شَهر نوشت های محمد صالح زاده رشتی نژاد

روزنامه نگار - پژوهشگر مسایل شهری

شَهر نوشت های محمد صالح زاده رشتی نژاد

روزنامه نگار - پژوهشگر مسایل شهری

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهرسازی» ثبت شده است

 

 

وقتی شهر دیگر قابل خواندن نیست

کیهان کلهر به‌تازگی در گفت‌وگویی با هم‌میهن از دلبستگی‌اش به دو شهرِ زخم‌خورده سخن گفت؛ کرمانشاه هنوز مخروبه‌ جنگ و تهران، قربانی «بی‌تدبیری و بی‌مسئولیتی». او از ساخت‌وسازهای بی‌قاعده، بریدن بی‌حساب درختان و نابودی فضای سبز چنین گفته است: «انگار خرابی، نه تصادفی، که هدایت‌ شده است.» همین یک جمله کافی است تا دریافت تهران دیگر تنها «ویران» نمی‌شود؛ عمداً از خواندن انداخته می‌شود. 

رولان بارت، «شهر» را یک «متن» می‌دید؛ متنی مادی و چندلایه که با مداخله‌ آگاهانه‌ انسان نوشته و تثبیت می‌شود. برنامه‌ریزان ‌شهر و معماران، در جایگاه نویسنده‌اند و شهروندان، خوانندگان اصلی این متنِ گسترده. متنِ خوبِ شهر باید انسجام، وضوح و خوانایی داشته باشد تا ساکنان‌اش بتوانند مسیرها، نشانه‌ها، خاطرات جمعی و لایه‌های معنایی را به‌درستی رمزگشایی کنند و در آن جهان ‌«زیست» یابند.  

همچنان‌که یک متن ادبی موفق زمانی پدیدار می‌شود که نویسنده با رعایت انسجام، وضوح و خوانایی، امکان «خوانش روان» و درک عمیق را برای خواننده فراهم آورد، شهر نیز نیازمند آن است که تصمیم‌سازان (طراحان و برنامه‌ریزان شهری) و تصمیم‌گیران (مدیران و سیاست‌گذاران شهری) به‌گونه‌ای عمل کنند که شهروندان ــ به‌عنوان خوانندگان اصلی این متن بزرگ ــ بتوانند به سهولت و با تسلط کامل بر «خوانش شهر» فایق آیند. 

وقتی شتابزدگی، سودجویی و بی‌توجهی جای مسئولیت را می‌گیرد، متن شهر از خوانایی به ناخوانایی فرومی‌کاهد. نتیجه‌اش چیزی است که می‌توان «خوانش‌پریشی شهری» نامید: گسست در پیوستگی تجربی، سردرگمی در نشانه‌ها، ازخودبیگانگی ساکنان و فروپاشی گفتمان مشترک شهری. همان‌گونه که متن بد نوشته‌شده، خواننده را فلج می‌کند، شهری‌که با قواعد نشانه‌شناختی و انسانی نوشته نشود، شهروندان‌اش را با متنی بیگانه و آزاردهنده مواجه می‌سازد. 

بارت از پدیده‌ای به‌نام (قرمز شدن بیش از حد نشانه‌ها) سخن می‌گفت؛ وقتی تابلوهای تجاری، رنگ‌های تند و پیام‌های متعارض آن‌قدر زیاد می‌شوند که یکدیگر را خنثی می‌کنند و شهر به هیاهوی نشانه‌شناختی بدل می‌شود. تهران امروز دقیقاً در همین وضعیت است؛ نشانه‌ها فریاد می‌زنند، اما هیچ‌کس چیزی نمی‌شنود. 

وقتی شهر بیش از حد پُر از نشانه‌های تجاری، تابلوهای تبلیغاتی، رنگ‌های تند و پیام‌های متعارض می‌شود، نشانه‌ها یکدیگر را خنثی می‌کنند و شهر به یک «هیاهوی نشانه‌شناختی» تبدیل می‌شود که دیگر قابل خواندن نیست. اینجاست که شهروند دچار نوعی «خوانش‌پریشی شهری» می‌شود. شهروند هنگام راه رفتن، نگاه کردن، خاطره ساختن، عکاسی یا حتی اعتراض به تخریب یا تغییر‌کاربری بنا، در حال «خوانش فعال» و بازنویسی متن شهر است.

ازاین‌رو، شهر تنها وقتی «زنده» است که خوانده شود. شهری‌که با نظم کلاسیک، سلسله‌مراتب واضح، نشانه‌های روشن و خوانایی بصری نوشته شده است (مثل پاریس هوسمان، رم باروک یا اصفهان صفوی). شهروند در آن به‌راحتی «می‌خواند» و احساس تعلق می‌کند. شهری‌که خواننده را به بازآفرینی و دخالت وامی‌دارد، پر از ابهام، چندمعنایی و خلأهای معنایی است(مثل توکیوی پساجنگ یا مراکز شهرهای پسامدرن). این نوع شهر‌ها می‌توانند خلاقیت‌بخش باشند، اما اگر از حد بگذرد به «ناخوانایی» منجر می‌شود. 

صدها تابلوی تجاری، بیلبورد، تابلوهای راهنمایی رانندگی، تابلوهای شهرداری، تبلیغات انتخاباتی، برج‌های بلند با سبک‌های کاملاً متفاوت بدون نماد و نشانه، نام‌گذاری‌های تکراری، قطع ناگهانی محورهای تاریخی، معابر و پل‌های طبقاتی، قطع درختان، دیوارهای بلند، تخریب نماد‌های تهران، پیشروی به حریم و منظر، اقدامات شتابزده و غیراصولی و... با این تفاسیر شهروندان شهر دچار سردرگمی کامل می‌شوند؛ حتی کسانی‌که سال‌ها در تهران زندگی کرده‌اند گاهی نمی‌توانند بگویند دقیقاً در کدام نقطه از خیابان هستند، ساکنان جدید پس از یک سال هنوز برای پیدا کردن خانه خود به GPS نیاز دارند، حس «این‌جا بودن» کاملاً ازبین‌رفته است. تهران دیگر خانه نیست؛ متنی است که ما در آن زندگی می‌کنیم، اما دیگر نمی‌توانیم بخوانیم‌اش. 

کلهر درست می‌گوید؛ حافظه‌ جمعی تهران در حال فروریختن است اما این فروریزی تصادفی نیست. خوانش‌پریشی شهری، بیماری خودبه‌خودی نیست؛ نتیجه‌ی نوشتاری آگاهانه اما ویرانگر است. وقتی کیفیت نوشتاری شهر این‌چنین تنزل کرده، کیفیت زیستن شهروندان تهران به همین نسبت سقوط می‌کند.

 

نویسنده: محمد صالح‌زاده (روزنامه نگار و پژوهشگر مسایل شهری) 

منبع: روزنامه هم‌میهن/ شماره 944 / سال چهارم / یکشنبه 9 آذر 1404 

https://hammihanonline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-23/56325-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۰۴ ، ۱۱:۲۸
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

رشت؛ ایستاده در فراموشی

در کوچه‌های نم‌دار و باران‌خورده رشت، جایی که هر بار باران، خاطره‌ای از کودکی‌ام را زنده می‌کند، ایستاده‌ام و باد خنک گیلان صورتم را نوازش می‌دهد. یادم می‌آید، بچه که بودم، شاید هفت، هشت‌ساله، با مادربزرگم از این کوچه‌ها می‌گذشتیم. او دستم را محکم گرفته بود و من به سقف‌های شیروانی خانه‌های قدیمی خیره می‌شدم؛

رشت؛ ایستاده در فراموشی

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، 

محمد صالح‌زاده-پژوهشگر مسائل شهری:  در کوچه‌های نم‌دار و باران‌خورده رشت، جایی که هر بار باران، خاطره‌ای از کودکی‌ام را زنده می‌کند، ایستاده‌ام و باد خنک گیلان صورتم را نوازش می‌دهد. یادم می‌آید، بچه که بودم، شاید هفت، هشت‌ساله، با مادربزرگم از این کوچه‌ها می‌گذشتیم. او دستم را محکم گرفته بود و من به سقف‌های شیروانی خانه‌های قدیمی خیره می‌شدم؛ سقف‌هایی که باران روی‌شان مثل طبل می‌کوبید و موسیقی زندگی می‌ساخت. آن روزها، رشت برایم مثل یک آغوش گرم بود: حیاط‌هایی پر از شمعدانی‌های قرمز و رازقی‌های سفید، درختان انار و پرتقال و بالنگ و بوی چای تازه‌دم که از پنجره‌های چوبی بیرون می‌زد و صدای خنده خانواده‌ها که کوچه را پر می‌کرد. رشت؛ همیشه همین است: شهر ایستاده میان دو آینه؛ یکی گذشته خیس، یکی اکنون بی‌رنگ. به قول اکبر رادی: هنوز توی این کوچه‌های سنگ‌بست بارانی و خیابان‌های مه‌آلود زندگی جریان و جنب و جوش دارد. از دیرباز، رشت به بارانش، غذاهایش، بازارش، زبان گیلکی و خانه‌های قدیمی مشهور بوده است. روح زنده شمال در کوچه‌هایش، در چایخانه‌هایش، در صدای ملودی بارانش و گفت‌وگوی مردمش جاری است. باران رشت هنوز همان است. نرم، آرام، بی‌هیاهو بر سفال‌های سرخ سر می‌خورد، اما دیگر سفالی نمانده که سر بخورد. خیابان‌های شهر پر شده از ساختمان‌های بلند و بی‌روحی که هرکدام شبیه دیگری‌اند؛ بی‌نام و بی‌خاطره. در کوچه‌پس‌کوچه‌های رشت، شهری که باران‌های مداومش انگار خاطرات را زنده نگه می‌دارد، حس نوستالژی مانند مِهی نرم بر فضا سایه افکنده است. رشت، مرکز گیلان، با خانه‌های قدیمی‌اش که سقف‌های شیروانی و حیاط‌های پر از گل داشتند، زمانی نماد حیات زیست مردم این خطه بود. در دهه‌های گذشته، موج مدرنیزاسیون مانند سیلی خروشان بر این شهر بارید. خانه‌های چوبی و آجری که نسل‌های پیشین در آنها بزرگ شده بودند، یکی پس از دیگری زیر چرخ بولدوزرها فروریختند. جای آنها را آپارتمان‌های بلند و بی‌روح گرفتند؛ ساختمان‌هایی که آسمان را می‌شکافند اما ریشه‌ای در خاک ندارند. این تغییرات، بخشی از روند شهری‌‌سازی گسترده در ایران بود؛ جایی که رشد جمعیت و نیاز به مسکن مدرن، میراث معماری را قربانی کرد. بسیاری از این خانه‌ها، که قدمت‌شان به دوران قاجار می‌رسید، حالا فقط در عکس‌های قدیمی یا خاطرات سالخوردگان شهر زنده‌اند. رشت، شهری که در سال‌های اخیر شاهد توسعه سریع شهری و ساخت‌وسازهای گسترده بوده، همچنان نشانه‌هایی از مقاومت در برابر فراموشی حافظه جمعی را حفظ کرده است. این مقاومت نه در شعارهای رسمی یا پروژه‌های بزرگ شهری، بلکه در خانه‌هایی قدیمی دیده می‌شود که از تیغ بولدوزرها جان سالم به در برده‌اند و با تغییر کاربری به کافه، موزه و گالری به حیات خود ادامه می‌دهند. انگار در رشت، خانه‌های قدیمی به همت جوانان شهر بر آن شده‌اند تا در برابر بتون و آهن مقاومت کنند. درحالی‌که برج‌ها و مجتمع‌های مدرن یکی پس از دیگری قد می‌کشند و بافت سنتی شهر را دگرگون می‌کنند، این خانه‌های قدیمی با معماری منحصربه‌فرد گیلانی، زیر سایه درختان و در میان کوچه‌های باران‌خورده محلات قدیمی در بافت مرکزی شهر، به نمادی از پیوند گذشته و حال تبدیل شده‌اند. صاحبان این کافه‌ها با مرمت و حفظ عناصر اصیل مانند ایوان‌های چوبی، درهای کنده‌کاری‌شده و حیاط‌های کوچک، تلاش کرده‌اند تا این بناها را از نابودی نجات دهند و درعین‌حال، فضایی برای دیدار و گفت‌وگوی شهروندان فراهم کنند. این کافه‌ها فقط محل نوشیدن چای و قهوه نیستند. آنها مقاومت نرم شهری هستند؛ نه علیه توسعه، بلکه علیه فراموشی. رشت امروز بین دو خواسته ایستاده است: پیشرفت اقتصادی و حفظ هویت فرهنگی. این کافه‌ها نه‌تنها مکانی برای نوشیدن چای و قهوه هستند، بلکه به نوعی موزه‌های زنده‌ای به شمار می‌روند که بازدیدکنندگان را با خاطرات جمعی شهر آشتی می‌دهند. در رشت که باران مدامش بخشی از هویت آن است، این خانه‌های بازسازی‌شده میان بتون و آسفالت، یادآوری می‌کنند که توسعه لزوما به معنای محو کامل گذشته نیست. رشت هنوز کاملا تسلیم فراموشی نشده؛ خانه‌های قدیمی‌اش، با تبدیل‌شدن به کافه و گالری، راهی برای ادامه حیات یافته‌اند و نشان می‌دهند که می‌توان میان مدرنیته و میراث، تعادلی انسانی برقرار کرد. رشت امروز، میان توسعه و فراموشی ایستاده و این خانه‌ها، این کافه‌ها، این آدم‌ها، شاهدان خاموش این ایستادن‌اند. گاهی شهر، بیشتر از آنچه می‌بینیم، حرف برای گفتن دارد. شهرها هم حافظه دارند.

 

نویسنده: محمد صالح‌زاده (پژوهشگر مسایل شهری) 

منبع: روزنامه شرق / شماره 5285 / شنبه 29 آذر 1404 

https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-100/1076086-%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۰۴ ، ۱۱:۲۳
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

روایتی از خانه‌های فروخته شده رشت؛

شهرِ بی حیات

در سه‌دهه‌ی گذشته، رشت آرام‌آرام پوست انداخته است؛ عطش بی‌پایان برای پیشرفت، خانه‌ها را یکی یکی بلعید. بولدوزرها آمدند و ویرانه ساختند. خیابان‌هایی که زمانی نفس خانه‌های حیاط‌دار را در خود داشتند، حالا زیر سایه‌ی مکعب‌های بتنی خفه شده‌اند.

 

 بساز و بفروش‌ها مثل موجی بی‌رحم از شمال تا جنوب شهر پیش رفته‌اند، خانه‌های کلنگیِ فروتن یکی‌یکی فرو ریخته‌اند و جای‌شان را به آپارتمان‌هایی داده‌اند که در آن بوی خاک و صدای گنجشکِ حیاط دیگر شنیده نمی‌شود. انگار شهر، در رقابت با زمان و فضا، خودش را از خاطرات پاک کرده و به سازه‌‌‌هایی بی‌روح بدل شده است.

 

خانه‌های بزرگ با حیاط‌های پر از گلدان‌های شمعدانی، رازقی و محبوبه شب که هر کدام فصلی از طبیعت را نشان می‌داد، سقف‌های شیروانی که زیر باران آواز می‌خواندند، و درهای چوبی رنگی که به روی همسایه‌ها باز بود. آن خانه‌ها، با پنجره‌های اُرسی و دیوارهای آجری و درختان نارنج، پرتغال و اَنبه، دیوانه انجیر، انار و … روح رشت بودند. جایی که مادربزرگ‌ها در ایوان می‌نشستند و چای می‌خوردند، و بچه‌ها در کوچه‌ها بازی می‌کردند.

 

اما زمان مثل باران‌های سیل‌آسای رشت، همه چیز را شُست و برد. در دهه‌های گذشته، با موج مدرنیزاسیون و ساخت‌وسازهای بی‌رویه، بسیاری از آن خانه‌های قدیمی تخریب شدند. جای‌شان را آپارتمان‌های بلند و بی‌روح گرفت؛ برج‌های بتنی که آسمان اَبری رشت را بیشتر تیره می‌کند. محله‌هایی مثل ساغری‌سازان، چله‌خانه، خمیران زاهدان، خمیران چهلتن، صندوق عدالت، چمارسرا و … که روزی پُر از خانه‌های ویلایی با باغچه‌های کوچک بودند، حالا پُر از بلوک‌های مدرن شده‌اند. این تغییرات، بخشی از رشد شهر است، اما هویت قدیمی رشت را کم‌رنگ کرده؛ گویی صفحه‌ای از تاریخ شهر پاک شده است.

 

در این دگرگونی شتاب‌زده، رشت از شهری شاعرانه به مجموعه‌ای از برج‌ها و آپارتمان‌های هم‌شکل بدل شد؛ انگار شهر را بلعیده‌اند تا در ازای سودی زودگذر، روحش را بسازند و بفروشند. خانه‌های کلنگی رفتند، و به جایش دیوارهایی قد علم کردند که دیگر چیزی از خاطره و هویت در خود ندارند. میان این خیابان‌های تازه‌ساز، هنوز گاهی بوی گذشته از لابه‌لای یک درِ زنگ‌زده یا پنجره‌ی چوبی باقی‌مانده به مشام می‌رسد – و یادآور روزهایی‌ست که خانه‌ها فقط جای زندگی نبودند، بلکه خودِ زندگی بودند.

 

با این‌حال، در میان این ویرانه‌های مدرن، جزیره‌هایی از گذشته باقی مانده‌اند. بناهای قدیمی که از تیغ تخریب جان سالم به در برده‌، و حالا به پناهگاهی برای نسل جدید تبدیل شده‌اند، نسلی که حتی تجربه زیست در آن خانه‌ها را نداشته، در کوچه‌‌های شهر با توپ پلاستیکی بازی نکرده، و در شهر خاطرات جمعی نساخته است.

 

این گزارش، روایتی از تضاد نسل‌ها در رشت است؛ نسلی که فروخت، نسلی که خانه را ساخت و نسلی که حالا در کافه‌های همان خانه‌ها چای می‌نوشد و حسرت می‌خورد. برای نوشتن این گزارش، نه به دنبال آمار رفتم و نه سراغ طرح‌های جامع شهری. آمده‌ام گوش بدهم؛ به شهر، به آدم‌ها، به ساختمان‌هایی که هنوز ایستاده‌اند و وانمود می‌کنند که چیزی نشده است.

 

باران آرام می‌بارد؛ از آن باران‌هایی که در رشت نه خبر است و نه حادثه، فقط ادامه‌ی زندگی است. رشت هنوز می‌بارد، اما دیگر سقف سفالی نیست که صدایش رویش بپیچد. خانه‌هایی که روزی حوض‌داشتند و بوی خاک نم‌خورده‌شان با صدای شرشر آب می‌پیچید،حالا جایشان را ساختمان‌هایی گرفته‌اند بی‌نام و بی‌خاطره.

 

در دگرگونی شتاب‌زده، رشت از شهری شاعرانه به مجموعه‌ای از برج‌ها و آپارتمان‌های هم‌شکل بدل شد؛ انگار شهر را بلعیده‌اند تا در ازای سودی زودگذر، روحش را بسازند و بفروشند. خانه‌های کلنگی رفتند، و به جایش دیوارهایی قد علم کردند که دیگر چیزی از خاطره و هویت در خود ندارند

 

من، متولد دهه‌ای هستم که هم سقف شیروانی را دیده و هم آسانسور شیشه‌ای را. همیشه میان این دو زمان معلق مانده‌ام. کودکی‌ام در خانه‌ای گذشت که وقتی باران می‌بارید، صدا داشت. نه صدای مزاحم؛ صدای زندگی. اما امروز، در آپارتمانی زندگی می‌کنم که باران فقط از پشت پنجره دیده می‌شود، بی‌صدا، بی‌حافظه. من زیر سقف شیروانیِ کافه‌ قدیمی اَرکاک ایستاده‌ام و به این فکر می‌کنم که اگر باران یک زبان داشت، حتما لهجه‌اش گیلکی بود و پر از مکث و خاطره.

 

پدربزرگ همیشه می‌گفت: «معماری فقط چهار تا دیوار و درب و پنجره نیست؛ تربیتِ آدم است.» او باور داشت سقف‌های شیروانی، آدم را فروتن می‌کنند. می‌گفت وقتی باران را بالای سرت می‌شنوی، یادت می‌ماند که طبیعت از تو بزرگ‌تر است. حالا سال‌هاست رفته، اما هر بار که باران روی چوب می‌کوبد، صدایش را واضح‌تر از هر عکس قدیمی می‌شنوم.

 

رشت، آفخرا، ساعت ۹ صبح

حاج‌کریم، هفتاد و چند سال دارد، پیرمردی که هنوز دل از محله‌ی قدیمی‌اش نبریده، کنار درِ چوبی رنگ‌پریده‌ی خانه‌اش ایستاده و به آسمان نگاه می‌کند و می‌گوید: «باران، هُو بارانه، اَمن عوضَ بوستیم»

 

او با نگاهی غمگین به جدال همسایه‌های روبه‌رویی خیره شده است؛ آن‌ها سر جای پارک به هم پرخاش می‌کنند. او زیر لب می‌گوید:«می‌بینی؟ این شده بساط هر روزه‌ی ما. از وقتی پای این بسازوبفروش‌ها به محله باز شد، هی خراب کردند و هی ساختند. دعواهایشان هم ماند برای ما.»

 

آن ساختمان پنج‌طبقه، خانه‌ی خانواده‌ی کیانی بود؛ از خیرین نامی استان. به فاصله‌ی کوتاهی پس از فوت پدر و مادر، فرزندان که هر کدام در گوشه‌ای از جهان پراکنده‌اند؛ یکی تهران، یکی اتریش و دیگری سوییس. خانه را با همه‌ی وسایلش فروختند. هیچ‌کس نمی‌دانست که هر آجری از این خانه صدا داشت، بچه‌جان… صدای زندگی، صدای خنده‌ی همسایه‌ها. حالا شده زمینی مرغوب برای ساخت‌وساز؛ نه صدا دارد، نه جان.

 

پسرش، ناصر که معاون نوسازی شهرداری یکی از شهرهای گیلان است از راه می‌رسد. انگار حرف‌های همیشگی پدر را شنیده، لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید: «باباجان، دنیا عوض شده. آن خانه‌های قدیمی خرج داشتند؛ آن‌ها که هیچ‌کدام اینجا نبودند، دیوارشان ترک می‌خورد، سقف‌شان می‌چکید… باید می‌فروختندش.»

 

حاج‌کریم آهی عمیق می‌کشد: «فروختند و ساختند، اما روی خاکِ خاطره‌ها.» «این معماری، ریشه‌ ماست. خانه اگر ریشه نداشته باشد، آدم هم ندارد.» ناصر می‌گوید: «شهر نمی‌تواند موزه‌خانه‌های قدیمی باشد، جمعیت بالا رفته، زمین محدود است، اقتصاد هم شوخی ندارد.»

 

از رادیوی اَخته‌فروشی مژده آهنگ دعایی پخش می‌شود: «بیا مَره یاری بِدن، می دیلَه دیلداری بِدن؛ که زندیگی همش غَمه، ای دونیا غم می همدمه»

 

با موج مدرنیزاسیون و ساخت‌وسازهای بی‌رویه، بسیاری از آن خانه‌های قدیمی تخریب شدند. جای‌شان را آپارتمان‌های بلند و بی‌روح گرفت؛ برج‌های بتنی که آسمان اَبری رشت را بیشتر تیره می‌کند. محله‌هایی مثل ساغری‌سازان، چله‌خانه، خمیران زاهدان، خمیران چهلتن، صندوق عدالت، چمارسرا و … که روزی پُر از خانه‌های ویلایی با باغچه‌های کوچک بودند، حالا پُر از بلوک‌های مدرن شده‌اند

 

رشت، گذر خواهرامام، ساعت ۱۲ ظهر

احمد، صاحب یک آنتیک‌فروشی کوچک در گذر قدیمی شهر است؛ از همان مغازه‌هایی که بیش از آن‌که یادآور کسب‌وکار باشند، حال‌و‌هوای موزه دارند. وارد مغازه که می‌شوی، گویی قدم به تونل زمان گذاشته‌ای؛ جایی که هر شیء، داستانی از روزگاران دور در دل دارد.

 

ویترین جلوی دکان، با نظم و ذوقی تحسین‌برانگیز چیده شده است. فرقی ندارد رهگذر کیست یا از کجا آمده و یا به کجا می‌رود، هریک بی‌اختیار چند لحظه‌ای مقابل ویترین می‌ایستند و با شوق به اشیای قدیمی خیره می‌شوند – قفل و درکوب برنجی، چِفت‌های زنگ‌خورده، روزنامه و مجلات زردشده از دهه‌های گذشته، سکه‌های قاجاری، پنجره‌های چوبی، کتیبه‌های سردر، تلویزیون و رادیو لامپی ناسیونال، چراغ سوتکا، ظروف قدیمی، و حتی دوربین پولاروید‌هایی که زمانی مد روز بودند.

 

با احمد که هم‌صحبت می‌شوی، حس می‌کنی یکی از آخرین بازماندگان نسل سخت‌جان دهه‌‌شصتی‌ها روبه‌رویت نشسته است، قهرمان‌هایی که هنوز به پایداری و معنای زندگی باور دارند. بالای دیوار پیشخوان، تابلویی نصب کرده که رویش با خطی خوش نوشته‌اند: «ما را به سخت‌جانیِ خود این گمان نبود.»

 

احمد جامعه‌شناسی خوانده و وقتی حرف از تغییر چهره‌ی شهر می‌شود، با طعمی از دلتنگی می‌گوید: «اینا که آپارتمان می‌سازند، فکر می‌کنند شهر یعنی متر مربع؛ ما اما فکر می‌کردیم شهر یعنی آدم.»

 

 

او اشاره می‌کند به سقف‌های شیروانی و خانه‌های قدیمی که یکی‌یکی جایشان را به نماهای سنگی و رومی بی‌ریخت داده‌اند. برای احمد، این آنتیک‌فروشی تنها شغلی برای گذران زندگی نیست؛ مأمنی است برای حفظ خاطره‌ی جمعی، تلاشی برای آشتی دادن نسل امروز با گذشته، جایی که در آن، تاریخ هنوز نفس می‌کشد.

 

احمد از آدم‌هایی می‌گوید که هر روز سری به دُکانش در گذر خواهر امام می‌زنند؛ رهگذرانِ کنجکاوی که مقابل ویترین می‌ایستند و با نگاهی طولانی، در اشیا خیره می‌مانند. با لبخند می‌گوید: «اینجا همه جور آدم میاد، از پیر و جوان گرفته تا بچه‌های دهه هشتادی… نسل زد!» او مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «من گذشته رو مومیایی نکردم، گذاشتمش پشت ویترین تا نفس بکشه.»

 

از نگاه احمد، رشت امروز شهری است سرشار از تضاد؛ شهری که توسعه به آن رسیده، اما با شتابی ویرانگر. می‌گوید: «توسعه اومده، اما انگار یادش رفته از خودش بپرسه چی رو داره از بین می‌بره.»

 

باورکردنی نیست، اما بچه‌های دهه هشتادی که پا به مغازه‌اش می‌گذارند، بیشتر از همه محو تماشای آن اشیای قدیمی می‌شوند. می‌ایستند، نگاه می‌کنند، سؤال می‌پرسند: «این چیه؟ برای چه زمانیِ؟» احمد می‌خندد و می‌گوید: «انگار دنبال یه چیز گمشده‌ان. توی این اشیای قدیمی، دنبال خودِ گم‌شده‌شون می‌گردن.»

 

باران همچنان روی رشت می‌بارد و من فکر می‌کنم شاید این باران، پلی باشد. پلی که نسل‌ها را به هم وصل کند. در سال‌های پس از دهه‌ی هفتاد، بساز و بفروش‌ها با نقشه‌های تازه به رشت آمدند. خانه‌ها یکی‌یکی فروخته شد. حیاط‌ها، حوض‌ها، درخت‌های نارنج، انار و انجیر و…. حتی نرده‌های چوبی، همه رفتند

 

رشت، کافه‌ها، ساعت ۱۷ عصر

رشت، شهری است که باران در آن فقط خیابان‌ها را خیس نمی‌کند؛ حافظه را هم بیدار می‌کند. میان برج‌هایی که بی‌وقفه بالا می‌روند و خانه‌هایی که آرام‌آرام از نقشه شهر حذف می‌شوند، هنوز فضاهایی باقی مانده‌اند که گذشته را نه به شکل موزه، بلکه در قالب زندگی روزمره حفظ کرده‌اند.

 

درمیان این ویرانی، هنوز چراغ‌هایی روشن است. جوانان رشتی این روزها، آن‌هایی که در آپارتمان‌های بی‌روح بزرگ شده‌اند و با گوشی‌های هوشمند زندگی می‌کنند، به پناهگاه‌هایی پناه می‌برند که بوی گذشته می‌دهد. کافه‌هایی در دل خانه‌های قدیمی، که انگار زمان در آن‌ها متوقف شده. تصور کنید: وارد کافه ترنج می‌شوید در ساغریسازان، کافه چرخ در دانشسرا، کافه ارکاک در گذر حاج نایب رضا، کافه موزه در خیابان معلم، کافه حاج‌آقا بزرگ در بازار، تلفن‌خانه در بازار رضا، زیباسرا و …..

این روند بخشی از جنبش بزرگ‌تر در ایران است، جایی که خانه‌های تاریخی در حال بازسازی به کافه‌ها و فضاهای فرهنگی هستند تا تاریخ را زنده نگه دارند.

 

 

درِ چوبی «کافه قدیم» را که باز می‌کنی، بوی چای و آجر نم‌خورده می‌آید. «میلاد» صاحب کافه است؛ مردی سی‌وچندساله که می‌گوید این خانه بیش از صد سال عمر دارد. می‌گوید: «اگر کافه نمی‌شد، خرابش می‌کردند. من فقط قهوه نمی‌فروشم، زمان می‌فروشم.» در لحنش نه شعار هست، نه ادعا. فقط واقعیتی ساده: برخی از خانه‌های تاریخی رشت، برای زنده ماندن، ناچار شده‌اند تغییر شغل بدهند.

 

افشین، صاحب یکی دیگر از این کافه‌ها می‌گوید: «اگر این خانه را رها می‌کردیم، یا خراب می‌شد یا تبدیل به انبار. ما فقط بهش زندگی دادیم.» «دیوارها ترک دارند، کاشی‌ها کامل نیستند، اما زنده‌اند. اینجا نه موزه است و نه کافه‌ی لوکس. چیزی بین این دو؛ جایی که گذشته اجازه داده نفس بکشد.»

 

مرضیه، صاحب یکی دیگر از این کافه‌های در رشت می‌گوید: این کافه‌ها فقط محل نوشیدن چای و قهوه نیستند. آن‌ها مقاومت نرم شهری هستند؛ نه علیه توسعه، بلکه علیه فراموشی. رشت امروز بین دو خواسته ایستاده است: پیشرفت اقتصادی و حفظ هویت فرهنگی. شاید پاسخ، نه در حذف یکی، بلکه در گفت‌وگوی این دو باشد؛ گفت‌وگویی که در خانه‌های قدیمیِ رشت زنده‌شده، هر روز حتی زیر باران پاییز یا گرمای شرجی تابستان، آرام و بی‌سروصدا در جریان است.

 

کنار پنجره بالایی کافه ارکاک «سارا» به همراه دوستانش نشسته‌اند؛ دانشجویان ترم چهار معماری هستند. گوشی موبایلشان روی میز است، اما نگاهش به سقف چوبی دوخته شده. سارا می‌گوید: «ما این چیزها رو از نو کشف می‌کنیم، برای قدیمی‌ها خاطره‌ست و برای ما تجربه‌ جدیده.» نگار با ناراحتی می‌گوید:«می‌دونی؟ بابام و عموهام همچین خونه‌‌ای رو خراب کردند… و می‌گفتن فرسوده‌اس.

 

حالا من عاشق همین فضام، همین دیوار ترک‌خورده، همین پنجره‌ی ساده.» دوستش لبخند می‌زند: «عجیبه نه؟ پدر و مادرهامون فروختن، ما با حسرتش چای می‌خوریم.» نگار: «دلم برای خونه‌ای تنگ می‌شه که هیچ‌وقت ندیدم.» نسلی که متهم است به بی‌هویتی، حالا در جست‌وجوی ریشه است؛ شاید چون بیش از حد روی بتن بزرگ شده است.

 

صاحب کافه‌‌ای می‌گوید: «مردم دنبال خلوتند، دنبال خاطره، دنبال چیزی که از پدر و مادرشون جا مانده. کافه یعنی خانه‌ی دوم… جایی برای مرهم اون از دست دادن.» «باورتون میشه من در این کافه مشتری دارم، که هر ماه میاد و روی آن میز زیر درخت انار می‌شینه تا رفع دلتنگی کنه. می‌گه سال ۷۷ وقتی مادرش فوت شد، خواهر و برادرا خانه پدری‌شان را فروختند»

 

رشت امروز، شهری است در کشمکش میان گذشته و آینده – جایی که آپارتمان‌ها آسمان را فتح کرده‌اند، اما کافه‌های قدیمی، قلب‌ها را. شاید این حس نوستالژی، پلی باشد میان نسل‌ها: یادآوری این‌که حتی در میان بتن و فولاد، روح گذشته هنوز نفس می‌کشد

 

باران همچنان روی رشت می‌بارد و من فکر می‌کنم شاید این باران، پلی باشد. پلی که نسل‌ها را به هم وصل کند. در سال‌های پس از دهه‌ی هفتاد، بساز و بفروش‌ها با نقشه‌های تازه به رشت آمدند. خانه‌ها یکی‌یکی فروخته شد. حیاط‌ها، حوض‌ها، درخت‌های نارنج، انار و انجیر و…. حتی نرده‌های چوبی، همه رفتند. و حال پدران و مادرانی که خانه‌های پدری و مادری‌شان را فروخته‌اند، اما امروز می‌بینند فرزندانشان ساعت‌ها در همان خانه‌ها قهوه و چای می‌نوشند، و از همان در و پنجره‌ای حرف می‌زنند که خودشان روزی برای فروشش قیمت گذاشته‌ بودند.

 

این‌جا رشتِ رادی است؛ جایی میان رویا و زخم، میان گذشته و اکنون. سقفِ شیروانی‌ها سال‌هاست خم شده‌اند از باران‌های بی‌وقفه.

 

با این‌حال، در میان این ویرانه‌های مدرن، جزیره‌هایی از گذشته باقی مانده‌اند. آنتیک‌فروشی و بناهای قدیمی که از تیغ تخریب جان سالم به در برده‌اند، و حالا به پناهگاهی برای نسل جدید تبدیل شده‌اند. تناقضِ عجیبی است. فرزندان همان وراثی که روزی روح خانه‌ها را فروختند، امروز ساعت‌ها در همین خانه‌ها چای می‌نوشند، موسیقی گوش می‌دهند، و زیر لب می‌گویند: «کاش هنوز خانه‌ مادربزرگ بود…» «کاش هنوز رادیوی لامپی پدربزرگ روشن بود».

 

عجیب‌تر آن‌که حتی نسلی که در آن خانه‌های شیروانی‌دار خاطره نساخته‌اند و از کودکی با گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده، در این فضاها به دنبال چیزی گمشده می‌گردند: ارتباط با ریشه‌ها. آن‌ها دور میزهای چوبی می‌نشینند، چای گیلانی می‌نوشند و در میان دیوارهای کهنه، حس تعلقی را تجربه می‌کنند که در آپارتمان‌های مدرن‌شان نیست.

 

این نوستالژی تلخ و شیرین است. شیرین، چون می‌بینم جوانانی که در بتن بزرگ شده‌اند، حالا در این فضاها نفس می‌کشند و حس تعلق پیدا می‌کنند. تلخ، چون می‌دانم بسیاری از خانه‌ها برای همیشه رفته‌اند. رشت امروز، در کشمکش است: از یک سو، پیشرفت اقتصادی که آپارتمان‌ساز‌ها می‌آورند؛ از سوی دیگر، روح فرهنگی که در کافه‌های قدیمی زنده می‌ماند. این تضاد، یک پل حیاتی است؛ پلی که نسل جدید را به روح اصیل شهر پیوند می‌دهد، یادآوری می‌کند که زیر پوسته‌ی مدرنیته، ضربانِ گذشته هنوز قوی است.

 

خوشبختانه، رشت هنوز به‌کلی تسلیم تیغ فراموشی نشده است. خانه‌های قدیمی، با معجزه‌ای از دگرگونی، شکلی جدید از حیات یافته‌اند؛ آن‌ها از دل گورِ تخریب برخاسته‌اند و اکنون با نام «کافه»، «موزه»، «گالری» و …. راهی برای تداوم خویش یافته‌اند. این امر نشان می‌دهد که میان شتابِ توسعه و حرمت میراث، می‌توان تعادلی انسانی و هنرمندانه برقرار کرد.

 

در شهری که توسعه، بی‌وقفه قد می‌کشد و حافظه، آرام‌آرام عقب می‌نشیند، هنوز می‌توان نشانه‌هایی از مقاومت دید؛ نه در شعارها و طرح‌های کلان‌شهری، بلکه در خانه‌های قدیمی‌ای که از تخریب گریخته‌اند و امروز به زندگی ادامه‌ می‌دهند. رشت امروز، شهری است در کشمکش میان گذشته و آینده، جایی که آپارتمان‌ها آسمان را فتح کرده‌اند، اما کافه‌های قدیمی، قلب‌ها را. شاید این حس نوستالژی، پلی باشد میان نسل‌ها: یادآوری این‌که حتی در میان بتن و فولاد، روح گذشته هنوز نفس می‌کشد. رشت؛ شهری که میان باران، بتن و خاطره ایستاده، و با هر فنجان چای سرو شده در ایوان‌های قدیمی‌اش، فریاد می‌زند که تسلیم فراموشی نشده است.

 

نویسنده: محمد صالح‌زاده (روزنامه نگار) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ 29 آذر 1404 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۰۴ ، ۱۱:۱۹
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

 

در اجلاس سازندگان، توسعه‌گران و طراحان کشور مطرح شد؛

گیلان، بازمانده آخر

بیست‌ و‌ دومین اجلاس سازندگان، توسعه‌گران و طراحان کشور، پنچشنبه ۲۲ آبان ماه به میزبانی گیلان برگزار شد. این رویداد، با شعار «انعکاس میراث» و با تمرکز بر حفظ و احیای میراث معماری بومی در توسعه شهری و اشتراک‌گذاری تجارب شهرسازی در تالار مرکزی شهر رشت برگزار شد.

بیست‌ و‌ دومین اجلاس سازندگان، توسعه‌گران و طراحان کشور با حضور چهره‌های شاخص مدیریتی در سطوح ملی، مقامات استانی و محلی، اساتید برجسته دانشگاهی و جوامع تخصصی و علمی در حوزه معماری و شهرسازی، سازندگان شاخص از سراسر کشور، سازندگان پروژه مسکونی و تجاری و تفریحی در استان گیلان و مناطق آزاد، شرکت‌های فعال در حوزه گردشگری ساحلی، فروشگاه‌ها و نمایندگی‌های محصولات ساختمانی شاخص گیلان، شرکت‌های تولید و تامین‌کننده مصالح ساختمان در شرایطی در اواخر هفته گذشته به میزبانی استان گیلان در شرایطی برگزار شد که در طی این مدت با اتفاقات و حاشیه‌ها و انتقادات تندی همراه شده بود.

 

در ابتدای این اجلاس، «سعید ظریف» مدیر مجتمع صما و دبیر بیست و دومین دوره اجلاس، در مورد ماهیت و اهمیت این رویداد گفت: در این اجلاس که با محوریت انعکاس میراث است درباره آینده معماری این سرزمین گفت‌وگو می‌شود.

وی با بیان این‌که پیام ما در این رویداد روشن است اظهار کرد؛ معمار مسئول، میراث را انعکاس می‌دهد. ما اینجا نیستیم که بگوییم ساخت نکنید؛ این‌جا هستیم تا بگوییم بهتر بسازید. همان‌طور که در کمپین «نما و هویت شهرمان» در ۲۲ منطقه تهران و کلان‌شهرهای کشور نشان دادیم، که با آموزش و گفت‌وگو می‌توان کیفیت ساخت‌‌وساز را به شکل ملموسی ارتقا داد.

 

وضع قوانین و مقررات در مقابل اسکان بی‌رویه جمعیت
«میرمحمد غراوی»، معاون عمرانی استانداری گیلان نیز با تاکید بر لزوم اجرای قوانین و مقررات حاکم در کشور که طرح‌های توسعه را هدایت می‌کنند خطاب به جامعه متخصص در اجلاس اظهار کرد: از طرح‌های آمایش سرزمین تا مقررات و ضوابط ساخت‌‌وساز که در مراجع ملی تصویب می‌شود و هم‌چنین مقررات مدیریت شهری و روستایی برای صدور پروانه ساختمانی، الگوها و میراث‌فرهنگی باید در طراحی‌ها مدنظر قرار گیرد.

 

وی در ادامه اذعان کرد؛ این قوانین و مقررات، ما را به هدف نهایی نرسانده است. بررسی توسعه در برخی کشورهای دیگر حتی کشورهای مسلمان حاشیه خلیج‌فارس یا سایر نقاط نشان می‌دهد که متاسفانه ما بسیار عقب‌تر از آن‌ها هستیم. درحالی‌که آن‌ها مقرراتی وضع می‌کنند که برای نسل‌های آینده اندیشیده شده و این مقررات را به نسل فعلی و فرزندان‌شان آموزش می‌دهند و همه از آن تبعیت کرده و اجرا می‌کنند. در کشور ما، نقض قوانین در ساخت‌ و سازها به حدی شایع شده که اغلب معماران و طراحان ناچارند نظر کارفرمایان را اولویت دهند و اجرا کنند؛ در حالی که در کشورهای دیگر، چنین نیست.

 

میرمحمد غراوی: نقض قوانین در ساخت‌‌وسازها به حدی شایع شده که اغلب معماران و طراحان ناچارند نظر کارفرمایان را اولویت دهند و اجرا کنند؛ درحالی‌که در کشورهای دیگر، چنین نیست

 

غراوی با توجه به نقش طراحان معماری بیان کرد: ما در بخش دولتی نیز سازنده خوبی نبوده‌ایم و آن‌چه ساخته‌ایم، اغلب مقبول مردم واقع نشده. بخش خصوصی باید این ظرفیت‌ها و الگوهای مهم را مدنظر قرار دهد و در برابر کارفرمایانی که انتظارات غیراستاندارد دارند(مانند پلان‌های خاص)، مقاومت کند. تسلیم کارفرمایان نشوید؛ معیارها و استانداردها را در اولویت قرار دهید.

 

معاون عمرانی استانداری گیلان، یکی از راه‌حل‌های کنترل مهاجرت به استان‌های شمالی را وضع قوانین و مقرراتی عنوان کرد تا اسکان بی‌رویه جمعیت محدود شود و ورود به استان تنها برای گردشگران موقت که برای گذران اوقات فراغت می‌آیند مجاز باشد.

 

ایجاد تعادل میان جریان قدرتمند توسعه و حفظ کیفیت‌های محیطی
«حبیب‌الله طاهرخانی»، معاون وزیر راه و شهرسازی نیز در سخنانی با محوریت توسعه بیان کرد: امروزه با جریان گسترده و نوظهور توسعه‌ای مواجه‌ایم که ریشه در دشواری‌های سرزمینی دارد. مردمی که به تصور در اَمان ماندن از عوارض نامطلوب توسعه در برخی از مناطق، به مهاجرت بین‌استانی روی می‌آورند و این گرایش به‌ویژه به سمت شمال شدت گرفته است.

وی افزود: این جریان توسعه از سویی با سبک زندگی «خانه‌ی دوم» تشدید شده است؛ جایی که افراد برای رهایی از دغدغه‌های کلان‌شهری و مشکلات شهرهای بزرگ، مکانی اختصاصی برای تعطیلات آخر هفته یا ایام فراغت می‌جویند. گرایشی که از دیرباز وجود داشته و اکنون به اوج رسیده است. از سوی دیگر، توسعه‌ی گردشگری به‌عنوان نیاز نوین انسانی، با تمایل به سفر، تماشای طبیعت و بهره‌مندی از زیبایی‌ها، فشار مضاعفی بر این پهنه شمال کشور وارد می‌کند.

 

او با اشاره به ناکارآمدی توسعه‌ی زیرساختی در برابر هجوم خودروهای شخصی، ترافیک را مشکل اساسی شهرهای شمالی دانست که در تعطیلات به اوج می‌رسد. راه‌حل پیشنهادی‌ وی هدایت مردم از تملک زمین به استفاده از اماکن گردشگری و تقویت حمل‌ونقل عمومی بود تا تعادل میان توسعه و منابع طبیعی برقرار شود.

 

حبیب‌الله طاهرخانی: چالش اصلی، ایجاد تعادل میان این جریان قدرتمند توسعه و حفظ کیفیت‌های محیطی سرزمین است. بدون برنامه‌ریزی هدفمند، نتایج مخربی در شهرنشینی و مخاطرات محیط‌زیستی پدید خواهد آمد

 

طاهرخانی مقاومت سخت را ناکارآمد خواند، اما تأکید کرد: نباید اجازه داد عرصه‌های طبیعی و زمین‌های کشاورزی تخریب شوند. معاون وزیر راه و شهرسازی هشدار داد: چالش اصلی، ایجاد تعادل میان این جریان قدرتمند توسعه و حفظ کیفیت‌های محیطی سرزمین است. بدون برنامه‌ریزی هدفمند، نتایج مخربی در شهرنشینی و مخاطرات محیط‌زیستی پدید خواهد آمد.

 

احداث شهرهایی زیست‌پذیر، هویت‌بخش و خاطره‌ساز
«پیروز حناچی»، شهردار اسبق تهران، نیز در سخنانی با محوریت کیفی‌سازی قلمروی‌ عمومی بیان کرد: توسعه شهری ما باید از الگوی ساده «بساز و بفروشی» فراتر رود و به سوی کیفی‌سازی واقعی حرکت کند؛ این ضرورتی روشن و ملموس است.

 

وی وظیفه معماران را «مدیریت خردمندانه فضای سرزمین» دانست. روح این عبارت باید راهنمای ماموریت‌ها باشد. ما در سرزمینی کهن و تمدن‌ساز زندگی می‌کنیم؛ بسیاری از بحران‌های معاصر از جمله بحران آب و ناترازی انرژی، ریشه در شیوه برخوردمان با منابع خدادادی دارد.

مدیر اجرایی اسبق کشور تصریح کرد: کتیبه بیستون، که بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارد، نشان می‌دهد؛ حتی داریوش در آغاز حکومتش، سرزمین را از سه تهدید اصلی نجات داد: دشمن، دروغ و خشکسالی. خشکسالی نه پدیده‌ای نوظهور، که واقعیتی تاریخی بوده که نیاکانمان آموختند با آن زیست کنند.

 

شهردار اسبق تهران افزود: قلمرو عمومی، آن بخش از فضای شهری است که امکان حضور عادلانه همه شهروندان را فراهم می‌کند، میدان‌ها، پارک‌ها، گذرگاه‌ها و خیابان‌های اصلی.

 

این قلمرو، فصل مشترک سه نیروی اصلی شکل‌دهنده شهر است: اقتصادی، اجتماعی و سیاسی. هنگامی که این سه نیرو متعادل باشند، فضای ساخته‌شده شهری نیز متعادل خواهد بود؛ اما ناهنجاری‌ها زمانی عیان می‌شود که یکی از این نیروها منافع دیگران را نادیده بگیرد مانند ساخت مجتمع‌های تجاری عظیم بدون پارکینگ کافی که برای حوزه نفوذ خود مشکل‌ساز شده‌اند.

 

پیروز حناچی: می‌توانیم با الهام از میراث خود و درس‌آموزی از تجربیات جهانی، شهرهایی بسازیم که نه تنها زیست‌پذیر، بلکه هویت‌بخش و خاطره‌ساز باشند. شهرهایی که قلمرو عمومی‌شان، روح واقعی تمدن ایرانی را در عصر حاضر بازتاب دهد

 

حناچی یادآور شد: ارتقای کیفیت قلمرو عمومی نیازمند شناخت دقیق مولفه‌های کیفی آن است: دسترسی همگانی (برای همه سنین و توانمندی‌ها)، امنیت (نه صرفا پلیسی، بلکه ایجاد نقاط امن طبیعی)، خوانایی، تعامل اجتماعی، پایداری محیطی، انطباق‌پذیری، مقیاس انسانی، خلاقیت و جاذبه بصری. مکانیسم‌های اجرایی نیز شامل مدیریت منسجم، مشارکت مردمی با حضور بخش خصوصی، تدوین قواعد راهنما، رعایت استانداردها و تأمین منابع پایدار است.

 

وی با اشاره به کشور انگلیس در خلق قلمروهای عمومی موفق تصریح کرد: می‌توانیم با الهام از میراث خود و درس‌آموزی از تجربیات جهانی، شهرهایی بسازیم که نه تنها زیست‌پذیر، بلکه هویت‌بخش و خاطره‌ساز باشند. شهرهایی که قلمرو عمومی‌شان، روح واقعی تمدن ایرانی را در عصر حاضر بازتاب دهد.

 

سیستم‌های محلی ماندگار به کمک و با مشارکت ساکنان
«ترانه یلدا» شهرساز و کنشگر شهری یکی دیگر از سخنرانان ویژه در بیست و دومین اجلاس سازندگان بود.
وی با اشاره به یادداشت اخیرش در روزنامه شرق اظهار کرد: در سال‌های اخیر با شدت‌گرفتن بی‌آبی در برخی از نقاط کشور، گیلان سرسبز و نمناک که تا همین اواخر توانسته بود از دست‌اندازی مصون بماند و هویتش را حفظ کند.

وی اضافه کرد: گیلان اگرچه می‌دانست اجل به‌زودی به سراغش خواهد آمد؛ اما خود را برای تسخیر و غارت شالیزارهایش آماده نکرده بود. با توجه به گرایش‌های اخیر برای ساخت‌‌وساز در این استان، برای ترسیم چشم‌اندازهای آینده نزدیک در گیلان، تنها به نکته‌ها و مصائب موجود و بعضا به چاره‌های ممکن اما بعید و عاقلانه‌تر اشاره می‌کنم.

 

یلدا افزود: اصولا وقتی از توسعه پایدار صحبت می‌شود، منظور تعارف نیست، بلکه ایجاد همین سیستم‌های محلی ماندگار به کمک و با مشارکت ساکنان است: شبکه‌های خدماتی با رعایت اصول محیط‌زیستی، حفظ فضاهای سبز موجود و فدا نکردن آن‌ها برای ساخت‌وسازهای حجیم بتنی، پایش تأثیر این اقدامات در نتایج مشهود به‌طور مستمر.

 

ترانه یلدا: وقتی از توسعه پایدار صحبت می‌شود، منظور تعارف نیست، بلکه ایجاد همین سیستم‌های محلی ماندگار به کمک و با مشارکت ساکنان است: شبکه‌های خدماتی با رعایت اصول محیط‌زیستی، حفظ فضاهای سبز موجود و فدا نکردن آن‌ها برای ساخت‌‌وسازهای حجیم بتنی، پایش تاثیر این اقدامات در نتایج مشهود به‌طور مستمر

 

وی با اشاره به اظهارات یک معمار گیلانی در خصوص لزوم احداث شهرک‌های اقماری در استان تصریح کرد: مهم‌ترین کار در احداث شهرک‌های اقماری برنامه‌ریزی‌شده برای شهرهای گیلان، تمرکز روی انرژی‌های تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی و تمرکز بر تجهیزات هوشمند، بازیافت آب‌های خاکستری برای امور غیرشرب و اصولا توجه بیشتر به ساختمان‌های صفرانرژی و صفر زباله است.

 

پس از انتقادات برخی از فعالان شهری، معماری و محیط‌زیستی در استان گیلان به این اجلاس، پنل ویژه (بحران؛ وضعیت؟) با ارایه عماد ثروتی(منتقد معماری)، سینا لطف‌پور(شهرساز و پژوهشگر توسعه شهری) و بابک عبدالغفار(معمار) برگزار شد.

 

گیلان در بحران زباله
«عماد ثروتی» معمار درباره عنوان این پنل بیان کرد: عنوان پنل را «پنل انتقادی» گذاشته بودیم، زیرا واقعا می‌خواهیم انتقاد کنیم. به همین دلیل، نام پنل را «بحران؛ وضعیت؟» انتخاب کردیم. تمام صحبت‌های من با شما در این پنل درباره حس تعلق خاطر است، اما پیش از پرداختن به حس تعلق و آنچه در بحران‌های ما رخ داده، نیاز به پیش‌زمینه‌ای داریم تا بحران را بشناسیم و آن را بپذیریم.

این معمار گیلانی افزود: ما اینجا در یک فاجعه زندگی می‌کنیم. بحران، نام دیگر واقعیت است؛ نه حادثه است و نه شایعه. وی با ارائه تصاویری از سایت زباله سراوان و درگیری مردم با انواع بیماری‌های پوستی و گوارشی ادامه داد: بحران یک درمان نیست، بلکه درمان زیست است. به مشکلات و بیماری‌های پوستی مردم گیلان نگاه کنید و بپذیرید که در بحران است. اِنکار بحران، خود بحرانی بزرگ‌تر است. مشروعیت‌بخشی به بحران، یعنی به رسمیت شناختن واقعیت.

 

عماد ثروتی با ارایه تصویری از کودکان مبتلا به سرطان در بیمارستان ۱۷ شهریور اظهار کرد: میزبان آماده نیست. بحران، دعوتی پنهان به بازنگری است؛ نه پایان، بلکه لحظه اقرار به واقعیت. پذیرش بحران یعنی پذیرش مسئولیت. نباید از بحران طفره رفت؛ بحران را باید پذیرفت و از تفکر، راه نجات را یافت. ما بحران را زندگی می‌کنیم و نباید به راحتی از کنار آن بگذریم. باید بپذیریم که گیلان در بحران است. ارائه من از بحران تا تعلق، و از تعلق تا ماندگاری است.

 

افزایش حس تعلق، کلید حل بحران است. عدم تعلق در گیلان، حاصل گسست میان فضا و مردم است. حس تعلق جایی است که برای خودتان باشد؛ جایی که وقتی در آن هستید، برایتان آشناست، تمام فضا را می‌شناسید و می‌فهمید، و فکر می‌کنید اگر نباشد، چیزی از شما کم است. حس تعلق، پیوندی عاطفی و شناختی به مکان است؛ تبدیل مکان به بخشی از خود.

 

این منتقد معمار ادامه داد: تعلق، یک نیاز بنیادین انسانی است؛ زیربنای پایداری اجتماعی و کلید بازسازی آن. بازگرداندن حس تعلق، بازگرداندن شهر و شهروندی است. اگر حس تعلق از بین برود یا کاهش یابد، انسان از شهر و شهر از معنا تهی می‌شود؛ شهر دیگر زیست‌گاه نیست، بلکه صحنه گذر است.

 

کاهش حس تعلق، پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و هویتی دارد: فروپاشی اجتماعی، بی‌اعتمادی در مردم، گسست تاریخی و نسلی، همسان‌سازی فرهنگی، از بین رفتن نمادها و آیین‌ها، تولید فضاهای بی‌هویت، قطع پیوند انسان و محیط طبیعی، و حتی افسردگی‌های روانی.

 

عماد ثروتی: میزبان آماده نیست. بحران، دعوتی پنهان به بازنگری است؛ نه پایان، بلکه لحظه اقرار به واقعیت. پذیرش بحران یعنی پذیرش مسئولیت. نباید از بحران طفره رفت؛ بحران را باید پذیرفت و از تفکر، راه نجات را یافت

 

وی اظهار کرد: گیلان با زخم‌هایی روبروست، اما زیر این زخم‌ها، قلبی همچنان می‌تپد: حس تعلق. باور کنید حس تعلق در ما نمرده است؛ در همه اقشار مختلف گیلانی و در همه کسانی که زیست در اینجا را تجربه کرده‌اند، این حس زنده است. باور کنید که بحران را می‌توان به تعلق وصل کرد و تعلق را به ماندگاری. بحران هست؛ بپذیریم که بحران است. با پذیرفتن بحران، تازه کار آغاز می‌شود و می‌توان فکر کرد و برنامه‌ریزی کرد تا از فجایع بیشتر جلوگیری شود.

 

میزبان آماده نیست
«سینا لطف‌پور»، شهرساز و پژوهشگر توسعه شهری، نیز به عنوان سخنران پنل (بحران؛ وضعیت؟) گفت: حرف‌های من شاید خوشایند نباشد. پنلی که خدمت شما هستیم، از یک حیث با دیگر سخنرانان تفاوت دارد. شاید ما را به عنوان نماینده‌ی خود نپذیرید، اما ما نماینده‌ی عده‌ای از مردم گیلان هستیم که نسبت به استان دغدغه‌مندیم.

ابتدا دو پرسش اساسی مطرح می‌کنم: چرا باید نگران باشیم؟ نگران چه چیزی باشیم؟ برای پاسخ، عکسی از مجله‌ی گل‌آقا نشان می‌دهم؛ تصویری که مشکلات را آشکار می‌کند، اما هم‌چون آن کاریکاتور، صدای واقعی فاجعه را نمی‌توانیم بشنویم. مشکلات گیلان چیست؟ زمین، تغییرات اقلیمی، آب، آلودگی هوا و خاک، تخلفات ساختمانی و هرج‌ و مرج معماری، مرگ اکوسیستم‌های کهن، و مدیریت ناکارآمد پسماند. وضعیتی که در آن به سر می‌بریم، پارادوکسیکال و متناقض‌نماست.

 

وی افزود: وقتی نفی فرد با نفی جامعه در تضاد قرار می‌گیرد، کدام را برگزینیم؟ پاسخی نمی‌خواهم؛ شاید خود من هم در دام این تناقض افتاده‌ام. بسیاری اسیر این وضعیت‌اند. در آینه بنگرید: چه زمانی از نفی شخصی‌ام گذشته‌ایم تا نفی عمومی جامعه را بپذیریم؟ لذت آنی یا دستاورد بلندمدت؟ لذت آنی، فروش زمین و چند برابر کردن قیمت شالیزار؛ اما دستاورد بلندمدت چیست؟ کاهش اراضی کشاورزی، از دست رفتن امنیت غذایی، تخریب هویت فرهنگی، و زنجیره‌ای از فجایع که وضعیت کنونی ما را توصیف می‌کند.

 

سینا لطف پور: بسیاری از واژه‌ها را کج‌فهمیده‌ایم. گیلان، آخرین بازمانده‌ی زنده است که تهدید «تمام شدن» آن را در بر گرفته به خاطر کسانی که سوار اسب می‌شوند، اما اسب‌سواری بلد نیستند. ما قرار است میزبان باشیم؟ حال میزبان برای مهمان مهم نیست؟ وضعیت میزبان را بنگرید. میزبان آماده نیست

 

این پژوهشگر توسعه‌شهری یادآور شد: ما برای دید به دماوند، بر دامان کوه خانه ساختیم، اما همین دید، کوه را نابود کرد. برای آب‌وهوا و طبیعت به مازندران هجوم بردیم، ویلا ساختیم، اما اکنون نه آب‌ و هوایی مانده، نه طبیعتی نه آبی. تمام معضلات شیفت‌شده‌ی تهران را در مازندران می‌بینیم. ببینید علتی که سبب تولد پدیده‌ای می‌شود، می‌تواند مرگ آن را نیز رقم بزند.

 

هجوم به گیلان، من عمدا واژه‌ی «هجوم» را به کار می‌برم، زیرا مقیاس آن فراتر از ظرفیت است که ناشی از فرهنگ خوب مردم گیلان، آب‌وهوای دلپذیر و طبیعت بکرش است. اما اگر همین مردم خوب سراسیمه شوند و دچار اضطراب اجتماعی گردند، خوبی‌شان از میان می‌رود. اگر ترافیک فزاینده شود، آب‌وهوا نابود شود، و مصرف آب از تعادل خارج شود، این ناترازی‌ها به بحران آب گیلان نیز سرایت خواهد کرد. همه‌ی عواملی که گیلان را جذاب کرده‌اند، اکنون آن را به سوی مرگ سوق می‌دهند.

 

وی با یادآوری سریال “بازم مدرسم دیر شد” عنوان کرد: این سریال، داستان ماست: هر روز اتفاقی تکراری می‌افتد و باز هم مدرسش دیر می‌رسد. چرا؟ چون مساله تکراری است، اما راه‌حل نباید تکراری باشد. اگر راه‌حل تکراری بود، مساله حل می‌شد و دیگر تکرار نمی‌شد. مسیری که مساله را ایجاد کرده، نمی‌تواند راه‌حل آن باشد. ما هر روز مدرسه‌مان دیر می‌شود: باز هم ناترازی داریم، باز هم فرونشست زمین، باز هم کمبود آب، جیره‌بندی برق و باز هم به مدرسه مان دیر می‌رسیم.

 

لطف‌پور خاطر نشان کرد: دردسر بزرگ‌تر، تعبیر نادرست واژه‌هاست؛ کج‌فهمی مفاهیم کلیدی. تا به حال راهنمایی دیده‌اید که چراغ راهنمای چپ بزند و به راست بپیچد؟ من دیده‌ام: کسی از «توسعه‌ی پایدار» سخن می‌گوید، اما اصل پایداری محیط زیست را نابود می‌کند. کسی از «اقتصاد مولد» حرف می‌زند اقتصاد مولد یعنی تولید کشاورزی، امنیت غذایی، همین چیزی که گیلان دارد، اما با ساخت‌وسازهای غیرمجاز و تغییر کاربری‌ها از دست می‌رود.

چرا باید نگران باشیم؟ به خاطر همه‌ی این‌ها: اشتغال‌زایی پایدار در کشاورزی و صنایع تبدیلی و دستی، در برابر بساط موقتی صنعت ساختمان. یا واژه‌ها را درست درک نکرده‌ایم، یا هم‌چون آن راهنما، چپ می‌زنیم و راست می‌رویم؛ حرف خوب می‌زنیم، اما خوب عمل نمی‌کنیم. توسعه‌ی پایدار، مفهومی انتزاعی یا شعار انتخاباتی نیست؛ به توان اکولوژیک محیط گره خورده است یعنی ظرفیتی محدود.

 

ظرف ما گنجایشی معین دارد: ماشین برای پنج نفر ساخته شده؛ شش یا هفت نفر را شاید تحمل کند، هشت نفر به ماشین آسیب می‌زند، نه نفر به خودمان، و ده نفر دیگر ماشین را متوقف می‌کند. این همان ظرفیت اکولوژیک منطقه است. ما بسیاری از واژه‌ها را کج‌ فهمیده‌ایم. گیلان، آخرین بازمانده‌ی زنده است که تهدید «تمام شدن» آن را در بر گرفته به خاطر کسانی که سوار اسب می‌شوند، اما اسب‌سواری بلد نیستند. ما قرار است میزبان باشیم؟ حال میزبان برای مهمان مهم نیست؟ وضعیت میزبان را بنگرید (تصویر سراوان را نشان می‌دهد). میزبان آماده نیست.

 

شمال زدگی آفت طبیعت گیلان
«بابک عبدالغفار»، (معمار)، نیز به‌عنوان سخنران پنل (بحران؛ وضعیت؟) گفت: مخاطب اصلی شک و تردید من، نه برگزارکنندگان این مجموعه، همایش یا رویداد، بلکه یک نیروی عظیم‌الجثه و پنهان است که پشت قوانین شهری کمین کرده و خود را برای ساخت‌وسازهای گسترده، آن‌هم زیر لوای رمز و راز «توسعه» گرم می‌کند. توسعه، بی‌تردید، یکی از مهم‌ترین مفاهیم معاصر است که به شدت به لجن کشیده شده و از آن به عنوان ابزاری برای توجیه هر نوع رویداد و پروژه‌ای سوءاستفاده می‌شود.

عبدالغفار افزود: ما ظاهرا قصد داریم رشت را به یک تهران کوچک‌تر، اصفهان کوچک‌تر یا مشهد کوچک‌تر تبدیل کنیم. حالا نوبت رشت رسیده است. آن نیروی غول‌پیکر، دقیقاً همان است که پای خود را روی گلوی شما گذاشته و از اتوبان قزوین تا قلب رشت، در حال ساخت برج‌های هرمس، هرمس و هرمس است.

 

ببینید، منظور من اصلا معمار این پروژه نیست. به نظر من، کسی که می‌سازد و سکوت می‌کند، بسیار ارزشمندتر از کسی است که فقط حرف می‌زند و هیچ‌چیز نمی‌سازد. بنابراین، این فرد برای من محترم است، حتی اگر ساخت‌وسازش ناقص یا مخرب باشد. او در حال ساختن است، هرچند که خراب هم می‌سازد، و حتی همین ساخت‌وساز ناقص، به عقیده من، منافعی پنهان در خود دارد.

 

بابک عبدالغفار: مخاطب اصلی شک و تردید من، نه برگزارکنندگان این مجموعه، همایش یا رویداد، بلکه یک نیروی عظیم‌الجثه و پنهان است که پشت قوانین شهری کمین کرده و خود را برای ساخت‌ و سازهای گسترده، آن‌ هم زیر لوای رمز و راز «توسعه»، گرم می‌کند

 

این معمار منتقد ادامه داد: این‌ها صرفا ظاهر ماجرا هستند؛ تصمیم‌گیری‌های بسیار جدی و عمیقی پشت این صحنه نهفته است که اصل موضوع را تشکیل می‌دهد. اتفاقی که کلید آن اساسا از ۵۰ تا ۶۰ سال پیش زده شده است: عارضه‌ی «شمال‌زدگی». این پدیده ریشه در این باور دارد که از تهران به عنوان پایتخت، باید ساختاری عمودی و متمرکز را بر تمام کشور تحمیل کنیم؛ درحالی‌که شمال ایران را صرفا به عنوان مکانی برای تفریح و خوش‌گذرانی می‌پنداریم.

 

در دو تا سه سال اخیر، بحث رشت به طور جدی مطرح شده و با ترندهای شهری که در فضاهای مختلف شکل گرفته، شاهد برجسته‌شدن بازار رشت هستیم. بازار رشت و میدان شهرداری آن، مدام با تصاویر جذاب و نوستالژیک در رسانه‌ها ظاهر می‌شوند؛ تصاویری که نشان‌دهنده‌ی خوش‌گذرانی و حس نوستالژیک هستند. اما با ردپای نوستالژی، می‌توان به راحتی مردم را فریب داد و از آن‌ها کاسبی کرد.

 

وی هم‌چنین تصریح کرد: در پوستر صفحه‌ی اول این اجلاس، کلماتی به نظرم کلیدی و مهم می‌آیند: «اجلاس سازندگان و طراحان». در واقع، این عنوان نشان‌دهنده‌ی رویکردی است که در آن، ابتدا می‌سازیم و سپس طراحی می‌کنیم. کلماتی مانند «گفت‌وگو»، «آینده»، «معماری گیلان»، «دو روز»، و «صنعت ساختمان».

دستاورد این دو روز چه می‌تواند باشد؟ می‌دانیم که هدف اعلامی، توسعه‌ی شهر رشت با چاشنی هویت و معماری پایدار است؛ اما در واقعیت، این اجلاس می‌خواهد شبکه‌ی ارتباطات در حوزه‌ی ساخت‌ و‌ ساز را تسریع بخشد.

 

روش مواجهه با مساله چگونه است؟ تک‌ساحتی و محدود. یعنی تنها بخش کوچکی از جامعه‌ی نخبه، عمدتا در قالب معماران، در آن دخیل هستند. مهمانان اجلاس شامل سازندگان، مشاوران املاک، مهندسان، معماران، فروشندگان، سرمایه‌گذاران، شرکت‌ها و تامین‌کنندگان مصالح ساختمانی می‌شوند.

 

وص تصریح کرد: مهمانان حقیقی این برنامه باید چه کسانی باشند؟! جامعه‌شناسان، شهرسازان، متخصصان حوزه‌ی حمل‌و‌نقل و زیرساخت‌ها، اقتصاددانان، کارشناسان علوم محیط زیست، روان‌شناسان، انسان‌شناسان، و متخصصان سیاست‌گذاری عمومی. نتیجه چه خواهد بود؟ به نظر من، ناکارآمد و بی‌ثمر. اما چه باید کرد؟ گلایه کردن ارزشی ندارد؛ مقاومت هم بی‌فایده است. «چه باید کرد» را باید در دو مفهوم کلیدی جستجو کرد: واقعیت رشت چیست؟ و مفهوم توسعه چیست؟

 

عبدالغفار تاکید کرد: به نظرم، رشت و مردم گیلان، مردمی «آنی» هستند؛ مردمی که در لحظه زندگی می‌کنند. این ویژگی، اختلالی نیست که بتوان آن را با مفهوم توسعه جراحی کرد. این از جهان‌بینی مردم گیلان می‌آید. برای مثال، یک واکسی وقتی در پایان روز پولی به دست می‌آورد، همه آن را صرف خوردن غذا می‌کند.

عبدالغفار افزود: این نه اختلال است که بخواهیم تغییرش دهیم، بلکه جهان‌بینی مردم این منطقه است. بی‌آرتی، به نظرم بی‌آرتی که در رشت اجرا شد و پس از مدت کوتاهی برچیده شد، ماکت این پروژه‌هایی است که هنوز تعریف نشده‌اند. بی‌آرتی وقتی در سال‌های ۹۵ راه افتاد، چیزهایی که در تهران کار کرده بودیم را به صورت بوتیکی و سانتی‌مانتالی به رشت آوردیم و می‌خواستیم اینجا هم اجرا کنیم.

 

اما چیزی را پاک کردیم: آن‌هم انسان را. آدمی که این‌قدر در لحظه زندگی می‌کند، حوصله ندارد یک ساعت در صف بایستد و منتظر بی‌آرتی بماند. مثالی زدم برای آن کارگر واکسی: معلوم است که سوار تاکسی می‌شود، معلوم است که پروژه بی‌آرتی شکست می‌خورد. در اینجا، یعنی در گیلان، نمی‌توان نسخه‌های توسعه را وارد کرد.

 

وی در پایان خاطر نشان کرد: در این‌جا، هر آن‌چه با ارزش است باید حفظ و احیا شود. هر آن‌چه وجود ندارد و نیاز واقعی و حقیقی به آن هست، باید به طور هوشمندانه الحاق شود. در این فرآیند، کُند کردن روند توسعه، گزینه‌ای پخته‌تر و بالغ‌تر است. توسعه به خودی خود مسئله نیست؛ مساله، نحوۀ مواجهه با توسعه است. البته توسعه برای من شخصا چیزی جز استعمار محض نیست. مفهوم شهر در توضیح نوین خود، طبیعت را استعمار می‌کند و انسان را نیز تحت سلطه درمی‌آورد.

 

ما از دستاوردهای آن سخن می‌گوییم، اما خبری نیست که این دستاوردها توسط چه کسانی و با چه هزینه‌ای ساخته می‌شوند. تصور کنید به توسعه فکر کنیم اما به مسالۀ سراوان (زباله‌دانی رشت) نیندیشیم. وقتی مسالۀ سراوان حل نشود، پیشنهاد توسعه به نظر من خود مساله‌ساز است. راه‌حلی که به آن اعتقاد دارم و فکر می‌کنم سیاست‌گذاری درست مدیریت شهری نیز باید بر آن استوار باشد ارتقای آگاهی جمعی است.

 

موتور این آگاهی از هر چیز دیگری قوی‌تر است. من ۳۶ ساله‌ام و اصلا به سیاست‌گذاری درست مدیریت شهری خوش‌بین نیستم. باید حق صاحبان‌ خانه را به جا آوریم. باید به ارتقای آگاهی عمومی و تجربۀ زیست جمعی اولویت دهیم.

 

***

گفتنی است؛ حمید کبیر جباری(مالک هتل آراز و کارآفرین حوزه هتل‌سازی)، مهرداد ایروانیان(معمار)، نیما کیوانی(معمار)، هومن بالازاده(معمار)، فرامرز پارسی(معمار)، رضا حبیب‌زاده(معمار)، امیر‌مسعود انوشفر(معمار)، حامد بدری(معمار)، اشکان قانعی(معمار)، مرتضی نیک‌فطرت(معمار)، مریم یوسفی(معمار) از دیگر سخنرانان بیست و دومین اجلاس سازندگان، توسعه‌گران و طراحان کشور بودند که در این همایش سخنرانی ایراد کردند.

 

نویسنده: محمد صالح‌زاده 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرورگیلان 

انتشار در تاریخ در ۲۶ آبان ۱۴۰۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۰۴ ، ۱۱:۵۹
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

چالش‌های بلندمرتبه‌سازی و هویت بومی در گفت‌وگو با معمار برجسته گیلانی (1)؛

مسئله اصلی رشت، بحران مدیریت است

بخش اول-

رشت، نگین سبز گیلان، در گرداب توسعه‌ای ناپایدار گرفتار شده و در آستانه تحولی عمیق شهرسازی قرار دارد. طرح بلندمرتبه‌سازی در گیلان و به‌ویژه شهر رشت، موضوعی است که اخیرا بحث‌های فراوانی را برانگیخته است.

 

اما آیا این طرح با شرایط اقلیمی، مقاومت پایین خاک، سطح بالای سفره‌های آب‌زیرزمینی و میراث بومی این منطقه سازگار است؟! از مهاجرت‌های بی‌رویه ناشی از بحران‌های آبی و فرونشست در استان‌های دیگر گرفته تا طرح‌های بلندمرتبه‌سازی که بدون مطالعات کافی مطرح می‌شوند و در این میان نشانه‌هایی از گرایش استان به توسعه‌ای ساخت‌ و ساز محور در شرایط فعلی به گوش می‌رسد. این شهر در معرض تغییرات عمیقی قرار دارد که چشم‌انداز روشنی را نوید نمی‌دهد و هویت بومی و فرهنگی استان را تهدید می‌کند.

 

در یکی از روزهای واپسین اولین ماه از فصل پاییز که برگ درختان این خطه شروع به زرد شدن کرده بود، به سراغ معمار نام‌آشنای گیلان رفتیم تا نظر ایشان را درباره مباحث پیش‌گفته جویا شویم.

 

«محمد‌مهدی رئیس سمیعی»، دانش‌آموخته فوق لیسانس معماری از دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه ملی ایران در سال ۱۳۴۹، فوق لیسانس طراحی شهری از انستیتو معماری و شهرسازی کالیفرنیای جنوبی آمریکا در سال ۱۳۵۷، دانشوری معماری از دانشگاه شهید بهشتی در سال ۱۳۷۸ و دکترای معماری از دانشگاه شهید‌بهشتی در سال ۱۳۸۳در سوابق تحصیلی وی آمده است.

 

طرح بلندمرتبه‌سازی بدون مطالعات ژئوتکنیکی و مشارکت مردمی، نه‌تنها ترافیک را تشدید می‌کند، بلکه هویت فرهنگی و اکوسیستم شکننده گیلان را به خطر می‌اندازد. راهکار آن، به‌جای بلندمرتبه‌سازی، ایجاد شهر اقماری در جنوب رشت، در نواحی سراوان تا فومن و لاکان، با معماری مدرن ـ بومی و تمرکز بر حفظ کشاورزی و گردشگری پایدار است

 

طراحی مجتمع مسکونی (باغ ‌شهر) لاکان ‌شهر رشت در زمینی به مساحت ۳۳ هکتار و ۱۲۵۰ واحد مسکونی، طراحی و نظارت مسجد اعظم امام خمینی رشت در زمینی به مساحت ۳/۳ هکتار و زیربنای ۱۰۰۰۰متر مربع (ثبت به‌عنوان اثرملی، فرهنگی و تاریخی و میراث معماری معاصر)، برنده اول مسابقه طراحی مجموعه فرهنگی و آرامگاه استاد معین، طراحی ساختمان استانداری گیلان، طراحی ساختمان سرپرستی بانک ملت استان گیلان، طراحی ساختمان شهرداری چابهار، طراحی مجموعه تفریحی و ورزشی قصربازی در مسیر راه رشت به انزلی و …. تنها بخشی از نیم قرن تجربه معماری دکتر محمد‌مهدی رئیس‌ سمیعی در حوزه معماری است.

 

محمد‌مهدی رئیس سمیعی، معمار برجسته گیلانی با نیم‌قرن تجربه در معماری بومی و طراحی بناهای شاخص در این گفت‌‌وگو با نگاهی موشکافانه و معمارانه، چالش‌های پیش روی استان گیلان و رشت را کالبدشکافی می‌کند.

 

او از پیامدهای مهاجرت‌ بی‌رویه ناشی از بحران‌های آبی و فرونشست از دیگر استان‌ها به گیلان می‌گوید؛ مهاجرت‌هایی که زمین‌های کشاورزی را به ویلاهای غیراصولی تبدیل کرده و بافت روستایی و شهری را مخدوش ساخته است. معمار نام‌آور گیلانی و طراح بناهایی چون ساختمان استانداری و مصلی رشت، تخریب بافت تاریخی ساغریسازان، که روزگاری با سقف‌های سفالی و درختان گردو، خاطره‌انگیز بود، نمونه‌ای از مدیریت نادرست شهری دانسته که با یک تصمیم ساده در کمیسیون ماده ۵ رقم خورد.

 

مدرس دروس تخصصی مقطع ارشد معماری در دانشگاه می‌گوید: پروژه بازآفرینی رشت که هرچند با ایجاد پیاده‌راه گامی مثبت برداشت، اما انتخاب مشاوران غیربومی و اجرای ناقص، آن را از هدف اصلی دور کرد. روگذرهای بتنی، که قرار بود ترافیک را روان کنند، تنها گره‌های کور را جابه‌جا کرده‌اند.

 

سمیعی هشدار می‌دهد: طرح بلندمرتبه‌سازی بدون مطالعات ژئوتکنیکی و مشارکت مردمی، نه‌تنها ترافیک را تشدید می‌کند، بلکه هویت فرهنگی و اکوسیستم شکننده گیلان را به خطر می‌اندازد. راهکار طراح و مدیر برنامه‌ریزی ضوابط و مقررات اقامتگاه‌های بوم‌گردی در استان گیلان، ایجاد شهر اقماری در جنوب رشت، در نواحی سراوان تا فومن و لاکان، با معماری مدرن ـ بومی و تمرکز بر حفظ کشاورزی و گردشگری پایدار است.

 

این گفت‌وگو دعوتی است به بازاندیشی در توسعه رشت؛ جایی‌که شهرسازی باید با طبیعت، فرهنگ و نیازهای مردم هم‌نوا باشد، نه در تقابل با آن‌ها.

در ادامه به این گفت‌‌وگو خواهیم پرداخت:

 

استاندار گیلان اخیرا به طرح بلندمرتبه‌سازی در بخش‌هایی از استان اشاره کرده و شهرداری رشت نیز پهنه‌هایی برای این منظور تعیین کرده است. از دیدگاه معماری، مزایا و معایب این طرح برای گیلان امروز چیست؟ آیا با اقلیم و میراث بومی استان سازگاری دارد؟
بلندمرتبه‌سازی باید با مطالعات کارشناسی از سوی متخصصان فن واقعی انجام شود و سپس به بحث عمومی گذاشته شود، نه این‌که در اتاق‌های دربسته تصمیم‌گیری شود. امروزه شهرسازی در جهان به این شکل نیست که در خفا انجام گیرد؛ بلکه با مشارکت مردم صورت می‌پذیرد.

 

برنامه‌ریزان با ابزارهای تخصصی خود با مردم گفت‌وگو می‌کنند تا خواسته‌های آن‌ها را درباره محل زندگی و شهرشان جویا شوند. این ارتباط از طریق انجمن‌ها و گروه‌های مردمی برقرار می‌شود.

 

ببینید؛ در رابطه با بلند‌مرتبه‌سازی در جلگه گیلان، مسائل و معضلاتی وجود دارد که در سایر نقاط کشور کم‌نظیر است.

 

نخستین مسئله، مقاومت خاک است؛ در رشت و نواحی اطراف آن، مقاومت خاک حدود یک است که این رقم، نشان‌دهنده مقاومت بسیار پایینی برای خاک است و در نتیجه، هزینه اجرای ساختمان‌های بلندمرتبه را به شدت افزایش می‌دهد.

 

ما در رشت برای یک ساختمان چندین طبقه، کلی شمع‌ریزی کردیم و تا ۲۷ الی ۳۰ متر زیر زمین رفتیم تا ساختمان ۷ تا ۸ طبقه را نگه داریم. چنین سازوکاری هزینه بالایی دارد. بلندمرتبه‌سازی با چه هزینه‌ای؟ هزینه بسیار بالاست. اگر واقعا می‌خواهند این طرح را اجرا کنند، باید مطالعات دقیقی انجام دهند

 

دومین مسئله که به‌نظرم حتی از مسئله اول نیز مهم‌تر است، در جلگه گیلان و به‌ویژه در شهر رشت و نواحی شمالی این شهر وجود دارد: سطح بالای سفره آب‌های زیرزمینی است. این مسئله، یک معضل جدی به شمار می‌رود، زیرا برخلاف تهران، نمی‌توانیم از بلندمرتبه‌سازی به شیوه معمول سخن بگوییم. در تهران، هر برجی حدود یک‌سوم آن زیر زمین قرار دارد و هیچ‌گونه چالشی در زمینه ترافیک ایجاد نمی‌کند. اما در گیلان، اصلا امکان چنین کاری وجود ندارد. پارکینگ‌ها در این منطقه، مشکل بزرگی هستند و این مسئله، عواقب متعددی به همراه خواهد داشت.

برای مثال، من خودم طراحی چند ساختمان سرپرستی بانک و حتی ساختمان استانداری را بر عهده داشته‌ام. در مورد ساختمان استانداری، زمین آن به‌گونه‌ای است که تقریبا یک‌ششم مساحت آن به سطح اشغال زیربنا اختصاص یافته، حدود یک و نیم برابر این سطح به فضای سبز جلویی، و مابقی که بیش از سه برابر آن است، به پارکینگ پشتی تعلق دارد.

به‌عبارت دیگر نمی‌توانیم مانند کاری که آقای کرباسچی در تهران انجام داد، عمل کنیم؛ ایشان برای نخستین بار در کشور، پیشگام بلندمرتبه‌سازی و فروش تراکم شدند که این رویکرد در دوران شهرداری ایشان در تهران اجرا شد.

 

در واقع، با درآمد حاصل از فروش تراکم، اتوبان‌ها و پل‌های شهر ساخته شد که از برخی جهات مثبت بود، اما از جهاتی نیز آسیب‌های جدی به بار آورد. برای نمونه، در یک کوچه هشت‌متری، یک زمین تنیس را به ۳۰۰ واحد مسکونی تبدیل کردند؛ در حالی‌که پیش از احداث این برج، عبور و مرور در آن کوچه دشوار بود و دو طرف کوچه پُر از ماشین در حین پارک بود که با ساخت ناگهانی ۳۰۰ واحد در یک کوچه با عرض ۶ تا ۸ متری، این وضعیت به‌طورِ جدی آسیب‌زا شد.

 

حالا اگر چنین موضوعی را در رشت و گیلان در نظر بگیریم، مشکلات ما دوچندان می‌شود. یعنی نمی‌توانیم پارکینگ را مانند تهران به زیرزمین منتقل کنیم. باید به ازای هر واحد آپارتمان، که این امر به نوع کاربری آپارتمان بستگی دارد، پارکینگ تأمین شود.

 

در واقع، اگر منظور از بلندمرتبه‌سازی، ساختمان‌های مسکونی باشد، امروزه دیگر نمی‌توان برای هر واحد مسکونی فقط یک خودرو در نظر گرفت؛ این رویکرد عملا نادرست است. بلکه این رقم بیش از یک و نیم است؛ یعنی به‌طورِ متوسط، برای هر واحد مسکونی ۱.۵ خودرو. این در حالی است که اگر ساکنان واحد‌های مسکونی جوان و دارای کودکان خردسال باشند، این میزان همچنان در همین حدود است؛ اما اگر ساکنان بزرگ‌تر باشند، قطعا به ۲ خودرو برای هر واحد می‌رسد.

 

هر پارکینگ، همراه با مسیر عبور و مرور، حدود ۲۵ تا ۳۰ متر مربع فضا یا زمین نیاز دارد. حالا تصور کنید با افزایش ارتفاع ساختمان، زمین مورد نیاز نیز باید ابعاد بزرگ‌تری داشته باشد، یا این‌که ساختمان پارکینگ طبقاتی داشته باشد. بااین‌حال، پارکینگ‌های طبقاتی هنوز در گیلان رواج نیافته است.

 

به‌نظر شما پارکینگ‌های طبقاتی در مرکز استان گیلان جا نیفتاده یا امکان پذیر نیست؟
این امکان وجود دارد. پاساژ دیلمان را در نظر بگیرید که دارای پارکینگ طبقاتی است و خودروها هیچ مشکلی ندارند.

چرا رواج احداث پارکینگ‌های طبقاتی در استان و شهر رشت توسعه پیدا نمی‌کند؟
ببینید، مشکل اصلی در نبود مدیریت مالی مناسب و عدم همکاری دستگاه‌های مربوطه است. در حال حاضر، اطراف پیاده‌راه رشت چندین پارکینگ وجود دارد که هیچ‌کدام از آن‌ها طبقاتی نیست. زمین‌های خاکی را به‌عنوان پارکینگ در نظر گرفته‌اند؛ یعنی زمین‌های کاملا خالی و بدون ساخت‌وساز. گویا همیشه منتظریم که شاید در آینده، مجموعه‌ای چندطبقه در آن‌جا احداث کنند. بنابراین حمایت کافی از ساخت پارکینگ‌ها، به‌ویژه پارکینگ‌های طبقاتی، صورت نمی‌گیرد.

 

بانک‌ها باید وام‌های مناسبی ارائه دهند و مشارکت مالی لازم فراهم شود تا این پروژه‌ها عملیاتی گردند. برای مثال، در خیابان حافظ (ادامه خیابان مطهری)، چندین پارکینگ وجود دارد که هیچ‌کدام بلندمرتبه و طبقاتی نیستند. اگر کمک مالی مناسبی برای این پارکینگ‌ها در نظر گرفته شود، مالکان می‌توانند آن‌ها را به‌صورت طبقاتی و در ارتفاع توسعه دهند.

 

بحران اصلی رشت در مدیریت آن نهفته است. مدیریت یعنی توجه به جزئیات کوچک که می‌تواند سرنوشت یک شهر و حافظه جمعی مردمان آن را برای همیشه تغییر دهد. متأسفانه ما به‌اندازه‌ی کافی دلسوز نیستیم و متخصصانی که تخصص واقعی دارند را استفاده نمی‌کنیم

 

نابراین در رابطه با طرح بلند‌مرتبه‌سازی در استان که اخیرا درباره آن صحبت به میان آمد چقدر امکان‌پذیر است که در نوار ساحلی بلندمرتبه‌سازی صورت بگیرد و جانمایی شود. به‌نظر شما آیا این طرح نادرست است؟
بلندمرتبه‌سازی را چطور می‌خواهند انجام دهند؟ در ماسه بادی مگر می‌شود بلندمرتبه‌سازی کرد؟ اگر مطالعاتش صورت گرفته، خب کجاست؟ مهندسانی که من می‌شناسم، مهندسان برجسته گیلان هستند. ما در رشت برای یک ساختمان چندین طبقه که می‌خواستیم اجرا کنیم، کلی شمع‌ریزی کردیم و تا ۲۷ الی ۳۰ متر زیر زمین رفتیم تا ساختمان ۷ تا ۸ طبقه را نگه داریم. بعد با چه هزینه‌ای؟ هزینه بسیار بالاست. اگر واقعا می‌خواهند این طرح را اجرا کنند، باید مطالعات دقیقی انجام دهند. امیدوارم این مطالعات انجام شده باشد. من تا به حال کار کارشناسی درست و حسابی ندیدم.

با توجه به این‌که یکی از چالش‌های مهم در رشت و سایر شهرهای استان، ترافیک بوده، به‌نظر شما اجرای طرح بلندمرتبه‌سازی در افزایش و تشدید گره‌های ترافیکی اثر گذار خواهند بود؟
بلندمرتبه‌سازی چالش‌های دیگری نیز به همراه دارد. یکی از این چالش‌ها، افزایش بار ترافیکی شهر است. در حال حاضر، ترافیک شهری در ساعات اوج به‌قدری سنگین است که عملا شهر به بن‌بست می‌رسد. زیرساخت‌های خیابانی ما، به‌ویژه در بافت‌های قدیمی شهر، ظرفیت کافی برای تحمل این حجم از ترافیک را ندارند. بسیاری از این بافت‌ها، مانند محله ساغریسازان، نه‌تنها فرسوده نیستند، بلکه از نظر تاریخی و فرهنگی ارزشمندند و باید به‌عنوان بافت‌های قابل حمایت حفظ شوند. متأسفانه، در حال حاضر این رویکرد حمایتی به‌درستی دنبال نمی‌شود.

 

به‌نظر شما چرا از بافت‌های تاریخی و قدیمی رشت همچون ساغریسازان که زندگی در آن‌ها جریان دارد، درست حمایت نمی‌شود؟
– ببینید؛ در سال‌های ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷، دفتر کارم در ساختمانی در خیابان مطهری رشت قرار داشت. از پنجره‌های آن، چشم‌اندازی بی‌نظیر به سمت محله‌ی ساغریسازان داشتیم. ما اصالتا اهل ساغریسازان هستیم و این محله برایمان بسیار عزیز است.

 

منظره‌ی سقف‌های سفالی و درختان بومی که در میان خانه‌ها پراکنده بودند، زیبایی خیره‌کننده‌ای داشت. اما چند سال بعد، قانونی در کمیسیون ماده ۵ تصویب شد که مسیر این زیبایی را تغییر داد. این تصمیم، که به ظاهر ساده بود، به پیشنهاد برخی افراد در سازمان مسکن و شهرسازی وقت، اجازه‌ی افزایش تراکم ساختمانی را می‌داد.

 

این افزایش تراکم ساختمانی به این معنا نبود که صرفا ارتفاع ساختمان‌های سفالی افزایش یابد بلکه به معنای تخریب کامل بافت سنتی و جایگزینی آن با سازه‌های جدید بود. وقتی از این تصمیم مطلع شدم، بلافاصله احساس کردم فاجعه‌ای در راه است.

 

 

شاید این بند کوچک در نگاه اول ناچیز به‌نظر می‌رسید، اما پیامدهای آن ویرانگر بود. مدیریت در همین جزئیات ظریف نهفته است. خودم با چشمانم دیدم که چگونه این سیاست، بافت تاریخی و زیبای ساغریسازان را نابود کرد. محله‌ای که پر از خاطرات کودکی‌ام بود، به‌تدریج با اسکلت‌های بتنی که مثل قارچ از زمین سر برآوردند، از بین رفت.

 

بخش وسیعی از این بافت ارزشمند تخریب شد و تنها بخش کوچکی از آن باقی ماند. این سیاست نادرست، که با افزودن یک بند دوخطی به قانون شکل گرفت، به‌ تنهایی کافی بود تا هویت یک محله را نابود کند. افزایش‌اندک تراکم یا سطح اشغال، شاید در اعداد و ارقام ناچیز به‌نظر برسد، اما نتیجه‌اش چیزی فراتر از عدد بود: تخریب کامل بافت سنتی و جایگزینی آن با سازه‌هایی بی‌تناسب با هویت تاریخی محله.

 

این تجربه نشان داد؛ که بحران اصلی ما در مدیریت نهفته است. مدیریت یعنی توجه به همین جزئیات کوچک که می‌توانند سرنوشت یک شهر و خاطرات جمعی مردمانش را برای همیشه تغییر دهند. متأسفانه ما به‌اندازه‌ی کافی دلسوز نیستیم. افرادی که تخصص واقعی دارند را استفاده نمی‌کنیم.

 

 

 

مصاحبه کننده: محمد صالح‌زاده(روزنامه نگار و گزارشگر تحریریه مرور گیلان) 

مصاحبه شوند: دکتر محمد‌مهدی رئیس‌سمیعی(معمار و استاد دانشگاه) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ ۲۷ مهر ۱۴۰۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۰۴ ، ۱۸:۴۴
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

متروپل‌های خلاف‌ساز، شهرسازی رشت را تهدید می‌کند؛

شهرفروشی؛ تطهیر قانون زیر پرچم ماده ۱۰۰

رشد بی‌رویه تخلفات ساختمانی در شهر رشت این روزها به یکی از معضلات اصلی مدیریت شهری تبدیل شده است. این تخلفات که با هدف کسب سود حداکثری و بهره‌برداری غیرقانونی از زمین و آسمان فراهم شده است، نه‌ تنها منظر شهری و کیفیت زندگی شهروندان را مخدوش کرده، بلکه با تهدید ایمنی عمومی، زنگ خطر حوادثی مشابه همچون فاجعه متروپل آبادان را این بار نه در جنوب ایران بلکه در شمال کشور به صدا در آورده و همچنین اعتماد به نهادهای نظارتی را نیز به مخاطره‌ انداخته است.

 

میراث معماری رشت فدای سودجویی سوداگران
رشت؛ شهری با تاریخ و فرهنگی غنی که روزگاری به دلیل معماری بومی و هماهنگ با طبیعتش شناخته می‌شد. معماری بومی رشت نه تنها با اقلیم مرطوب و جلگه سرسبز گیلان هماهنگ بود، بلکه فضایی برای تعاملات اجتماعی و آرامش ساکنان فراهم می‌کرد.

 

معابر سرسبز و درختان بلند، سایه بان‌های طبیعی و فضاهای باز، منازل ویلایی با بام‌های سفالی، ایوان‌های چوبی، پنجره‌های بزرگ با شیشه‌های طرح‌دار رنگی و حیاط‌هایی پر از درختان میوه و گل‌های زینتی بخشی از این هویت بصری و معماری رشت بود که این شهر را به شهری زنده و پویا تبدیل می‌کرد.

 

امروزه این تصویر زیبا جای خود را به مکعب‌های بتنی بی‌روح، آپارتمان‌های متراکم و خیابان‌های خفه کننده از ازدحام ترافیک داده است. بساز و بفروش‌ها میراث معماری و شهری این شهر را فدای سودجویی حداکثری از زمین و آسمان کرده و رشت را از هویت تاریخی و فرهنگی اش تُهی کرده‌اند.

 

 

 

علی‌رغم تاکید دستگاه‌های مختلف بر لزوم برخورد قاطع با تخلفات ساختمانی، نبود قوانین سخت و پیشگیرانه و وجود راه‌هایی برای فرار از قانون باعث شده سازندگان ساختمان‌ها با بی‌توجهی به قوانین، به ساخت و ساز غیررسمی با هدف دریافت سود حداکثری به بهره‌برداری فزاینده از اراضی دست بزنند

 

وجه نقد در ازای هر مترمربع تخلف
ساخت و سازهای بی رویه و غیرقانونی در جای جای شهر رشت دیده می‌شوند. با گذر زمان گسترش خلاف سازی در مرکز استان، مشکلات و معضلاتی برای شهروندان و مدیریت شهری ایجاد شد. امروزه تخلفات حوزه ساخت و ساز یکی از مهم‌ترین تخلفات در سطح جوامع شهری بوده که عدم واکنش قاطع و بازدارنده نهادهای نظارتی متأسفانه به گسترش آن دامن زده است.

 

علی‌رغم تأکید دستگاه‌های مختلف بر لزوم برخورد قاطع با تخلفات ساختمانی، نبود قوانین سخت و پیشگیرانه و وجود راه‌هایی برای فرار از قانون باعث شده سازندگان ساختمان‌ها با بی‌توجهی به قوانین، به ساخت و ساز غیررسمی با هدف دریافت سود حداکثری به بهره‌برداری فزاینده از اراضی دست بزنند. سازندگان متخلف با بده بستان‌های مالی یا به اصطلاح جریمه تخلفات ساختمانی را قانونی کرده و در ازای هر متر مربع تخلف با پرداخت وجه نقدی به شهرداری، تهدیدی دایمی را برای شهر و شهروندان به ارمغان می‌آورند.

 

حادثه تلخ دیگری هم‌چون متروپل
در میان این حجم گسترده از ساخت و سازهای غیرمجاز که زاییده فساد و سودجویی است، تنها جان آدمیزاد است که با تهدید مواجه خواهد بود. آیا باید منتظر حادثه تلخ دیگری هم‌چون متروپل در رشت بود؟! تا جان شهروندان بی‌گناهی که زیر خروارها سرمایه گرفتار شده‌اند، نجات دهنده باشد! شاید این بار ناجی نه در گور، بلکه در زیر خروارها بتن و آهن خفته باشد.

 

افول کیفیت زندگی شهری در رشت
تخلفات ساختمانی در رشت عمدتا شامل ساخت و ساز بدون پروانه در اراضی نسقی، تراکم اضافی، تغییرکاربری غیرمجاز، کسری پارکینگ و هم‌چنین عدم رعایت اصول فنی، بهداشتی و شهرسازی و تجاوز به معابر عمومی، پایین بودن سطح ایمنی و مقاومت، کمبود تجهیزات و تاسیسات ایمنی و الکترونیکی در اغلب بناها، فقدان استحکام لازم و بوجود آمدن پیامدهای کالبدی، محیط‌زیستی، اجتماعی، حرکتی و دسترسی به ساده‌ترین امکانات حتی مسدود شدن مسیر عبور اورژانس و آتش‌نشانی در صورت بروز حادثه برای امدادرسانی به موقع و …. بوده که با نقض قوانین و اصول و ضوابط شهرسازی و با بی اعتنایی به اسناد بالادستی هم‌چون طرح جامع و تفصیلی، نه تنها مناظر شهری را لکه دار کرده، بلکه کیفیت زندگی شهروندان را نیز به افول متمایل کرده است.

 

تخلفات حوزه ساخت و ساز یکی از مهم‌ترین تخلفات در سطح جوامع شهری بوده که عدم برخوردی قاطع و بازدارنده به گسترش آن دامن زده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که بسیاری از آرای تخریب صادره توسط کمیسیون اجرا نمی‌شوند. این امر اعتماد عمومی به نهادهای نظارتی را کاهش داده و به گسترش تخلفات دامن زده است

 

مستندسازی پرونده‌ها و شفافیت در آرای کمیسیون ماده ۱۰۰
بنابه اظهارات یک منبع آگاه؛ خلاف‌سازی به صورت متناوب در مناطق مختلف شهر رشت به شدت ادامه دارد. اما تفاوت این‌جاست؛ که در برخی از مناطق با شدت و تعدد بیشتر و در سایر مناطق با شدت کمتر شهرفروشی اتفاق می‌افتد. به عنوان مثال: تخلفات ساختمانی در منطقه گلسار به دلیل ارزش منطقه‌ای اغلب به صورت تراکم اضافی با احداث ساختمان‌های بلندمرتبه بوده که پس از ارجاع به کمیسیون ماده ۱۰۰، صرفا با پرداخت جریمه به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

 

این وضعیت در بافت مرکزی این شهر نیز با تغییر کاربری واحدهای مسکونی به تجاری به ویژه در خیابان‌های شریعتی و سعدی به معضلی مزمن برای شهر بدل شده است. از اینرو برخی از فعالان اجتماعی شهر رشت به فساد سیستماتیک در فرایند کمیسیون ماده ۱۰۰ اشاره داشته و خواستار مستندسازی پرونده‌ها و شفافیت بیشتر در آرای صادره این کمیسیون شده‌اند.

 

طبق ماده ۱۰۰ قانون شهرداری ها، مالکین اراضی و املاک واقع در محدوده شهر یا حریم آن باید قبل از هر اقدام عمرانی یا تفکیک اراضی و شروع ساختمان از شهرداری پروانه اخذ کنند. شهرداری می‌تواند از عملیات ساختمانی ساختمان‌های بدون پروانه یا مخالف مفاد پروانه از سوی مامورین خود اعم از آنکه ساختمان در زمین محصور یا غیرمحصور واقع باشد جلوگیری کند.

 

 

سازندگان متخلف عمدا طبقات اضافی می‌سازند!
کمیسیون ماده ۱۰۰ قانون شهرداری‌ها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراجع شبه‌قضایی در ایران، وظیفه رسیدگی به تخلفات ساختمانی در محدوده و حریم شهرها را بر عهده دارد. این کمیسیون با هدف نظارت بر رعایت ضوابط شهرسازی، ایمنی و بهداشتی در فرآیند ساخت‌وساز تشکیل شده است. با این حال، عملکرد این نهاد و نحوه برخورد با تخلفات ساختمانی در سال‌های اخیر به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شده و عملکرد این کمیسیون در رشت به شدت مورد انتقاد قرار دارد.

 

مهم‌ترین انتقادات عبارت‌اند از: تبدیل جریمه به مشوق تخلف؛ کمیسیون ماده ۱۰۰ در بسیاری از موارد به جای صدور حکم تخریب، جریمه‌های مالی تعیین کرده، که این جریمه‌ها برای سازندگان متمول با توجه به قیمت هزینه ساخت و فروش واحدهای ساختمانی بسیار مقرون به صرفه بوده است.

 

خلاف‌سازی به صورت متناوب در مناطق مختلف شهر رشت در حال وقوع است. اما تفاوت این‌جاست؛ که در برخی از مناطق با شدت و تعدد بیشتر و در سایر مناطق با شدت کمتر شهرفروشی اتفاق می‌افتد

 

به عبارت دیگر، جریمه‌های ساختمانی به نوعی به مشوقی برای تخلف تبدیل شده‌اند و سازندگان با آگاهی از امکان پرداخت جریمه، عامدانه طبقات اضافی می‌سازند. این‌ها در شرایطی رقم خورده که پیش از این، دو عضو شورای ششم رشت که بی‌ارتباط به کمیسیون ماده ۱۰۰ نبوده، به اتهام دریافت رشوه از سوی پلیس امنیت اقتصادی استان بازداشت شده و در نهایت با سلب عضویت از شورا به کار خود در شورای شهر خاتمه داده‌اند.

 

جریمه ساختمانی، جرم را تطهیر می‌کند
«مجید نوروزی»، از مدیران اسبق شهرداری رشت در رابطه با تخلفات ساختمانی در رشت به خبرنگار مرور گفت: تخلفات ساختمانی منحصر به رشت نبوده و این تخلفات در سطح کلان شهرها معضلی مشترک است. بنابراین ریشه اصلی این مساله خود قانون ماده ۱۰۰ شهرداری‌ها بوده که از سال ۱۳۴۶ تا به امروز به روز رسانی نشده است.

 

شاید در دهه‌های گذشته ماده ۱۰۰ شهرداری‌ها به‌ دلایلی از قبیل؛ جمعیت کم، وفور اراضی، عدم ساخت و ساز آپارتمانی به شکل امروزی و …. جوابگو بوده اما در شرایط فعلی بازنگری قانون ماده ۱۰۰ ضرورتی انکار ناپذیر در شهرها است. وی افزود: وقتی برای تخلفی آشکار در شهر جریمه‌ای قرار می‌دهیم، یعنی اینکه جرم را تطهیر کرده‌ایم. این یکی از خطاهای بارز در قانون ماده ۱۰۰ شهرداری‌ها محسوب می‌شود.

 

انواع و اشکال پرونده‌های تخلفات ساختمانی در رشت
طبق اسنادی که اخیرا به دست مرور رسیده، انواع و اشکال پرونده‌های تخلفات ساختمانی در کمیسیون ماده ۱۰۰ مناطق پنج گانه رشت به مواردی از قبیل؛ احداث بنای بدون پروانه در اراضی فاقد سند (نسق سازی)، اضافه ساخت مازاد بر پروانه، اضافه ارتفاع نسبت به پروانه، بالکن و کنسول مازاد بر پروانه، پیش‌زدگی در حیاط، احداث بالکن اضافی، کسری پارکینگ، رعایت نکردن مشخصات رامپ، تفکیک فیزیکی بنا، اشرافیت، عدم رعایت ارتفاع و پیش‌زدگی مجاز بالکن، اضافه ارتفاع و مازاد بر تراکم مجاز نسبت به کد منطقه، تصرف فضای مشاعی، عدم انجام عقب‌نشینی پلکانی در طبقات، احداث پله در حیاط، احداث درب به فضای مشاعی، اجرای نما بر خلاف ضوابط شهرسازی، عدم رعایت کد کف پارکینگ، تبدیل غیرمجاز یک کاربری به کاربری دیگر، تبدیل طبقه مکمل به یک واحد مجزا اشاره شده است.

 

سرپناه‌دار شدن یا سودهای غیرمتعارف!
«رضا ویسی» معاونت اسبق شهرسازی و معماری شهرداری رشت در رابطه با موضوع تخلفات ساختمانی در رشت و ماده ۱۰۰ قانون شهرداری اظهار کرد: ماده ۱۰۰ قانون شهرداری‌ها با هدف بازدارندگی و برخورد با تخلفات ساختمانی تدوین شده است. اما متأسفانه این قانون به مسیری متفاوت کشیده شد. برخی از این کمیسیون به عنوان تنها راه قانونی برای سرپناه‌دار شدن استفاده کرده‌اند، این در حالی‌ست که سوداگران از آن برای کسب سودهای کلان و غیرمتعارف استفاده می‌کنند.

 

مجید نوروزی: شاید در دهه‌های گذشته ماده ۱۰۰ شهرداری‌ها بدلایلی از قبیل؛ جمعیت کم، وفور اراضی، عدم ساخت و ساز آپارتمانی به شکل امروزی و …. جوابگو بوده اما در شرایط فعلی بازنگری قانون ماده  ۱۰۰ ضرورتی انکار ناپذیر در شهرها است. وقتی برای تخلفی آشکار در شهر جریمه‌ای قرار می‌دهیم، یعنی اینکه جرم را تطهیر کرده‌ایم. این یکی از خطاهای بارز در قانون ماده ۱۰۰ شهرداری‌ها محسوب می‌شود

 

شهر فروشی، طبقه‌ای یا تراکمی چند؟!
بسیاری از کارشناسان حوزه شهرسازی در مورد تخلفات ساختمانی و ساز و کار کمیسیون ماده ۱۰۰ و نقش شهرداری از اصطلاح “شهر فروشی” یاد می‌کنند. شهر فروشی نه تنها در رشت بلکه در سایر کلان شهرها نیز به معنای تبدیل تخلفات ساختمانی به منبع درآمدی برای نهاد شهرداری و چشم‌پوشی از نقض قوانین شهرسازی به کار می‌رود.

این پدیده، پیامدهای منفی متعددی داشته است: آشوب بصری، تخریب مناظر شهری، افزایش طبقات غیرمجاز و ساخت و سازهای بی‌ضابطه به ویژه در مناطق مرکزی و پر تردد شهر، کاهش کیفیت زندگی شهروندان، محو هویت بصری، حذف پارکینگ، کمبود فضاهای عمومی، کاهش دسترسی به خدمات شهری و عمومی، ترافیک سنگین، بناهای غیراستاندارد و تهدید خطرات ایمنی، بی اعتمادی عمومی، حس بی عدالتی در شهروندان، نابرابری اجتماعی و …. گوشه‌ای از پیامدهای منفی این پدیده محسوب می‌شود.

 

سازندگان و شهرداری؛ دو سوی این معامله
این نوع شهرفروشی از سوی شهرداری به عنوان منبعی برای تأمین مالی انجام می‌شود. وابستگی مالی شهرداری به دریافت جریمه باعث شده نظارت پیشگیرانه ضعیف شود و تخلفات ساختمانی عملاً به “معامله ای” بین سازندگان و شهرداری تبدیل شود.

 

هم‌چنین عدم اجرای آرای تخریب: گزارش‌ها حاکی از آن است که بسیاری از آرای تخریب صادره از سوی کمیسیون اجرا نمی‌شوند. این امر اعتماد عمومی به نهادهای نظارتی را کاهش داده و به گسترش تخلفات دامن زده است.

 

البته در این موضوع فشارهای سیاسی و اقتصادی بی تاثیر نبوده. برخی از منابع محلی در رشت گزارش داده‌اند: فشارهای سیاسی، روابط و نفوذ برخی از سازندگان در تصمیم‌گیری‌های این کمیسیون بی‌تاثیر نبوده و مانع اجرای عدالت شهری شده است.

 

برخی از فعالان اجتماعی شهر رشت به فساد سیستماتیک در فرایند کمسیون ماده ۱۰۰ اشاره داشته و خواستار مستندسازی پرونده‌ها و شفافیت بیشتر در آرای صادره این کمیسیون شده‌اند

 

بیش از ۹۰ درصد آرای جریمه‌ باید به تخریب منجر شوند
«رضا ویسی» مدیر کل کنونی طرح توسعه و عمران فرودگاه بین المللی پیام تصریح کرد: طبق قانون، اگر ساختمانی اصول سه‌گانه (فنی، استحکام بنا و بهداشتی) را رعایت نکرده باشد، باید تخریب شود. اما اگر این اصول را دقیق بررسی کنیم، بیش از ۹۰ درصد آرای جریمه‌ای باید به تخریب منجر شوند، زیرا اکثر تخلفات با ضوابط طرح جامع و تفصیلی (تراکم، سطح اشغال، پارکینگ) مغایرت دارند.

 

در اغلب موارد در بررسی پرونده‌های این کمیسیون‌، کارشناس شهرسازی حضور نداشته و آرای جریمه با نظر کارشناسان عمرانی صادر می‌شود، این موضوع خود باعث نادیده گرفتن ضوابط شهرسازی می‌شود و این کمیسیون را به فضایی برای “فروش قانون” تبدیل کرده است.

 

مبلغ جریمه شوخی است، حتی با ضریب ۳ !
مدیر اسبق شهرداری رشت در رابطه با مبلغ جریمه تعیین شده برای تخلفات ساختمانی عنوان کرد: عدد جریمه برای تخلفات ساختمانی به استناد آیین‌نامه معاملاتی در تبصره ۱۱ قانون ماده ۱۰۰ شهرداری‌ها و هم‌چنین مصوبه شورای شهر تعیین می‌شود. اما متأسفانه در اکثر مواقع عددهای در نظر گرفته شده در آیین نامه و هم‌چنین تصمیم‌های کمیسیون با اشد مجازات در نظر گرفته نمی‌شود.

 

مدیر اسبق شهرداری رشت در پایان خاطر نشان کرد: این موضوع باعث شده که همیشه یک حاشیه سودی برای خلاف‌ساز و سازنده‌های بدون پروانه و خارج از مفاد پروانه وجود داشته باشد. طبق آخرین بروز رسانی در سال ۱۴۰۳ این مبلغ به حدود متری ۴ میلیون تومان رسیده که با ضریب۳ در منطقه گلسار، به ۱۲ میلیون تومان می‌رسد. اما در مناطقی مثل گلسار رشت، که قیمت ملک بیش از متری ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان است، این مبلغ شوخی است. بنابراین این جریمه‌ها نه تنها انگیزه تخلف را حفظ کرده بلکه قانون به جای بازدارندگی، مشوق تخلف است.

 

طیف گسترده تخلفات ساختمانی در رشت
تخلفات ساختمانی در رشت شامل طیف گسترده‌ای از نقض قوانین و ضوابط شهرسازی است که به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: تخلفات مبتنی بر ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری و تخلفات ناشی از عدم رعایت این ضوابط.

 

این تخلفات عمدتا در پنج گروه اصلی دسته‌بندی می‌شوند:
۱: عدم رعایت اصول شهرسازی: شامل ساخت‌وساز بدون پروانه (به‌ویژه در زمین‌های نسقی)، تراکم اضافی، تغییر کاربری غیرمجاز، و تجاوز به معابر عمومی.
۲: عدم رعایت اصول فنی و استحکام بنا: بسیاری از ساختمان‌ها فاقد استانداردهای ایمنی و مقاومت لازم هستند که خطر ریزش یا خسارات جانی در بلایای طبیعی را افزایش می‌دهد.
۳: عدم رعایت اصول بهداشتی: فقدان یا کمبود تجهیزات ایمنی و تأسیسات الکترونیکی در ساختمان‌ها.
۴: نادیده گرفتن ضوابط نمای ساختمان: ایجاد آشوب بصری و تخریب هویت بصری شهر.
۵: سایر تخلفات: مانند کسری پارکینگ، احداث بالکن اضافی، پیش‌زدگی غیرمجاز، و تبدیل غیرقانونی کاربری‌ها.

 

 

منظر شهری و ایمنی عموم به خطر افتاده است
تخلف ساخت و ساز‌های شهری از ضوابط و استانداردهای کیفی، فنی و شهرسازی در شهرهای ایران واقعیتی ریشه دار و گسترده است که همسو با رشد شهرنشینی و افزایش تقاضای مؤثر در صنعت ساخت و ساز در حال افزایش است.

 

ساخت و سازهای شهری از ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حقوقی حایز اهمیت بوده و با توجه به اینکه فعالیت‌های ساختمانی بخش عمده‌ای از کل فعالیت‌های اقتصادی و تولیدی کشور را تشکیل می‌دهند، بررسی و ارزیابی پیامدهای مخرب تخلفات ساختمانی امری ضروری بوده است.

 

تخلفات ساختمانی در رشت به یکی از معضلات اصلی مدیریت شهری تبدیل شده و عملکرد کنونی کمیسیون ماده ۱۰۰ نه‌تنها در کاهش این تخلفات مؤثر نبوده، بلکه با تبدیل جریمه به مشوق تخلف، به پدیده “شهر فروشی” دامن زده است. این وضعیت، منظر شهری، ایمنی عمومی، و اعتماد شهروندان را به خطر‌انداخته است.

 

تخلفات ساختمانی در رشت، از ساخت‌وسازهای بدون پروانه در زمین‌های نسقی تا تراکم اضافی و افزایش تعداد طبقات و سطح اشغال و عدول از ضوابط طرح جامع و تفصیلی در مناطق مختلف ۵ گانه شهر رشت، به بحرانی چندوجهی تبدیل شده که ایمنی، منظر شهری، و کیفیت زندگی شهروندان را تهدید می‌کند.

 

در شرایط کنونی، قانون ماده ۱۰۰ به دلیل عدم بازنگری از هدف اصلی خود که بازدارندگی و برخورد با تخلفات ساختمانی بود، منحرف شده و به پدیده شهرفروشی دامن زده است. اصلاح قوانین، تقویت نظارت، اجرای قانون سنددار کردن اراضی نسقی و صدور پروانه و هم‌چنین هماهنگی بین‌دستگاهی می‌تواند گامی مؤثر در راستای کاهش تخلفات و بازگرداندن اعتماد عمومی به مدیریت شهری باشد. اما بدون اقدام فوری این بار نه در جنوب بلکه در شمال کشور در معرض خطر حوادثی هم‌چون متروپل قرار خواهیم گرفت.

 

نویسنده: محمد صالح زاده (روزنامه نگار و پژوهشگر مسایل شهری)

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ ۱۶ تیر ۱۴۰۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۰۴ ، ۰۱:۳۰
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

در ششمین همایش کنکاش‌های مفهومی و نظری جامعه ایران؛

درخشش خبرنگار مرور در همایش مهاجرت‌ها

ششمین همایش کنکاش‌های مفهومی و نظری درباره جامعه ایران با همکاری انجمن جامعه‌شناسی استان گیلان در محل پژوهشکده گیلان شناسی در حال برگزاری است.

 

مقاله «محمد صالح زاده» خبرنگار پایگاه خبری و تحلیلی مرور با عنوان بررسی آثار و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی مهاجرت‌ها به استان گیلان در این همایش ملی پذیرفته شد.

 

این مقاله از پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد به راهنمایی «دکتر نادر زالی»، مدیر گروه شهرسازی و عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان استخراج شده است.

 

پنل ویژه این همایش ملی در استان گیلان با محوریت کنکاش‌های مفهومی و نظری درباره سالمندی، خانواده و مهاجرت با حضور اساتید، جامعه‌شناسان و عوامل اجرایی استان گیلان و مازندران، در روز دوشنبه، ‏۱۹ خرداد ماه ۱۴۰۴ در سالن دکتر رحمدل پژوهشکده گیلان‌شناسی شهر رشت برگزار شده است. این همایش در دو پنل کلی با موضوع سالمندی، مهاجرت و خانواده در حال برگزاری است.

 

لازم به ذکر است؛ انجمن جامعه‌شناسی ایران هر دوسال یک‌بار، همایشِ «کنکاش‌های مفهومی و نظری جامعه‌ ایران» را برگزار می‌کند. این همایش به ابعاد نظری و مفهومی و همچنین تحلیلیِ جامعه‌ی ایران، توجه دارد.

 

یکی از مهم‌ترین اهداف آن تأمل در باب پیشرفت‌های نظری و نظریه‌پردازی‌هایِ کارآمد با تمرکز در جامعه‌ی ایران و تامل انتقادی در مفهوم‌پردازی و نظریه‌سازی در باب جامعه ایرانی، توضیح نظری شرایط معاصر جامعه ایران و واکاوی‌ اندیشه‌های جامعه‌شناسانه از جامعه ایران می‌پردازد.

 

گفتنی است در حاشیه برگزاری این همایش، انتخابات انجمن جامعه‌شناسی ایران شعبه گیلان نیز برگزار می‌شود.

 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۰۴ ، ۲۳:۳۳
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

به بهانه‌ی انتشار تازه‌ترین اثر روبرت واهانیان؛ معمارِ رشت پژوه اَرمنی‌تبار؛

رونمایی از کتاب رشت به روایت ۵ نقشه‌ی تاریخی

رشت به روایت پنج نقشه تاریخی
کتاب (رشت به روایت ۵ نقشه‌ی تاریخی) تازه‌ترین اثر مهندس روبرت واهانیان با حضور پژوهشگران تاریخ فرهنگ و هنر گیلان، کارشناسان و مهندسان، اعضای شورای شهر، اعضای نظام مهندسی ساختمان و دانشجویان و علاقه‌مندان به تاریخ رشت در سالن نظام مهندسی ساختمان استان رونمایی شد. در مراسم رونمایی از این کتاب دکتر سیدهاشم موسوی دزکوهی، رییس پیشین پژوهشکده گیلان‌شناسی، محمدتقی پوراحمد جکتاجی محقق و پژوهشگر، سید حسین رضویان عضو شورای شهر رشت، جعفر شجاع کیهانی عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، محمدحسن عاقل‌منش عضو شورای شهر رشت، رضا نوزاد پژوهشگر تاریخ فرهنگ گیلان، هادی میرزانژاد موحد ناشر ایلیا، دکتر ناصر عظیمی نویسنده و محقق تاریخ گیلان، مومن صالحی فعال فرهنگی حضور داشتند. همچنین دراین مراسم آقایان سیدهاشم موسوی، سیدحسین رضویان و رضا نوزاد در خصوص پژوهش و تلاش‌های روبرت واهانیان در پاسداشت معنای تاریخی رشت سخنانی ایراد کردند.

 

رشت؛ شهر پرسه‌های بی هدف و بی دلیل
دکتر سیدهاشم موسوی در ابتدای این رونمایی با ذکر یادواره‌ای از جلوه‌های این شهر در وصف آن گفت: رشت را هیچ‌گاه بدون پَرسه‌زن مشاهده کرده‌اید؟! درب‌های رشت همیشه بر روی پَرسه‌زنان باز است. این شهر آدمی را وادار به پرسه‌های بی‌هدف و بی‌دلیل می‌کند. این شهر از روح نوآور خود در اهالی‌اش می‌دمد و پناهگاه غربت گزینان است. ما ساکنان رشت می‌دانیم که چگونه این شهر اسباب آرامش ما را فراهم می‌سازد.

 

وی در ادامه افزود: رشت در همه تاریخ خویش محلی برای زندگی، روشنایی و دروازه‌ای بر روی تازه‌ها بوده است. این شهر سخاوتمند کلید هزارتوی خویشتن‌مان را به ما واگذار می‌کند. به قول نویسنده‌ای که در توصیف و تشریح رشت نوشت: من از عهده رشت بر نمی‌آیم، رشت وصف‌ناپذیر و نامتعارف است. بیش از آنکه گفتنی و نوشتنی باشد، دیدنی است. نوشتن درباره رشت مثل سرازیر کردن یک لیوان آب درون دریاست. رشت از دیرباز پاتوق روشنفکران، هنرمندان، شاعران و نویسندگان و نقاشان بوده است. انگار هرکس به رشت می‌آید، در این شهر افسون گر ماندگار شده و این شهر رشت است که تنهای شان نمی‌گذارد. رشت مُهر خود را به رویشان می‌زند و گویا انگار از یکدیگر قول می‌گیرند که یکدیگر را فراموش نکنند.

 

رشت را هیچ‌گاه بدون پَرسه‌زن مشاهده کرده‌اید؟! درب‌های رشت همیشه بر روی پَرسه‌زنان باز است. این شهر آدمی را وادار به پرسه‌های بی‌هدف و بی‌دلیل می‌کند. این شهر از روح نوآور خود در اهالی‌اش می‌دمد و پناهگاه غربت گزینان است

 

روبرت واهانیان؛ معمارِ گیلان شناس اَرمنی تبار
ارمنی‌ها از گذشته‌های دور تاکنون در استان گیلان اقامت داشته‌اند. آنها هم‌زیستی مسالمت‌آمیزی با مردم گیلان داشته و هریک خدمات ارزشمندی را برای شهرهای استان از جمله رشت و بندر انزلی به ارمغان آورده و به این اقلیم و آب‌وخاک وفادار بوده‌اند. روبرت واهانیان (معمار، مرمتگر، پژوهشگر و گیلان شناس) یکی از آن مهاجرینی است که از سال‌های دور به رشت آمد و در این شهر سکونت گزید. وی در ۷ مرداد ۱۳۱۶ در یک خانواده ارمنی‌تبار به دنیا آمد. مادرش اهل تبریز و پدرش از ارمنیان مهاباد بود. واهانیان پس از پشت سر گذاشتن دوره تحصیلات متوسطه در مدارس تبریز، در سال ۱۳۳۷ در رشته شبانه زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تبریز درس خواند و هم‌زمان در گمرک نیز مشغول به کار شد تا مخارج تحصیل خود را تأمین کند. سپس واهانیان در کنکور سراسری سال تحصیلی ۱۳۳۸-۱۳۳۹ در رشته معماری دانشگاه تهران پذیرفته شد. به گفته او سالی که وی در دانشگاه تهران پذیرفته شد، این دانشگاه تنها دانشگاهی بود که رشته معماری در آن تدریس می‌شد.

 

واهانیان در سال ۱۳۴۶ از رشته معماری فارغ‌التحصیل و در بخش خصوصی مشغول به کار شد. در سال ۱۳۴۶ زمانی که دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران دوره عالی شهرسازی را بنیاد می‌نهاد، وی دوره ۵ساله شهرسازی را نیز طی کرد. پس از انصراف از همکاری با شرکت آوانگارد تجربه جدیدی را آغاز کرد و یک شرکت طراحی و ساخت مجتمع‌های بزرگ آموزشی راه‌انداخت، این شرکت در تهران، خوانسار و رشت کارهای بزرگی را اجرا کرد که از جمله آنها می‌توان به ساخت مرکز آموزش کشاورزی شهید اشرفی اصفهانی رشت و هنرستان صنعتی خوانسار اشاره داشت. مهندس واهانیان پس از زلزله ویرانگر رودبار در سال ۱۳۶۹، مرمت و بازسازی برج ساعت ساختمان شهرداری رشت را انجام داد و در دهه ۱۳۷۰ در دوره شوراهای اول و دوم رشت، مرمت و بازسازی منزل مسکونی اولین شهردار رشت، حاج «میرزا خلیل رفیع» را برعهده گرفت. وی در راستای فعالیت حرفه‌ای خود در حوزه معماری و مرمت بناهای تاریخی به سراغ مطبوعات و اسناد قدیمی گیلان رفت و آن‌قدر خواند و تحقیق کرد که به‌عنوان یک گیلان شناس و رشت پژوه در استان گیلان شناخته ‌شد.

 

پاریسی‌ها از خاطره بازی هاشان پول در می‌آورند چرا پس رشت نمی‌تواند؟!
در شرح پاریس گفته‌اند: پاریس آدمی را از درون دگرگون می‌سازد، رشت هم چنین است. اگر پاریسی‌ها از خاطره بازی‌هاشان پول در می‌آورند چرا پس رشت نمی‌تواند؟! در آیین رونمایی از کتاب (رشت به روایت ۵ نقشه‌ی تاریخی) نوشته‌ی مهندس روبرت واهانیان پرسشی از سوی یکی از سخنرانان مطرح گردید؛ اگر پاریسی‌ها از خاطره بازی هاشان پول در می‌آورند چرا پس رشت نمی‌تواند؟!

 

هاشم موسوی دزکوهی، رییس سابق پژوهشکده گیلان شناسی در آیین رونمایی از کتاب (رشت به روایت ۵ نقشه‌ی تاریخی) گفت: ما ساکنان رشت می‌دانیم که چگونه این شهر اسباب آرامش مان را فراهم می‌سازد. رشت در همه تاریخش محلی برای زندگی، روشنایی و دروازه‌ای بر روی تازه‌ها بوده است. وی بیان کرد: ساختمان‌ها و پل‌ها ثروت شهر نیستند، بلکه ثروت اصلی شهر مفاخر، بزرگان و مشاهیر آن هستند. اگر پاریسی‌ها از خاطره بازی‌هاشان پول در می‌آورند چرا پس رشت نمی‌تواند؟! این استاد دانشگاه ضمن قدردانی از زحمات مهندس واهانیان افزود: انتشار این کتاب با حمایت شهرداری نشان می‌دهد، ما متوجه رشت و دارایی‌های این شهر شده ایم. رشت در همه تاریخش هرگز ناچیز نبوده است، می‌شود رشت را رشت‌تر کنیم، بگذاریم رشت با ما قهر نکند.

 

در آیین رونمایی از کتاب (رشت به روایت ۵ نقشه‌ی تاریخی) نوشته‌ی مهندس روبرت واهانیان پرسشی از سوی یکی از سخنرانان مطرح گردید؛ اگر پاریسی‌ها از خاطره بازی هاشان پول در می‌آورند چرا پس رشت نمی‌تواند؟!

در دنیای رشت ساعت چند است؟
سید حسین رضویان، عضو شورای شهر ضمن قدردانی از زحمات اهالی فرهنگ و هنر استان و تلاش بی وقفه مهندس روبرت واهانیان برای تالیف این کتاب گفت: رسانه در توسعه گردشگری امر حیاتی است. محرک گردشگری هر مدل از مدیا بوده که باعث جذابیت در یک جغرافیا می‌شود. رییس کمیسیون توسعه پایدار شورای شهر بیان کرد: همانطور که سال‌ها پیشتر فیلم خیلی دور خیلی نزدیک از رضا میرکریمی باعث جذابیت گردشگری در کویر شد، فیلم “در دنیای تو ساعت چند است” اثر ماندگار صفی یزدانیان در کشور برای شهر رشت موجی راه‌انداخت که در رونق و توسعه گردشگری شهر رشت بسیار اثر گذار بوده است.

 

پنج نقشه تاریخی رشت به مثابه سند جغرافیایی و تاریخی
رضا نوزاد، پژوهشگر تاریخ فرهنگ گیلان به‌عنوان سخنران نشست آیین رونمایی کتاب (رشت به روایت ۵ نقشه‌ی تاریخی) نوشته مهندس روبرت واهانیان گفت: بنده سرتعظیم به ایشان فرود می‌آورم. وی بیان کرد: قشر فرهیخته و کتاب‌خوان استان گیلان و شهر رشت عادت کرده که هرچند یکبار با آثار ارزشمند مهندس واهانیان ذوق‌زده و شگفت‌زده شوند.

 

این کتاب یک سند جغرافیایی و تاریخی است. نویسنده کتاب اخبار گیلان در مطبوعات عصر قاجار عنوان کرد: کتاب رشت به روایت ۵ نقشه تاریخی نوشته مهندس روبرت واهانیان، حاصل سال‌ها کار تحقیقاتی بوده و با نگاهی کامل و جامع به ۵ نقشه اولیه تاریخی رشت از سال ۱۲۴۹ تا ۱۳۴۵ به نگارش رسیده است. نخستین نقشه این کتاب به عهد ناصری بر می‌گردد که حدود ۱۵۵ سال پیش از سوی ذوالفقار مهندس تهیه شد. در آن زمان بسیاری از شهرهای کشورمان از نقشه‌ای برای شهر خود محروم بوده‌اند؛ اما رشت دارای نقشه جغرافیایی بود. نقشه دوم مربوط به سال ۱۲۹۶ بوده که در زمان نهضت جنگل به دست علی‌اصغر کاشانی تهیه شد و در چاپخانه میناس که جز چاپخانه سنگی رشت بوده، به چاپ رسید. نقشه سوم کتاب رشت به روایت پنج نقشه تاریخی مربوط به سال ۱۳۲۷ است که از سوی سروان توپخانه ارتش (فرمانده تیپ مستقل رشت) ترسیم شده است. نقشه چهارم کتاب واهانیان مربوط به سال ۱۳۳۲ بوده که به پیشنهاد روانشاد جهانگیر سرتیپ‌پور تهیه شده است و در نهایت نقشه پنجم کتاب مربوط به سال ۱۳۴۵ توسط سازمان برنامه و سازمان نقشه‌برداری کشور تهیه و تدوین شده است.

 

۷ محله اصلی شهر رشت در این کتاب به کوشش مهندس واهانیان مشخص و در طی حدود یک قرن از سال ۱۲۴۹ تا ۱۳۴۵ از روی نقشه‌های جغرافیایی به بررسی تاریخی و موشکافانه‌ای پرداخته است

 

این پژوهشگر گیلانی می‌افزاید: ۷ محله اصلی شهر رشت در این کتاب به کوشش مهندس واهانیان مشخص و در طی حدود یک قرن از سال ۱۲۴۹ تا ۱۳۴۵ از روی نقشه‌های جغرافیایی به بررسی تاریخی و موشکافانه‌ای پرداخته است. از محلات تا بازارها و بازارچه‌ها، راسته‌ها و قیصریه ها، کاروان‌سراها، میدان‌ها، کوچه‌ها و خیابان‌ها، محورهای ارتباطی، پایانه‌ها و باربری‌ها، تأسیسات نظامی، اداری و شهری، رودخانه و پل‌ها، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها، گورستان‌ها، اماکن مذهبی، فرهنگی و تاریخی، مراکز درمانی و…. مفصل تشریح شده‌اند.

 

هم خوشحالم، هم ناراحت!
روبرت واهانیان، معمار و پژوهشگر تاریخ رشت در این نشست ضمن تشکر و قدردانی از حمایت سازمان‌های مختلف، کتابخانه ملی رشت، معاونت شهرسازی و معماری شهرداری، همکاران و همسرش بیان کرد: امروز یک روز استثنایی در زندگی من است، امروز هم خوشحالم هم ناراحت. ناراحتم چون بعد از ۳۰ و‌اندی سال از معشوقم کتاب رشت باید خداحافظی کنم. اما خوشحالم چون بعد از ۳۰ و‌اندی سال فعالیت حرفه‌ای به آن رسالتی که برای خود قایل بودم، رسیده‌ام. نویسنده کتاب رشت به روایت ۵ نقشه تاریخی افزود: همه ساختمان‌ها و فعالیت‌های عمرانی ما یک روز از بین خواهند رفت، اما فعالیت فرهنگی تجربیات سال‌ها زندگی من بوده که به شکل کتاب، مقالات و…. به یادگار گذاشته‌ام. وی عنوان کرد: این کتاب شامل ۵ قسمت بوده که نقشه‌های ۵ گانه رشت از سال ۱۲۴۹ تا ۱۳۴۵ خورشیدی را پوشش می‌دهد. برای اولین‌بار در ایران تاریخ شهر رشت را از روی نقشه‌های جغرافیایی درآورده‌ام، پایه اصلی کتاب رشت به روایت ۵ نقشه تاریخی، تاریخ شهر بوده که پایه اصلی این تاریخ‌نگاری محصول نقشه جغرافیایی است که مدرکی فنی و ترسیمی محسوب می‌شود. همچنین در کنار هرکدام از نقشه‌های تاریخی این کتاب برای قشر جوان، کیوآر کدُ‌هایی در نظر گرفته ایم، که به راحتی می‌توان در دسترس داشته باشند.

 

وی در پایان از همسرش که در طی این سال‌ها او را حمایت کرده و همکارانش که در تهیه نگارش این کتاب همراهش بوده‌اند، تشکر و قدردانی کرد و این کتاب را به مردم رشت تقدیم نمود.

 

گفتنی است کتاب (رشت به روایت ۵ نقشه‌ی تاریخی) نوشته روبرت واهانیان به ویراستاری هادی میرزا نژاد موحد در ۵۰۰ جلد از سوی نشر فرهنگ ایلیا و با حمایت شهرداری رشت به چاپ رسیده است.

 

نویسنده: محمد صالح زاده (روزنامه نگار حوزه شهری)

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۰۴ ، ۲۳:۲۹
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

اگزمای شهری،گریبانگیر ساختمانهای رشت

وقتی نمادهای رومی جایگزین نماهای بومی می‌شود؛

بهره‌گیری از نماهای غیرهمسو با فرهنگ و هویت بومی در ساختمانهای بلند مرتبه شهری، چهره رشت را مخدوش کرده است. بطوریکه بناهایی با معماری‌های رومی و غیر بومی منجر به آشفتگی های بصری و بهم ریختگی در مناطق مختلف رشت شده که هیچ گونه سنخیتی با فرهنگ و سنت این استان ندارد.

به دفعات حین قدم‌زدن در کوچه و خیابان‌های محلات و مناطق مختلف رشت به انواع و اقسام نمای ساختمان‌ها برخورده‌ایم. این شهر از بافت مرکزی تا محلات مرفه و پیرامونی  گرفته با نابسامانی در منظر شهری مواجه است.

 

رشت از لحاظ منطقه‌بندی شهری دارای ۵ منطقه است که با نوسانات شدیدی در سیما و منظر و جداره‌های شهری روبروست. بروز این نوسانات در معماری شهری به ‌نوعی بیانگر عملکرد رها شده مدیریت شهری بوده که آن‌طور باید و شاید به این موضوع اهمیت نداده است و حتی ایجاد کمیسیون تخصصی معماری و شهرسازی در شورای ششم نیز در این خصوص چندان اثرگذار نبوده است.

 

به‌عنوان‌ مثال نما و جداره شهری در محلاتی همچون؛ گلسار، بلوار گیلان، بلوار معلم، بیستون، لاکانی، چله‌خانه، ساغری سازان، سرچشمه، پل عراق، پاسکیاب، عینک، حمیدیان، بیانی، لاکان، قاسمیه، باهنر و…. نمود و نشانه‌ای از این نوسان عمیق و بی‌توجهی محض مدیریت شهری در سیما و منظر شهری را نشان می‌دهد.

 

رشت در موضوع سیما و منظر و جداره‌های شهری با نوسانات شدیدی روبروست.تا جاییکه ایجاد کمیسیون تخصصی معماری و شهرسازی در شورای ششم نیز تا به امروز در این امر آن‌چنان اثرگذار نبوده است

 

قدرت یا عدم آگاهی از اصول طراحی بومی

رواج سازه‌های عجیب‌وغریب و ظهور نماهای تجملی که در معنای امروزی به لاکچری مشهور بوده، فقط مختص رشت نبوده و در سایر کلان‌شهرهای کشور نیز بخشی از آسیب‌های معماری شهری محسوب می‌شود. نابسامانی در منظر شهری که با پیامدهای گسترده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همراه است در ادبیات شهرسازی با عنوان “اگزمای شهری” از آن نام می‌برند.

 

در دهه اخیر، روستاهای دور و نزدیک استان گیلان نیز با این جریان مواجه هستند. اغلب با فرم‌هایی روبرو هستیم که به‌گونه‌ای ارجاع به قرون‌وسطی یا سایر جریانات تجملاتی در تاریخ دارند. گویا استفاده از این نوع معماری نامربوط و بیگانه به‌صورت خودآگاه، باقدرت و شکوه برخی از دوره‌های تاریخی در ارتباط بوده که ناشی از کمبود یا عدم آگاهی از اصول طراحی بومی متناسب با اقلیم منطقه است.

 

طبقاتی شدن بی حد و حصر جامعه

وضعیت نابسامان نماهای شهری در شهر رشت و سایر نقاط استان و حتی کشور، ناشی از عوامل متعددی همچون توسعه نامناسب، شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، عدم هماهنگی و نظارت مستمر نهادهای متولی و نظارتی، سبک‌های متنوع معماری، تبلیغ و مصرف نادرست، تغییر رویکرد زیبایی‌شناختی، طبقاتی شدن بی‌حدوحصر جامعه کنونی و همچنین سایر عوامل دخیل در آن است.

 

 

مصرف متظاهرانه در طبقات مرفه جامعه

«سمانه کوهستانی» دانش‌آموخته مقطع دکترای جامعه‌شناسی فرهنگی در این باره به‌مرور می‌گوید: جامعه‌شناسان متعددی در برهه‌های زمانی به این مقوله اشاره داشته‌اند. به‌عنوان‌مثال؛ وبلین، جامعه‌شناس و اقتصاددان آمریکایی؛ مفهوم “مصرف متظاهرانه” را مطرح کرده و تحت این مفهوم توضیح می‌دهد: چگونه طبقات بالای جامعه از الگوهای مصرفی خاصی استفاده می‌کنند تا بتوانند موقعیت و برتری خودشان را به نمایش بگذارند.

 

وی می‌افزاید: اگر به ریشه‌های دیگر این موضوع در ابعاد فرهنگی آن بپردازیم بوردیو معتقد بوده: گروه‌های اجتماعی با استفاده از سرمایه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی سعی دارند، تمایز و فاصله‌ای را از سایر طبقات جامعه به وجود بیاورند.

 

وی اظهار می‌کند: این موضوع را می‌توان به موضوع معماری و طراحی نماهای شهری بسط دهیم. استفاده از نماهای ساختمانی با سنگ‌های خاص و گران‌قیمت، طرح‌های عجیب‌وغریب و بیگانه و. همه اینها بخشی از سرمایه‌های نمادینی است که طبقات مرفه جامعه برای بازتولید منزلت و قدرت خود سعی دارند از آنها در ساختمان‌های خود استفاده کنند.

سبک زندگی با نوع معماری خاص و ایجاد نماهای لوکس و ناسازگار با اقلیم، محلات شهری و افراد را از هم جدا و گسسته می‌کند، به‌نحوی‌که باعث هر چه بیشتر جدایی طبقات اجتماعی خواهد شد

 

شکاف طبقاتی و تفکیک طبقات جامعه

پژوهشگر جامعه‌شناسی فرهنگی در رابطه ‌با ظهور و رواج معماری و نماهای شهری در رشت به‌مرور اضافه می‌کند: در حال حاضر معماری یا طراحی نمای شهری، به نمادی از قدرت، منزلت یا تمایز اجتماعی تبدیل شده است. در واقع افراد با استفاده از نماهای نامأنوس و ایجاد تفاوت‌های ظاهری در ساختمان‌های خود می‌خواهند به نحوی حس متمایز بودن و قدرت را نشان دهند و خودشان را از سایر طبقات پایین جامعه تفکیک کنند.

 

وی ادامه داد: این موضوع بخصوص در طبقات متوسط روبه‌بالا و طبقات مرفه جامعه بیشتر دیده می‌شود. این جامعه‌شناس فرهنگی گیلان اظهار می‌کند: در چارچوب مصرف متظاهرانه، نمای ساختمان به یک شی نمادین تبدیل شده که در واقع کارکردی فراتر از معماری و زیبایی‌شناختی دارد. استفاده از این نماها به‌وضوح نشان می‌دهد: مالک ساختمان در تلاش است تا قدرت، منزلت و جایگاه خود را از طریق بازنمایی ظاهری در سلسله‌مراتب اجتماعی به نحوی تثبیت کند.

 

در واقع چنین طراحی‌هایی در نمای ساختمان به ابزاری مهم در برجسته‌سازی تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی طبقه ثروتمند و متوسط روبه‌بالا تبدیل شده است. انتخاب و استفاده از این نوع نماها نه‌تنها برای نشان‌دادن ثروت است. بلکه به‌گونه‌ای رایج شدن این نماها در تفکیک طبقات مختلف جامعه به مرفه، متوسط و ضعیف نقش داشته و طبقات جامعه را کاملاً از هم مجزا می‌کند.

 

عدم نگاه تکتونیک به فرهنگ بومی

«سیندخت رضایی»، استاد دانشگاه و دانش‌پژوه دکتری معماری در مورد رواج الگوهای نامأنوس در طراحی نماهای شهری  نیز به ‌مرور می‌گوید: ظهور نمادهای غیربومی در معماری نمای شهری رشت، بازتابی از تمایل جامعه یا صاحبان املاک برای نمایش قدرت، اعتبار و موقعیت اجتماعی بالا است.

 

وی این تمایل را ناشی از ارزش‌های فرهنگی جامعه دانسته که در آن قدرت و شکوه به‌عنوان ویژگی‌های مثبت تلقی می‌شود و مطرح می‌کند: طبقات بالای جامعه از این طریق می‌خواهند جایگاه و موفقیت خود را به نمایش بگذارند. این موضوع گاهی ناشی از کمبود آگاهی در مورد اصول طراحی بومی و نبود نگاه تکتونیک به فرهنگ بومی است.

 

عضو هیئت‌علمی و مدیرگروه معماری و هنر جهاد دانشگاهی گیلان ادامه می‌دهد: وقتی در نماهای شهری چه در مرکز استان چه سایر شهرها با همچین پدیده‌های غیرمتجانس و الگوهای زرد روبرو می‌شویم که خارج از فرهنگ و زیست‌بوم ما است، چیزی که مخاطب تحلیل‌گر را به فکر وامی‌دارد نیاز روان‌شناختی جامعه بوده و طبقه‌ای که در جامعه ما در حال تغییر و تبدیل است و این موضوع آسیب‌شناسی جامعه را می‌طلبد.

 

نقش معماران و طراحان در فراهم سازی الگوهای متناسب بومی

سیندخت رضایی تاکید دارد: باید با فراهم‌سازی الگوهای طراحی شهری متنوع و متناسب بافرهنگ بومی، خوراک معماری غنی در سلیقه و سبد بصری مطالبه‌گران و با فراهم‌سازی حضور معماران مطرح و دعوت از سرمایه‌گذاران و همکاری با معماران استان مدل‌های معماری موفق را در الگوهای شهری فراهم سازند.

وی برگزاری جشنواره‌های رقابتی و مسابقه‌ای شدن در طراحی و معماری ساختمان‌های اداری و حتی بازسازی نماهای اداری و ورود تکنولوژی‌های مدرن در ساخت و بهره‌گیری از سازه‌های نوین در تولید را دلیل این موضوع عنوان و بیان می‌کند: پیگیری مستمر این روندها در اشتهای روان‌شناسی و زیبایی‌شناختی جامعه اثرگذار است.

مالک ساختمان در تلاش است تا قدرت، منزلت و جایگاه خود را از طریق بازنمایی ظاهری در سلسله‌مراتب اجتماعی به نحوی تثبیت کند

نقش و جایگاه شهرداری و نظام مهندسی در رها شدگی سیما و منظر شهری رشت

سیندخت رضایی در مورد نقش شهرداری و سازمان نظام‌مهندسی در این جریان خاطرنشان می‌کند: شهرداری می‌تواند با چندمرحله‌ای کردن صدور پروانه ساختمان، ناظران نظام‌مهندسی را به پروژه‌های ساخت‌وساز ورود دهد.

 

ناظران با گزارش تخلفات خواستار نقشه اجرایی شده که در این مرحله بایستی پروانه جدید اخذ شود و یا اینکه در مرحله پایان کار و سفت‌کاری تقاضای نقشه‌های فاز دوم نما را بدهند. بدین‌طریق به‌صورت قانونی سازمان نظام‌مهندسی می‌تواند در فرایند کنترل با ایجاد ضوابطی که شهرداری و سازمان سیما و منظر در نظر گرفته‌اند، ورود کند.

 

در واقع نقش ورود سازمان نظام‌مهندسی به موضوع با راهکاری که شهرداری ارائه کرده، تبیین می‌شود. ترکیب نهادهای متولی و ایجاد جلسات منظم و ملزم به رسیدگی این مسئله باید در رأس امور سازمان‌های شهرداری و نظام‌مهندسی قرار بگیرد، در غیر این صورت همچنان رهاشدگی در سیما و منظر شهری رشت را خواهیم داشت.

ظهور نمادهای غیربومی در معماری نمای شهری رشت، بازتابی از تمایل جامعه یا صاحبان املاک برای نمایش قدرت، اعتبار و موقعیت اجتماعی بالا است

چه بر سر شهر رشت و نحوه ساخت‌وساز آن آمده است؟!

ظهور و رواج نمادهای غیربومی در معماری و طراحی نمای شهری رشت یک پدیده پیچیده محسوب می‌شود. لازم نیست حتماً معمار یا دانش‌آموخته شهرسازی باشیم تا حجم وسیعِ این مقیاس بزرگ را که به عدم همخوانی میان بناها و بافت شهری منجر شده را تشخیص دهیم. چه بر سر شهر رشت و نحوه ساخت‌وساز آن آمده است؟!

 

کمتر ساختمان نوسازی را می‌توان در این شهر یافت که در یک محله قدیمی احداث شده باشد و کوچک‌ترین ارتباطی با بافت آن منطقه داشته باشد! به‌راستی چرا سازندگان و معماران بدون ذره‌ای تمرکز بر اقلیم و فرهنگ این منطقه، بر خلق زیبایی‌هایی عجیب و بی سرته و مُدرن نانوشته که فقط خود از آن سر در می‌آورند، تأکید دارند؟

امروزه رومانس، گوتیک و باروک، برج رکیب خانه و گنبد بالای سقف، استفاده از نمای کلاسیک، رومی و قرون‌وسطی و همچنین داشتن پنت‌هاوس، روف‌گاردن و باربیکیو و سایر الحاقات در ساخت وسازهای شهری و روستایی در بورس قرار دارد.

 

نویسنده: محمد صالح زاده (روزنامه نگار و پژوهشگر مسایل شهری) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ در ۳۰ دی ۱۴۰۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۰۳ ، ۰۰:۵۵
محمد صالح زاده رشتی نژاد

خَلق نقاط بی‌دفاع و بهم ریختگی سیمای رشت

افزایش تخلیه پسماند عمرانی در حاشیه شهر؛

امروزه با رشد روزافزون جمعیت و توسعه حجم ساخت‌وسازهای جهانی، تجمع و رهاسازی نخاله‌های ساختمانی و عمرانی به معضل جدی آلایندگی زیست محیطی تبدیل شده است.

 

در سالهای اخیر میزان تولید نخاله‌های ساختمانی در پی توسعه رشت با تخریب بناهای قدیمی و فرسوده و تسریع ساخت‌ و ساز با افزایش چشمگیری روبرو بوده است. ازاین‌رو حجم روزافزون و ریختن غیراصولی نخاله‌ها و مواد زاید ساختمانی در اراضی بایر یکی از چالش‌های پیش روی مدیریت شهری شده است.

 

آمارهای محیط زیستی کشور نشان می‌دهد: آجر، ملاط ماسه و سیمان و بتن جز مواد اصلی تشکیل‌دهنده نخاله‌های ساختمانیست که با دفع غیراصولی و غیرفنی وارد محیط‌زیست شده و اثرات تخریبی جبران‌ناپذیری را سالانه به زیست‌بوم وارد کرده است.

کافیست همین امروز به حاشیه شهر یا یکی از محلات پیرامونی رشت بروید. حتما منظره‌ای زشت وسیعی از ماسه، سیمان، بتن، شیشه، فلزات آهنی، فلزات غیرآهنی، آجر و کاشی‌ها، مواد قیری، ضایعات گچ و متفرقه که روی‌هم تلنبار شده را مشاهده می‌کنید.

اراضی بایر در حاشیه  رشت، همواره جولانگاه تلنبار نخاله‌ها و مواد زاید ساختمانی بوده که تب سودای نوسازیِ بساز و بفروشان آنها را فراگرفته است. نخاله‌های خانه‌های تخریبی که توسط کامیونهای قدیمی بجا مانده از جنگ جهانی در رشت به طور غیرمجاز در این اراضی تخلیه و دپو می‌شوند.

 

اراضی بایر شرکت سپیدرود در حاشیه شهر رشت، جولانگاه تلنبار نخاله‌ها و مواد زاید ساختمانی شده که تب سودای نوسازیِ بساز و بفروشان آنها را فراگرفته است. این اراضی بلایی به جان شهروندان ساکن این نقاط شده است.

 

شهروندان مناطق پیرامونی درچهار منطقه بندی شهرداری رشت که شامل محلات متمرکز حاشیه‌ای رشت می‌شود، اوضاع خوبی ندارند. با توجه ‌به وجود وسعت زیاد اراضی بدون حصار و بلاتکلیف شرکت سپیدرود در مرز بین مناطق ۴ و ۵ ، اکنون این مناطق به بحرانی برای ساکنین آن بدل شده است.

ابعاد اراضی سپیدرود به‌قدری زیاد است که هزینه دیوارکشی پیرامون این زمین‌ها را به میلیاردها تومان افزایش داده است و بعید به نظر می‌رسد شهرداری رشت چنین هزینه‌ای را متحمل شود.

در عین حال وجود اراضی رها شده که نه واگذار می‌شوند و نه ساخت‌وساز نه تنها اکنون به جولانگاه تخلیه‌ نخاله های غیرمجاز به‌دور از چشم مأمورین شهرداری تبدیل شده بلکه فرصتی را برای آزاد سازی دامهای روستاییان اطراف فراهم کرده است.

این درحالیست که تخلیه غیرمجاز پسماند عمرانی و نخاله‌های ساختمانی موجب آلودگی رودخانه‌ها، محیط‌زیست، تخریب اکولوژیکی و ایجاد سیما و منظر نامناسب شهری و کندی تردد شهروندان و بروز تصادفات می‌شود بطوریکه این اقدام در خلق نقاط بی‌دفاع شهری در محلات حاشیه‌ای رشت بسیار اثرگذار بوده است.

 

تاثیر اراضی رها شده در تخلیه غیرمجاز نخاله های ساختمانی

یکی از ساکنین محله پاره بیجار با اشاره به رها شدگی اراضی شرکت سپیدرود به خبرنگار مرور می‌گوید: سال‌هاست اراضی شرکت سپیدرود رها شده‌اند و بلااستفاده بودن این زمین‌ها، بلایی به جان ما شهروندان ساکن این نقاط شده است. چون این اراضی به محلی برای تخلیه نخاله‌های ساختمانی شهر رشت از سایر مناطق تبدیل شده است.

 

دیگر شهروند رشتی از محدوده پل طالشان نیز در این‌باره به خبرنگار مرور می‌گوید: زمین‌های سپیدرود انتها ندارند. از شهرک حمیدیان تا انتهای جاده جیرده جز اراضی سپیدرود محسوب می‌شود. معلوم است با چنین وسعتی برای این اراضی، شهرداری توان نظارت نخواهد داشت.

 

این شهروند ادامه می‌دهد: تا زمانی که شرکت سپیدرود، اراضی وسیع با چنین طول و عرضی را تعیین و تکلیف نکند، وضعیت ادامه خواهد داشت. هرچقدر هم مأمورین شهرداری برای پاک‌سازی اقدام کنند، باز رویه غیرمجاز تخلیه ادامه خواهد داشت.

 

سطح پایین خدمات رسانی شهرداری در مناطق پیرامونی رشت

یکی از کاسبان مراکز صنعتی محدوده جاده فومن نیز در مورد تخلیه نخاله‌های ساختمانی عنوان می‌کند: بیش از ۳۰ سال است که در این منطقه فعالیت می‌کنم، این مناطق جز محلات پیرامونی رشت بوده و سطح خدمات‌رسانی شهرداری در این محلات بسیار پایین است. در این محدوده اراضی بایر و بلااستفاده بسیار زیاد است و این موجب شده که پس از تخریب برخی از خانه‌های قدیمی در مناطق و محلات هم‌جوار، نخاله‌های ساختمانی را به این زمین‌های بایر منتقل کنند. این امر باعث می‌شود سایر افراد نیز زباله‌های خانگی خود را در این مکان‌ها تخلیه کنند.

 

شهروند دیگری از محله نخودچر نیز بیان می‌کند: گاهی پس از تخریب خانه‌ها تا صدور پروانه ساخت‌ و ساز، نزدیک به یک سال زمین محصور نشده باقی می‌ماند و این موضوع در تشدید تخلیه‌های غیر مجاز تأثیرگذار است.

غلامی شهروند ساکن پیرکلاچای نیز در این باره می‌گوید: به راحتی می‌توانید در کلیه اراضی نسقی اطراف رشت، شاهد تخلیه نخاله‌های ساختمانی دیگر محلات باشید.

دیگر ساکنین محلات احمد گوراب، جاده لاکان، دولت‌آباد، کوی بیانی و… نیز از وضعیت نابسامان تخلیه غیرمجاز نخاله‌های ساختمانی با گله‌مندی از ادامه این موضوع، آن را به سهل‌انگاری مجموعه مدیریت شهری رشت بی‌ارتباط نمی‌دانند.

 

تخلیه غیرمجاز پسماندهای عمرانی و نخاله‌های ساختمانی باعث آلوده‌شدن رودخانه‌ها، محیط‌زیست و به دنبال آن تحت‌تأثیر قرارگرفتن زندگی جانوران و گیاهان و همچنین ایجاد منظر نامناسب شهری و به‌هم‌ریختگی سیمای شهر شده است

 

از آلودگی رودخانه و محیط زیست تا ورود پشه سالک

 یکی از کارشناسان زیست‌محیطی در مورد تأثیر نخاله‌های ساختمانی بر محیط‌زیست به خبرنگار مرور می‌گوید: برخی از افراد، نخاله‌های خود را در مجاورت رودخانه‌ها می‌ریزند و باعث آلوده‌شدن محیط‌زیست و به دنبال آن تحت‌تأثیر قرارگرفتن زیست جانوران و گیاهان می‌شوند. باتوجه‌به معضل رودخانه‌های شهر رشت این مورد تأثیر بسیار منفی در آلودگی رودخانه‌های این شهر داشته و زیست سایر موجودات را نیز مختل خواهد کرد و همچنین ردِ این فاجعه را می‌توان تا دریای کاسپین مشاهده کرد.

 

کارشناس حوزه بهداشت در رابطه ‌با تخلیه نخاله‌های ساختمانی به‌مرور بیان می‌کند: از مهم‌ترین مشکلاتی که نخاله‌های ساختمانی می‌تواند برای شهروندان ایجاد کند، مشکلات بهداشتی است. تخلیه نخاله‌های ساختمانی باعث ایجاد گردوغبار و آلودگی می‌شود که این مسئله می‌تواند منجر به بروز بیماری برای ساکنین منطقه شود. یکی از بیماری‌های شایع که به دلیل وجود گرد و خاک و نخاله‌های ساختمانی شیوع پیدا می‌کند، پشه سالک است.

 

منظر عمومی و چهره شهر رشت را زشت کرده‌اند.

«علی بشر دانش» معاون خدمات شهرداری رشت در این باره به‌مرور پاسخ می‌دهد: در هفته‌های اخیر ریختن غیراصولی نخاله‌های ساختمانی در زمین‌های بایر توسط افراد ناشناس در محدوده محلات حمیدیان، پاره بیجار، معلولین و خیابان ایران و دیگر نقاط رشت باعث نارضایتی ساکنین این محلات شد که در چندین مرحله توسط مأمورین شهرداری مورد پاک‌سازی قرار گرفته است.

 

بشردانش اضافه می‌کند: با توجه به برخی ساخت‌ و سازهای رسمی و غیررسمی، نخاله‌های ساختمانی شبانه به اراضی وسیع و بایر رشت منتقل می‌شوند که منظر عمومی و چهره شهر را زشت کرده‌اند. این موضوع باید توسط صداوسیما و رسانه فرهنگ‌سازی شود.

 

معاون خدمات شهرداری با تاکید به نهادینه شدن فرهنگ تمیزی فضای شهری می‌افزاید: سال گذشته در محدوده‌های مختلف شهر از جمله مناطق پیرامونی که دارای بافت متمرکز و اراضی بایر دانه‌درشت هستند، از سوی سازمان پسماند بنرهایی نصب شد تا شهروندان از ریختن هرگونه پسماند و نخاله‌های ساختمانی در حریم رودخانه و معابر عمومی خودداری کنند. باید در این موضوع باخرد جمعی فرهنگ‌سازی رخ دهد.

 

قانون مدیریت پسماند در سال ۱۳۸۳ به‌ذمنظور حفظ محیط‌زیست کشور از آثار زیان‌بار پسماندها و مدیریت بهینه آنها تهیه و تدوین شد. طبق ماده ۱۶ این قانون، نگهداری، خریدوفروش، جمع‌آوری، دفن و تخلیه نخاله و پسماندهای ساختمانی باید براساس آیین‌نامه اجرایی و مقررات انجام گیرد.

 

 

جرایم قانونی تخلیه غیرمجاز نخاله های ساختمانی

قانون مدیریت پسماند در سال ۱۳۸۳ به‌ذمنظور حفظ محیط‌زیست کشور از آثار زیان‌بار پسماندها و مدیریت بهینه آنها تهیه و تدوین شد. طبق ماده ۱۶ این قانون، نگهداری، خریدوفروش، جمع‌آوری، دفن و تخلیه نخاله و پسماندهای ساختمانی باید براساس آیین‌نامه اجرایی و مقررات انجام گیرد.

 

در غیر این صورت افراد متخلف با حکم مراجع قضایی به پرداخت جریمه نقدی محکوم خواهند شد. جریمه نقدی تخلفات درمورد پسماندهای عادی برای اولین‌بار ۵۰۰ هزار ریال تا یک‌صد میلیون ریال، و برای پسماندهای دیگر از دو میلیون تا یک‌صد میلیون ریال خواهد بود.

 

در صورت تکرار این تخلفات، هر بار مجازات به دوبرابر میزان قبلی افزایش خواهد یافت. ماده ۲۰ قانون مدیریت پسماند تصریح کرده:درصورتی‌که خودرو ها اقدام به تخلیه پسماند در مکان‌ها غیرمجاز کنند، به مدت یک تا ده هفته توقیف خواهند شد. در تبصره این ماده‌قانونی آمده است: اگر محلی که خودرو اقدام به تخلیه نخاله و پسماند در آن جا کرده، معابر شهری و یا بین‌شهری باشد، متخلف به حداکثر زمان توقیف خودرو محکوم خواهد شد.

 

نویسنده: محمد صالح زاده(روزنامه نگار مسایل شهری) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در 21 آذر 1403

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۰۳ ، ۲۳:۵۷
محمد صالح زاده رشتی نژاد