شَهر نوشت های محمد صالح زاده رشتی نژاد

روزنامه نگار - پژوهشگر مسایل شهری

شَهر نوشت های محمد صالح زاده رشتی نژاد

روزنامه نگار - پژوهشگر مسایل شهری

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «میدان شهرداری رشت» ثبت شده است

 

نماد زیست جمعی رشت در معرض بی‌توجهی تصمیم‌سازان؛

زخمِ دوم

 

بازار رشت هنوز از آتش‌سوزی اخیر نفس‌نفس می‌زند اما خطر دیگری نه در خاکستر حجره‌ها که در پشت میز‌های تصمیم‌گیری پنهان شده است. ۵ هکتار از میراث ۳۲ هکتاری بازار رشت در اعتراضات ۱۸ دی ماه سوخت. پیش از آن‌که دودش فروبنشیند، زمزمه‌ی دوطبقه‌کردن بخش‌‌های آسیب‌دیده بالا گرفت؛ تصمیمی که با ثبت ملی بازار و اصول مرمت میراثی در تضاد آشکار است.

 

بازاری که بیش از یک قرن، بدون بتن و آهن و طبقات اضافی، قلب تپنده شهر بوده، حالا در آستانه‌ی جراحی‌ای ایستاده که نامش را «بازسازی» گذاشته‌‌اند. زمزمه‌‌‌هایی از بازسازی و دوطبقه‌کردن بخش‌‌های سوخته به گوش می‌رسد؛ تصمیمی که با ثبت میراثی بازار در تضاد است و می‌تو‌اند آخرین ضربه را بر پیکر هویتی وارد کند که باید «احیا» شود، نه «نوسازی».

 

بازار رشت ساختمان نیست؛ روایت است، حافظه است و اگر قرار است دوباره قد بکشد، باید بر شانه‌‌های گذشته بایستد، نه روی آوار آن. بازار رشت پروژه عمرانی نیست که با منطق سود و مترمربع درمان شود. این‌جا حافظه‌ی جمعی یک شهر ایستاده؛ جایی‌که اگر به‌جای احیا، نوسازی تحمیل شود، نه‌تنها آتش‌سوزی که تصمیم‌‌های شتاب‌زده، آخرین رمق‌‌های هویت آن را خواهند سوز‌اند.

 

به بازار وارد می‌شوم، قدم اول را در پیله‌میدان می‌گذارم. نه به‌عنوان یک خریدار بلکه به‌عنوان شاهدی که می‌خواهد نفس‌‌های یک هویت اصیل را ثبت کند. این گزارش روایتی بوده از بازار؛ حافظه جمعی رشت که به قلب تپنده مرکز استان گیلان مشهور است. بازاری که فقط جایی برای خرید و فروش نیست؛ بازاری که از دیرباز هویت رشت را در خود جا داده است. بازار رشت، هنوز زنده است – ولی زخم دارد؛ زخمی بر تن شهری که هنوز در رنگ‌ها و صدا‌هایش نفس می‌کشد.

 

***

تَره اوچین، تَره اوچین!
«تَره اوچین، تَره اوچین!» صدای فریاد فروشنده‌ای در گوشم می‌پیچد، صدایی که در رطوبت صبحگاهی بازار رشت گم نمی‌‌شود بلکه با آن درهم می‌آمیزد. صبح زود است و خورشید هنوز کامل بالا نیامده، اما بازار بیدار است؛ آفتاب زمستان آنقدر بی‌جان است که گرمایی ندارد. رشت بیدار شده است؛ نه از صدای ماشین‌ها، بلکه از صدایی که از عمق شهر می‌آید: بازار رشت.

 

بازار رشت فضایی زنده و آشنا برای مردم این شهر است؛ جایی که رهگذران نه صرفا برای خرید، بلکه برای تجربه‌ی زندگی جمعی قدم در آن می‌گذارند و در یک لحظه غم‌ها و شادی‌های‌شان مشترک می‌شود

 

این‌جا قلب تپنده شهر است؛ قلبی که سینه‌اش داغدار و بوی خاکستر می‌دهد. عطرِ غالب، نه بوی پول و معامله بلکه آمیزه‌ای غلیظ از سبزیجات خیسِ معطر بومی همچون چوچاق، عطر تند سیر سفید، خنکیِ نقره‌ای ماهی‌‌های تازه که در دام صیادان گرفتار شده‌‌اند و قامت سوسن چلچراغی‌‌‌هایی که در بوته‌‌‌هایی مجزا و ردیف کنار‌هم چیده شده‌ و از دور جلوه نمایی می‌کنند. ۵ هکتار از مجموع ۳۲ هکتاری بازار رشت در آتش سوخت. بازار همچنان تلاش می‌کند تا بر عطر نامطبوع سوختگی‌های اخیر غلبه کند.

 

دو واره آسمان دیـــل پورابُو، سیه اَبرانه جیر مهتاب کوراَبـــو
راسته‌ی سبزی‌فروش‌ها، غوغای رنگ است. هیچ نقاشی‌ای قدرت تقلیدش را ندارد. رنگ‌‌‌هایی که از دستان پرتوان کشاورزان گیلانی آمده‌‌اند، حالا درخشان‌‌ترین حالت خود را به نمایش گذاشته‌‌اند؛ انگار برای چشم‌ها و قلب‌‌های‌مان جشن گرفته‌‌اند. پیرزنی را می‌بینم که چادرش را به کمر بسته و روی چهارپایه چوبی نشسته است، دست‌‌های پینه‌بسته‌اش که حاصل سال‌ها زحمت و تلاش است؛ پر از سبزی‌‌های معطر گیلان است و هر کدام را مرتب و با چنان وسواسی کنار هم در دسته‌‌‌هایی جدا می‌چیند، تا چشمان مشتری‌ها جذب شوند.

 

سبزِ تندِ اسفناج، سوسنِ چمن، فلفل‌‌های قرمز آتشین و ….. او از یکی از روستا‌های سنگر نزدیک به رشت آمده است. به گیلکی با صدای بلند می‌گوید: «دَلار دَرَم، دو دُلار.» به او سلام می‌کنم بدون هیچ دیالوگی. سعی داشت سایه‌ی خستگی زیر چشمانش را پنهان کند. می‌گوید: «پسرجان، آدمان فقط خرید واسی به بازار نَیید، آدمان اَییدی تا اَشنه دل وابِبه.» انگار کاسه آب یخی را روی سرم می‌ریزند، محبت مادری‌ است دیگر! ما که نمی‌‌دانیم در قلب هر مادر چه می‌گذرد و چه غمی دارد! جمله‌اش مانند یک قطعه موسیقی اصیل، با صدای پوررضا در میان هیاهوی غمناک بازار طنین‌‌انداز می‌شود. «دو واره آسمان دیـــل پورابُو، سیه اَبرانه جیر مهتاب کوراَبـــو.» در هَمهَمه بازار با قدم‌‌‌هایی آهسته به راه گوش می‌سپارم تا ‌اندوه را راه نجاتی باشد.

 

بازاری فراتر از خرید؛ جایی برای تعلق
این همان کارکردی است که مراکز تجاری مدرن، با دیوار‌های بتنی و درب‌‌های شیشه‌ای و ستون‌‌های آهنی هرگز نمی‌‌توانند به آن دست یابند. مال‌ها و پاساژ‌ها بین انسان‌ها دیوار می‌کشند، آدم‌ها را از هم جدا می‌کنند. بازار رشت فضایی زنده و آشنا برای مردم این شهر است؛ جایی‌که رهگذران نه صرفا برای خرید، بلکه برای تجربه‌ی زندگی جمعی قدم در آن می‌گذارند و در یک لحظه غم‌ها و شادی‌‌های‌شان مشترک می‌شود.

 

در این بازار، ارتباط میان انسان و محیط پیرامون رنگی از صمیمیت دارد و چشم‌ها با مناظر آشنا روبه‌رو می‌شوند؛ صدای فروشندگان، بوی ادویه‌ها و رنگ سبزی‌‌های تازه، حسی از تعلق را در دل آدمی زنده می‌کند. حالا نگاه نکن که بازار در سکوت حزن انگیزی فرو رفته و رازِ پنهانی در قلب دارد و انگار در سکوت می‌گوید: «دیدی که مرا هیچ‌کسی یاد نکرد، جز غم که هزار آفرین بر غم باد.»

 

اَمی پیله‌میدان هنوز خو پا سَر ایسه
آن‌طرف‌تر ناگهان، پیرمردی که کنار بساط ماهی‌‌هایش نشسته نظرم را جلب می‌کند. به ماهی‌‌های دودی و شورش نگاه می‌کند و چشمانش با قدم مشتری‌ این‌سو و آن‌سو می‌رود. به‌قول ما گیلک‌ها: «رافا ایسان یاد بیگیفته.» نگاهش عمیق است و گویا تمام قصه‌‌های بازار را در ذهن و قلب خود جا داده. دستانش لرزان، اما صدایش محکم، با پُکی به سیگارش انگار می‌خواهد آخرین وصیتش را به گوش جهان برساند: «بنویس زای، بنویس که اَمی پیله‌میدان هنوز خو پا سَر ایسه.» درست می‌گوید؛ این‌جا فقط صدا و معامله نیست، این‌جا جایی‌ست برای امید، حتی اگر امیدی خسته و خاک‌آلود باشد.

 

من می‌نویسم. می‌نویسم که در پسِ تمام فرسودگی‌ها، مصیبت‌ها و سوگواری‌‌های جان‌سوز قلب تپنده بازار با شور عجیبی که از دل رنج زاده می‌شود، رشت همچنان نفس می‌کشد. شاید در برهه‌‌‌هایی از زمان در لاک خود فرو ‌رود؛ اما «پیله‌میدان» قلب تپنده شهر رشت است؛ هویتی که از هر دانه‌ی برنج تا رنج کشاورز و نگاه خسته فروشنده و غم مردمان تجلی یافته است.

 

در روز‌های اخیر، بازار تاریخی رشت حال و هوایی غم‌بار به خود گرفته است. در این فضای ۳۲ هکتاری که بیش از یک قرن در قلب شهر می‌تَپد و همیشه نماد زندگی، جنب‌وجوش و دادوستد بوده، اکنون سکوتی سنگین جاری است. راسته‌ها و سرا‌‌هایی که زمانی آکنده از صدای خنده، چانه‌زنی و زندگی روزمره مردم بودند، امروز به‌خاطره‌ای دور می‌ماند.

 

آتش‌سوزی اخیر، زخم دیگری بر پیکر این بازار کهنسال بر جای گذاشته است. طاقی بزرگ، طاقی کوچک، قیصریه فخر و سرای ملک که هرکدام بخشی از هویت معماری و اجتماعی شهر بودند و حدود ۴۰۰ مغازه در این بازار در شعله‌‌های آتش نابود شدند. بیش‌ترین آسیب را راسته میخ‌فروش‌ها و کتاب‌فروش‌ها دیده‌‌اند؛ حجره‌‌‌هایی که نه‌فقط محل کسب، بلکه مکانی برای گفت‌وگو و یادآوری گذشته و اُمید کاسبان بازار و نماد زیست مشترک جمعی مردم و حافظه شهر بود.

 

آتش‌سوزی اخیر، زخم دیگری بر پیکر این بازار کهنسال بر جای گذاشته است. طاقی بزرگ، طاقی کوچک، قیصریه فخر و سرای ملک که هرکدام بخشی از هویت معماری و اجتماعی شهر بودند و حدود ۴۰۰ مغازه در این بازار در شعله‌های آتش نابود شدند. بیش‌ترین آسیب را راسته میخ‌فروش‌ها و کتاب‌فروش‌ها دیده‌اند

 

ردِ ‌اندوه در چهره‌ها پیداست
اکنون بازماندگان این حادثه، در میان دیوار‌های سیاه و حجره‌‌های خاموش و سقف‌‌های فرو افتاده، تنها به امید بازگشت روز‌های رونق چشم دوخته‌‌اند. هنوز ردِ ‌اندوه در چهره‌ها پیداست؛ بازاری که زمانی قلب تپنده رشت بود، این روزها آرام و خاموش نفس می‌کشد. فضا بیشتر به سوگ‌نامه‌ای شبیه است تا میدان دادوستد؛ بازاری که پیش‌تر نیز آتش‌سوزی‌‌های متعددی را از سر گذر‌انده بود، این بار زخمی عمیق‌تر برداشته و خاموشی‌اش، سکوتی از جنس فقدان است.

 

پناه خستگی تن‌ها
مردم این شهر به بازار نمی‌‌روند فقط برای خرید؛ به بازار می‌روند تا حال‌شان خوب شود. میان رنگ‌‌های درخشان سبزی و میوه، میان عطر ماهی تازه و بوی برنج گیلان، زندگی جریان دارد. آن‌چه در دستان پرتوان کشاورزان گیلانی رشد می‌کند، در بازار رشت می‌درخشد؛ محصولاتی که تنها «کالا» نیستند، بلکه بازتابی از رنج، امید و پشتکارند – نشانه‌‌‌هایی از هویتِ زنده‌ی مردمان این خاک.

 

راسته‌ها و کاروانسرا‌های قدیمی بازار، حافظه‌ی شهرند؛ هر آجری از آن‌ها قصه‌ای دارد. قهوه‌خانه‌‌هایش روزگاری پناه خستگی تن‌ها بود، جایی‌که زبان گیلکی بی‌پروا میان بخار چای و رفت و آمد‌ها جاری می‌شد. حالا سوخته و به روزگار در سکوت خویش می‌گوید: «ای غم بر ما آی که اکسیر غمانیم.»

 

«جیرینگ جیرینگ» استکان و نعلبکی‌ها تنها صدای قهوه‌خانه بازار
در دل بازار قدیمی رشت، به قهوه‌خانه‌ی کوچک «میرزا» که همیشه پر از بخار و عطر چای و هَمهَمه است، وارد می‌شوم. مردان سالخورده‌ی شهر در همان صندلی‌‌های همیشگی، در سایه سنگین سکوتی آمیخته با خاطره و چای نشسته‌‌اند. عمو اسماعیل، صاحب قهوه‌خانه، سال‌هاست که شیرینی و تلخی چای این شهر را دم می‌کند.

 

کنار سماور بزرگ استکان و نعلبکی‌ها را می‌شوید؛ صدای «جیرینگ جیرینگ» برخوردشان در زیر آب داغ سماور در لحظات پر از سکوت، تنها صدای قهوه‌خانه بازار است. حتی اگر اهل چای نباشی، همین رقص استکان‌ها و نعلبکی‌ها تو را به نوشیدن یک استکان چای در قهوه‌خانه‌‌های رشت وسوسه می‌کند؛ ریتمی که هرگز از ذهن‌ها محو نمی‌‌شود.

 

دیگر عطرِ دارچین دَم کشیده چای درفضا نمی‌‌پیچد، شیشه‌ها بخار گرفته‌‌اند و در انعکاس‌شان دالانِ شلوغ بازار رفت و آمد مردم پیداست؛ پیر و جوان، در رفت‌و‌آمدی بی‌وقفه.

 

یکی از پیرمردان، که همیشه جای ثابتی برای چای دارد، نگاهی به بیرون می‌‌اندازد و با صدایی گرفته از سرمای زمستان می‌گوید: «اَ برف که هفته‌ پیش بامو، جانی مشتی… اَمَنَم غُصه دَریم، اَمی حال خوش نیه.» اسماعیل، لبخند مَحوی می‌زند و یاد روز‌های پارسال می‌اُفتد: «پارسال برف تَره یاده، زاکان از سرِ صبح باموبید اَیه تا سرِ شب… بوزور خَستیم، دَوَدَم اشنه بوگوفتم بیشید.» بارِ سنگین روزگار در این قهوه‌خانه‌ی قدیمی با هر استکان چای یادآور سبکی گذشته است، و هر بخار گرمِ سماور در سرمای شهر تصویری از زمستان‌‌های فراموش‌نشدنی رشت را زنده می‌کند.

 

بازار حافظه‌ی جمعی رشت است
برخلاف پاساژها و مال‌‌های مدرن که گاه فاصله‌ای سرد میان انسان و فضا ایجاد می‌کنند، بازار رشت باز و پویاست؛ مکانی که نفس شهر در آن جاری است. معماری این بازار، خاص و ریشه‌دار در فرهنگ محلی است، با حجره‌‌‌هایی که بی‌تکلف اما معنا‌دار کنار هم نشسته‌‌اند، سقف‌ها و راهرو‌‌هایی که یادآور تاریخ و زندگی هستند.

 

در هر گوشه‌ی بازار، می‌توان ارتباطی عمیق میان مردم، کالای‌شان و معماری پیرامون حس کرد؛ گویی بازار بخشی از حافظه‌ی جمعی رشت است، جایی‌که هنوز اصالت و هویت شهری در نبض آن جریان دارد. ای کاش تصمیم‌گیران این شهر یاد بگیرند که بازار رشت پروژه عمرانی نیست که با منطق سود و مترمربع درمان شود. این‌جا حافظه‌ی جمعی یک شهر ایستاده؛ جایی‌که اگر به‌جای مرمت و احیا، نوسازی تحمیل شود؛ چنین تصمیم‌‌های شتاب‌زده‌ای، آخرین رمق‌‌های هویت آن را خواهد سوز‌اند.

 

راسته‌ها و کاروانسراهای قدیمی بازار، حافظه‌ی شهرند؛ هر آجری از آن‌ها قصه‌ای دارد. قهوه‌خانه‌هایش روزگاری پناه خستگی تن‌ها بود، جایی که زبان گیلکی بی‌پروا میان بخار چای و رفت و آمد‌ها جاری می‌شد. حالا سوخته و به روزگار در سکوت خویش می‌گوید:«ای غم بر ما آی که اکسیر غمانیم.»

 

گل‌ها، فرزندان من‌‌اند
خیابان شریعتی، حوالیِ ظهر. زنی گُل‌فروش که از غرب گیلان آمده، بساطِ گل‌‌هایش را در پیاده‌رو پهن کرده و عطر دل‌انگیز گل‌‌هایش را به رشت آورده است. از دور به او خیره شده‌ام. طوری به گُل‌‌هایش می‌نگرد، انگار مادری است که قامتِ کشیده و تنومندِ فرزندانش را نظاره می‌کند. نگاهش به گل‌ها، آمیزه‌ای از عشق مادری و غرور خالق بود. گویی هر شکوفه، داستانی ناگفته دارد از بذری که کاشته، جوانه زده و اکنون به بالندگی رسیده است. در نگاهش، ردِ دانه‌‌‌هایی که کاشته، آب‌‌‌هایی که داده تا جوانه بزنند و قد بکشند، موج می‌زند.

 

سوسن چلچراغ، شمعدانی، ادریسی پرشکوه، رازقی‌‌های عطرآگین، اطلسی‌‌های آویخته، بنفشه‌‌های نجیب، مریم‌گلی‌‌های معطر… در گلدان‌‌‌هایی با ‌اندازه‌‌های گوناگون، صف کشیده‌‌اند تا به خانه‌ای تازه راه یابند. همه و همه برای فروش چیده شده‌‌اند.

 

با انگشتانش، برگ‌‌های رازقی را نوازش می‌کند؛ همچون شانه‌کشیدن بر گیسوانِ دخترکی دلبر. به ادریسیِ بلندقامت که می‌نگرد، گویی پسرش را روانه سربازی می‌کند. لبخندی بر لبانش می‌نشیند و نگاهش به شمعدانی‌‌های رنگارنگ، ریز و درشت می‌اُفتد؛ هر کدام آماده‌ی عرضِ ‌اندام و زینت‌بخشی به مکانی نو.

نزدیک می‌شوم و سلامی می‌کنم. با لحنی آکنده از مهربانی پاسخ می‌دهد. می‌گویم: “از دور می‌دیدمتان، چطور با عشق به گل‌ها رسیدگی می‌کردید، همچون مادری که به فرزندانش سر می‌زند.”

 

آهی می‌کشد و می‌گوید: «راستش را بخواهید، دلم نمی‌‌آید بفروشمشان. اما چاره چیست؟ باید هزینه تحصیل دخترم را بدهم. این گل‌ها برای من حکمِ فرزندانم را دارند. هر کدام را خودم از دانه تا شکفتن پرور‌انده‌ام؛ آبشان داده‌ام، گلدانشان را عوض کرده‌ام. آدم از کسی که برایش زحمت کشیده، دل نمی‌‌کند. این گل‌ها هم برای من همان هستند. هر مشتری که گل می‌خرد، انگار قلبم با او می‌رود.

 

به مشتری‌‌هایم می‌گویم، هوای بچه‌‌هایم را داشته باشید. نگذارید سوز سرمای زمستان و آفتاب تند و سوزان تابستان دلشان را بسوز‌اند؛ گل‌ها بسیار رنجورند، زود پژمرده می‌شوند. کسی که گل و گیاه در خانه دارد، حرف مرا بهتر درک می‌کند. این‌ها همه فرزندان من هستند.» مکثی می‌کند و با اشاره به چند گلدان که آن‌طرف‌تر گذاشته، ادامه می‌دهد: «این چندتایی را گذاشتم آن‌جا چون پژمرده شده‌‌اند، اما هنوز امیدوارم با آمدنِ بهار، دوباره جوانه بزنند.»

 

نوازنده‌ای خیابانی می‌خو‌اند: «وطن می پئره وطن می مار. وطن می جانه دیله برار.» من می‌نویسم. برای شهری که هنوز با تمام زخم‌‌هایش، از دل همین بازار نفس می‌کشد. باران می‌بارد؛ در کوچه‌‌های منتهی به میدان شهرداری، رهگذران چتر‌های شان را بالا گرفته‌‌اند و راه خود را میان جمعیتی پیدا می‌کنند که از خیابان شلوغ به بازار کشیده می‌شود.

 

نویسنده: محمد صالح‌زاده 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ 19 بهمن 1404 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۰۴ ، ۱۲:۳۸
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

رونمایی از تازه‌ترین اثر واهانیان در سالن نظام مهندسی رشت؛

رشت به روایت ۵ نقشه‌ی تاریخی

آیین رونمایی از کتاب (رشت به روایت پنج نقشه تاریخی) در محل ساختمان نظام مهندسی ساختمان گیلان برگزار شد.

 

آیین رونمایی از کتاب (رشت به روایت پنج نقشه تاریخی) نوشته‌ی مهندس روبرت واهانیان با حضور پژوهشگران تاریخ فرهنگ و هنر گیلان، کارشناسان و مهندسان، اعضای شورای شهر، اعضای نظام مهندسی ساختمان و دانشجویان و علاقه‌مندان به تاریخ رشت در محل ساختمان نظام مهندسی ساختمان گیلان برگزار شد.

 

در مراسم رونمای از این کتاب هاشم موسوی دزکوهی، رییس سابق پژوهشکده گیلان‌شناسی، سید حسین رضویان، عضو شورای شهر رشت، رضا نوزاد، پژوهشگر تاریخ فرهنگ گیلان در خصوص پژوهش و تلاش‌های روبرت واهانیان در پاسداشت معناری تاریخی رشت سخنانی ایراد کردند.

 

روبرت واهانیان، معمار و پژوهشگر تاریخ رشت نیز ضمن تشکر و قدردانی از حمایت سازمان‌های مختلف، کتابخانه ملی رشت، معاونت شهرسازی و معماری شهرداری و همکاران و همسرش بیان کرد:
همه ساختمان‌ها و فعالیت‌های عمرانی ما یک روز از بین خواهند رفت، اما فعالیت فرهنگی تجربیات سال‌ها زندگی من بوده که به شکل کتاب، مقالات و…. به یادگار گذاشته‌ام.

وی عنوان کرد: این کتاب شامل ۵ قسمت بوده که نقشه‌های ۵ گانه رشت از سال ۱۲۴۹ تا ۱۳۴۵ خورشیدی را پوشش می‌دهد.

 

پایه‌ی اصلی کتاب رشت به روایت ۵ نقشه تاریخی، تاریخ شهر بوده که پایه اساسی و اصلی این تاریخ‌نگاری محصول نقشه جغرافیایی است که مدرکی فنی و ترسیمی محسوب می‌شود.

 

لازم به ذکر است؛ کتاب رشت به روایت ۵ نقشه تاریخی نوشته مهندس روبرت واهانیان، حاصل سال‌ها کار تحقیقاتی بوده و با نگاهی کامل و جامع به ۵ نقشه اولیه تاریخی رشت از سال ۱۲۴۹ تا ۱۳۴۵ به نگارش رسیده است.

کتاب رشت به روایت ۵ نقشه تاریخی، نوشته مهندس روبرت واهانیان به ویراستاری هادی میرزانژاد موحد در ۵۰۰ جلد توسط نشر فرهنگ ایلیا به چاپ رسیده است.

 

نویسنده: محمد صالح زاده 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۰۴ ، ۲۳:۲۴
محمد صالح زاده رشتی نژاد

ناکارآمدی؛ حلقه مفقوده روز رشت

روی دیگر برنامه های تجملاتی روز رشت؛

رشت در این روزها بسیار شلوغ و پر ترافیک است. نه از آن لحاظ که خیابان‌های این شهر قفل در ترافیک بوده چراکه این درد کهنه همچنان به قوت خود باقی است. شلوغی این روزهای رشت به دلیل برپایی جشن روز و هفته رشت خودنمایی می‌کند.

در واقع مدیریت شهری رشت برای سرپوش گذاشتن بر تمام نقص‌های موجود خود در تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی شهری سعی دارد با ریخت‌ و پاش‌های این چنینی مخاطب عمومی را جذب کند.

 

اما به ‌راستی شهر رشت تنها یک روز یا یک هفته در سال برایش کافی است! آیا می‌توان تنها با این مناسبت فریب تصاویر روتوش شده از رشت را خورد؟! و معضلات اساسی بزرگ و کوچک این شهر را نادیده گرفت؟

 

حداقل با خودمان صادق باشیم و زود فریب نخوریم. رشت در این روزها تشنه توسعه است در عین حال از مسیر توسعه بسیار فاصله دارد.

ما رشتوندان به طور مداوم با تصاویر و ویدئوهای رنگی و روتوش شده از این شهر مواجه ایم و همگی به رشت جان می‌بالیم؛ اما این تمام ماجرا نیست.

 

رشت؛ در آن روی سکه‌اش زباله‌های دپو شده سراوان ،خطاهای پی‌درپی مدیریتی در حوزه پسماند، آلوده‌ترین رودخانه خاورمیانه، درد کهنه ترافیک، نابودی اقتصاد محلی، حتی در کوچک‌ترین مقیاس وضعیت فاجعه‌بار آسفالت شهر و هزاران مشکل ریز و درشت را در زیبایی نهفته خود پنهان کرده است.

رشت؛ در آن روی سکه‌اش با زباله‌های دپو شده در سراوان، آلوده‌ترین رودخانه خاورمیانه، درد کهنه ترافیک، نابودی اقتصاد محلی، حتی در کوچک‌ترین مقیاس وضعیت فاجعه‌بار آسفالت شهر و هزاران مشکل ریز و درشت را در زیبایی نهفته خود پنهان کرده است

 

 

به‌سادگی نمی‌توان از این موارد گذشت و فقط این روز را ارج نهیم تا وقتی که سیستم مدیریت شهری ناکارآمد در هر دوره با تصمیمات اشتباه و نادرست، خود منشأ بروز انواع و اقسام معضلات در این شهر بوده‌اند. چگونه می‌توان فقط با یک روز مناسبتی تحت عنوان “روز رشت” این شهر را پاس بداریم! حداقل بیاییم با خودمان صادق باشیم و فریب نخوریم.

 

دستاورد و آوردگاه روز رشت چه بود؟!

چند سالی می‌شود که ۶ الی ۱۲ دی‌ماه، توسط مدیریت شهری به‌پاس گرامیداشت هفته و روز رشت برنامه‌های مختلفی در سطح شهر اجرا و هزینه‌های مختلفی را صرف برنامه‌های تکراری می‌کنند.

 

برنامه‌هایی از قبیل؛ جشنواره‌های خوراک، گردهمایی‌های علمی و توسعه‌ای، فرهنگی و هنری و گردشگری با حضور چهره‌های مطرح در حوزه فرهنگ و هنر، ورزش و سایر. این برنامه‌های مناسبتی هرچند در راستای وظایف مدیریت شهری گنجانده شده، اما در مقابل باید این را یادآور شد: دستاورد و آوردگاه این نوع ریخت و پاش‌ها برای شهری که با عدم ساختارهای هدفمند روبروست و ترجیحاً با زیرساختی معیوب و بی‌برنامه مسیر ناهموار را طی می‌کند، برای رشت چه بوده؟!

 

 

 

دستاورد و آوردگاه ریخت و پاش‌ها برای شهری که با عدم ساختارهای هدفمند روبروست و ترجیحاً با زیرساختی معیوب و بی‌برنامه مسیر ناهموار را طی می‌کند، برای رشت چه بوده؟!

 

 

روز رشت ؛ عرصه ای برای سیاستمداران و مدیران شهری

برنامه‌های مدیریت شهری به بهانه روز رشت که از هفته گذشته بسیار تجملاتی‌تر از گذشته به اجرا درآمده هزینه های کلانی را به همراه داشته است. برگزاری این برنامه ها به بهانه روز و هفته رشت، عملا این روز را از حالت مردمی و عمومی به سمت کارکردی سیاسی سوق داده است.

برگزاری برنامه‌های تخصصی با حضور چهره‌های سیاسی همچون؛ علیرضا زاکانی (شهردار وقت تهران) و مهدی چمران (ریاست شورای شهر پایتخت) این روز را که همه ساله با مشارکت شهروندان رشت برپا می‌شد به‌نوعی بازتابی از نمود عرصه سیاستمداران و مدیران شهری کشور بدل ساخته است.

 

 

شهر رشت بیمار است.

«رضا علیزاده» جامعه‌شناس گیلانی دراین باره به مرور گفت: شهر رشت در بسیاری از بخش‌ها بیمار است. باید به دنبال راهکار اساسی برای رفع مشکلات این شهر بود.

وی سیاست‌گذاری و حکمرانی درست و مطلوب را از راه‌های برون‌رفت از مشکلات دانست و تأکید کرد: این شهر برای برون‌رفت از مشکلات و توسعه شهری باید برنامه‌ریزی داشته باشد.

 

 

این جامعه‌شناس گیلانی در مورد روز تجملاتی رشت عنوان کرد: روز رشت تبدیل به مناسکی شده که هر ساله بدون اتفاق مهم و رویدادی خاص، توسط مسئولان انجام می‌شود؛ بنابراین باید گفت: این روز برای رشت فقط به نام‌گذاری آن اکتفا کرده‌اند و گویا آورده ای دیگری غیر از برگزاری چنین برنامه های متنوع و پر هزینه ای برای توسعه شهر رشت نخواهد داشت.

 

چرا 12 دی!

روز رشت؛ روزی که رشت در ۴۵۷ سال پیش به‌ عنوان مرکز سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی استان گیلان انتخاب شد. مناسبت این نام‌گذاری ورود سلطان محمود نماینده شاه‌طهماسب صفوی در روز ۱۲ دی ۹۳۶ شمسی به رشت بوده است.

 

هرچند که بخشی از جامعه فرهنگی گیلان با نام‌گذاری این روز تحت عنوان روز رشت اختلاف نظر دارند و روزهای دیگری را برای این نام‌گذاری معرفی کرده‌اند. بااین‌حال از سال ۱۳۹۴ تا به امروز این روز برای شهر رشت در نظر گرفته شده و هر ساله از ۶ الی ۱۲ دی‌ماه در شهر رشت مراسم و برنامه‌های متنوعی برگزار می‌شود.

 

 

روز رشت تبدیل به مناسکی شده که هر ساله بدون اتفاق مهم و رویدادی خاص، توسط مسئولان انجام می‌شود؛ بنابراین باید گفت: این روز برای رشت فقط به نام‌گذاری آن اکتفا کرده‌اند و گویا آورده ای دیگری غیر از برگزاری چنین برنامه های متنوع و پر هزینه ای برای توسعه شهر رشت نخواهد داشت

 

نقش مدیریت شهری در توسعه پایدار شهری

مدیریت شهری یک حوزه بسیار پیچیده است که شامل استراتژی‌ها، فعالیت‌ها و ابزارهایی است که باعث می‌شود یک شهر کارساز باشد. کارساز بودن یک شهر بدین معنی است که زیرساخت‌های شهر قابل دسترسی و کاربردی بوده و منابع و خدمات مورد نیاز در دسترس هستند و به روشی عادلانه در مردم تقسیم شده اند. منافع ذینفعان به ویژه شهروندان، به خوبی در تصمیم گیری و تحولات آینده در نظر گرفته می‌شوند.

یکی از نیازمندی‌های یک شهر، سیاست‌های محکمی است که مجوز سرمایه گذاری، مشارکت عمومی و پیشرفت‌های مختلف را داده و در مورد آنها قانونگذاری کند. از این طریق یک شهر می‌تواند جو اجتماعی، محیطی و اقتصادی خود را بهبود ببخشد، گزینه‌های معیشتی بیشتری را ارائه دهد و از کارآفرینی در مقیاس کوچک و متوسط و سایر فعالیت‌های با ماهیت تجاری پشتیبانی کند.

 

بهبود شرایط زندگی به معنای داشتن گزینه‌های مسکن ارزان قیمت و در دسترس و در نظر گرفتن پایداری محیط زیست، مدیریت پسماند، کاهش و سازگاری تغییرات آب و هوایی است. همه‌این جنبه‌ها باید در سطح مدیریت محلی و با در نظر گرفتن حوزه‌ها و زمینه‌های گسترده‌تر برنامه ریزی و مدیریت شوند.

 

برخوردهای ضربتی، کوتاه مدت و تجملاتی

با پیوستن شهر رشت به شبکه شهرهای خلاق یونسکو، یک امتیاز با توجه به کارکرد طبیعی ـ فرهنگی این شهر بعنوان نیرویی برای به حرکت در آوردن پتانسیل بالقوه آن به راهبَری تمامی نیروهای اجرایی، شهری و محلی به سمت بالفعل سازی این امتیاز در مناطق مختلف رشت جریان پیدا کرد، با توجه به مرکزیت این شهر در یک منطقه همگن؛ اگر مسیر بدرستی بیانجامد، اثرات این امتیاز به صورت تناوبی در سطح منطقه اثر گذار و همچنین در فعال سازی سایر پتانسیل های آن نیز دخیل خواهد بود.

 

البته همه این موارد به عملکرد نیروها و قدرت های شهری ـ محلی این کلانشهر بستگی دارد، که در راهبَری این امتیاز چه استراتژی را تهیه کرده و در راستای بهره بردن از این امتیاز با چه متُدهای اجرایی حرکت می‌کند؟ چرا تا به امروز مدیریت شهری رشت نتوانسته خود را با شرایط جهانی و ملی، منطبق سازد؟

 

اگر چه در طی این سالها مفاهیمی مثل توسعه پایدار و حکمروایی خوب معرفی شده اند، اما هیچکدام آنها در بدنه مدیریت شهری با طرح مساله و موشکافی همراه نبوده، اغلب مدیریت شهری به برخوردهای ضربتی، کوتاه مدت و هیجانی و تجملاتی بسنده کرده و نمی‌داند و یا اینکه نمی‌خواهد بداند؛ نگاه آنی و زودگذرش در مسایل توسعه شهری به بی معناسازی برنامه ریزی شهری منتج خواهد شد. درست مثل شرایطی که در روز و هفته رشت با آن مواجه هستیم.

 

نویسنده: محمد صالح زاده (روزنامه نگار حوزه شهری) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ در ۱۳ دی ۱۴۰۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۰۳ ، ۰۰:۴۸
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

بناهای تاریخی، پوسته ای از معماری گذشته

رها شدگی سرمایه های میراثی رشت؛

 

در دهه‌های اخیر؛ تخریب بناهای تاریخی و عدم اصول اجرایی مرمت آنها در گیلان همیشه خبرساز بوده است. سرگردانی و بلاتکلیفی، رهاشدگی، وراثی بودن، تخریب لودری بساز و بفروشان، نبود بودجه برای مرمت و مرمت غیراصولی، عدم نظارت صحیح میراث‌فرهنگی، شهرداری و سایر نهادهای متولی، فرسودگی و تخریب و فروپاشی تنها گوشه‌ای از سرنوشت ملال‌آور اکثر بناهای تاریخی و قدیمی گیلان است.

 

بنابراین لازم است پیش از هر چیز در رابطه با حفاظت و نگهداری بافت‌های واجد ارزش هویتی در شهرها و مرمت بناهای تاریخی این اصل را قبول کنیم؛

همان‌طور که جنگل‌ها، خاک، معادن، آب و نفت و… سرمایه‌های طبیعی ملی و منطقه‌ای ما هستند، بناهای تاریخی نیز سرمایه‌هایی بوده که اگر اهمیت شان بیشتر از آنها نباشد، قطعاً کمتر نیست؛ بنابراین بناهای تاریخی سرمایه‌هایی اندکه از تاریخ به ما ارث رسیده و در ارتباط معناداری با تاریخ و فرهنگ هر منطقه‌اند. از این‌حیث که بیانگر نشانه‌هایی از تفکر، تدبیر و روش تجربه زیستی آن دوره تاریخی بوده، بسیار حایز اهمیت‌اند.

 

ناسازگاری بافت‌های واجد ارزش هویتی با اقلیم گیلان

در رابطه ‌با ناسازگاری بافت‌های واجد ارزش هویتی و بناهای تاریخی و اقلیم در گیلان باید گفت؛ رطوبت اشباع هوا و سطح بالای آب‌ در استان، اجازه ماندگاری بناهای خیلی قدیمی در خطه جنوبی دریای کاسپین را به ما نخواهد داد.

بنابراین همین بخش از بناهای ۱۰۰ساله برجای‌ مانده میراثی بخش بزرگی از تاریخ ما را شکل می‌دهند. این امر به ‌تنهایی لزوم حفاظت و نگهداری آنها را امری ضروری ساخته است.

 

بازآفرینی شهری؛ تغییر نگرش در شهرسازی

از نیمه اول دهه گذشته با ایجاد تغییرات در نگرش شهرسازی، سرانجام طرح‌هایی که صرفا بر پایه توسعه کالبدی شهرها بود به حاشیه رانده و طرح بازآفرینی شهری جایگزین آن شد. طبق این طرح قرار بر این شد؛ بازآفرینی شهری در بیش از ۱۰ استان کشور انجام شود.

 

توجه به بافت‌های فرسوده و قدیمی و رفع ناپایداری آن‌ها به موضوع‌محوری و کلیدی این سند بدل شد و به نحوی دستگاه‌های متولی را به تکاپوی ساماندهی و بازآفرینی سوق داد. بنابراین الزام مداخله در این بافت‌ها در دوره‌های مختلف زمانی مطرح و طبق اصول روح تازه‌ای در کالبد بناء، مجموعه یا بافت شهری دمیده می‌شد.

 

بازآفرینی شهری، به‌نوعی آفرینش مجدد شهر، احیا، تجدید حیات و به عبارتی نوزایی شهر است. بازآفرینی شهری یک اصطلاح عام است که مفاهیم دیگری نظیر؛ بهسازی، نوسازی، بازسازی، توانمندسازی و روان‌بخشی شهری را در بر می‌گیرد. در واقع بازآفرینی شهری به معنای بازسازی و توسعه دوباره بخش‌های مختلف شهر است که در آن فضاها، ساختمان‌ها، خدمات عمومی و زیرساخت‌ها بهبود پیدا می‌کنند. از این رو این فرایند، باعث ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، بهسازی محیط‌زیست، افزایش اشتغال، افزایش ارزش املاک و ارتقای اقتصاد محلی می‌شود و بسیار ضروری است.

 

مدیرکل میراث‌فرهنگی گیلان: قرار است مرمت ساختمان مریض‌خانه بلدیه به بخش خصوصی واگذار شود. وی شائبه‌های کمبود بودجه و تزریق بودجه های میراثی به سمت احداث روگذرها از سوی شهرداری رشت را به کل رد کرد و افزود: این طرح‌ها در قالب پروژه بازآفرینی بوده که با توجه به تملک این بناها، بخش دیگر تامین بودجه توسط شهرداری رشت انجام شده است

 

آغاز اجرای مرمت بناهای تاریخی رشت در قالب اجرای سند بازآفرینی

در سال‌های اخیر شاهد آغاز اجرای مرمت چند بنای تاریخی مهم و حایز اهمیت در قالب اجرای سند بازآفرینی رشت بوده‌ایم. ساختمان بلدیه، عمارت میرزا خلیل رفیع، مریض‌خانه بلدیه، کاروان‌سرای سعادت، ملک، طاقی کوچک و طاقی بزرگ در قالب پروژه‌های بازآفرینی شهری تعریف شده بودند که تا به امروز ساختمان بلدیه و عمارت میرزا خلیل رفیع با تغییر کاربری به موزه‌های مردم‌شناسی و مشروطه در دست اقدام بوده، اما تکلیف ساختمان مریض‌خانه بلدیه همچنان نامشخص باقی‌مانده است. این در شرایطی است که قرار بود این طرح‌ها به‌صورت هم‌زمان در دست اجرای عملیاتی قرار بگیرند.

«ولی جهانی»، مدیرکل میراث‌فرهنگی گیلان در این باره به‌ مرور می‌گوید: اجرای طرح‌های مرمت ساختمان بلدیه و میرزا خلیل که توسط شهرداری انجام شده، از پیشرفت خوبی برخوردار است.

وی بیان کرد: باید قبول کنیم که به دلیل اهمیت بناهای تاریخی، اصولاً اجرای طرح‌های مرمت به نسبت سایر طرح‌های اجرایی در مدت‌زمان بیشتری انجام می‌گیرند. فرایند مرمت یک مسیر طولانی قبل اجرا و در حین اجرا را شامل می‌شود که نه ‌تنها اجرای طرح مرمت یک کار تخصصی بوده، بلکه مطالعات پیش از اجرا نیز در طرح‌های مرمتی بسیار زمان بر هستند.

 

مدیرکل میراث‌فرهنگی در مورد ساختمان مریضخانه بلدیه عنوان کرد: مطالعات این طرح پایان پیدا کرده و قرار است مرمت این ساختمان به بخش خصوصی واگذار شود. وی شائبه‌های کمبود بودجه و تزریق بودجه های میراثی به سمت احداث روگذرها از سوی شهرداری رشت را به کل رد کرد و افزود: این طرح‌ها در قالب پروژه بازآفرینی بوده که با توجه به تملک این بناها، بخش دیگر تامین بودجه توسط شهرداری رشت انجام شده است.

 

تاثیر وضعیت نامطلوب بناهای تاریخی در عبور گردشگران از رشت

در این سال‌ها وضعیت نامطلوب ساختمان‌های تاریخی تحت تملک شهرداری رشت همچون سایر بناهای تاریخی این شهر به نحوی بوده که خطر ریزش در پی فرسودگی ناشی از رطوبت و سایر عوامل دخیل در این بناها از تهدیدات جدی حوزه میراثی کلان‌شهر رشت به‌ حساب می‌آمد.

 

تغییر کاربری و مراحل مطالعاتی مرمت برخی از این بناها از جمله؛ عمارت بلدیه، میرزا خلیل رفیع و مریض‌خانه و برخی از کاروان‌سراها از شورای پنجم آغاز شد که از سال ۱۴۰۱ در دوره فعالیت شورای ششم اجرای عملیاتی این طرح‌ها در دستور کار شهرداری قرار گرفت. با توجه به نقش گردشگرپذیری گیلان، مرکز این استان همیشه به شهر عبوری گردشگر معروف بوده، که بدلایل مختلفی از قبیل؛ عدم تاسیسات و تجهیزات و امکانات گردشگری به عنوان مقصد گردشگران شناخته نمی‌شد و اغلب گردشگران در حین عبور از این شهر به سایر مقاصد، تنها از رشت به صورت کوتاه مدت بازدید می‌کردند.

 

هویت شهری یکی از مهم‌ترین مباحث حرفه‌ای در شهرسازی است که بایستی مدیران شهری بر پایه ابعاد فرهنگی شهر، برنامه و طرح شهری را ارائه و اجرا کنند تا شهر هویتی در خور فرهنگ بومی داشته باشد. در این فرایند نوع معماری در شهرها نقش بسزا و غیر قابل انکاری ایفا می‌کند. در ادامه این گزارش به فرایند عملیات اجرایی طرح های مرمتی که جز هویت تاریخی و فرهنگی شهر رشت است، می‌پردازیم.

 

عمارت بلدیه یکی از بناهای مهم این زون حکومتی با الهام از معماری نئوکلاسیک اروپا توسط «آرتم سرداراف» طراحی و مهندسی شد. عمارت بلدیه شاهد روزهای پُر فراز و نشیب شهر رشت در سیر تاریخ بوده و مردم شهر حس تعلق خاطری با این بنا در مرکز رشت دارند. 

 

عمارت بلدیه از دیروز تا امروز

عمارت بلدیه رشت در سال ۱۳۰۵ خورشیدی به‌صورت نیمه‌کاره به بهره‌برداری رسید. تا پیش از احداث این بنا در شهر رشت از آوردگاه مشروطه‌خواهان، شهرداری و شورای شهر وجود داشت؛ بنابراین دستگاه حکومتی لازم می‌بیند برای مدیریت این شهر ساختمانی را بنا کند. عمارت بلدیه در مکان یک گورستان قدیمی و با تخریب آن گورستان که به ابوجعفر معروف بود، ساخته می‌شود.

 

وجود دیوان‌خانه دولتی، نقاره‌خانه و تکیه در مرکز شهر رشت این منطقه را به یک زون حکومتی تبدیل می‌کرد. ساخت عمارت بلدیه با موقعیتی استراتژیک که از یک‌سوی به قلب تپنده اقتصادی شهر و از سویی دیگر به فضایی برای تفریح مردم (سبزه‌میدان رشت) منتهی می‌شد، از نقاط عطف این زون حکومتی محسوب می‌شد.

 

عمارت بلدیه یکی از بناهای مهم این زون حکومتی با الهام از معماری نئوکلاسیک اروپا توسط «آرتم سرداراف» طراحی و مهندسی شد. عمارت بلدیه شاهد روزهای پُر فراز و نشیب شهر رشت در سیر تاریخ بوده و مردم شهر حس تعلق خاطری با این بنا در مرکز رشت دارند. زلزله رودبار در سال ۱۳۶۹ به این عمارت صدمات جدی وارد کرد که مجدد مرمت و بازسازی شد.

 

آغاز مرمت عمارت بلدیه

مرمت عمارت بلدیه رشت و برج ساعت معروفش با قدمتی بیش از یک سده با انعقاد تفاهم‌نامه‌ای بین شهرداری رشت و اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گیلان از اواسط شهریورماه سال ۱۴۰۱ آغاز شد. طبق اظهارات مدیران شهری این پروژه از بزرگ‌ترین پروژه‌های مرمتی کشور به لحاظ ریالی بوده که با نظارت عالی اداره میراث‌فرهنگی شهرستان انجام می‌شود.

 

این طرح از ۲۸ شهریورماه تجهیز کارگاه شده و طبق قرارداد بایستی در بازه زمانی ۱۸ماهه این عملیات به پایان می‌رسید. شهردار رشت خرداد امسال به پیشرفت فیزیکی ۴۷ درصدی فاز دوم مرمت عمارت بلدیه اشاره کرد و گفت: پس از استحکام‌بخشی از بنا و دفع رطوبت و حذف دیوارهای الحاقی، مرمت درب و پنجره‌های چوبی در طبقه دوم آغاز شده است. اعتبار لازم برای مرمت فاز دوم عمارت بلدیه رشت، از ردیف بودجه سازمان عمران و بازآفرینی فضاهای شهرداری رشت تأمین می‌شود.

 

باتوجه‌ به نوع جغرافیای گیلان و وجود میزان بالای رطوبت در شهر رشت، رطوبت از طریق زمین، پی، دیواره‌های بنا، حرکت کرده و با انتقال از سطحی به سطح دیگر یا از راه ترک‌های موجود در بخش‌های آسیب‌دیده بام و همچنین بدنه‌های بنا در مواد و مصالح بنا نفوذ کرده و باعث بروز مشکلاتی از جمله تغییر رنگ مصالح، شوره‌زدگی، فرسایش و تخریب مواد و مصالح بنایی در بناهای تاریخی می‌شود.

 

معاون بازآفرینی سازمان عمران و بازآفرینی شهرداری رشت هم اخیرا در آخرین بازدید از پروژه‌های مرمتی بیان کرد: حدود ۴۷۰ میلیارد ریال اعتبار از منابع داخلی شهرداری برای اتمام پروژه مرمت و بازسازی عمارت بلدیه رشت در نظر گرفته شده است که تاکنون ۱۰ میلیارد ریال به عنوان پیش پرداخت به حساب پیمانکار پروژه واریز شده است. با این حال «رحیم شوقی» شهردار رشت، به‌تازگی از اتمام اجرای پروژه احیا و مرمت ساختمان بلدیه رشت در صورت تحقق اعتبارات تا پایان سال آینده خبر داده است.

 

عمارت میرزا خلیل رفیع از دیروز تا امروز

عمارت میرزا خلیل رفیع، توسط اولین شهردار رشت و با الهام از معماری قفقاز و الگوی خانه‌های مسکونی سن‌پترزبورگ و تفلیس و بادکوبه ساخته شد. موقعیت این بنای تاریخی در خیابان مطهری رشت در نزدیکی خانه ابریشمی قرار گرفته که جز ساختمان‌های باقی‌مانده از اواخر دوره قاجار محسوب می‌شود.

 

بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌ها، ایران آسیب‌پذیرترین کشور خاورمیانه در برابر تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین به‌حساب می‌آید؛ بنابراین با سرعت وقوع تغییرات اقلیمی در جهان، آثار باستانی و بناهای تاریخی مورد تهدید جدی قرار دارند.ماهرخ اخوان، نوه زین‌العابدین اخوان که جز آخرین خانواده‌هایی بودند که در این بنا زندگی می‌کردند، سال‌ها پیش‌تر در گفتگویی با ایسنا در مورد چگونگی خرید این خانه توسط شهرداری وقت رشت بیان کرد: اگر این عمارت تا امروز مانده و خراب نشده، مدیون مهندس مرتضی شگفت است.

 

او بین سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۱ شهردار رشت بود. وی توضیح می‌دهد: پس از فوت مادرشان «عذرا اخوان» یعنی تنها دختر زین‌العابدین اخوان(خریدار اولیه عمارت میرزا خلیل)، این خانه را به یک بسازبفروش می‌فروشند. اما بعداً پشیمان می‌شوند و از سویی نمی‌خواستند معامله را فسخ کنند. نزد مرتضی شگفت می‌روند. شگفت وقتی خانه را از نزدیک می‌بیند، افسوس می‌خورد که چنین الگوی معماری منحصربه‌فردی قرار است تخریب شود و با استعلام از اداره میراث‌فرهنگی، به مالک اعلام می‌کند که باتوجه ‌به قدمت ۱۰۰ساله ساختمان، نمی‌تواند خانه را نوسازی کند و تنها حق دارد بنا را به همان شکل مرمت کند.

 

مالک جدید به‌شدت از شهردار عصبانی می‌شود و شگفت به او پیشنهاد می‌دهد بنا را به همین شکل به شهرداری بفروشد. این روایتی کوتاه از داستان پُر رمز و رازِ خانه اولین شهردار رشت بوده که به مدت ۱۵ سال غیرمتوالی سکان‌دار خوشنام بلدیه رشت بود. شهرداری پس از خرید این عمارت در سال ۱۳۸۱ این خانه را بازسازی کرد.

 

پس از پایان بازسازی از سال ۱۳۸۲ به‌عنوان ساختمان اداری شورای شهر تغییر کاربری پیدا می‌کند که تا اواخر دهه گذشته و بخشی از فعالیت شورای پنجم نیز در این عمارت برگزار می‌شده است. در ۲۳ شهریور ۱۳۹۷ در جلسه‌ای مشترک بین شورای شهر و اداره میراث‌فرهنگی استان، عمارت میرزا خلیل رفیع و ساختمان بلدیه شهرداری به موزه های مشروطه و شهری تغییر کاربری داده شدند.

 

آغاز مرمت عمارت میرزا خلیل رفیع

مرمت عمارت نخستین شهردار رشت، میرزا خلیل رفیع، از شهریورماه ۱۴۰۱ آغاز شد و فاز نخست آن در شهریور سال گذشته به اتمام رسید و از سوی پیمانکار تحویل موقت شد. فاز نخست عملیاتی این عمارت شامل، واچینی و مرمت اساسی سقف، تعویض نی‌های خیزران زیر بام و چوب‌های پوسیده، دفع رطوبت از کف و دیوارهای بنا و محوطه، احیای گربه‌روها و اصلاح زیرساخت تأسیسات بود. این بخش از مرمت شامل اصلاح آبروها، ناودان‌ها، خرپاها، سازه‌های چوبی سقف، شیروانی و سفال‌چینی مجدد بود که با مرمت کلیه بام، خطر نفوذ نزولات جوی به داخل بنا رفع شد.

 

طبق گفته رییس وقت سازمان عمران و بازآفرینی شهرداری در آن زمان، اجرای فاز نخست این پروژه بالغ بر ۶ میلیارد تومان هزینه داشت که از این مقدار قرار بود ۲ میلیارد تومان از اعتبارات بازآفرینی وزارت راه و شهرسازی و مابقی از بودجه شهرداری رشت تأمین شود.

 

با توجه اظهارات سرپرست سازمان عمران و بازآفرینی فضاهای شهری شهرداری رشت، با احیای گربه‌روها، رطوبت‌زدایی از کف این عمارت انجام و زیرساخت تأسیسات نیز در فاز نخست اجرا شده است. طبق آخرین اطلاع‌رسانی از سوی مدیران شهری، به روزرسانی اسناد فاز دوم مرمت بنا، توسط مشاور در حال انجام بوده و با اتمام آن، اجرای تاسیسات و آبرسانی، نصب اعلان حریق، اجرای سیستم پیشرفته گرمایش و سرمایش بنا، برق، گاز و همچنین مرمت درب و پنجره‌ها در دستور کار قرار خواهد گرفت.

 

بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌ها، ایران آسیب‌پذیرترین کشور خاورمیانه در برابر تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین به‌حساب می‌آید؛ بنابراین با سرعت وقوع تغییرات اقلیمی در جهان، آثار باستانی و بناهای تاریخی مورد تهدید جدی قرار دارند

 

ایران؛ آسیب پذیر ترین کشور خاورمیانه

بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌ها، ایران آسیب‌پذیرترین کشور خاورمیانه در برابر تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین به‌حساب می‌آید؛ بنابراین با سرعت وقوع تغییرات اقلیمی در جهان، آثار باستانی و بناهای تاریخی مورد تهدید جدی قرار دارند. شرایط جغرافیایی و اقلیمی هر منطقه در بروز عوامل آسیب‌رسان و تأثیرات آنها در فصل‌های مختلف سال در بناهای تاریخی متفاوت است.

 

تاثیر تضمین صفر تا صد بودجه مرمت در میزان آسیب پذیری بنای تاریخی

«روناک روشن» معمار و پژوهشگر مرمت شهری در رابطه‌ با ناسازگاری بناهای تاریخی و اقلیم در استان گیلان به‌ مرور می‌گوید: رطوبت در گیلان، یکی از عوامل مهم آسیب‌رسان در بناهای تاریخی محسوب می‌شود. در بناهای تاریخی به دلیل سن بالای ابنیه، مواد و مصالح سرد بوده و این اُفت درجه‌حرارت و فرسودگی مصالح، اجازه عبور و ورود باران، باد و رطوبت موجود در هوا را به داخل بناها می‌دهد.

 

روشن عنوان کرد: باتوجه ‌به نوع جغرافیای گیلان و وجود میزان بالای رطوبت در شهر رشت، رطوبت از طریق زمین، پی، دیواره‌های بنا، حرکت کرده و با انتقال از سطحی به سطح دیگر یا از راه ترک‌های موجود در بخش‌های آسیب‌دیده بام و همچنین بدنه‌های بنا در مواد و مصالح بنا نفوذ کرده و باعث بروز مشکلاتی از جمله تغییر رنگ مصالح، شوره‌زدگی، فرسایش و تخریب مواد و مصالح بنایی در بناهای تاریخی می‌شود.

 

این معمار گیلانی ادامه می‌دهد: طی آخرین بازدیدی که در سال ۱۳۹۸ از ساختمان میرزا خلیل رشت داشته‌ام، این بنا در آن زمان هیچ‌گونه رطوبتی نداشت. اما با توجه ‌به اینکه در برخی از پروژه‌های مرمت در استان بحث کمبود بودجه در تعطیلی اجرای طرح تأثیرگذار است، بهتر است در این نوع موارد مشابه اصلاً اجرای پروژه مرمت آغاز نشود، زیرا در موارد بسیاری مشاهده شده که درست در اواسط اجرای چنین پروژه‌هایی، به دلیل عدم تأمین بودجه کار مرمت منحل شده است.

 

وی با اشاره به مرمت عمارت میرزا خلیل افزود: این عمارت تا قبل از سال ۹۸، جز ساختمان اداری شورای شهر محسوب که با تغییر کاربری به موزه مشروطه تبدیل شد. در مواجه با این نوع بناهای تاریخی که طبق یک سناریوی نوشته شده به موزه، فرهنگسرا و… تغییر کاربری پیدا می‌کنند، باید گفت تا زمانیکه برای از صفر تا صد اجرای پروژه مرمت، تضمینی جهت تامین بودجه‌ وجود ندارد، بهتر است اجرای طرح مرمت آغاز نشود. زیرا در حین اجرای مرمت اگر از لحاظ بودجه‌ای پروژه تضعیف شود، باتوجه ‌به اقلیم و آب ‌و هوای منطقه، شرایط سخت‌تر خواهد شد؛ بنابراین در بدترین حالت اگر این عمارت به همان شکل سابق یعنی ساختمان اداری بکار خود ادامه می‌داد، خیلی بهتر از این بود که در حین اجرا با وقفه‌های زیادی همراه شود.

 

تا به امروز نتوانسته‌ایم بناهای تاریخی رشت را به گردشگران نشان دهیم. تا زمانی که داخل این بناها توسط گردشگر بازدید نشود و آنان با اصل معماری بناهای تاریخی ما آشنا نشوند، می‌توان به‌جرئت گفت در حوزه گردشگری آورده‌ای نداشته‌ایم، جز اینکه بگوییم ما شهر شب‌های روشن یا شهر خلاق خوراک هستیم

 

گردشگران در رشت یک پوسته از معماری را مشاهده می‌کنند

«روزبه خلیق معینی»، پژوهشگر و راهنمای گردشگری درباره اهمیت بناهای تاریخی رشت در جذب گردشگر به‌مرور می‌گوید: هرچه قدر روند مرمت بناهای تاریخی که در رشت آغاز شده، سریع‌تر به پایان برسد و این ساختمان‌ها با کاربری جدید به بهره‌برداری برسند، در جذب گردشگر مرکز استان گیلان بسیار حایز اهمیت‌اند.

 

نویسنده کتاب رشت گردی ادامه داد: تا به امروز نتوانسته‌ایم بناهای تاریخی رشت را به گردشگران نشان دهیم. تا زمانی که داخل این بناها توسط گردشگر بازدید نشود و آنان با اصل معماری بناهای تاریخی ما آشنا نشوند، می‌توان به‌جرات گفت در حوزه گردشگری آورده‌ای نداشته‌ایم، جز اینکه بگوییم ما شهر شب‌های روشن یا شهر خلاق خوراک هستیم.

 

وی در مورد معماری رشت اظهار کرد: در حال حاضر گردشگرانی که از شهر رشت بازدید کرده، معماری این شهر را مشاهده نمی‌کنند و صرفاً با یک پوسته از معماری شهر روبرو می‌شوند. در هر سمت از خیابان‌ها و کل مجموعه شهرداری و کوچه‌پس‌کوچه‌های بافت قدیم رشت تنها یک پوسته از معماری رشت وجود دارد، متأسفانه هیچ‌کدام از بناهای تاریخی این شهر که جز معماری ارزشمند بافت تاریخی بوده، از داخل قابل‌مشاهده نیستند.

 

خلیق معینی در پایان افزود: مرمت بناهای تاریخی و تسریع در روند این پروژه‌ها ضرورتی انکارنشدنی است. این مرمت‌ها در بخش دولتی و تعدادی که به بخش خصوصی واگذار شده‌اند، باید هرچه زودتر به بهره‌برداری برسند تا معماری این شهر حفظ و با بازدید عمومی بازشناسانده شوند.

 

نویسنده: محمد صالح زاده 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در ۲ دی ۱۴۰۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۰۳ ، ۰۰:۰۱
محمد صالح زاده رشتی نژاد

توسعه عمودی رشت و بی‌توجهی به هویت و معماری

بلندمرتبه سازی رهگشای توسعه شهر است؟

به تازگی رحیم شوقی، شهردار رشت از تعیین و تکلیف حدود ۳۰ پرونده در کمیسیون ماده ۵ اطلاع داد و گفت: قطعاً از دو سال آینده شاهد احداث برج‌های ۲۰ تا۳۰ طبقه در شهر رشت خواهیم بود که مجوز‌های لازم آن‌ها در حال صدور است.

پیش از این نیز شهردار رشت با اشاره به اینکه در این شهر ساختمان‌های بلند بیش از ۱۴ طبقه نداریم از پیش بینی احداث ساختمانهایی تا ۲۰ طبقه در طرح تفصیلی رشت خبر داده بود. اظهارات شهردار رشت از تعیین تکلیف ۳۰ پرونده بلند مرتبه سازی در کمیسیون ماده ۵ درحالیست که رشت از سال‌های قبل نیازمند بلند مرتبه‌سازی بود و شهرداران پیشین مدیریت شهری رشت باید به آن می‌پرداختند. ضمن اینکه ساز و کار بررسی و نتیجه‌گیری‌ها از استعلام‌ها تا اخذ نظرات کمیته کارشناسی در کمیسیون ماده ۵، خود پروسه‌ای ۲ الی ۳ ساله را می طلبد.

 

بر فرض طی شدن این فرایندها؛ به نتیجه رسیدن این ۳۰ پرونده در کمیسیون ماده ۵ پیش از آغاز فعالیت رحیم شوقی در مسند شهردار رشت بوده که در حال حاضر مطرح و در دستور کار قرار گرفته است.

یک کارشناس حوزه مسائل عمرانی و شهرسازی در این باره به مرور می‌گوید: با توجه به فرایند کمیسیون ماده ۵ این موضوع برای بنده باور‌پذیر نیست. بعنوان مثال؛ سالهاست تعیین و تکلیف هتل ۲۲ طبقه گیل لند در خیابان پرستار رشت در کش و قوس‌های فرایند این کمیسیون قرار دارد.

حال در این باره پرسشی مطرح می‌شود؛ پرونده‌هایی که در کمیسیون ماده ۵، در رابطه با بلند مرتبه‌سازی رشت به نتیجه رسیده، در کدام عرصه، موقعیت و با کدام کار کارشناسی و پشتوانه‌ای و برای چه خدمتی اجرا خواهد شد؟ در این باره بهتر است؛ از ساز و کار این پروژه‌های بلندمرتبه‌سازی پاسخی شفاف از سوی شهردار و معاونت شهرسازی و معماری شهرداری رشت، ارایه شود.

پرونده‌هایی که در کمیسیون ماده ۵، در رابطه با بلند مرتبه‌سازی رشت به نتیجه رسیده، در کدام عرصه، موقعیت و با کدام کار کارشناسی و پشتوانه‌ای و برای چه خدمتی اجرا خواهد شد؟

تعداد پرونده‌ها دُرُشت و غیرقابل باور است
تعیین و تکلیف این مقدار پرونده در کمیسیون ماده ۵ برای شهری همچون رشت، عدد بسیار بزرگ و غیرقابل باوری را نشان می‌دهد. «مهدی برزگر» مشاور رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در این باره به مرور اظهار می‌کند: نمی‌توانم به راحتی بپذیرم که ۳۰ پرونده بلندمرتبه‌سازی در کمیسیون ماده ۵ آنهم در رشت مطرح و به نتیجه رسیده باشد. شاید در انعکاس این موضوع خطایی رخ داده باشد، چون این عدد بسیار بزرگ است.

مشاور سابق عمرانی و شهرسازی شورای اسلامی شهر رشت می‌افزاید: در سال‌های اخیر از سوی وزارت کشور، دستورالعملی برای بلند مرتبه‌سازی ابلاغ شده و بر اساس آن تمهیدات و ریل‌گذاری انجام شده که می‌توان در شهر‌های مختلف کشور در چارچوب این دستورالعمل درخواست بلند مرتبه‌سازی داد، ولی از آنجایی که در کلانشهر رشت خیلی از این مؤلفه‌ها منطبق با دستورالعمل وزارت کشور نیست، این تمهیدات و ریل‌گذاری ها انجام نشده است.. اگر هم این امکان فراهم شود، قطعاً در حوزه زیرساختی مثل کاربری‌های اقامتی و گردشگری و امثال این‌ها خواهد بود.

 

برزگر در ادامه مطرح می‌کند: مقاومت خاک، ارتفاع سفره آب‌های زیرزمینی، سیستم سازه‌ای غیرمتعارف و تکنولوژی ساخت در رشت و استان گیلان به آسانی این امکان را نخواهد داد، به همه این موارد پهنه‌ای با لرزه خیزی بسیار زیاد را اضافه کنید. ما هنوز در اجرای پروژه‌هایی ۱۰ الی ۱۵ طبقه با مشکلات عمده‌ای در ابعاد اجرایی و مقرراتی شهرسازی روبرو هستیم. در هر صورت اگر واقعاً این اتفاق افتاده است، که بنده امکانش را بسیار ضعیف می‌دانم، باید از شخص شهردار و یا معاونت معماری و شهرسازی شهرداری استعلام گرفت تا از صحت آن کاملاً مطلع شویم.

 

استقبال در صورت رعایت جوانب فنی

مشاور عالی اسبق رئیس شورای پنجم می‌گوید: حتی اگر این پروژه‌ها از این تعداد کمتر بوده، باید پرسیده شود؛ این طرح‌ها در کدام موقعیت مکانی و با چه هدفی پیگیری می‌شوند؟ اگر قرار براینست؛ طرح‌ها زیرساختی باشند و همه جوانب فنی در آن‌ها رعایت شود، یا در کُد پهنه‌های طرح تفصیلی باشند که توسعه شهر در آن مسیر است و یا اینکه در محدوده بافت فرسوده و ناکارآمد رشت باشد، می‌توان از این طرح‌ها و پروژه‌ها استقبال کرد.

اما اگر خارج از این موارد افراد بخواهند از رانت و ارتباطات‌شان استفاده نمایند و در یک پلاکی که چنین ظرفیتی ندارد، اقدام کنند. باید با آن‌ها و پروژه‌ها به مخالفت برخاست، اعضای شورای شهر نباید ابراز بی‌اطلاعی کنند و همه افراد کارشناس و متخصص در این حوزه باید به صورت جدی در اینباره موضِع‌گیری نمایند.

تهرانیزه شدن با توسعه عمودی بی‌حد و حصر

در حال حاضر مساحت شالیزار‌های برنج ما چیزی حدود ۴۰۰ هزار هکتار است که در یک دهه گذشته معادل همین مقدار شالیزار‌های کنونی ما که از حیث کشاورزی جز کلاس یک و مرغوب محسوب می‌شدند، چه به صورت مجاز و غیرمجاز تغییر کاربری داده شده و به سنگ، آهن، بتن و فولاد تبدیل شده‌اند. بغیر از تبعات منفی زیست محیطی و اقتصادی بدلیل مهاجرت بی‌حساب و کتاب از لحاظ فرهنگی تبعات وحشتناک‌تری بوجود آورده‌اند.

 

مهدی برزگر، پژوهشگر خط مشی مدیریت، مسکن و شهرسازی درباره توسعه افقی و یا عمودی استان گیلان و کلانشهر رشت می‌گوید: بنده بر این باورم، در استان ما اگر قرار است؛ توسعه‌ای اتفاق بیفتد، باید توسعه عمودی باشد. اما اینرا باید اضافه کنم؛ اگر توسعه عمودی در دستور کار قرار می‌گیرد، باید حد و حصر آن مشخص باشد، اگر این توسعه بی‌حد و حصر باشد، به سمت تهرانیزه شدن پیش خواهیم رفت.

 

می‌توان بجای آن برای خدمات عمومی در شهری که به شدت با فقدان خدمات عمومی و انتفاعی روبروست، تمهیدات دیگری داشت. نظام حکمرانی ما باید به سمت احیای بافت‌های فرسوده و ناکارآمد در رشت پیش برود.


فراموشی احیای بافت فرسوده و ناکارآمد رشت

بافت فرسوده و ناکارآمد در نقاط مختلف گیلان و به خصوص رشت به نسبت سایر نقاط کشور متفاوت است، بعنوان مثال؛ تختی، ساغریسازان، پل عراق و… جز بافت فرسوده رشت محسوب می‌شوند که عمدتاً این بافت‌ها در رشت نیاز به زیرساخت جدید شهری ندارند. بنابراین با اجرای طرح احیای بافت‌های فرسوده و ناکارآمد معضل این بافت‌ها را برطرف و همچنین می‌توان این بافت‌های بسیار ارزشمند که در شهر رشت از موقعیت بسیار خوبی برخوردارند را مجدد احیا کنیم.

مهدی برزگر تاکید می‌کند: در این فرایند با جذابیت سرمایه‌گذاری در درون این بافت‌ها می‌توان مشکل مسکن را برای مردم رفع و هویت محلی این بافت ها را حفظ کنیم. البته این را اضافه کنم؛ در این بافت‌ها باید پلاک‌ها تجمیع شوند، نه اینکه در حد تک پلاک طرح احیا اجرایی شود. وقتی چنین ظرفیتی در این شهر داریم چه نیاز و ضرورتی است که شهر را همچنان توسعه دهیم و اراضی که باید برای نسل‌های آینده حفظ شوند را از بین ببریم.

می‌توان بجای آن برای خدمات عمومی در شهری که به شدت با فقدان خدمات عمومی و انتفاعی روبروست، تمهیدات دیگری داشت. نظام حکمرانی ما باید به سمت احیای بافت‌های فرسوده و ناکارآمد در رشت پیش برود.

 

از آنجایی که در کلانشهر رشت خیلی از این مؤلفه‌ها منطبق با دستورالعمل وزارت کشور نیست، این تمهیدات و ریل‌گذاری ها انجام نشده است.. اگر هم این امکان فراهم شود، قطعاً در حوزه زیرساختی مثل کاربری‌های اقامتی و گردشگری و امثال این‌ها خواهد بود.

 

 

شناسایی پهنه‌های بلند مرتبه توسط شهرداری رشت
در ادامه «رضا ویسی» معاونت سابق شهرسازی و معماری شهرداری رشت به مرور می‌گوید: سالانه حدود ۳۵۰ پرونده در کمیسیون ماده ۵ داریم، الزاماً همه این پرونده‌ها مربوط به بلند مرتبه‌سازی نیست. با توجه به رویکرد شهرداری مبنی بر افزایش تعداد طبقات ساختمانی و تراکم در محدوده‌هایی که امکان بارگذاری تراکمی وجود دارد، با همکاری حوزه سرمایه‌گذاری شهرداری ملک‌هایی که قابلیت بارگذاری بیشتر در حوزه‌های خدماتی، اقامتی و مسکونی دارند را شناسایی کرده‌ایم که با همکاری مالکین در کمیسیون ماده ۵ مطرح شده‌اند.

ویسی اظهار می‌کند: طرح شناسایی پهنه‌های بلندمرتبه رشت با راهنمایی شهردار را در دست اقدام داریم. با توجه به ظرفیت افزایش تراکم، مساحت بالای اراضی و عرض معبر مناسب در برخی از این اراضی در رشت، باید مالکین به شهرداری رجوع و با مشورت کارشناسان شهرداری پروژه‌های بلند مرتبه در آن موقعیت‌ها بارگذاری شود.

 

 

پروژه گیل لند مربوط به دوره مدیریت رحیم شوقی نبود
اما در مورد پروژه‌های بلندمرتبه سازی «محمدحسین کارگرنیا» رئیس شورای شهر رشت به مرور می‌گوید: در شهر رشت یک پروژه بلند مرتبه‌سازی که مرتبط با هتل گیل لند در ارتفاع مثبت ۲۰ طبقه و منفی ۲ طبقه که در مجموع ۲۲ طبقه است، داشته‌ایم. در این مورد تا به امروز حدود ۸۰ درصد پیگیری شده است و موضوع تشریفات و واگذاری به بخش خصوصی پس از انجام سایر مراحل این پروژه صورت خواهد گرفت .همچنین باید گفت؛ که این پروژه چیزی حدود بالای ۸ هزار میلیارد هزینه دارد. پیگیری و آغاز بکار این پروژه برای شهر حیاتی است تا بتوانیم یک هتل آبرومند در مرکز استان به بهره‌برداری برسانیم.

 

کارگرنیا در مورد سایر پروژه‌های بلند مرتبه‌سازی در رشت می‌افزاید: پروژه‌های دیگری در حدود ۱۸ طبقه و بیشتر در کمیسیون طرح موضوعی شده که آن‌ها نیز شامل کاربری‌های اقامتی-هتل بوده، اما تا به امروز همچنان مراحل آن در دست اقدام بوده و به اتمام نرسیده تا ما بتوانیم تشریفات قانونی آنرا انجام دهیم. پروژه گیل لند و سایر پروژه‌های مرتبط مربوط به دوره مدیریتی شوقی نبوده، و در دوره شهرداران و شورا‌های گذشته پیگیری شد. این طرح‌ها به صورت پراکنده در سطح شهر رشت وجود دارند، اعم از چند پروژه در مسیر جاده فومن، در مرکز شهر، مسیر خیابان امام، ‌ایستگاه رادیو و….

 

بلندمرتبه‌سازی؛ استفاده بیشتر و بهتر از سطح زمین در شهر‌ها برای اسکان جمعیت
شورای عالی شهرسازی و معماری در سال ۱۳۶۹ به منظور استفاده بیشتر و بهتر از سطح زمین در شهر‌ها برای اسکان جمعیت، تأمین فضای باز و محیط زیست بهتر با هماهنگی شورای اقتصاد در خصوص تقلیل سطح زیربنای واحد‌های مسکونی با تأکید بر تشویق بلند مرتبه‌سازی، تطبیق الگوی تفکیک با مقتضیات بلند مرتبه‌سازی، تشویق به تجمیع قطعات در مناطق نوسازی، استفاده از ظرفیت‌های افزایش تراکم جمعیتی و ساختمانی، انبوه‌سازی و بکارگیری روش‌های صنعتی در ساختمان‌سازی را تصویب کرد که کمیسیون‌های ماده ۵ موظفند؛ طرح‌های تفصیلی و ضوابط و مقررات اجرایی آن‌ها را در کلیه شهر‌های بیش از ۲۰۰ هزار نفر جمعیت با رعایت مواردی اصلاح کنند.

 

 

با جذابیت سرمایه‌گذاری در درون بافت‌های فرسوده می‌توان مشکل مسکن را رفع و هویت محلی این بافت ها را حفظ  کنیم. دراین بافت‌ها باید پلاک‌ها تجمیع شوند، نه اینکه در حد تک پلاک طرح احیا اجرایی شوند. وقتی چنین ظرفیتی در این شهر داریم چه نیاز و ضرورتی است که شهر را همچنان توسعه دهیم .

 

انتشار عمومی مطالعات نه صرفاً توجیه‌کننده طرح‌ها!
هر پروژه بلند مرتبه‌سازی نیازمند مطالعات دقیق کارشناسی بوده که قبل از آغاز اجرای اینگونه طرح‌ها ضرورت دارند. اثر سنجی ترافیکی(میزان سفرسازی کاربری‌های مستقر در ساختمان، تعداد پارکینگ مورد نیاز کاربری‌های مستقر، سطح سرویس معابر در حوزه بلافصل ساختمان، همخوانی ظرفیت شبکه معابر با حجم ترافیک موجود و حجم ترافیک ناشی از احداث ساختمان بلند مرتبه)، اثرسنجی محیط زیستی(مطالعات آزمایش خاک، موقعیت پروژه نسبت به گسل‌ها و مسیل‌ها، اثرسنجی ساختمان بر اقلیم محدوده‌ی مجاور پروژه، بر وزش باد در ماه‌های مختلف، شبیه‌سازی سایه‌اندازی پروژه در ماه‌ها و ساعات مختلف)، مطالعات نیازسنجی زیرساخت‌های شهری(شامل؛ آب و فاضلاب، برق، گاز، ارتباطات، اورژانس، آتش نشانی و مدیریت پسماند)، مطالعات شهرسازی(مدل‌سازی ۳ بعدی پروژه، جرم‌گذاری، فضای باز و نمای پروژه، سازگاری ساختمان بلندمرتبه با عملکرد ساختمان‌های مجاور و کاربری‌های خدماتی قابل جانمایی در ساختمان بلندمرتبه)، و اثرسنجی اجتماعی و پدافند غیرعامل است.

 

مؤثرترین روش برای صحت سنجی مطالعات اثرسنجی پروژه‌های مرتبط با بلند مرتبه‌سازی؛ انتشار عمومی محتوای مطالعات و ایجاد بستر گفتگو‌های عمومی و تخصصی درباره آن‌ها است. در غیر این صورت احتمال تبدیل آن به مطالعاتی که صرفاً توجیه‌کننده پروژه بوده، وجود دارد.

 

نویسنده: محمد صالح زاده (روزنامه نگار حوزه شهری) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ در ۲۹ مرداد ۱۴۰۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۰۳ ، ۰۱:۴۰
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

بازآفرینی رهآورد یک شهردار جنجالی

شورای چهارم رشت در فراز و فرود بحث‌های بی‌حاصل؛

فرایند چهارمین دوره انتخابات سراسری شوراهای شهر و روستا، همزمان با پایان فعالیت ۸ ساله دولت اصولگرای احمدی‌نژاد و یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ برگزار شد.

حسن روحانی؛ پیروز این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری کشور با حمایت قاطع جبهه اعتدال و توسعه و اصلاح‌طلبان رییس جمهور بعدی انتخاب شده بود.

با توجه به تغییر دولت در سال ۱۳۹۲ در ترکیب نفرات پارلمان شهری رشت تغییرات چندانی از لحاظ سیاسی-عقیدتی رخ نداد، البته برخی از رسانه‌ها به حضور برخی از جوانان حامی دولت اشاره داشتند. افزایش تعداد اعضای شورا و حضور برخی از نفرات با خط و مشی اصولگرایی و تجربه نظامی‌گری در کنار جوانان تازه وارد این دوره، یکی دیگر از ادوار بحث برانگیز شورایی را در رشت رقم زد.

 

در ۲ قسمت قبلی گزارش، با توجه به بیست و پنجمین سال فعالیت شوراهای شهر و روستا به بررسی عملکرد شورای اول و دوم و سوم شهر رشت پرداختیم. در این قسمت، به بررسی چهارمین دوره شوراها در رشت و حواشی‌های پیش آمده می‌پردازیم:

 

دوره چهارم شوراها در رشت از همان ابتدا با چالش و حواشی همراه شد. با توجه به اتفاقات پیش آمده در شورای سوم که رشت را خبرسازترین شهر کشور بدل کرده بود. آثار آن حواشی در فرایند انتخابات چهارمین دوره شوراها نیز با این شهر همراه بود، تا جایی که بحث باطل شدن آرای مأخوذه نیز پیش کشیده شد.

 چهارمین دوره انتخابات سراسری شوراها

چهارمین دوره شوراهای شهر، مقارن با تصویب قانون افزایش تعداد اعضای شورا در شهرهای بالای یک میلیون نفر بود. بنابراین طبق این قانون، در تعداد اعضای شورای شهر رشت نیز تغییراتی نسبت به دوره پیشین به وجود آمد، اعضای شورای شهر به نسبت دوره پیشین از ۹ به ۱۵ نفر افزایش داشت. از این رو با تصویب این قانون و حواشی پیش آمده در شورای سوم باعث شد؛ هر فرد از داخل و خارج استان که استطاعت جمع‌آوری رأی در جهت خدمات رسانی به شهر و مردم رشت را در خود می‌دید، در فرایند انتخابات دوره چهارم شوراهای رشت شرکت کند.

در آن زمان برخی از کارشناسان نسبت به تصویب این قانون انتقاد داشتند و سال‌ها بعدتر اعلام کردند: این افزایش در تعداد اعضای شورا به مجموعه مدیریت شهری کشور لطمه‌ای جبران‌ناپذیر وارد کرده است.

 نفرات منتخب شورای چهارم رشت

در انتخابات سراسری شوراها از حوزه انتخابیه رشت آقایان و خانم‌ها؛ رضا جمشیدی چناری، فرانک پیشگر، محمود باقری خطیبانی، فرهاد شوقی، اسماعیل حاجی‌پور، محمدحسین واثق کارگرنیا، امیرحسین علوی امندانی، مجید رجبی ویسرودی، مسعود کاظمی لیچائی، فاطمه شیرزاد، محمدعلی رفیعی نوده، عباس صابر، رضا رسولی، سید رضا موسوی روزان و مظفر نیکومنش نودهی به صورت مستقیم وارد صحن شورای چهارم رشت شدند و بعد از مدتی منوچهر جمالی و حجت جذب بعنوان اعضای علی‌البدل این دوره شورا به صحن رسمی شورا راه یافتند.

 

دوره چهارم شوراها در رشت از همان ابتدا با چالش و حواشی همراه شد. با توجه به اتفاقات پیش آمده در شورای سوم که رشت را خبرسازترین شهر کشور بدل کرده بود. آثار آن حواشی در فرایند انتخابات چهارمین دوره شوراها نیز با این شهر همراه بود، تا جایی که بحث باطل شدن آرای مأخوذه نیز پیش کشیده شد.

 

محمدجواد کولیوند رئیس هیات وقت نظارت بر انتخابات چهارمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا کشور از بازشماری تمام صندوق‌های رأی‌گیری شهر رشت خبر داد و درباره دلایل بازشماری آرای صندوق‌های شهر رشت، در آن زمان اعلام کرد: برای برطرف شدن اختلاف تجمیع آرا بین هیات نظارت و اجرائی، آرای نفر اول تا سی‌ام باز شماری شود.

 

سرانجام روند نتایج نهایی انتخابات پر حاشیه شورای چهارم در شهریور سال ۱۳۹۲ با تعویق تقریباً طولانی تایید نهایی شد. ماهنامه خط اول چاپ استان گیلان در شماره پنجم مربوط به شهریورماه، در گزارشی با عنوان: “رشت، شهری که از شورا شانس نیاورد” در آن زمان نوشت: “شکست رشت در دوره قبلی شورای شهر منجر به برگزاری انتخاباتی سالم با رعایت اخلاق انتخابی نشد و در این دوره نیز وعده‌های غیرعملی و همچنین عدم رعایت اصول اولیه قانون مدنی باعث شد نه تنها چهره انتخابات زشت و ناپسند باشد، بلکه چهره شهر نیز مُکدر شود. در نهایت افرادی که بیشترین ضرر را به بیت‌المال زده بودند، در فهرست منتخبین شورای شهر جا خوش کردند.”

 

 دوره چهارم شورای شهر رشت

با توجه به تغییر دولت در سال ۱۳۹۲ در ترکیب نفرات پارلمان شهری رشت تغییرات چندانی از لحاظ سیاسی-عقیدتی رخ نداد، البته برخی از رسانه‌ها به حضور برخی از جوانان حامی دولت اشاره داشتند. افزایش تعداد اعضای شورا و حضور برخی از نفرات با خط و مشی اصول‌گرایی و تجربه نظامی‌گری در کنار جوانان تازه وارد این دوره، یکی دیگر از ادوار بحث‌برانگیز شورایی را در رشت رقم زد.

 شورای چهارم در مجموع ۴ سال فعالیت در بدنه نظارتی مدیریت شهری رشت، ۲ شهردار انتخاب و در بازه‌های زمانی ۹ ماه تا ۲ سال و اندی شهرداران منتخب خود را برکنار کرد و سرپرست‌هایی را به جایگزینی آنها منصوب داشت.

شورانشینان چهارم در دوره فعالیتشان رکوردهایی را به نام دوره خود ثبت کردند. آنها در طرح سؤال‌های مُکرر شهرداران منتخب پیشتاز بوده و در مواردی از جمله؛ غیب و ترک جلسه‌های علنی، آبستراکسیون های متعدد، عدم برگزاری جلسات، اختلاف متعدد داخلی، کشمکش و مجادله با شهردار و استفاده از واژه و الفاظی دور از شأن شهر و شهروندان در صحن رسمی و دیگر موارد چالش‌برانگیز نیز شُهره بودند.

 

این موارد تا جایی پیش رفت؛ که امام‌جمعه اسبق رشت نیز پس از برکناری شهردار منتخب اول، انتقادات تندی نسبت به این دوره شورایی داشت. وی در خطابه نماز جمعه در سال ۱۳۹۳ بیان کرد: مردم بازیچه چند جوان تازه به دوران رسیده در شورا نیستند. فرصتی ایجاد شد و از بوتیک‌دار، کارگر، کشتی‌گیر، پهلوان و… عضو شوراهای کشور شدند و حالا هرکدام خواسته‌هایی دارند.

وی در مورد عملکرد شورای چهارم رشت و برکناری شهردار در آن بُرهه گفت: برای برخی از اعضای شورا پیام فرستادم که مصلحت نیست هر چند وقت، شهردار را تغییر دهید. شهردار بازیچه دست شورای شهر نیست و از استاندار وقت گیلان در این مورد تقاضای ورود به ماجرای برکناری شهردار را داشت.

امام‌جمعه رشت ضمن ارایه راهکار از قوه مقننه و مجریه عنوان کرده بود: بایستی اختیارات اعضای شورای شهرها کنترل شود. آیت الله زین‌العابدین قربانی در مورد شهردار شدن اعضای شورای چهارم رشت گفت: آیا مردم برای شهردار شدن به اعضا رأی داده‌اند، چرا می‌خواهند خلاف رأی مردم عمل کنند.

 

 خلیلی؛ اولین انتخاب شورای جنجالی رشت

شورای چهارم در ابتدای فعالیت؛ “محمدابراهیم خلیلی” را در چهاردهم مهر ۱۳۹۲ با ۱۱ رأی انتخاب کرد. خلیلی، کارشناس ارشد الهیات شهردار غیربومی رشت با سوابقی همچون؛ شهردار مناطق ۱۶، ۱۸ و ۱۹ در تهران، مهرشهر، هشتگرد، نظرآباد، اسلام‌شهر و مشاور حوزه معاونت عمرانی استانداری تهران و سوابق مدیریتی در بخش‌های صنعتی و اقتصادی و فرهنگی و ورزشی در صورتی آرای حداکثری شورانشینان را کسب کرد که تنها توانست ۹ ماه در مقام نفر اول بدنه اجرایی مدیریت شهری کلانشهر مرکز استان گیلان دوام بیاورد.

طرح سوال خلیلی به فاصله کمتر از یکسال در صحن شورای شهر کلید می‌خورد. عملکرد نامناسب سازمان اتوبوسرانی در ارائه خدمات به شهروندان، عدم فعال‌سازی ناوگان حمل‌ونقل عمومی، وضعیت نابسامان ساخت و ساز و آسفالت و عدم اقدام موثر و چاره‌اندیشی در مورد رکود ساخت و ساز، سیر نزولی صدور پروانه ساختمان و روند رو به رشد پرونده‌های کمیسیون ماده ۱۰۰ و تخلفات ساختمانی و عدم جلوگیری از ساخت و سازهای بدون پروانه و غیراصولی، برنامه‌ریزی غیراصولی و مدیریت غیرعلمی در واحد حقوقی، بی‌سامانی ماشین‌آلات سبک و سنگین شهرداری و نامعلوم بودن چگونگی انتخاب مدیرعامل و اینکه پاداش‌ها به مدیران شهرداری به چه میزان و از کدام ردیف پرداخت شده و چه ضابطه‌ای برای پرداخت پاداش در شهرداری رشت وجود دارد، از جمله دلایلی بود که به اختلاف دو بدنه مدیریت شهری رشت منجر شد.

 

برخی از اعضای شورای شهر که مخالف عملکرد خلیلی بودند به عزل و نصب مدیران شهرداری اشاره داشتند، و بیان می‌کردند: این عزل و نصب‌ها به انتخابات مجلس سال ۹۴ مرتبط بوده و برخی نیز به فشارهای بیرونی در این موضوع صحبت به عمل می‌آوردند.

افزایش تعداد اعضای شورا و حضور برخی از نفرات با خط و مشی اصول‌گرایی و تجربه نظامی‌گری در کنار جوانان تازه وارد این دوره، یکی دیگر از ادوار بحث‌برانگیز شورایی را در رشت رقم زد.

 خلیلی با مخالفت‌های سرسخت گروه مخالف برکنار شد

محمدابراهیم خلیلی، سرانجام در ۲۲ مهر ۱۳۹۳ در جلسه‌ای طولانی با ۱۰ رأی موافق و ۵ رأی مخالف اعضای شورای شهر برکنار شد. برکناری خلیلی توسط اعضای شورای چهارم با انتقادات زیادی همراه بود؛ از فرماندار تا امام‌جمعه رشت و دیگر مدیران اجرایی دولت در سطح استان. محمدابراهیم خلیلی در آن جلسه به بیش از ۱۱۰ پروژه بزرگ و کوچک در شهر رشت اشاره و سعی داشت نظر اعضای شورای شهر را جلب کند، اما بلافاصله با نطق‌ها و مخالفت سرسخت اعضای گروه مخالف از جمله؛ مسعود کاظمی، کارگرنیا، باقری خطیبانی و…. مواجه می‌شد. در این جلسه نطق‌های مخالفین استیضاح از جمله؛ حاجی‌پور و رسولی نیز در این ماجرا تأثیر چندانی نداشت. در آن برهه برخی شنیده‌ها بیانگر این بود: اعضای موافق استیضاح خلیلی در صدد تعرفه همکار جوان شورایی‌شان برای شهرداری رشت بوده‌اند.

 این خلیلی را با یک خلیلی دیگر اشتباه گرفته بودیم

در آن برهه، اظهارنظر گاه و بی‌گاه یکی از اعضای جنجالی شورای چهارم باعث بُهت و حیرت همگان می‌شد.

وی در مورد انتخاب خلیلی به‌عنوان شهردار رشت عنوان کرد: ما زمانی که می‌خواستیم شهردار را انتخاب کنیم، این خلیلی را با یک خلیلی دیگر اشتباه گرفته بودیم و سرمان کلاه رفت! طی این دوره اظهارات ضد و نقیضی از این گروه سرسخت در میان جامعه شهری رشت خبرساز می‌شد که بلافاصله با انتقاد مردم شهر رشت از عملکرد شورای چهارم همراه بود و برخی بر این باور بودند: شورای شهر باری از دوش شهروندان نه تنها برداشته بلکه باری بر دوش شهر و شهروندان اضافه کرده است.

همچنین عده‌ای برکناری خلیلی را به انتظارات بجا نیاورده شورانشینان از سوی شهردار ارتباط می‌دادند. با برکناری خلیلی اعضای شورای چهارم برای انتخاب مجدد شهردار پیش‌قدم شدند، شهرداری که بتواند با اعضای شورا بر سر جریاناتی کنار بیاید. پس از برکناری خلیلی، کریم سرپرست با ۹ رأی اعضای شورای چهارم رشت سرپرست شهرداری رشت شد.

 

 ثابت‌قدم بار دیگر آمد

شورای چهارم در فرایند انتخاب دومین شهردار، “سید محمدعلی ثابت‌قدم” را در دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ با کسب ۹ رأی از مجموع ۱۵ رأی اعضای شورای شهر رشت به‌عنوان شهردار رشت انتخاب می‌کند. وی در اواخر عمر فعالیت شورای سوم نیز به مقام شهرداری رشت رسیده بود. ثابت‌قدم شهردار بومی رشت، فارغ‌التحصیل مهندسی عمران و کارشناسی‌ارشد شهرسازی (برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای) و دکترا در رشته شهرسازی با گرایش اقتصاد و مدیریت شهری در خارج کشور و عضو هیأت علمی دانشگاه بود.

در سوابق مدیریتی او نیز: معاون مدیرکل بنیاد مستضعفان استان گیلان، مدیرکل مهندسی بنیاد مستضعفان و جانبازان کشور، مدیرکل تأمین مسکن بنیاد شهید و امور ایثارگران، معاون برنامه‌ریزی و امور اقتصادی سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران و همچنین سازمان عمرانی این سازمان به چشم می‌خورد.

وی در آن زمان طبق نظرسنجی در استان گیلان از موفق‌ترین شهرداران رشت پس از انقلاب به‌حساب می‌آمد. برخی از افراد شهردار شدن ثابت‌قدم را در ارتباط نزدیک او با قالیباف شهردار وقت پایتخت مرتبط می‌دانستند. این موضوع در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۶ نیز حاشیه‌ساز شده بود. برخی از احزاب سیاسی در فرایند انتخابات پنجمین دوره شوراها برای نامزدهای موافق خود خط و نشان می‌کشیدند که نباید ثابت‌قدم را برای شهرداری انتخاب کنید.

 

ثابت‌قدم با اجرای پروژه فاز اول سنگ‌فرش (پیاده‌راه) در خیابان اعلم‌الهدی در دوره نخست مدیریتش در شهرداری رشت در دوره شورای سوم، گام محکمی در بازآفرینی بافت تاریخی شهر رشت نهاده بود.

 

 قلب تپنده شهر رشت؛ بزرگ‌ترین میدان سنگ‌فرش ایران شد

میدان شهرداری رشت، شاهراه اصلی و نقطه مرکزی و قلب تپنده اقتصادی شهر است. همه راه‌ها در این شهر به این منطقه ختم می‌شود. بازار و مراکز خرید و ادارات دولتی شهر در این محدوده قرار دارد و بنا به طرحی ملی با تصمیم مسئولان شهر در سال ۸۹ قرار بر این شد که همه خیابان‌های منتهی به این میدان سنگ‌فرش و تبدیل به پیاده‌راه شود.

در زمان ریاست دور قبل محمدعلی ثابت‌قدم در شهرداری رشت، این طرح تصویب و با رضایت شورای شهر و مدیران شهری در سال ۹۱ این پروژه از خیابان علم‌الهدی آغاز شد. در آن سال این پروژه از خیابان علم‌الهدی آغاز و مسیر ۵۰۰ متری بین میدان شهرداری و سبزه‌میدان سنگ‌فرش شد.

 برخی مسئولان شهری از این طرح استقبال و آن را باعث جذب گردشگر و شهروندان فراری از منطقه مرکزی شهر به دلیل ترافیک و آلودگی می‌دانستند. اما در سویی دیگر برخی مدیران نیز مشکلات به وجود آمده برای خودروهای شخصی و عمومی و افزایش بار ترافیکی سبزه‌میدان را مهم عنوان می‌کردند.

در این شرایط و با به وجود آمدن معضلات ترافیکی برای خیابان‌های اطراف، این طرح در سال ۹۴ با دیگر مطرح شد؛ بنابراین با این طرح رشت صاحب یکی از بزرگ‌ترین میادین سنگ‌فرش ایران می‌شود و ۳ خیابان سعدی، امام خمینی و شریعتی سنگ‌فرش می‌شدند و دور تا دور این میدان از مراکز خرید، رستوران و کافه پُر می‌شود. این میدان باید پس از بهره برداری میزبان برگزاری نمایشگاه‌های هنری، نقاشی، عکس، کنسرت‌های موسیقی و نمایش‌های خیابانی شد. ساختمان بلدیه شهرداری رشت نیز بایستی به موزه هنرهای معاصر گیلان تغییر کاربری داده می‌شد که همچنان تا به امروز به سرنوشت مبهمی دچار گشته است.

 

 

 گام محکم رشت در بازآفرینی بافت تاریخی شهر

ثابت‌قدم با اجرای پروژه فاز اول سنگ‌فرش (پیاده‌راه) در خیابان اعلم‌الهدی در دوره نخست مدیریتش در شهرداری رشت در دوره شورای سوم، گام محکمی در بازآفرینی بافت تاریخی شهر رشت نهاده بود. با جابه‌جایی ثابت‌قدم از سمت شهردار در دوره سوم این طرح نیمه‌تمام باقی ماند. حالا دیگر با روی کار آمدن مجدد وی وقت این بود که این طرح بازآفرینی بافت تاریخی رشت از سر گرفته شود.

 

 رشت در بحث بازآفرینی یک گام از ما هم جلوتر است

وی با اجرای سایر فازهای این پروژه کلان ملی در دوره دوم تصدی‌اش در مقام شهردار رشت، علی‌رغم تمام اختلافات با بدنه نظارتی شورا و کارشکنی برخی از اعضای مخالف در شورای چهارم، از منزلت و جایگاه ویژه‌ای در بین شهروندان رشتی برخوردار شد. تا جایی که معاون وزیر راه و شهرسازی وقت می‌گفت: شهردار رشت در بحث بازآفرینی حتی یک گام از ما هم جلوتر است. در کشور، شهر رشت اولین برنامه‌ی عملیاتی را در بحث بازآفرینی شهری شروع کرده و لاهیجان دومین شهر است. محمد سعید ایزدی با اشاره به اینکه شهردار رشت یک ایده‌ی جالبی را تحت عنوان “از مزرعه تا سفره” ارائه کرده که بسیار برنامه‌ی جالبی است، گفت: یک برنامه‌ای ما برای شکوفایی شهر برای ارتقای کیفیت زندگی در شهر داریم که هم به معیشت مردم فکر می‌کند، هم به هویت و هم ظرفیت‌های موجود. این بازآفرینی نباید صرفاً در چارچوب کالبدی شهر تعریف و تبیین شود چرا که اگر وجوه دیگر این ارتقای کیفیت مورد توجه قرار نگیرد این حلقه کامل نمی‌شود. درست مثل برنامه‌ای که شهردار رشت برای این شهر دارد.

 برکناری ثابت‌قدم در روزهای واپسین شورای چهارم

با این اوصاف محمدعلی ثابت‌قدم در روزهای واپسین فعالیت شورای چهارم توسط اعضای سرسخت و جنجالی این دوره برکنار می‌شود تا آخرین ضربه محکم شورا به شهردار منتخبشان زده شود. در آن برهه این برکناری با اعتراض مختلف جامعه مدنی و فرهنگی و هنری و متخصصین و مردم شهر همراه بود. برخی دیگر از اقدامات این دوره مدیریت شهری را می‌توان به پروژه‌هایی از قبیل؛ ۲۶ پارک، ۱۰ ایستگاه آتش‌نشانی، ۱۵ سرای محله، ورودی‌های شهر، اجرای ۱۰ کیلومتری آب‌های سطحی و آسفالت و احداث روگذر و صدها پروژه بزرگ و کوچک دیگر اشاره داشت.

 

 

نویسنده: محمد صالح زاده (روزنامه نگار-پژوهشگر مسایل شهری) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

https://mroor.org/i5w

انتشار در تاریخ در ۵ شهریور ۱۴۰۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۰۳ ، ۰۱:۳۳
محمد صالح زاده رشتی نژاد


 

گفتگویی شهرسازانه 2 

گفتگوی محمد صالح زاده(روزنامه نگار حوزه شهری-دانشجوی کارشناسی ارشد شهرسازی) با دکتر پیروز حناچی(شهردار اسبق تهران) 

با موضوع: حمل و نقل پاک و معضل ترافیک شهرهای ما 

 

گفتگو با دکتر پیروز حناچی

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۰۳ ، ۰۰:۰۱
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

یادگارهای رشت، بازآُفرینی و الگوهای شهرسازی در گفتگو با ترانه یلدا

 

از رشت پر فروغ تا بُن بست های شهرسازی

محمد صالح زاده   

 

چیزی که امروزه مرا در پیاده راه رشت اذیت می کند، اینست که در این پیاده راه ماشین و موتور تردد می کند. اصلا قرار نبود در این محدوده ماشین و موتور اجازه تردد داشته باشند. برای من جای سوال است؛ واقعا چرا کسی جلوی این ترددها را نمی گیرد؟

در یکی از روزهای سرد زمستانی تصمیم گرفتم با بانوی معمار و شهرساز کشور گفتگوی کوتاهی داشته باشم. به لطف تحصیل در رشته شهرسازی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد شانس این را داشتم، با اساتید ممتاز این حوزه به طرق مختلفی آشنا شوم. گاه کتاب ها و مقالات و گاه حضور شان را در برهه های مختلف تحصیل کاملا حس کردم و از آراء و افکارشان در ادامه مسیر بهره برده ام.

مهندس ترانه یلدا یکی از این اساتیدی بود که هرچند شانس حضور در کلاس های درس ایشان برایم رقم نخورد، اما در این مسیر بارها به مقالات و یادداشت هایش رجوع کرده و از آن تالیف ها برای مطلوبیت مسیر درست دانش در این حوزه بهره گرفته ام. سال ها پیشتر زمانی که دانشجوی مقطع کارشناسی بودم، به سبب دوره بازآفرینی شهرمان رشت متوجه حضور این بانوی شهرساز در طرح های ابتدایی بازآفرینی شهر در دوره شهرداری دکتر سیدمحمد علی ثابت قدم میسر گشت. وی به همراه تیم مشاوره اش در روزهای نخست طرح ریزی این پروژه که سرآغاز یک طرح منسجم و درخشان بود، حضور داشت. اَکشن پلن های متنوع و مختلفی را در مسیر پروژه بازآفرینی شهری رشت بازنمایی نمودند. خلاصه این پروژه با کارشکنی ها در پی اختلاف در دو بدنه مدیریت شهری با تمام نواقص خود اجرا و به بهره برداری رسید.

ترانه یلدا متولد آذر ۱۳۳۳ در تهران، معمار و شهرساز ایرانی است که در دهه ۱۳۵۰ در رشته معماری در دانشگاه تورینوی ایتالیا و پس از آن در رشته شهرسازی در دانشگاه پاریس ۸ به تحصیل پرداخت. از او بعنوان طراحان طرح جامع تهران و تاثیر گذار در سایر شهرها یاد می شود. از وی تالیف های مختلفی بعنوان نویسنده و مترجم منتشر شده است. مهندس ترانه یلدا بارها درباره اوضاع نابسامان شهرسازی در شهرهای ایران بخصوص در تهران و مشهد صحبت هایی را بیان کرده و دلیل این آشفتگی در معماری و شهرسازی شهرهای بزرگ و کوچک کشور را رعایت نکردن قانون دانسته است. قوانینی که برای نظم در شهرها تصویب شده اند، اما اجرایی نمی شوند. وی معتقد است: آنچه که در شورایعالی معماری و شهرسازی و شورای شهرسازی و نهادهای مختلف اجرایی به تصویب میرسد، اجرا نمیشود.

اخیرا از ترانه یلدا به مناسبت روز رشت یادداشتی با عنوان؛ “رشت؛ شهر درخشان شمال” در روزنامه شرق منتشر شد. به سبب انتشار این یادداشت و اشتیاق گفتگو با استاد برجسته شهرسازی کشور  این گفتگو حاصل شد. در راستای تعریف و تمجید از شهر رشت و مردمانش، وی در این یادداشت می نویسد: رشت را از نوجوانی می‌شناختم اما از سال ۹۴ بود که به دعوت دوستانی برای کار روی بازآفرینی به این شهر آمدم. کار ما زیاد ادامه نیافت اما آن‌قدر در آن دو سال رفت‌و‌آمد مِهر این شهر و مردمانش را به دل گرفتم که اکنون چند سال است خانه‌ای در آن دارم و هر‌ سال ایامی طولانی را در گوشه‌ای از دامن آن می‌گذرانیم، به‌ویژه در زمستان که هوای خانه‌مان در مرکز شهر تهران غیرقابل‌ تنفس می‌شود. با توجه به متن یادداشت که سراسر تعریف و تمجید از شهرمان رشت بود و اوضاع نامناسب کنونی شهرسازی در رشت و استان گیلان که به نحوی می توان گفت: «ما در این جا به نوعی به بن بست شهرسازی رسیده ایم و مدیریت شهری در راستای نظم بخشی شهر تنها به پروژه های ضربتی اکتفا کرده است و چاره ای اصولی که زمینه ساز توسعه پایدار شود، در شهر توسط مدیریت شهری به منصه ظهور نمی رسد.» همه اینها باعث شد تا این گفتگو انجام شود.

 

در یادداشت اخیر شما درباره رشت نکات بسیار مهمی بود. شخصا از خواندن چندباره آن خیلی لذت بردم. قلم شیوا و نثر گویا و یادآوری از گذشته پرشکوه شهر رشت برای همه ما افتخار آمیز بود. چه شد که به رشت پرداختید؟ چه چیزی شما را ترغیب کرد؟

ـ رشت شهر خیلی مهمی ست، تاریخ پر فراز و نشیبی را گذرانده و بدلایل مختلفی؛ از جمله موقعیت جغرافیایی شهر و مجاورت با همسایگان از جمله روسیه و ترکیه و همچنین قرار گرفتن در جوار دریای کاسپین باعث شده فرهنگ این شهر در دوره های مختلف تاریخی با عناصر جدیدی آمیخته شود. بعنوان مثال: معماری سن پطرزبورگ در اوایل حکومت پهلوی اول و ساخت بناهای شکیل در مرکز و جای جای شهر نشان دهنده فرهنگ و هویت شهر رشت است که هنوز هم می توان در این شهر این معماری زیبا را مشاهده کرد.

من از گذشته با این شهر و مردمانش دوستی، رفاقت و آشنایی داشته ام. دکتر مجتهدی استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران و مدیر مدرسه البرز تهران از دوستان بسیار نزدیک پدرم بود. من به واسطه این دوستی و آشنایی خانوادگی از بچگی ایشان را می شناختم. همچنین خاندان سمیعی که گیلانی تبار هستند، و خانواده اکبر نیز آشنایی و رفاقت خانوادگی داشتیم. اینرا هم باید بگویم؛ مادربزرگ مادری من رشتی بوده و آقای ابوالحسن صبا؛ موسیقی دان، آهنگساز، نوازنده و آموزگار موسیقی که تمام نغمه های فولکلور گیلکی را در دستگاه موسیقی ایران انتقال داده و با الهام از این نغمه ها، آهنگ هایی ساخت و همچنین آهنگ های ساخته شده توسط ایشان ارتباط عمیق و معناداری با منطقه گیلان داشته، نیز دایی مادرم است. بنابراین همه اینها و همچنین سفرهایم به گیلان و رشت باعث شد که ارتباط وسیعی با این شهر و مردمانش از گذشته تا به امروز داشته باشم. در کل استان گیلان و شهر رشت مردمان با فرهنگ و خوش ذوقی داشته و دارد. باید مردم رشت و گیلان را آزاد گذاشت، تا بتوانند فرهنگ قدیم خود را حفظ کنند و به جلو ببرند. این موضوع بسیار مهم است که بتوان با آزادی که به مردم داده میشود، فرهنگ گذشته حفظ شود.

 

در مورد پروژه بازآفرینی رشت که در سال ۹۴ اجرایی شد، بیشتر توضیح می دهید؟

ـ  البته اول از همه باید بگویم از آن دوره، سالهای زیادی گذشته و بنده به همراه تیم مشاور، مدت کوتاهی در پروژه حضور داشتیم. ممکن است کامل و دقیق خاطرم نباشد. در زمان آغاز پروژه بازآفرینی شهری رشت چند صباحی به واسطه کار تخصصی ام و دعوت شهردار که جوان باسواد و متخصصی بود، در شهر رشت رفت و آمد داشتم. در ابتدا به دلیل روحیه مردم رشت که روزها و شبها در شهر گردش می کنند و این گردش در میدان مرکزی و تاریخی شهر در مراسم های مختلف آیینی نیز صورت می گیرد، پیشنهاد داده شد تا برای شهر رشت، روزی تعیین شود که هر ساله در این روز از این شهر و مردمانش تقدیر و به نوعی همه ساله تحت این عنوان و این روز جشنی ترتیب داده شود. خاطرم است؛ از همان سال اول عده ای با جشن روز رشت مخالفت کردند، برای اینکه زن و مردها لباس محلی پوشیده و مراسم آیینی برداشت برنج و دیگر مراسم ها را اجرا کردند. مخالفین این روز و مراسم اعتراض داشتند که چرا زن ها با مردها در میدان شهرداری رشت رقصیده اند. آن زمان مسئول سازمان فرهنگی و ورزشی شهرداری رشت، جوانی با ادب و نازنینی بود که اتفاقا مداح هم بود. این بنده خدا گویا همان زمان چند روزی بازداشت هم شد. آن مراسم درواقع آیینی کُهن برای برداشت برنج بود که به مناسبت اولین سال برگزاری روز رشت و افتتاح پیاده راه فرهنگی و دیگر مراسم ها از جمله تیاتر و موسیقی و… توسط شهرداری اجرا شد. ما برای این پروژه اَکشن پلن ها و چک لیست هایی پیشنهاد دادیم، در واقع ما پیشنهاد دادیم، اما جزییات و طراحی ها و اجرا با ما نبود. اگر درست خاطرم باشد؛ اینها بیش از ۴۰ مورد بود، این اَکشن پلن هایی که تعریف شد. از بازسازی عمارت های قاجاری علی الخصوص حمام حاجی در ساغریسازان و دیگر خانه ها در محلات قدیمی مثل ساغریسازان، پیرسرا و …. اجرای برخی از پارکها در سطوح شهر و همچنین پارک همجوار تالاب عینک. در آغاز این فرایند از بس غذاهای رشتی و گیلکی خوشمزه و مخصوص آن جغرافیاست. پیشنهاد دادیم؛ تا موضوع ثبت شدن رشت در یونسکو با عنوان شهر خلاق در خوراک را پیگیری نمایند. خانم قدیمی که آن زمان مدیر روابط عمومی شهرداری بود، این کار و ثبت رشت در یونسکو را پیگیری نمود که در نهایت هم موفق شد. این موضوع حیف بود که بعنوان یک مزیت برای رشت در جهان ثبت نشود. چند سال پس از اجرای طرح بازآفرینی در رشت و همچنین سکنی گزیدن من در برخی از روزهای سال به واسطه آلودگی تهران در رشتِ زیبا. رفتم و از نزدیک از نقاط مختلف پروژه بازدید کردم، در اجرای پروژه دقت زیادی شده و در برخی نقاط طرح ها بسیار خوب از آب در آمدند. نقص هایی هم به چشم می آید. بعنوان مثال؛ امروزه در برخی از محدوده های این پروژه مثل گذر خواهر امام حالت مخروبه به خود گرفته و مبلمان و پیاده راه آسیب دیده است. اما باز هم میتوان با تمیز کردن و برخی از کارهای مرمتی مجدد آن محدوده ها را قابل استفاده کرد. اما اینطور که مشخص است شهرداری رشت کوچکترین توجهی به بخش های پروژه بزرگ بازآفرینی رشت نمیکند. به قول معروف اصلا هیچ.

 

در راستای پروژه بارآفرینی رشت فرمودید برای مرمت خانه ها و عمارت های قاجاری پلن هایی داشتید، که در فرایند پروژه اجرا نشد، به نظرتان ضرورت عمارت های تاریخی رشت و کیفیت شان برای مرمت در چیست؟

ـ  حوالی خانه من در رشت موزه ای است به نام موزه های خانه روستایی گیلان. این موزه با انواع بناهای معماری که هر کدام خصوصیات جغرافیایی خاصِ گیلان است، نمونه ای از بهترین موزه های معماری کشور و حتی خاورمیانه است. در این موزه بناهایی وجود دارد که هر کدام از آنها هویت و معماری بخشی از گیلان را نشان میدهد. در این موزه مشخص است که مردم گیلان چه فرهنگی داشته اند. تمام معماری های موزه خانه روستایی در گیلان را که مشاهده می کنیم، نمونه هایی هستند که کیفیت زندگی را بالا میبرند. تمدن یعنی چی؟ تمدن یعنی یه عده آدم، حالت معمولی یک خانه برای سکونت را تبدیل به عمارت می کنند. هرکدام از آن بناها کیفیت برجسته و ممتاز یک قصر و عمارت را دارند. پشت ساخت و چیدمان اجزای هر کدام از آن خانه ها؛ فرهنگ، دانش و بینش نهفته است. درست است که این معماری خاصِ روستاهای گیلان است، اما با کیفیتی که در آن بناها وجود دارد، به جرات میتوانم بگویم: ساکنین آن خانه ها مثل شاه زندگی می کردند. شما به ایوان های دور تا دور خانه های روستایی گیلان دقت کنید، در این خانه ها و این سبک معماری خاصِ گیلان، نوعی کیفیت منحصربفرد به آدم منتقل میشود.

 

دهه های متوالی است که عمارت های تاریخی رشت که شما از عظمت آنها یاد کردید، توسط اداره میراث و شهرداری و سایر سازمان های متولی به دست فراموشی سپرده شده اند، به نظر شما چرا نگاه شهرداری رشت میراثی نیست؟ به نظر شما در این باره چه تهمیداتی باید صورت گیرد؟

ـ اینکه چرا نگاه شهرداری رشت میراثی نیست، را باید از خود شهردار و مجموعه شهرداری و شورای شهر پرسید. اگر نگاه شهرداری رشت میراثی نیست، پس چرا شورای شهر داریم. اینجاست که شورای شهر بعنوان نماینده مردم و نظارت بر امور شهرداری باید از شهردار وقت بپرسد. در این مورد میتوانم بگویم: باید خود مردم را تشویق نمود، یعنی توسط سازمان های مردم نهاد در محلات یک جمعی را تشویق کرد تا به صورت شورای محلات با مدیریت شهری گفتگو داشته باشد تا بازآفرینی در شهری مثل رشت با آن فرهنگ دیرینه اش از صفحه مدیریتی و اجرایی پاک نشود. باید رسانه های محلی مدام و به صورت هفته ای از مدیریت شهری انتقاد کنند و شهرداری و شورا بایستی حرفهای درستی که به نفع شهر و مردمانش است را گوش دهند.

 

امروزه که به پیاده راه فرهنگی و مرکزی شهر رشت می روید و از بخش های مختلف این پروژه دیدن می فرمایید، چه نواقص و مشکلاتی به چشم تان می آید؟

ـ  چیزی که امروزه مرا در پیاده رشت اذیت می کند، اینست که در این پیاده راه ماشین و موتور تردد میکند. اصلا قرار نبود در این محدوده ماشین و موتور اجازه تردد داشته باشند. برای من جای سوال است؛ واقعا چرا کسی جلوی این ترددها را نمی گیرد؟ به این اشاره داشتم که از خصوصیات بارز رشتی ها که بسیار هم خوب است، اینست که مردمان رشت دوست دارند در شهرشان گردش کنند. این ویژگی بسیار مهمی ست و این پروژه که به افتتاح رسید این ویژگی ها را بیش از پیش ارجحیت بخشید. شما فکر کن آن حجم شهروند رشتی و گیلانی در پیاده راه مرکزی و تاریخی شهرشان مشغول به تردد و پیاده روی و گردش هستند. با عبور موتورسیکلت و ماشین جان آنها در خطر است. این نباید اتفاق بیفتد. در اینباره باید مدام رسانه ها به شورا و شهرداری انتقاد کنند که چرا جلوی این تردد ها را نمی گیرند؟ متاسفانه در دوران بدی زندگی می کنیم، آدمهایی که نمونه قرار می گیرند، آدمهای ناجوری هستند. نمیتوان هیچ توقعی از مردم داشت. وقتی مدیران شهری که در راس قرار دارند، مدام تصمیم اشتباه میگیرند و بد رفتار می کنند، خب مسلما مردم هم به همان شکل رفتار خواهند کرد.

 

قطعا می دانید به تازگی توسط مدیریت شهری رشت به صورت همزمان چندین تقاطع غیرهمسطح ماشین رو برای حل معضل ترافیک رشت در حال اجراست، در اینباره چه نظری دارید؟

ـ امروزه در همه جای دنیا پل های ماشین رو برچیده میشوند، همه دنیا به این نتیجه رسیده اند که این تقاطع های غیرهمسطح باید دور ریخته و بجای آن پیاده محوری و استفاده از دوچرخه بعنوان حمل و نقل درون شهری تبلیغ و رواج داده شود. محورهای مسیر دوچرخه توسط شهرداری اجرا میشود و دوچرخه ها ایستگاه به ایستگاه برای اجاره در دسترس عموم شهروندان قرار می گیرد. در شهری مثل رشت که شیب زیادی ندارد و مسیرهای آن تخت است، چرا نباید شهروندان دوچرخه سوار شوند؟ چرا خطوط دوچرخه اجرا نمی شود؟ چرا این وسیله حمل و نقل که هم پاک و عاری از آلودگی ست و هم برای سلامتی مردم مناسب است و هم هزینه اش با اجرای تقاطع های غیرهمسطح قابل مقایسه نیست، رواج داده نمی شود؟ با چند خط کشی ساده میتوان این مسیرها را اجرا کرد. این اصلا کاری ندارد برای شهرداری. بنظر من شما بعنوان رسانه و خبرنگار که به صورت تخصصی به موضوعات شهری میپردازید، باید با این نوع طرح ها مخالفت کنید. باید به شهرداری بگویید که در هیچ جای دنیا این کار با چنین هزینه گزافی انجام نمیشود. بلکه دنیا به این نتیجه رسیده که این تقاطع ها در حل مساله ترافیک ضروری نیست، و تمهیدات جدیدتری اندیشیده اند و پل های ماشین رو را جمع می کنند.

 

به نحوی در رابطه با شهرسازی و تصمیمات مدیریت شهری رشت می توان گفت: شهرسازی در رشت به بن بست رسیده است. شما در اینباره چه نظری دارید، و چه راهکاری پیشنهاد می کنید؟

ـ پینشهاد من اینست؛ آدم هایی را به عنوان مسئول و مدیر، شهردار و شورای شهر بگمارند، که در واقع در کارشان متخصص باشند. در واقع باید بگویم، حاکمیت باید افرادی را در راس امور قرار دهد که اهل تخصص و علم و فضیلت باشند. بنظر میرسد امروزه نه تنها رشت بلکه سایر شهرها هم خیلی از مسولان شهری برایشان اهمیت ندارد که شهرهای ما حالت بهتر و انسانی تری داشته باشد. رشت نسبت به ۷ الی ۸ سال پیش بهتر نشده، بلکه از برخی جهات به شدت نیازمند تمهیداتی است. مردم رشت روحیه خوب گردش و دیدار از شهر را دارند و باید این اخلاق و فرهنگ با تقویت و گسترده شدن فضاهایی برای گردش تقویت شود. ولی اینطوری که بنظر میرسد این موضوع مهم برایشان اهمیتی ندارد. بجای آن میبینم کارهای دیگری انجام میدهند، میخواهند مردم بروند در منطقه آزاد خرید کنند. این روحیه گردش کردن مردم رشت بایستی دیده شود و در راستای پروژه بازآفرینی رشت، فضاهای جدیدی برای گردش و دیدار مردم خلق و طراحی و اجرا شود. این روحیه مردم نیازمند تقویت و دیده شدن آن در فضاهای شهری است.

در پایان؛ با توجه به یکی از معضلات آینده این شهر، که مهاجرت های گسترده شهری به استان های شمالی و از جمله شهر رشت است. به رغم اینکه زیرساخت های شهری آماده نیست اما شاهد هستیم که در نواحی گسترده روستایی و شهری مستقر شدند و هر سال این رقم افزایش می یابد. با اینهمه، این جبر زمانه است و نمی توان مانع از آن شد. اگر خودتان در راس این مدیریت قرار می گرفتید چه راهکاری برای مدیریت درست مهاجرت ها ارایه می دادید؟

ـ باید بدانیم این مهاجرت ها در جریان است و بخشی از جمعیت به سمت شمال کشور می آیند. هرچه کشور به سمت خشکسالی پیش برود، این مهاجرتها بیشتر میشود و مهاجرین بیشتر می آیند. هرچه فرونشست در اصفهان بیشتر شود، اصفهانی به بیشتر به گیلان خواهند آمد. هرچه آلودگی و شلوغی در تهران بیشتر شود، تهرانی ها بیشتر به گیلان خواهند آمد. هرچه جنوب کشور در اطراف خلیج فارس گرمتر شود، عرب ها بیشتر به گیلان خواهند آمد. همین الان در اقصی نقاط گیلان عربها نیز ساکن هستند. در اینباره باید بگویم؛ بنده اصلا فکر نمی کنم که بتوان جلوی این نوع مهاجرت ها به شمال کشور را گرفت. بنظرم بایستی فقط در مورد این نوع مهاجرت ها پیش بینی کرد، یعنی باید پیش بینی نمود با مهاجرت جمعیت گیلان بیشتر میشود و این جمعیت بیشتر نیازمند خدمات بیشتر خواهد بود.

 

گفتگو و نویسنده: محمد صالح زاده رشتی نژاد (روزنامه نگار و کارشناس مسایل شهری) 

منبع: روزنامه گیلان امروز - پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

 

https://gilan-today.com/33745

https://gilan-today.com/#x

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۰۳ ، ۰۳:۵۲
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

از رشت پر فروغ تا بُن بست های شهرسازی

یادگارهای رشت، بازآُفرینی و الگوهای شهرسازی در گفتگو با ترانه یلدا

گفتگو با ترانه یلدا

در یکی از روزهای سرد زمستانی تصمیم گرفتم با بانوی معمار و شهرساز کشور گفتگوی کوتاهی داشته باشم. به لطف تحصیل در رشته شهرسازی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد شانس این را داشتم، با اساتید ممتاز این حوزه به طروق مختلفی آشنا شوم. گاه کتاب ها و مقالات و گاه حضور شان را در برهه های مختلف تحصیل کاملا حس کردم و از آراء و افکارشان در ادامه مسیر بهره برده ام.

مهندس ترانه یلدا یکی از این اساتیدی بود که هرچند شانس حضور در کلاس های درس ایشان برایم رقم نخورد، اما در این مسیر بارها به مقالات، یادداشت هایش رجوع کرده و از آن تالیف ها برای مطلوبیت مسیر درست دانش در این حوزه بهره گرفته ام. سال ها پیشتر زمانی که دانشجوی مقطع کارشناسی بودم، به سبب دوره بازآفرینی شهرمان رشت متوجه حضور این بانوی شهرساز در طرح های ابتدایی بازآفرینی شهر در دوره شهرداری دکتر سیدمحمد علی ثابت قدم میسر گشت. وی به همراه تیم مشاوره اش در روزهای نخست طرح ریزی این پروژه که سرآغاز یک طرح منسجم و درخشان بود، حضور داشت. اَکشن پلن های متنوع و مختلفی را در مسیر پروژه بازآفرینی شهری رشت بازنمایی نمودند. خلاصه این پروژه با کارشکنی ها در پی اختلاف در دو بدنه مدیریت شهری با تمام نواقص خود اجرا و به بهره برداری رسید.

ترانه یلدا متولد آذر ۱۳۳۳ در تهران، معمار و شهرساز ایرانی است که در دهه ۱۳۵۰ در رشته معماری در دانشگاه تورینوی ایتالیا و پس از آن در رشته شهرسازی در دانشگاه پاریس ۸ به تحصیل پرداخت. از او بعنوان طراحان طرح جامع تهران و تاثیر گذار در سایر شهرها یاد می شود. از وی تالیف های مختلفی بعنوان نویسنده و مترجم منتشر شده است. مهندس ترانه یلدا بارها درباره اوضاع نابسامان شهرسازی در شهرهای ایران بخصوص در تهران و مشهد صحبت هایی را بیان کرده و دلیل این آشفتگی در معماری و شهرسازی شهرهای بزرگ و کوچک کشور را رعایت نکردن قانون دانسته است. قوانینی که برای نظم در شهرها تصویب شده اند، اما اجرایی نمی شوند. وی معتقد است: آنچه که در شورایعالی معماری و شهرسازی و شورای شهرسازی و نهادهای مختلف اجرایی به تصویب میرسد، اجرا نمیشود.

 

ترانه یلدا" مهمان "آبان" شد

اخیرا از ترانه یلدا به مناسبت روز رشت یادداشتی با عنوان؛ “رشت؛ شهر درخشان شمال” در روزنامه شرق منتشر شد. به سبب انتشار این یادداشت و اشتیاق گفتگو با استاد برجسته شهرسازی کشور  این گفتگو حاصل شد. در راستای تعریف و تمجید از شهر رشت و مردمانش، وی در این یادداشت می نویسد: رشت را از نوجوانی می‌شناختم اما از سال ۹۴ بود که به دعوت دوستانی برای کار روی بازآفرینی به این شهر آمدم. کار ما زیاد ادامه نیافت اما آن‌قدر در آن دو سال رفت‌و‌آمد مِهر این شهر و مردمانش را به دل گرفتم که اکنون چند سال است خانه‌ای در آن دارم و هر‌ سال ایامی طولانی را در گوشه‌ای از دامن آن می‌گذرانیم، به‌ویژه در زمستان که هوای خانه‌مان در مرکز شهر تهران غیرقابل‌ تنفس می‌شود. با توجه به متن یادداشت که سراسر تعریف و تمجید از شهرمان رشت بود و اوضاع نامناسب کنونی شهرسازی در رشت و استان گیلان که به نحوی می توان گفت: «ما در این جا به نوعی به بن بست شهرسازی رسیده ایم و مدیریت شهری در راستای نظم بخشی شهر تنها به پروژه های ضربتی اکتفا کرده است و چاره ای اصولی که زمینه ساز توسعه پایدار شود، در شهر توسط مدیریت شهری به منصه ظهور نمی رسد.» همه اینها باعث شد تا این گفتگو انجام شود.

 

 

من از گذشته با این شهر و مردمانش دوستی، رفاقت و آشنایی داشته ام. دکتر مجتهدی استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران و مدیر مدرسه البرز تهران از دوستان بسیار نزدیک پدرم بود. من به واسطه این دوستی و آشنایی خانوادگی از بچگی ایشان را می شناختم.

 

در یادداشت اخیر شما درباره رشت نکات بسیار مهمی بود. شخصا از خواندن چندباره آن خیلی لذت بردم. قلم شیوا و نثر گویا و یادآوری از گذشته پرشکوه شهر رشت برای همه ما افتخار آمیز بود. چه شد که به رشت پرداختید؟ چه چیزی شما را ترغیب کرد؟

 

 

مادربزرگ مادری من رشتی بوده و آقای ابوالحسن صبا؛ موسیقی دان، آهنگساز، نوازنده و آموزگار موسیقی که تمام نغمه های فولکلور گیلکی را در دستگاه موسیقی ایران انتقال داده و با الهام از این نغمه ها، آهنگ هایی ساخت و همچنین آهنگ های ساخته شده توسط ایشان ارتباط عمیق و معناداری با منطقه گیلان داشته، نیز دایی مادرم است.

 

 

ـ رشت شهر خیلی مهمی ست، تاریخ پر فراز و نشیبی را گذرانده و بدلایل مختلفی؛ از جمله موقعیت جغرافیایی شهر و مجاورت با همسایگان از جمله روسیه و ترکیه و همچنین قرار گرفتن در جوار دریای کاسپین باعث شده فرهنگ این شهر در دوره های مختلف تاریخی با عناصر جدیدی آمیخته شود. بعنوان مثال: معماری سن پطرزبورگ در اوایل حکومت پهلوی اول و ساخت بناهای شکیل در مرکز و جای جای شهر نشان دهنده فرهنگ و هویت شهر رشت است که هنوز هم می توان در این شهر این معماری زیبا را مشاهده کرد.

 

 

باید مردم رشت و گیلان را آزاد گذاشت، تا بتوانند فرهنگ قدیم خود را حفظ کنند و به جلو ببرند. این موضوع بسیار مهم است که بتوان با آزادی که به مردم داده میشود، فرهنگ گذشته حفظ شود.

ابوالحسن صبا

من از گذشته با این شهر و مردمانش دوستی، رفاقت و آشنایی داشته ام. دکتر مجتهدی استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران و مدیر مدرسه البرز تهران از دوستان بسیار نزدیک پدرم بود. من به واسطه این دوستی و آشنایی خانوادگی از بچگی ایشان را می شناختم. همچنین خاندان سمیعی که گیلانی تبار هستند، و خانواده اکبر نیز آشنایی و رفاقت خانوادگی داشتیم. اینرا هم باید بگویم؛ مادربزرگ مادری من رشتی بوده و آقای ابوالحسن صبا؛ موسیقی دان، آهنگساز، نوازنده و آموزگار موسیقی که تمام نغمه های فولکلور گیلکی را در دستگاه موسیقی ایران انتقال داده و با الهام از این نغمه ها، آهنگ هایی ساخت و همچنین آهنگ های ساخته شده توسط ایشان ارتباط عمیق و معناداری با منطقه گیلان داشته، نیز دایی مادرم است. بنابراین همه اینها و همچنین سفرهایم به گیلان و رشت باعث شد که ارتباط وسیعی با این شهر و مردمانش از گذشته تا به امروز داشته باشم. در کل استان گیلان و شهر رشت مردمان با فرهنگ و خوش ذوقی داشته و دارد. باید مردم رشت و گیلان را آزاد گذاشت، تا بتوانند فرهنگ قدیم خود را حفظ کنند و به جلو ببرند. این موضوع بسیار مهم است که بتوان با آزادی که به مردم داده میشود، فرهنگ گذشته حفظ شود.

 

 

در مورد پروژه بازآفرینی رشت که در سال ۹۴ اجرایی شد، بیشتر توضیح می دهید؟

دکتر علی مجتهدی

ـ  البته اول از همه باید بگویم از آن دوره، سالهای زیادی گذشته و بنده به همراه تیم مشاور، مدت کوتاهی در پروژه حضور داشتیم. ممکن است کامل و دقیق خاطرم نباشد. در زمان آغاز پروژه بازآفرینی شهری رشت چند صباحی به واسطه کار تخصصی ام و دعوت شهردار که جوان باسواد و متخصصی بود، در شهر رشت رفت و آمد داشتم. در ابتدا به دلیل روحیه مردم رشت که روزها و شبها در شهر گردش می کنند و این گردش در میدان مرکزی و تاریخی شهر در مراسم های مختلف آیینی نیز صورت می گیرد، پیشنهاد داده شد تا برای شهر رشت، روزی تعیین شود که هر ساله در این روز از این شهر و مردمانش تقدیر و به نوعی همه ساله تحت این عنوان و این روز جشنی ترتیب داده شود. خاطرم است؛ از همان سال اول عده ای با جشن روز رشت مخالفت کردند، برای اینکه زن و مردها لباس محلی پوشیده و مراسم آیینی برداشت برنج و دیگر مراسم ها را اجرا کردند. مخالفین این روز و مراسم اعتراض داشتند که چرا زن ها با مردها در میدان شهرداری رشت رقصیده اند. آن زمان مسئول سازمان فرهنگی و ورزشی شهرداری رشت، جوانی با ادب و نازنینی بود که اتفاقا مداح هم بود. این بنده خدا گویا همان زمان چند روزی بازداشت هم شد. آن مراسم درواقع آیینی کُهن برای برداشت برنج بود که به مناسبت اولین سال برگزاری روز رشت و افتتاح پیاده راه فرهنگی و دیگر مراسم ها از جمله تیاتر و موسیقی و… توسط شهرداری اجرا شد. ما برای این پروژه اَکشن پلن ها و چک لیست هایی پیشنهاد دادیم، در واقع ما پیشنهاد دادیم، اما جزییات و طراحی ها و اجرا با ما نبود. اگر درست خاطرم باشد؛ اینها بیش از ۴۰ مورد بود، این اَکشن پلن هایی که تعریف شد. از بازسازی عمارت های قاجاری علی الخصوص حمام حاجی در ساغریسازان و دیگر خانه ها در محلات قدیمی مثل ساغریسازان، پیرسرا و …. اجرای برخی از پارکها در سطوح شهر و همچنین پارک همجوار تالاب عینک. در آغاز این فرایند از بس غذاهای رشتی و گیلکی خوشمزه و مخصوص آن جغرافیاست. پیشنهاد دادیم؛ تا موضوع ثبت شدن رشت در یونسکو با عنوان شهر خلاق در خوراک را پیگیری نمایند. خانم قدیمی که آن زمان مدیر روابط عمومی شهرداری بود، این کار و ثبت رشت در یونسکو را پیگیری نمود که در نهایت هم موفق شد. این موضوع حیف بود که بعنوان یک مزیت برای رشت در جهان ثبت نشود. چند سال پس از اجرای طرح بازآفرینی در رشت و همچنین سکنی گزیدن من در برخی از روزهای سال به واسطه آلودگی تهران در رشتِ زیبا. رفتم و از نزدیک از نقاط مختلف پروژه بازدید کردم، در اجرای پروژه دقت زیادی شده و در برخی نقاط طرح ها بسیار خوب از آب در آمدند. نقص هایی هم به چشم می آید. بعنوان مثال؛ امروزه در برخی از محدوده های این پروژه مثل گذر خواهر امام حالت مخروبه به خود گرفته و مبلمان و پیاده راه آسیب دیده است. اما باز هم میتوان با تمیز کردن و برخی از کارهای مرمتی مجدد آن محدوده ها را قابل استفاده کرد. اما اینطور که مشخص است شهرداری رشت کوچکترین توجهی به بخش های پروژه بزرگ بازآفرینی رشت نمیکند. به قول معروف اصلا هیچ.

 

ترانه یلدا | پایگاه خبری فردای کرمان

 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

گفتگوی ویژه مرور با ترانه یلدا

مصاحبه: محمد صالح زاده(روزنامه نگار حوزه شهری) 

انتشار در تاریخ 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۰۳ ، ۰۲:۰۸
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

از رشت پر فروغ تا بُن بست های شهرسازی

یادگارهای رشت، بازآُفرینی و الگوهای شهرسازی در گفتگو با ترانه یلدا

در یکی از روزهای سرد زمستانی تصمیم گرفتم با بانوی معمار و شهرساز کشور گفتگوی کوتاهی داشته باشم. به لطف تحصیل در رشته شهرسازی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد شانس این را داشتم، با اساتید ممتاز این حوزه به طروق مختلفی آشنا شوم. گاه کتاب ها و مقالات و گاه حضور شان را در برهه های مختلف تحصیل کاملا حس کردم و از آراء و افکارشان در ادامه مسیر بهره برده ام.

مهندس ترانه یلدا یکی از این اساتیدی بود که هرچند شانس حضور در کلاس های درس ایشان برایم رقم نخورد، اما در این مسیر بارها به مقالات، یادداشت هایش رجوع کرده و از آن تالیف ها برای مطلوبیت مسیر درست دانش در این حوزه بهره گرفته ام. سال ها پیشتر زمانی که دانشجوی مقطع کارشناسی بودم، به سبب دوره بازآفرینی شهرمان رشت متوجه حضور این بانوی شهرساز در طرح های ابتدایی بازآفرینی شهر در دوره شهرداری دکتر سیدمحمد علی ثابت قدم میسر گشت. وی به همراه تیم مشاوره اش در روزهای نخست طرح ریزی این پروژه که سرآغاز یک طرح منسجم و درخشان بود، حضور داشت. اَکشن پلن های متنوع و مختلفی را در مسیر پروژه بازآفرینی شهری رشت بازنمایی نمودند. خلاصه این پروژه با کارشکنی ها در پی اختلاف در دو بدنه مدیریت شهری با تمام نواقص خود اجرا و به بهره برداری رسید.

ترانه یلدا متولد آذر ۱۳۳۳ در تهران، معمار و شهرساز ایرانی است که در دهه ۱۳۵۰ در رشته معماری در دانشگاه تورینوی ایتالیا و پس از آن در رشته شهرسازی در دانشگاه پاریس ۸ به تحصیل پرداخت. از او بعنوان طراحان طرح جامع تهران و تاثیر گذار در سایر شهرها یاد می شود. از وی تالیف های مختلفی بعنوان نویسنده و مترجم منتشر شده است. مهندس ترانه یلدا بارها درباره اوضاع نابسامان شهرسازی در شهرهای ایران بخصوص در تهران و مشهد صحبت هایی را بیان کرده و دلیل این آشفتگی در معماری و شهرسازی شهرهای بزرگ و کوچک کشور را رعایت نکردن قانون دانسته است. قوانینی که برای نظم در شهرها تصویب شده اند، اما اجرایی نمی شوند. وی معتقد است: آنچه که در شورایعالی معماری و شهرسازی و شورای شهرسازی و نهادهای مختلف اجرایی به تصویب میرسد، اجرا نمیشود.

اخیرا از ترانه یلدا به مناسبت روز رشت یادداشتی با عنوان؛ “رشت؛ شهر درخشان شمال” در روزنامه شرق منتشر شد. به سبب انتشار این یادداشت و اشتیاق گفتگو با استاد برجسته شهرسازی کشور  این گفتگو حاصل شد. در راستای تعریف و تمجید از شهر رشت و مردمانش، وی در این یادداشت می نویسد: رشت را از نوجوانی می‌شناختم اما از سال ۹۴ بود که به دعوت دوستانی برای کار روی بازآفرینی به این شهر آمدم. کار ما زیاد ادامه نیافت اما آن‌قدر در آن دو سال رفت‌و‌آمد مِهر این شهر و مردمانش را به دل گرفتم که اکنون چند سال است خانه‌ای در آن دارم و هر‌ سال ایامی طولانی را در گوشه‌ای از دامن آن می‌گذرانیم، به‌ویژه در زمستان که هوای خانه‌مان در مرکز شهر تهران غیرقابل‌ تنفس می‌شود. با توجه به متن یادداشت که سراسر تعریف و تمجید از شهرمان رشت بود و اوضاع نامناسب کنونی شهرسازی در رشت و استان گیلان که به نحوی می توان گفت: «ما در این جا به نوعی به بن بست شهرسازی رسیده ایم و مدیریت شهری در راستای نظم بخشی شهر تنها به پروژه های ضربتی اکتفا کرده است و چاره ای اصولی که زمینه ساز توسعه پایدار شود، در شهر توسط مدیریت شهری به منصه ظهور نمی رسد.» همه اینها باعث شد تا این گفتگو انجام شود.

 

من از گذشته با این شهر و مردمانش دوستی، رفاقت و آشنایی داشته ام. دکتر مجتهدی استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران و مدیر مدرسه البرز تهران از دوستان بسیار نزدیک پدرم بود. من به واسطه این دوستی و آشنایی خانوادگی از بچگی ایشان را می شناختم.

 

در یادداشت اخیر شما درباره رشت نکات بسیار مهمی بود. شخصا از خواندن چندباره آن خیلی لذت بردم. قلم شیوا و نثر گویا و یادآوری از گذشته پرشکوه شهر رشت برای همه ما افتخار آمیز بود. چه شد که به رشت پرداختید؟ چه چیزی شما را ترغیب کرد؟

 

مادربزرگ مادری من رشتی بوده و آقای ابوالحسن صبا؛ موسیقی دان، آهنگساز، نوازنده و آموزگار موسیقی که تمام نغمه های فولکلور گیلکی را در دستگاه موسیقی ایران انتقال داده و با الهام از این نغمه ها، آهنگ هایی ساخت و همچنین آهنگ های ساخته شده توسط ایشان ارتباط عمیق و معناداری با منطقه گیلان داشته، نیز دایی مادرم است

 

 

ـ رشت شهر خیلی مهمی ست، تاریخ پر فراز و نشیبی را گذرانده و بدلایل مختلفی؛ از جمله موقعیت جغرافیایی شهر و مجاورت با همسایگان از جمله روسیه و ترکیه و همچنین قرار گرفتن در جوار دریای کاسپین باعث شده فرهنگ این شهر در دوره های مختلف تاریخی با عناصر جدیدی آمیخته شود. بعنوان مثال: معماری سن پطرزبورگ در اوایل حکومت پهلوی اول و ساخت بناهای شکیل در مرکز و جای جای شهر نشان دهنده فرهنگ و هویت شهر رشت است که هنوز هم می توان در این شهر این معماری زیبا را مشاهده کرد.

 

 

باید مردم رشت و گیلان را آزاد گذاشت، تا بتوانند فرهنگ قدیم خود را حفظ کنند و به جلو ببرند. این موضوع بسیار مهم است که بتوان با آزادی که به مردم داده میشود، فرهنگ گذشته حفظ شود.

 

ابوالحسن صبا

من از گذشته با این شهر و مردمانش دوستی، رفاقت و آشنایی داشته ام. دکتر مجتهدی استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران و مدیر مدرسه البرز تهران از دوستان بسیار نزدیک پدرم بود. من به واسطه این دوستی و آشنایی خانوادگی از بچگی ایشان را می شناختم. همچنین خاندان سمیعی که گیلانی تبار هستند، و خانواده اکبر نیز آشنایی و رفاقت خانوادگی داشتیم. اینرا هم باید بگویم؛ مادربزرگ مادری من رشتی بوده و آقای ابوالحسن صبا؛ موسیقی دان، آهنگساز، نوازنده و آموزگار موسیقی که تمام نغمه های فولکلور گیلکی را در دستگاه موسیقی ایران انتقال داده و با الهام از این نغمه ها، آهنگ هایی ساخت و همچنین آهنگ های ساخته شده توسط ایشان ارتباط عمیق و معناداری با منطقه گیلان داشته، نیز دایی مادرم است. بنابراین همه اینها و همچنین سفرهایم به گیلان و رشت باعث شد که ارتباط وسیعی با این شهر و مردمانش از گذشته تا به امروز داشته باشم. در کل استان گیلان و شهر رشت مردمان با فرهنگ و خوش ذوقی داشته و دارد. باید مردم رشت و گیلان را آزاد گذاشت، تا بتوانند فرهنگ قدیم خود را حفظ کنند و به جلو ببرند. این موضوع بسیار مهم است که بتوان با آزادی که به مردم داده میشود، فرهنگ گذشته حفظ شود.

 

 

در مورد پروژه بازآفرینی رشت که در سال ۹۴ اجرایی شد، بیشتر توضیح می دهید؟

 

ـ  البته اول از همه باید بگویم از آن دوره، سالهای زیادی گذشته و بنده به همراه تیم مشاور، مدت کوتاهی در پروژه حضور داشتیم. ممکن است کامل و دقیق خاطرم نباشد. در زمان آغاز پروژه بازآفرینی شهری رشت چند صباحی به واسطه کار تخصصی ام و دعوت شهردار که جوان باسواد و متخصصی بود، در شهر رشت رفت و آمد داشتم. در ابتدا به دلیل روحیه مردم رشت که روزها و شبها در شهر گردش می کنند و این گردش در میدان مرکزی و تاریخی شهر در مراسم های مختلف آیینی نیز صورت می گیرد، پیشنهاد داده شد تا برای شهر رشت، روزی تعیین شود که هر ساله در این روز از این شهر و مردمانش تقدیر و به نوعی همه ساله تحت این عنوان و این روز جشنی ترتیب داده شود. خاطرم است؛ از همان سال اول عده ای با جشن روز رشت مخالفت کردند، برای اینکه زن و مردها لباس محلی پوشیده و مراسم آیینی برداشت برنج و دیگر مراسم ها را اجرا کردند. مخالفین این روز و مراسم اعتراض داشتند که چرا زن ها با مردها در میدان شهرداری رشت رقصیده اند. آن زمان مسئول سازمان فرهنگی و ورزشی شهرداری رشت، جوانی با ادب و نازنینی بود که اتفاقا مداح هم بود. این بنده خدا گویا همان زمان چند روزی بازداشت هم شد. آن مراسم درواقع آیینی کُهن برای برداشت برنج بود که به مناسبت اولین سال برگزاری روز رشت و افتتاح پیاده راه فرهنگی و دیگر مراسم ها از جمله تیاتر و موسیقی و… توسط شهرداری اجرا شد. ما برای این پروژه اَکشن پلن ها و چک لیست هایی پیشنهاد دادیم، در واقع ما پیشنهاد دادیم، اما جزییات و طراحی ها و اجرا با ما نبود. اگر درست خاطرم باشد؛ اینها بیش از ۴۰ مورد بود، این اَکشن پلن هایی که تعریف شد. از بازسازی عمارت های قاجاری علی الخصوص حمام حاجی در ساغریسازان و دیگر خانه ها در محلات قدیمی مثل ساغریسازان، پیرسرا و …. اجرای برخی از پارکها در سطوح شهر و همچنین پارک همجوار تالاب عینک. در آغاز این فرایند از بس غذاهای رشتی و گیلکی خوشمزه و مخصوص آن جغرافیاست. پیشنهاد دادیم؛ تا موضوع ثبت شدن رشت در یونسکو با عنوان شهر خلاق در خوراک را پیگیری نمایند. خانم قدیمی که آن زمان مدیر روابط عمومی شهرداری بود، این کار و ثبت رشت در یونسکو را پیگیری نمود که در نهایت هم موفق شد. این موضوع حیف بود که بعنوان یک مزیت برای رشت در جهان ثبت نشود. چند سال پس از اجرای طرح بازآفرینی در رشت و همچنین سکنی گزیدن من در برخی از روزهای سال به واسطه آلودگی تهران در رشتِ زیبا. رفتم و از نزدیک از نقاط مختلف پروژه بازدید کردم، در اجرای پروژه دقت زیادی شده و در برخی نقاط طرح ها بسیار خوب از آب در آمدند. نقص هایی هم به چشم می آید. بعنوان مثال؛ امروزه در برخی از محدوده های این پروژه مثل گذر خواهر امام حالت مخروبه به خود گرفته و مبلمان و پیاده راه آسیب دیده است. اما باز هم میتوان با تمیز کردن و برخی از کارهای مرمتی مجدد آن محدوده ها را قابل استفاده کرد. اما اینطور که مشخص است شهرداری رشت کوچکترین توجهی به بخش های پروژه بزرگ بازآفرینی رشت نمیکند. به قول معروف اصلا هیچ.

 

در راستای پروژه بارآفرینی رشت فرمودید برای مرمت خانه ها و عمارت های قاجاری پلن هایی داشتید، که در فرایند پروژه اجرا نشد، بنظرتان ضرورت عمارت های تاریخی رشت و کیفیت شان برای مرمت در چیست؟

ـ  حوالی خانه من در رشت موزه ای است به نام موزه های خانه روستایی گیلان. این موزه با انواع بناهای معماری که هر کدام خصوصیات جغرافیایی خاصِ گیلان است، نمونه ای از بهترین موزه های معماری کشور و حتی خاورمیانه است. در این موزه بناهایی وجود دارد که هر کدام از آنها هویت و معماری بخشی از گیلان را نشان میدهد. در این موزه مشخص است که مردم گیلان چه فرهنگی داشته اند. تمام معماری های موزه خانه روستایی در گیلان را که مشاهده می کنیم، نمونه هایی هستند که کیفیت زندگی را بالا میبرند. تمدن یعنی چی؟ تمدن یعنی یه عده آدم، حالت معمولی یک خانه برای سکونت را تبدیل به عمارت می کنند. هرکدام از آن بناها کیفیت برجسته و ممتاز یک قصر و عمارت را دارند. پشت ساخت و چیدمان اجزای هر کدام از آن خانه ها؛ فرهنگ، دانش و بینش نهفته است. درست است که این معماری خاصِ روستاهای گیلان است، اما با کیفیتی که در آن بناها وجود دارد، به جرات میتوانم بگویم: ساکنین آن خانه ها مثل شاه زندگی می کردند. شما به ایوان های دور تا دور خانه های روستایی گیلان دقت کنید، در این خانه ها و این سبک معماری خاصِ گیلان، نوعی کیفیت منحصربفرد به آدم منتقل میشود.

 

چیزی که امروزه مرا در پیاده رشت اذیت می کند، اینست که در این پیاده راه ماشین و موتور تردد میکند. اصلا قرار نبود در این محدوده ماشین و موتور اجازه تردد داشته باشند. برای من جای سوال است؛ واقعا چرا کسی جلوی این ترددها را نمی گیرد؟

 

دهه های متوالی است که عمارت های تاریخی رشت که شما از عظمت آنها یاد کردید، توسط اداره میراث و شهرداری و سایر سازمان های متولی به دست فراموشی سپرده شده اند، بنظر شما چرا نگاه شهرداری رشت میراثی نیست؟ بنظر شما در این باره چه تهمیداتی باید صورت گیرد؟

ـ اینکه چرا نگاه شهرداری رشت میراثی نیست، را باید از خود شهردار و مجموعه شهرداری و شورای شهر پرسید. اگر نگاه شهرداری رشت میراثی نیست، پس چرا شورای شهر داریم. اینجاست که شورای شهر بعنوان نماینده مردم و نظارت بر امور شهرداری باید از شهردار وقت بپرسد. در این مورد میتوانم بگویم: باید خود مردم را تشویق نمود، یعنی توسط سازمان های مردم نهاد در محلات یک جمعی را تشویق کرد تا به صورت شورای محلات با مدیریت شهری گفتگو داشته باشد تا بازآفرینی در شهری مثل رشت با آن فرهنگ دیرینه اش از صفحه مدیریتی و اجرایی پاک نشود. باید رسانه های محلی مدام و به صورت هفته ای از مدیریت شهری انتقاد کنند و شهرداری و شورا بایستی حرفهای درستی که به نفع شهر و مردمانش است را گوش دهند.

 

امروزه که به پیاده راه فرهنگی و مرکزی شهر رشت میروید و از بخش های مختلف این پروژه دیدن میفرمایید، چه نواقص و مشکلاتی به چشم تان می آید؟

ـ  چیزی که امروزه مرا در پیاده رشت اذیت می کند، اینست که در این پیاده راه ماشین و موتور تردد میکند. اصلا قرار نبود در این محدوده ماشین و موتور اجازه تردد داشته باشند. برای من جای سوال است؛ واقعا چرا کسی جلوی این ترددها را نمی گیرد؟ به این اشاره داشتم که از خصوصیات بارز رشتی ها که بسیار هم خوب است، اینست که مردمان رشت دوست دارند در شهرشان گردش کنند. این ویژگی بسیار مهمی ست و این پروژه که به افتتاح رسید این ویژگی ها را بیش از پیش ارجحیت بخشید. شما فکر کن آن حجم شهروند رشتی و گیلانی در پیاده راه مرکزی و تاریخی شهرشان مشغول به تردد و پیاده روی و گردش هستند. با عبور موتورسیکلت و ماشین جان آنها در خطر است. این نباید اتفاق بیفتد. در اینباره باید مدام رسانه ها به شورا و شهرداری انتقاد کنند که چرا جلوی این تردد ها را نمی گیرند؟ متاسفانه در دوران بدی زندگی می کنیم، آدمهایی که نمونه قرار می گیرند، آدمهای ناجوری هستند. نمیتوان هیچ توقعی از مردم داشت. وقتی مدیران شهری که در راس قرار دارند، مدام تصمیم اشتباه میگیرند و بد رفتار می کنند، خب مسلما مردم هم به همان شکل رفتار خواهند کرد.

 

امروزه در همه جای دنیا پل های ماشین رو برچیده میشوند، همه دنیا به این نتیجه رسیده اند که این تقاطع های غیرهمسطح باید دور ریخته و بجای آن پیاده محوری و استفاده از دوچرخه بعنوان حمل و نقل درون شهری تبلیغ و رواج داده شود

 

قطعا میدانید به تازگی توسط مدیریت شهری رشت به صورت همزمان چندین تقاطع غیرهمسطح ماشین رو برای حل معضل ترافیک رشت در حال اجراست، در اینباره چه نظری دارید؟

ـ امروزه در همه جای دنیا پل های ماشین رو برچیده میشوند، همه دنیا به این نتیجه رسیده اند که این تقاطع های غیرهمسطح باید دور ریخته و بجای آن پیاده محوری و استفاده از دوچرخه بعنوان حمل و نقل درون شهری تبلیغ و رواج داده شود. محورهای مسیر دوچرخه توسط شهرداری اجرا میشود و دوچرخه ها ایستگاه به ایستگاه برای اجاره در دسترس عموم شهروندان قرار می گیرد. در شهری مثل رشت که شیب زیادی ندارد و مسیرهای آن تخت است، چرا نباید شهروندان دوچرخه سوار شوند؟ چرا خطوط دوچرخه اجرا نمی شود؟ چرا این وسیله حمل و نقل که هم پاک و عاری از آلودگی ست و هم برای سلامتی مردم مناسب است و هم هزینه اش با اجرای تقاطع های غیرهمسطح قابل مقایسه نیست، رواج داده نمی شود؟ با چند خط کشی ساده میتوان این مسیرها را اجرا کرد. این اصلا کاری ندارد برای شهرداری. بنظر من شما بعنوان رسانه و خبرنگار که به صورت تخصصی به موضوعات شهری میپردازید، باید با این نوع طرح ها مخالفت کنید. باید به شهرداری بگویید که در هیچ جای دنیا این کار با چنین هزینه گزافی انجام نمیشود. بلکه دنیا به این نتیجه رسیده که این تقاطع ها در حل مساله ترافیک ضروری نیست، و تمهیدات جدیدتری اندیشیده اند و پل های ماشین رو را جمع می کنند.

به نحوی در رابطه با شهرسازی و تصمیمات مدیریت شهری رشت میتوان گفت: شهرسازی در رشت به بن بست رسیده است. شما در اینباره چه نظری دارید، و چه راهکاری پیشنهاد می کنید؟

ـ پینشهاد من اینست؛ آدم هایی را به عنوان مسئول و مدیر، شهردار و شورای شهر بگمارند، که در واقع در کارشان متخصص باشند. در واقع باید بگویم، حاکمیت باید افرادی را در راس امور قرار دهد که اهل تخصص و علم و فضیلت باشند. بنظر میرسد امروزه نه تنها رشت بلکه سایر شهرها هم خیلی از مسولان شهری برایشان اهمیت ندارد که شهرهای ما حالت بهتر و انسانی تری داشته باشد. رشت نسبت به ۷ الی ۸ سال پیش بهتر نشده، بلکه از برخی جهات به شدت نیازمند تمهیداتی است. مردم رشت روحیه خوب گردش و دیدار از شهر را دارند و باید این اخلاق و فرهنگ با تقویت و گسترده شدن فضاهایی برای گردش تقویت شود. ولی اینطوری که بنظر میرسد این موضوع مهم برایشان اهمیتی ندارد. بجای آن میبینم کارهای دیگری انجام میدهند، میخواهند مردم بروند در منطقه آزاد خرید کنند. این روحیه گردش کردن مردم رشت بایستی دیده شود و در راستای پروژه بازآفرینی رشت، فضاهای جدیدی برای گردش و دیدار مردم خلق و طراحی و اجرا شود. این روحیه مردم نیازمند تقویت و دیده شدن آن در فضاهای شهری است.

در پایان؛ با توجه به یکی از معضلات آینده این شهر، که مهاجرت های گسترده شهری به استان های شمالی و از جمله شهر رشت است. به رغم اینکه زیرساخت های شهری آماده نیست اما شاهد هستیم که در نواحی گسترده روستایی و شهری مستقر شدند و هر سال این رقم افزایش می یابد. با اینهمه، این جبر زمانه است و نمی توان مانع از آن شد. اگر خودتان در راس این مدیریت قرار می گرفتید چه راهکاری برای مدیریت درست مهاجرت ها ارایه می دادید؟

ـ باید بدانیم این مهاجرت ها در جریان است و بخشی از جمعیت به سمت شمال کشور می آیند. هرچه کشور به سمت خشکسالی پیش برود، این مهاجرتها بیشتر میشود و مهاجرین بیشتر می آیند. هرچه فرونشست در اصفهان بیشتر شود، اصفهانی به بیشتر به گیلان خواهند آمد. هرچه آلودگی و شلوغی در تهران بیشتر شود، تهرانی ها بیشتر به گیلان خواهند آمد. هرچه جنوب کشور در اطراف خلیج فارس گرمتر شود، عرب ها بیشتر به گیلان خواهند آمد. همین الان در اقصی نقاط گیلان عربها نیز ساکن هستند. در اینباره باید بگویم؛ بنده اصلا فکر نمی کنم که بتوان جلوی این نوع مهاجرت ها به شمال کشور را گرفت. بنظرم بایستی فقط در مورد این نوع مهاجرت ها پیش بینی کرد، یعنی باید پیش بینی نمود با مهاجرت جمعیت گیلان بیشتر میشود و این جمعیت بیشتر نیازمند خدمات بیشتر خواهد بود.

 

مصاحبه: محمد صالح زاده(روزنامه نگار-دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری و منطقه ای

منبع: پایکاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

http://mroor.org/ffv

انتشار در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۴۰۳

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۰۳ ، ۰۰:۴۹
محمد صالح زاده رشتی نژاد