان به‌تازگی، بلندمرتبه‌سازی را به‌عنوان الزام و راهکار در مقابل نابودی اراضی کشاورزی استان مطرح و عنوان کرد: با هماهنگی وزارت راه و شهرسازی، ۲۰ نقطه در استان برای بلندمرتبه‌سازی در نظر گرفته می‌شود. پیش از هر چیز دررابطه‌با این الزام که به‌عنوان راهکاری در استان گیلان مطرح شده باید گفت: ارائه این طرح یا برنامه از سوی مقام عالی دولت در استان با محدودیت در داده‌های کیفی روبروست. این برنامه از ابتدای آن، جدا از سازوکار، چگونگی فرایند و اثربخشی طرح در ذهن گیلانیان بسیار گنگ و مبهم به نظر می‌رسد. اصلا مشخص نیست؛ چه طرح و برنامه‌ای ارائه شده و چه ایده‌ای وجود دارد! حتی از بُعد مکان‌یابی نیز به جز یک مسافت ۱۵۰ کیلومتری از بندر انزلی تا آستارا اشاره خاصی دیگری نشده است.

 

در واقع دراین‌رابطه با کلیدواژه‌هایی مواجه می‌شویم از قبیل؛ کمبود زمین و مسکن، دارایی گیلانیان، مهاجرت، نسل آتی، ساخت‌وسازهای غیرمجاز، و یک‌مرتبه به الزام و راهکار بلندمرتبه‌سازی سوق داده می‌شویم. فارغ از چگونگی اجرای این طرح و همچنین تاثیر مطلوب و غیرمطلوب آن بر مسائل و چالش‌های استان باید گفت: تهرانیزه شدن مسایل عمرانی در استان‌های شمالی هرچند مسیر آسانی است؛ اما تبعات خاص خود را هم در پی خواهد داشت!

 

از بدو آغاز روند بلندمرتبه‌سازی این پدیده همیشه بر لبه تیغ حرکت می‌کرد، از سویی به بسیاری از مشکلات شهری از جمله؛ کمبود زمین، مسکن، بهینه نمودن هزینه تاسیسات شهری، جلوگیری از رشد افقی شهرها و… پاسخ می‌داد، اما از سوی دیگر، پدیدآورنده مشکلات و نارسایی‌هایی مانند افزایش تراکم جمعیتی و ساختمانی، اختلال در تاسیسات زیربنایی و خدمات شهری، تاثیرات نامطلوب کالبدی و محیط‌زیستی و… در فضاهای شهری بود.

 

این روزها که کشور و به فراخور آن استان‌های شمالی از جمله؛ گیلان، مازندران و گلستان با مشکلات و بحران‌های متعددی همچون؛ عدم توازن و تعادل سرزمینی، نابرابری فضایی و اجتماعی، مکان‌گزینی نامناسب جمعیت، صنایع و فعالیت‌ها، بحران و کمبود آب، معضلات شهری و محیط‌زیستی، گسترش ریزگردها، گرانی زمین و مسکن، زمین‌خواری، سرزمین زدایی، تراکم جمعیت در شهرهای بزرگ، تمرکزگرایی شدید، مهاجرت‌های بی‌رویه و لجام‌گسیخته، نابودی روستاها و عدم فعالیت به‌صرفه کشاورزی و…. دست‌وپنجه نرم می‌کند. طبعا پرسشی مطرح می‌شود که علت و منشأ پیدایش این دشواری‌ها، آشفتگی‌ها و چالش در پهنای این سرزمین‌ها کدام است؟! بی‌تردید در این برهه زمانی که ماهیت مسائل و مشکلات نیازمند بررسی و مطالعات عمیق و کارشناسی است، پاسخ به این پرسش کاری سخت و طاقت‌فرسا است.

 

باتوجه‌به اینکه ارائه طرح بلندمرتبه‌سازی در استان گیلان در مواجهه و مقابله با مسائل و چالش‌های منطقه از قبیل؛ مهاجرت و انتقال جمعیتی، تغییرات در کاربری اراضی کشاورزی، نابودی کشاورزی، کمبود زمین برای مسکن و. مطرح گردیده است. ازاین‌رو بایستی در طرح چنین مسائلی بسیار موشکافانه برنامه‌ریزی صورت بگیرد.

از آن‌جایی که مهاجرت‌های برون‌استانی به استان گیلان در سال‌های اخیر از لحاظ ماهیت، شکل و بُعد مسافتی با تغییراتی مواجه است و این نوع مهاجرت‌ها به استان گیلان با بروز بحران آب، آلودگی هوا، افزایش هزینه زندگی در کلان‌شهرها، تغییرات محیط‌زیستی و اقلیمی افزایش قابل‌توجهی را شاهد بوده و مهاجرین برای کیفیت زیست بهتر به این استان مهاجرت می‌کنند. اولین پرسش در رابطه با بلندمرتبه‌سازی که به ذهن خطور می‌کند، این است: آیا مهاجرین در گیلان که اغلب از طبقه متمول جامعه بوده‌اند، حاضرند در برج‌های چندین و چندطبقه سکونت یابند؟

 

اغلب مهاجرین که دارایی ارزشمند گیلانیان را در پلاک‌های مختلف خریداری کرده‌اند، به دلایلی از قبیل؛ فرار از آلودگی هوا، تمرکز بیش از‌اندازه جمعیت، ترافیک، خشکسالی و فرار از آسمان‌خراش در کلان‌شهرها مهاجرت غیردائم به گیلان داشته و طی این انتقال جمعیتی، بکرترین زمین‌ها با چشم‌اندازهای جنگل و کوه و دریا را در روستاهای استان گیلان به تصرف خود درآورده‌اند. در واقع می‌توان گفت: مهاجرت به استان گیلان، یک امر فقط سکونتی برایشان نبوده و تبدیل به‌نوعی سرمایه‌گذاری و سرمایه‌اندوزی شده است. تحرکات جمعیتی اخیر، با انتقال سرمایه از کلان‌شهرهای توسعه‌یافته به‌سوی مناطق روستایی و شهری است.

 

از نیم‌قرن پیش آمایش سرزمین به‌منظور مقابله و مهار آثار و تبعات و مشکلات ناشی از انقلاب صنعتی و ویرانی‌های جنگ جهانی دوم ابداع شد. طرحی با دید کلان و برنامه‌ای جامع که بسیار فراتر از بعضی تدابیر و سازوکارهای فقط پیشگیرانه بوده و بازدارنده و تنظیم‌گر امور سرزمین محسوب می‌شد. در واقع چیدمان منطقی و تعامل ارگانیک و همه‌جانبه ارکان اساسی سرزمین را فراهم می‌کند. این تخصص در برگیرنده اصول، فنون و روش‌های علمی و کاربردی به‌منظور یکپارچه‌سازی، تعادل، توازن، توسعه، تحولات بنیادین و پایدار سرزمین در همه ابعاد کلان مانند؛ فضا، جمعیت، فعالیت و محیط‌زیست است.

 

چهار عامل اصلی تشکیل‌دهنده سرزمین مانند فضا، انسان، فعالیت و محیط‌زیست پیوسته با هم در تعامل هستند. سرزمین‌های جغرافیایی موجودیتی منفعل و ایستا نیستند و خواه‌ناخواه به‌صورت مداوم دگرگون و متحول می‌شوند. ازاین‌رو عقلانیت حُکم می‌کند که تحولات سرزمین‌ها به‌صورت رها شده نباشند و بر اساس مجموعه‌ای از سازوکارها، تدابیر و قدم‌های برنامه‌ریزی‌شده جامع، منسجم و یکپارچه هدایت و محقق شوند.

 

به نظر می‌رسد نظام برنامه‌ریزی هرگز نتوانسته توسعه‌ای همگون با مزیت‌ها و تنگناهای مناطق را محقق سازد و بی‌تعادلی در توسعه منطقه‌ای کشور از آثار و پیامدهای آن محسوب می‌شود؛ بنابراین سیاست‌های کلی پیش از هر چیز می‌طلبند که در سطح کلان به طرح آمایش منطقه‌ای به‌عنوان یک ضرورت در استان گیلان نگاه شود تا وجب‌به‌وجب و متر به متر این منطقه غنی و ارزشمند با برنامه‌ریزی جامع و یکپارچه مدیریت شود.

 

نویسنده: محمد صالح زاده(روزنامه نگار و پژوهشگر مسایل شهری) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۴

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۰۴ ، ۰۰:۱۳
محمد صالح زاده رشتی نژاد