شَهر نوشت های محمد صالح زاده رشتی نژاد

روزنامه نگار - پژوهشگر مسایل شهری

شَهر نوشت های محمد صالح زاده رشتی نژاد

روزنامه نگار - پژوهشگر مسایل شهری

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بنای تاریخی» ثبت شده است

 

 

زری‌دوست‌ها، نفَس تازه‌ای در عمارت معاونی‌ها دمیدند؛

خاطره‌ای از دل رشت دوباره جان گرفت.

عمارت تاریخی «میرزا علی معاون»، یکی از بناهای ارزشمند شهر رشت، پس از سال‌ها تخریب و بی‌توجهی، با تلاش‌های مجید زری دوست و برادرش در سال ۱۳۹۹ خریداری و در سال ۱۴۰۱ مرمت آن آغاز شد. این عمارت از سال ۱۴۰۲ به بهره‌برداری رسیده و به عنوان فروشگاه صنایع دستی تغییر کاربری یافته است. این بنا که در ابتدای محله پیرسرا واقع است، به دستور مرحوم میرزا علی معاون در سال‌های ۱۲۶۵ تا ۱۲۷۰ هجری شمسی ساخته شده بود و در زمان خود به‌عنوان خانه‌ای باشکوه در شهر شناخته می‌شد.

مجید زری دوست در ابتدا قصد داشت تا این عمارت را به‌عنوان یک پاساژ تجاری بازسازی کند، اما پس از مدتی تصمیم گرفت تا بنا را حفظ کرده و به‌عنوان یک اثر تاریخی مرمت کند. پس از دو سال تلاش و بیش از ۲ میلیارد هزینه، این عمارت تاریخی دوباره احیا شد. زری دوست می‌گوید: «این خانه روحی دارد که باید زنده نگه داشته شود.»

مجید زری‌دوست درباره مرمت عمارت معاونی‌ها و این بنای تاریخی ارزشمند در رشت می‌گوید: «احساس کردم یک روح در این خانه وجود دارد و باید این روح را زنده نگه داریم. تصمیم گرفتیم از ساخت یک پاساژ تجاری صرف‌نظر کنیم و این بنا را مرمت و بازسازی کنیم تا محفوظ بماند.» وی می‌افزاید: «در بازسازی این بنا، بخش‌هایی که تخریب نشده بود را حفظ کردیم و بخش‌های تخریب‌شده را با دقت و به‌طور مشابه به شکل اولیه ساختیم.»

زری دوست معتقد است که مرمت و بازسازی بناهای تاریخی می‌تواند به‌عنوان یک فرصت سرمایه‌گذاری سودآور در نظر گرفته شود. او می‌گوید: «اگر حمایت‌های دولتی و خصوصی در کنار هم قرار بگیرد، این پروژه‌ها می‌توانند منبع درآمد برای جامعه و شهر شوند. همین‌طور باعث جذب گردشگران و معرفی فرهنگ و تاریخ غنی رشت به دنیا خواهند شد.»

او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که در حال حاضر، بسیاری از بناهای تاریخی رشت به‌ویژه در محله‌های قدیمی مانند ساغریسازان، پیرسرا، حوالی بازار در معرض تخریب قرار دارند و در صورت عدم توجه به این مسائل، تنها شاهد ناپدید شدن این میراث‌های تاریخی شهر خواهیم بود.

مجید زری دوست به‌طور صریح به‌ضرورت حمایت‌های دولتی برای حفظ بناهای تاریخی تأکید می‌کند و می‌گوید: «شک نکنید اگر دولت و دستگاه‌های دولتی حمایت کنند، بسیاری از افراد همچون ما وجود دارند که می‌خواهند در حوزه مرمت آثار تاریخی ارزشمند فعالیت کنند و این آثار را از خطر تخریب نجات دهند.»

او پیشنهاد می‌دهد که باید حمایت‌های مالی و وام‌های مناسب برای پروژه‌های مرمتی ارائه شود، اما فرایند این حمایت‌ها باید شفاف و بدون پیچیدگی‌های اداری و رانت باشد. «بایستی سیستم دولتی حفظ میراث فرهنگی را به بخش خصوصی واگذار کند تا بخش خصوصی بتواند با اندک سرمایه‌ای که در اختیار دارد، میراث فرهنگی را حفظ کند.»

مرمت عمارت میرزا علی معاون، نمونه‌ای از تلاش و دلسوزی برای حفظ میراث فرهنگی استان گیلان است. این پروژه نه تنها نشان‌دهنده اهمیت حفاظت از آثار تاریخی است، بلکه یک الگو برای دیگر علاقه‌مندان به حفظ میراث فرهنگی نیز محسوب می‌شود. با حمایت‌های بیشتر از سوی دولت و بخش خصوصی، می‌توان بناهای تاریخی دیگری را نیز از خطر تخریب نجات داد و به نسل‌های آینده منتقل کرد. تنها با هم‌افزایی و همکاری بین نهادهای دولتی و بخش‌های خصوصی است که می‌توان در حفظ این میراث‌های فرهنگی ارزشمند موفق شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۰۴ ، ۱۷:۱۹
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

روایتی از خانه‌های فروخته شده رشت؛

شهرِ بی حیات

در سه‌دهه‌ی گذشته، رشت آرام‌آرام پوست انداخته است؛ عطش بی‌پایان برای پیشرفت، خانه‌ها را یکی یکی بلعید. بولدوزرها آمدند و ویرانه ساختند. خیابان‌هایی که زمانی نفس خانه‌های حیاط‌دار را در خود داشتند، حالا زیر سایه‌ی مکعب‌های بتنی خفه شده‌اند.

 

 بساز و بفروش‌ها مثل موجی بی‌رحم از شمال تا جنوب شهر پیش رفته‌اند، خانه‌های کلنگیِ فروتن یکی‌یکی فرو ریخته‌اند و جای‌شان را به آپارتمان‌هایی داده‌اند که در آن بوی خاک و صدای گنجشکِ حیاط دیگر شنیده نمی‌شود. انگار شهر، در رقابت با زمان و فضا، خودش را از خاطرات پاک کرده و به سازه‌‌‌هایی بی‌روح بدل شده است.

 

خانه‌های بزرگ با حیاط‌های پر از گلدان‌های شمعدانی، رازقی و محبوبه شب که هر کدام فصلی از طبیعت را نشان می‌داد، سقف‌های شیروانی که زیر باران آواز می‌خواندند، و درهای چوبی رنگی که به روی همسایه‌ها باز بود. آن خانه‌ها، با پنجره‌های اُرسی و دیوارهای آجری و درختان نارنج، پرتغال و اَنبه، دیوانه انجیر، انار و … روح رشت بودند. جایی که مادربزرگ‌ها در ایوان می‌نشستند و چای می‌خوردند، و بچه‌ها در کوچه‌ها بازی می‌کردند.

 

اما زمان مثل باران‌های سیل‌آسای رشت، همه چیز را شُست و برد. در دهه‌های گذشته، با موج مدرنیزاسیون و ساخت‌وسازهای بی‌رویه، بسیاری از آن خانه‌های قدیمی تخریب شدند. جای‌شان را آپارتمان‌های بلند و بی‌روح گرفت؛ برج‌های بتنی که آسمان اَبری رشت را بیشتر تیره می‌کند. محله‌هایی مثل ساغری‌سازان، چله‌خانه، خمیران زاهدان، خمیران چهلتن، صندوق عدالت، چمارسرا و … که روزی پُر از خانه‌های ویلایی با باغچه‌های کوچک بودند، حالا پُر از بلوک‌های مدرن شده‌اند. این تغییرات، بخشی از رشد شهر است، اما هویت قدیمی رشت را کم‌رنگ کرده؛ گویی صفحه‌ای از تاریخ شهر پاک شده است.

 

در این دگرگونی شتاب‌زده، رشت از شهری شاعرانه به مجموعه‌ای از برج‌ها و آپارتمان‌های هم‌شکل بدل شد؛ انگار شهر را بلعیده‌اند تا در ازای سودی زودگذر، روحش را بسازند و بفروشند. خانه‌های کلنگی رفتند، و به جایش دیوارهایی قد علم کردند که دیگر چیزی از خاطره و هویت در خود ندارند. میان این خیابان‌های تازه‌ساز، هنوز گاهی بوی گذشته از لابه‌لای یک درِ زنگ‌زده یا پنجره‌ی چوبی باقی‌مانده به مشام می‌رسد – و یادآور روزهایی‌ست که خانه‌ها فقط جای زندگی نبودند، بلکه خودِ زندگی بودند.

 

با این‌حال، در میان این ویرانه‌های مدرن، جزیره‌هایی از گذشته باقی مانده‌اند. بناهای قدیمی که از تیغ تخریب جان سالم به در برده‌، و حالا به پناهگاهی برای نسل جدید تبدیل شده‌اند، نسلی که حتی تجربه زیست در آن خانه‌ها را نداشته، در کوچه‌‌های شهر با توپ پلاستیکی بازی نکرده، و در شهر خاطرات جمعی نساخته است.

 

این گزارش، روایتی از تضاد نسل‌ها در رشت است؛ نسلی که فروخت، نسلی که خانه را ساخت و نسلی که حالا در کافه‌های همان خانه‌ها چای می‌نوشد و حسرت می‌خورد. برای نوشتن این گزارش، نه به دنبال آمار رفتم و نه سراغ طرح‌های جامع شهری. آمده‌ام گوش بدهم؛ به شهر، به آدم‌ها، به ساختمان‌هایی که هنوز ایستاده‌اند و وانمود می‌کنند که چیزی نشده است.

 

باران آرام می‌بارد؛ از آن باران‌هایی که در رشت نه خبر است و نه حادثه، فقط ادامه‌ی زندگی است. رشت هنوز می‌بارد، اما دیگر سقف سفالی نیست که صدایش رویش بپیچد. خانه‌هایی که روزی حوض‌داشتند و بوی خاک نم‌خورده‌شان با صدای شرشر آب می‌پیچید،حالا جایشان را ساختمان‌هایی گرفته‌اند بی‌نام و بی‌خاطره.

 

در دگرگونی شتاب‌زده، رشت از شهری شاعرانه به مجموعه‌ای از برج‌ها و آپارتمان‌های هم‌شکل بدل شد؛ انگار شهر را بلعیده‌اند تا در ازای سودی زودگذر، روحش را بسازند و بفروشند. خانه‌های کلنگی رفتند، و به جایش دیوارهایی قد علم کردند که دیگر چیزی از خاطره و هویت در خود ندارند

 

من، متولد دهه‌ای هستم که هم سقف شیروانی را دیده و هم آسانسور شیشه‌ای را. همیشه میان این دو زمان معلق مانده‌ام. کودکی‌ام در خانه‌ای گذشت که وقتی باران می‌بارید، صدا داشت. نه صدای مزاحم؛ صدای زندگی. اما امروز، در آپارتمانی زندگی می‌کنم که باران فقط از پشت پنجره دیده می‌شود، بی‌صدا، بی‌حافظه. من زیر سقف شیروانیِ کافه‌ قدیمی اَرکاک ایستاده‌ام و به این فکر می‌کنم که اگر باران یک زبان داشت، حتما لهجه‌اش گیلکی بود و پر از مکث و خاطره.

 

پدربزرگ همیشه می‌گفت: «معماری فقط چهار تا دیوار و درب و پنجره نیست؛ تربیتِ آدم است.» او باور داشت سقف‌های شیروانی، آدم را فروتن می‌کنند. می‌گفت وقتی باران را بالای سرت می‌شنوی، یادت می‌ماند که طبیعت از تو بزرگ‌تر است. حالا سال‌هاست رفته، اما هر بار که باران روی چوب می‌کوبد، صدایش را واضح‌تر از هر عکس قدیمی می‌شنوم.

 

رشت، آفخرا، ساعت ۹ صبح

حاج‌کریم، هفتاد و چند سال دارد، پیرمردی که هنوز دل از محله‌ی قدیمی‌اش نبریده، کنار درِ چوبی رنگ‌پریده‌ی خانه‌اش ایستاده و به آسمان نگاه می‌کند و می‌گوید: «باران، هُو بارانه، اَمن عوضَ بوستیم»

 

او با نگاهی غمگین به جدال همسایه‌های روبه‌رویی خیره شده است؛ آن‌ها سر جای پارک به هم پرخاش می‌کنند. او زیر لب می‌گوید:«می‌بینی؟ این شده بساط هر روزه‌ی ما. از وقتی پای این بسازوبفروش‌ها به محله باز شد، هی خراب کردند و هی ساختند. دعواهایشان هم ماند برای ما.»

 

آن ساختمان پنج‌طبقه، خانه‌ی خانواده‌ی کیانی بود؛ از خیرین نامی استان. به فاصله‌ی کوتاهی پس از فوت پدر و مادر، فرزندان که هر کدام در گوشه‌ای از جهان پراکنده‌اند؛ یکی تهران، یکی اتریش و دیگری سوییس. خانه را با همه‌ی وسایلش فروختند. هیچ‌کس نمی‌دانست که هر آجری از این خانه صدا داشت، بچه‌جان… صدای زندگی، صدای خنده‌ی همسایه‌ها. حالا شده زمینی مرغوب برای ساخت‌وساز؛ نه صدا دارد، نه جان.

 

پسرش، ناصر که معاون نوسازی شهرداری یکی از شهرهای گیلان است از راه می‌رسد. انگار حرف‌های همیشگی پدر را شنیده، لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید: «باباجان، دنیا عوض شده. آن خانه‌های قدیمی خرج داشتند؛ آن‌ها که هیچ‌کدام اینجا نبودند، دیوارشان ترک می‌خورد، سقف‌شان می‌چکید… باید می‌فروختندش.»

 

حاج‌کریم آهی عمیق می‌کشد: «فروختند و ساختند، اما روی خاکِ خاطره‌ها.» «این معماری، ریشه‌ ماست. خانه اگر ریشه نداشته باشد، آدم هم ندارد.» ناصر می‌گوید: «شهر نمی‌تواند موزه‌خانه‌های قدیمی باشد، جمعیت بالا رفته، زمین محدود است، اقتصاد هم شوخی ندارد.»

 

از رادیوی اَخته‌فروشی مژده آهنگ دعایی پخش می‌شود: «بیا مَره یاری بِدن، می دیلَه دیلداری بِدن؛ که زندیگی همش غَمه، ای دونیا غم می همدمه»

 

با موج مدرنیزاسیون و ساخت‌وسازهای بی‌رویه، بسیاری از آن خانه‌های قدیمی تخریب شدند. جای‌شان را آپارتمان‌های بلند و بی‌روح گرفت؛ برج‌های بتنی که آسمان اَبری رشت را بیشتر تیره می‌کند. محله‌هایی مثل ساغری‌سازان، چله‌خانه، خمیران زاهدان، خمیران چهلتن، صندوق عدالت، چمارسرا و … که روزی پُر از خانه‌های ویلایی با باغچه‌های کوچک بودند، حالا پُر از بلوک‌های مدرن شده‌اند

 

رشت، گذر خواهرامام، ساعت ۱۲ ظهر

احمد، صاحب یک آنتیک‌فروشی کوچک در گذر قدیمی شهر است؛ از همان مغازه‌هایی که بیش از آن‌که یادآور کسب‌وکار باشند، حال‌و‌هوای موزه دارند. وارد مغازه که می‌شوی، گویی قدم به تونل زمان گذاشته‌ای؛ جایی که هر شیء، داستانی از روزگاران دور در دل دارد.

 

ویترین جلوی دکان، با نظم و ذوقی تحسین‌برانگیز چیده شده است. فرقی ندارد رهگذر کیست یا از کجا آمده و یا به کجا می‌رود، هریک بی‌اختیار چند لحظه‌ای مقابل ویترین می‌ایستند و با شوق به اشیای قدیمی خیره می‌شوند – قفل و درکوب برنجی، چِفت‌های زنگ‌خورده، روزنامه و مجلات زردشده از دهه‌های گذشته، سکه‌های قاجاری، پنجره‌های چوبی، کتیبه‌های سردر، تلویزیون و رادیو لامپی ناسیونال، چراغ سوتکا، ظروف قدیمی، و حتی دوربین پولاروید‌هایی که زمانی مد روز بودند.

 

با احمد که هم‌صحبت می‌شوی، حس می‌کنی یکی از آخرین بازماندگان نسل سخت‌جان دهه‌‌شصتی‌ها روبه‌رویت نشسته است، قهرمان‌هایی که هنوز به پایداری و معنای زندگی باور دارند. بالای دیوار پیشخوان، تابلویی نصب کرده که رویش با خطی خوش نوشته‌اند: «ما را به سخت‌جانیِ خود این گمان نبود.»

 

احمد جامعه‌شناسی خوانده و وقتی حرف از تغییر چهره‌ی شهر می‌شود، با طعمی از دلتنگی می‌گوید: «اینا که آپارتمان می‌سازند، فکر می‌کنند شهر یعنی متر مربع؛ ما اما فکر می‌کردیم شهر یعنی آدم.»

 

 

او اشاره می‌کند به سقف‌های شیروانی و خانه‌های قدیمی که یکی‌یکی جایشان را به نماهای سنگی و رومی بی‌ریخت داده‌اند. برای احمد، این آنتیک‌فروشی تنها شغلی برای گذران زندگی نیست؛ مأمنی است برای حفظ خاطره‌ی جمعی، تلاشی برای آشتی دادن نسل امروز با گذشته، جایی که در آن، تاریخ هنوز نفس می‌کشد.

 

احمد از آدم‌هایی می‌گوید که هر روز سری به دُکانش در گذر خواهر امام می‌زنند؛ رهگذرانِ کنجکاوی که مقابل ویترین می‌ایستند و با نگاهی طولانی، در اشیا خیره می‌مانند. با لبخند می‌گوید: «اینجا همه جور آدم میاد، از پیر و جوان گرفته تا بچه‌های دهه هشتادی… نسل زد!» او مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «من گذشته رو مومیایی نکردم، گذاشتمش پشت ویترین تا نفس بکشه.»

 

از نگاه احمد، رشت امروز شهری است سرشار از تضاد؛ شهری که توسعه به آن رسیده، اما با شتابی ویرانگر. می‌گوید: «توسعه اومده، اما انگار یادش رفته از خودش بپرسه چی رو داره از بین می‌بره.»

 

باورکردنی نیست، اما بچه‌های دهه هشتادی که پا به مغازه‌اش می‌گذارند، بیشتر از همه محو تماشای آن اشیای قدیمی می‌شوند. می‌ایستند، نگاه می‌کنند، سؤال می‌پرسند: «این چیه؟ برای چه زمانیِ؟» احمد می‌خندد و می‌گوید: «انگار دنبال یه چیز گمشده‌ان. توی این اشیای قدیمی، دنبال خودِ گم‌شده‌شون می‌گردن.»

 

باران همچنان روی رشت می‌بارد و من فکر می‌کنم شاید این باران، پلی باشد. پلی که نسل‌ها را به هم وصل کند. در سال‌های پس از دهه‌ی هفتاد، بساز و بفروش‌ها با نقشه‌های تازه به رشت آمدند. خانه‌ها یکی‌یکی فروخته شد. حیاط‌ها، حوض‌ها، درخت‌های نارنج، انار و انجیر و…. حتی نرده‌های چوبی، همه رفتند

 

رشت، کافه‌ها، ساعت ۱۷ عصر

رشت، شهری است که باران در آن فقط خیابان‌ها را خیس نمی‌کند؛ حافظه را هم بیدار می‌کند. میان برج‌هایی که بی‌وقفه بالا می‌روند و خانه‌هایی که آرام‌آرام از نقشه شهر حذف می‌شوند، هنوز فضاهایی باقی مانده‌اند که گذشته را نه به شکل موزه، بلکه در قالب زندگی روزمره حفظ کرده‌اند.

 

درمیان این ویرانی، هنوز چراغ‌هایی روشن است. جوانان رشتی این روزها، آن‌هایی که در آپارتمان‌های بی‌روح بزرگ شده‌اند و با گوشی‌های هوشمند زندگی می‌کنند، به پناهگاه‌هایی پناه می‌برند که بوی گذشته می‌دهد. کافه‌هایی در دل خانه‌های قدیمی، که انگار زمان در آن‌ها متوقف شده. تصور کنید: وارد کافه ترنج می‌شوید در ساغریسازان، کافه چرخ در دانشسرا، کافه ارکاک در گذر حاج نایب رضا، کافه موزه در خیابان معلم، کافه حاج‌آقا بزرگ در بازار، تلفن‌خانه در بازار رضا، زیباسرا و …..

این روند بخشی از جنبش بزرگ‌تر در ایران است، جایی که خانه‌های تاریخی در حال بازسازی به کافه‌ها و فضاهای فرهنگی هستند تا تاریخ را زنده نگه دارند.

 

 

درِ چوبی «کافه قدیم» را که باز می‌کنی، بوی چای و آجر نم‌خورده می‌آید. «میلاد» صاحب کافه است؛ مردی سی‌وچندساله که می‌گوید این خانه بیش از صد سال عمر دارد. می‌گوید: «اگر کافه نمی‌شد، خرابش می‌کردند. من فقط قهوه نمی‌فروشم، زمان می‌فروشم.» در لحنش نه شعار هست، نه ادعا. فقط واقعیتی ساده: برخی از خانه‌های تاریخی رشت، برای زنده ماندن، ناچار شده‌اند تغییر شغل بدهند.

 

افشین، صاحب یکی دیگر از این کافه‌ها می‌گوید: «اگر این خانه را رها می‌کردیم، یا خراب می‌شد یا تبدیل به انبار. ما فقط بهش زندگی دادیم.» «دیوارها ترک دارند، کاشی‌ها کامل نیستند، اما زنده‌اند. اینجا نه موزه است و نه کافه‌ی لوکس. چیزی بین این دو؛ جایی که گذشته اجازه داده نفس بکشد.»

 

مرضیه، صاحب یکی دیگر از این کافه‌های در رشت می‌گوید: این کافه‌ها فقط محل نوشیدن چای و قهوه نیستند. آن‌ها مقاومت نرم شهری هستند؛ نه علیه توسعه، بلکه علیه فراموشی. رشت امروز بین دو خواسته ایستاده است: پیشرفت اقتصادی و حفظ هویت فرهنگی. شاید پاسخ، نه در حذف یکی، بلکه در گفت‌وگوی این دو باشد؛ گفت‌وگویی که در خانه‌های قدیمیِ رشت زنده‌شده، هر روز حتی زیر باران پاییز یا گرمای شرجی تابستان، آرام و بی‌سروصدا در جریان است.

 

کنار پنجره بالایی کافه ارکاک «سارا» به همراه دوستانش نشسته‌اند؛ دانشجویان ترم چهار معماری هستند. گوشی موبایلشان روی میز است، اما نگاهش به سقف چوبی دوخته شده. سارا می‌گوید: «ما این چیزها رو از نو کشف می‌کنیم، برای قدیمی‌ها خاطره‌ست و برای ما تجربه‌ جدیده.» نگار با ناراحتی می‌گوید:«می‌دونی؟ بابام و عموهام همچین خونه‌‌ای رو خراب کردند… و می‌گفتن فرسوده‌اس.

 

حالا من عاشق همین فضام، همین دیوار ترک‌خورده، همین پنجره‌ی ساده.» دوستش لبخند می‌زند: «عجیبه نه؟ پدر و مادرهامون فروختن، ما با حسرتش چای می‌خوریم.» نگار: «دلم برای خونه‌ای تنگ می‌شه که هیچ‌وقت ندیدم.» نسلی که متهم است به بی‌هویتی، حالا در جست‌وجوی ریشه است؛ شاید چون بیش از حد روی بتن بزرگ شده است.

 

صاحب کافه‌‌ای می‌گوید: «مردم دنبال خلوتند، دنبال خاطره، دنبال چیزی که از پدر و مادرشون جا مانده. کافه یعنی خانه‌ی دوم… جایی برای مرهم اون از دست دادن.» «باورتون میشه من در این کافه مشتری دارم، که هر ماه میاد و روی آن میز زیر درخت انار می‌شینه تا رفع دلتنگی کنه. می‌گه سال ۷۷ وقتی مادرش فوت شد، خواهر و برادرا خانه پدری‌شان را فروختند»

 

رشت امروز، شهری است در کشمکش میان گذشته و آینده – جایی که آپارتمان‌ها آسمان را فتح کرده‌اند، اما کافه‌های قدیمی، قلب‌ها را. شاید این حس نوستالژی، پلی باشد میان نسل‌ها: یادآوری این‌که حتی در میان بتن و فولاد، روح گذشته هنوز نفس می‌کشد

 

باران همچنان روی رشت می‌بارد و من فکر می‌کنم شاید این باران، پلی باشد. پلی که نسل‌ها را به هم وصل کند. در سال‌های پس از دهه‌ی هفتاد، بساز و بفروش‌ها با نقشه‌های تازه به رشت آمدند. خانه‌ها یکی‌یکی فروخته شد. حیاط‌ها، حوض‌ها، درخت‌های نارنج، انار و انجیر و…. حتی نرده‌های چوبی، همه رفتند. و حال پدران و مادرانی که خانه‌های پدری و مادری‌شان را فروخته‌اند، اما امروز می‌بینند فرزندانشان ساعت‌ها در همان خانه‌ها قهوه و چای می‌نوشند، و از همان در و پنجره‌ای حرف می‌زنند که خودشان روزی برای فروشش قیمت گذاشته‌ بودند.

 

این‌جا رشتِ رادی است؛ جایی میان رویا و زخم، میان گذشته و اکنون. سقفِ شیروانی‌ها سال‌هاست خم شده‌اند از باران‌های بی‌وقفه.

 

با این‌حال، در میان این ویرانه‌های مدرن، جزیره‌هایی از گذشته باقی مانده‌اند. آنتیک‌فروشی و بناهای قدیمی که از تیغ تخریب جان سالم به در برده‌اند، و حالا به پناهگاهی برای نسل جدید تبدیل شده‌اند. تناقضِ عجیبی است. فرزندان همان وراثی که روزی روح خانه‌ها را فروختند، امروز ساعت‌ها در همین خانه‌ها چای می‌نوشند، موسیقی گوش می‌دهند، و زیر لب می‌گویند: «کاش هنوز خانه‌ مادربزرگ بود…» «کاش هنوز رادیوی لامپی پدربزرگ روشن بود».

 

عجیب‌تر آن‌که حتی نسلی که در آن خانه‌های شیروانی‌دار خاطره نساخته‌اند و از کودکی با گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده، در این فضاها به دنبال چیزی گمشده می‌گردند: ارتباط با ریشه‌ها. آن‌ها دور میزهای چوبی می‌نشینند، چای گیلانی می‌نوشند و در میان دیوارهای کهنه، حس تعلقی را تجربه می‌کنند که در آپارتمان‌های مدرن‌شان نیست.

 

این نوستالژی تلخ و شیرین است. شیرین، چون می‌بینم جوانانی که در بتن بزرگ شده‌اند، حالا در این فضاها نفس می‌کشند و حس تعلق پیدا می‌کنند. تلخ، چون می‌دانم بسیاری از خانه‌ها برای همیشه رفته‌اند. رشت امروز، در کشمکش است: از یک سو، پیشرفت اقتصادی که آپارتمان‌ساز‌ها می‌آورند؛ از سوی دیگر، روح فرهنگی که در کافه‌های قدیمی زنده می‌ماند. این تضاد، یک پل حیاتی است؛ پلی که نسل جدید را به روح اصیل شهر پیوند می‌دهد، یادآوری می‌کند که زیر پوسته‌ی مدرنیته، ضربانِ گذشته هنوز قوی است.

 

خوشبختانه، رشت هنوز به‌کلی تسلیم تیغ فراموشی نشده است. خانه‌های قدیمی، با معجزه‌ای از دگرگونی، شکلی جدید از حیات یافته‌اند؛ آن‌ها از دل گورِ تخریب برخاسته‌اند و اکنون با نام «کافه»، «موزه»، «گالری» و …. راهی برای تداوم خویش یافته‌اند. این امر نشان می‌دهد که میان شتابِ توسعه و حرمت میراث، می‌توان تعادلی انسانی و هنرمندانه برقرار کرد.

 

در شهری که توسعه، بی‌وقفه قد می‌کشد و حافظه، آرام‌آرام عقب می‌نشیند، هنوز می‌توان نشانه‌هایی از مقاومت دید؛ نه در شعارها و طرح‌های کلان‌شهری، بلکه در خانه‌های قدیمی‌ای که از تخریب گریخته‌اند و امروز به زندگی ادامه‌ می‌دهند. رشت امروز، شهری است در کشمکش میان گذشته و آینده، جایی که آپارتمان‌ها آسمان را فتح کرده‌اند، اما کافه‌های قدیمی، قلب‌ها را. شاید این حس نوستالژی، پلی باشد میان نسل‌ها: یادآوری این‌که حتی در میان بتن و فولاد، روح گذشته هنوز نفس می‌کشد. رشت؛ شهری که میان باران، بتن و خاطره ایستاده، و با هر فنجان چای سرو شده در ایوان‌های قدیمی‌اش، فریاد می‌زند که تسلیم فراموشی نشده است.

 

نویسنده: محمد صالح‌زاده (روزنامه نگار) 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در تاریخ 29 آذر 1404 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۰۴ ، ۱۱:۱۹
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

احیای عمارت معاونی‌ها؛ روایتی در قلب هنری‌ترین محله رشت

احیای عمارت معاونی‌ها؛ روایتی در قلب هنری‌ترین محله رشت

در سال‌های اخیر، موج بی‌اَمان نوسازی شهری و ساخت‌وسازهای بی‌رویه، بخش وسیعی از بافت تاریخی شهرهای گیلان را در آستانه نابودی قرار داده است. خانه‌های قدیمی با معماری منحصربه‌فرد که روزگاری قلب تپنده فرهنگ و تاریخ این سرزمین بودند، یکی پس از دیگری قربانی بولدوزرها و طرح‌های شهری غیراصولی شده‌اند. امروز، تنها بخش ناچیزی از این میراث گران‌بها در گوشه‌وکنار شهرهای گیلان باقی‌مانده است؛ بناهایی که در محاصره آپارتمان‌ها و مجتمع‌های مسکونی، با درهای بسته و در شرایط متروکه، در انتظار سرنوشتی نامعلوم روزگار می‌گذرانند.

 

به گزارش غیرمنتظره، محمد صالح‌زاده دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد شهرسازی: رشت، شهری با تاریخ و فرهنگی غنی که روزگاری به معماری بومی و هماهنگ با طبیعت شهره بود، امروز در چنگال نوسازی شهری گرفتار شده است. این شهر که زمانی با خانه‌های ویلایی در محلات قدیمی، کوچه‌های سرسبز، درختان بلند، سایه‌بان‌های طبیعی، بام‌های سفالی، ایوان‌های چوبی، پنجره‌های بزرگ با شیشه‌های رنگی و حیاط‌هایی پر از درختان میوه و گل‌های زینتی شناخته می‌شد، اکنون زیر سایه سیاست‌های نوسازی با انبوهی از سازه‌های بتنی بی‌روح مواجه شده است. این روند، گسست لجام‌گسیخته بافت تاریخی و فروپاشی بناهای میراثی رشت را به دنبال داشته است.

عمارت «میرزاعلی معاون» با معماری اصیل قاجاری و قدمتی حدود ۱۵۰ساله، بین سال‌های ۱۲۶۵ تا ۱۲۷۰ هجری شمسی توسط مرحوم میرزاعلی معاون در محدوده کیاب رشت، نزدیک سبزه‌میدان ساخته شد. این عمارت باشکوه با اتاقی در گوشواره، سالن اصلی با پنجره‌ها و درهای چوبی بلند رو به حیاط پشتی، و حیاطی مزین به چاه آب، حوض مستطیلی کوچک با کاشی‌های آبی قاجاری، دیوارهای طاق ضربی و آجرچینی‌های دندان‌موشی، جلوه‌ای از هنر و معماری آن دوران را به نمایش می‌گذارد. مرحوم رضا معاون، معروف به «معاون جواهری»، از فرزندان میرزاعلی و از تاجران برجسته جواهرات در اواخر دوره قاجار، سال‌ها در این عمارت ساکن بود. این عمارت که روزگاری مساحتی حدود ۲ هزار مترمربع داشت، در گذر زمان و با توسعه شهری به ۳۰۰ مترمربع کاهش یافت و بخش‌های زیادی از آن در اثر قطعه‌بندی و نوسازی از بین رفت.

در سال ۱۳۹۹، برادران «زری‌دوست» عمارت «معاونی»ها را از خانواده «شارمی»، آخرین مالک آن، خریداری کردند. درحالی‌که حدود ۵۰ درصد از بنا تخریب شده بود و بسیاری پیشنهاد تبدیل آن به پاساژ تجاری را مطرح می‌کردند، این دو برادر تصمیم گرفتند روح تاریخی این عمارت را حفظ کنند. به گفته آن‌ها، «احساس کردیم این خانه روحی دارد که باید زنده بماند.» مرمت این عمارت از سال ۱۴۰۱ آغاز شد و پس از دو سال تلاش بی‌وقفه و هزینه‌ای بالغ بر ۲ میلیارد تومان بدون حمایت دولتی، در سال ۱۴۰۲ به بهره‌برداری رسید. در جریان این مرمت، برادران زری‌دوست با پیگیری‌های خود موفق به یافتن نوادگان خانواده معاون شدند. نوه ۹۰ساله این خانواده، با شنیدن خبر احیای خانه اجدادی، از این اقدام ابراز خرسندی کرد و در روز افتتاحیه در عمارت حضور یافت. مجید زری دوست می‌گوید: اگر می‌توانستم تمام بناهای تاریخی رشتمان را بازسازی می‌کردم، ولی متأسفانه هیچ حمایتی از سوی متولیان دولتی نداریم.

اکنون عمارت معاونی‌ها در هنری‌ترین محله رشت که به گذر صنایع‌دستی مشهور است، با کاربری جدید به حیات خود ادامه می‌دهد و به مرکز فروش صنایع‌دستی تبدیل شده است. متولیان میراث‌فرهنگی و مدیران این حوزه در استان گیلان، پیش از هر چیز باید بدانند؛ پروژه‌های مرمت و احیای میراث‌فرهنگی، از جمله فرصت‌های منحصربه‌فرد سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری ایران به شمار می‌روند. این پروژه‌ها، ضمن حفظ هویت تاریخی، می‌توانند به اقامتگاه‌های سنتی، موزه‌ها، کافه‌های فرهنگی و فضاهای آموزشی پربازده تبدیل شوند. بناهایی همچون خانه‌های تاریخی، کاروان‌سراها، حمام‌ها و قلعه‌های قدیمی، به‌شرط مرمت اصولی و بهره‌برداری هوشمند، ظرفیت بالایی برای جذب گردشگر داخلی و خارجی دارند. تهیه طرح توجیهی گردشگری برای این پروژه‌ها، شامل بررسی فنی بنا، تحلیل بازار گردشگری منطقه، انتخاب کاربری مناسب، برآورد هزینه و سودآوری، و دریافت مجوزهای موردنیاز از نهادهای مربوطه همچون میراث‌فرهنگی، محیط زیست و شهرداری است. این طرح مسیر دقیق سرمایه‌گذاری را مشخص می‌کند و ریسک‌های حقوقی و اقتصادی را کاهش می‌دهد.

عمارت «میرزاعلی معاون»، نمادی از پیوند گذشته و آینده، گواهی است بر اینکه با اراده و همت می‌توان میراث تاریخی رشت را زنده نگه داشت. این اقدام تحسین‌برانگیز، هشداری است به وضعیت نگران‌کننده بناهای تاریخی گیلان. نبود عزمی جدی برای حفاظت از این گنجینه‌های فرهنگی، جز وعده‌های توخالی، نتیجه‌ای جز فرسایش تدریجی هویت تاریخی شهرهایمان به دنبال نداشته است. متولیان میراث‌فرهنگی، از استانداری گرفته تا اداره میراث‌فرهنگی و گردشگری و شهرداری‌ها، باید با تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های نوین، باززنده‌سازی معماری گیلان و رشت را ترویج کنند. بهره‌گیری از ظرفیت بخش خصوصی که نشان داده توانایی همراهی با نهادهای دولتی در حفظ این آثار ارزشمند را دارد، باید به بخشی جدایی‌ناپذیر از طرح‌های توسعه هوشمند شهر تبدیل شود.

 

نویسنده: محمد صالح زاده (کارشناس ارشد شهرسازی) 

منبع: پایگاه خبری غیرمنتظره 

انتشار در تاریخ 3 شهریور 1404 

 

لینک کوتاه

https://gheyremontazereh.ir/?p=129565

  •  کد خبر 129565
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۰۴ ، ۰۰:۵۱
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

مجید زری دوست: 

اگر میتوانستم تمام بناهای تاریخی رشت مان را بازسازی میکردم ولی متاسفانه هیچ حمایتی از سوی متولیان دولتی نداریم.

 

عمارت «میرزا علی معاون با معماری اصیل قاجاری و قدمتی حدود ۱۵۰ ساله بین سالهای ۱۲۶۵ تا ۱۲۷۰ هجری شمسی توسط مرحوم میرزا علی معاون در محدوده کتاب رشت نزدیک سبزه میدان ساخته شد. این عمارت باشکوه با اتاقی در گوشواره سالن اصلی با پنجره ها و درهای چوبی بلند رو به حیاط پشتی و حیاطی مزین به چاه آب حوض مستطیلی کوچک با کاشی‌های آبی قاجاری دیوارهای طاق ضربی و آجر چینی های دندان موشی جلوه ای از هنر و معماری آن دوران را به نمایش میگذارد. مرحوم رضا معاون معروف به «معاون جواهری» از فرزندان میرزا علی و از تاجران برجسته جواهرات در اواخر دوره قاجار سالها در این عمارت ساکن بود. این عمارت که روزگاری مساحتی حدود ۲ هزار متر مربع داشت در گذر زمان و با توسعه شهری به ۳۰۰ متر مربع کاهش یافت و بخشهای زیادی از آن در اثر قطعه بندی و نوسازی از بین رفت.
 

در سال ۱۳۹۹ برادران زری دوست عمارت معاونی ها را از خانواده شارمی، آخرین مالک آن خریداری کردند. در حالی که حدود ۵۰ درصد از بنا تخریب شده بود و بسیاری پیشنهاد تبدیل آن به پاساژ تجاری را مطرح می کردند. این دو برادر تصمیم گرفتند روح تاریخی این عمارت را حفظ کنند. به گفته آنها «احساس کردیم این خانه روحی دارد که باید زنده بماند مرمت این عمارت از سال ۱۴۰۱ آغاز شد و پس از دو سال تلاش بی وقفه و هزینه ای بالغ بر ۲ میلیارد تومان بدون حمایت دولتی در سال ۱۳۰۲ به بهره برداری رسید. در جریان این مرمت برادران زری دوست با پیگیریهای خود موفق به یافتن نوادگان خانواده معاون شدند. نوه ۹۰ ساله این خانواده با شنیدن خبر احیای خانه اجدادی از این اقدام ابراز خرسندی کرد و در روز افتتاحیه در عمارت حضور یافت.

عمارت تاریخی معاون

اکنون عمارت معاونی ها در هنری ترین محله رشت که به گذر صنایع دستی مشهور است با کاربری جدید به حی ات خود ادامه میدهد و به مرکز فروش صنایع دستی تبدیل شده است. متولیان میراث فرهنگی و مدیران این حوزه در استان گیلان پیش از هر چیز باید بدانند پروژه های مرمت و احیای میراث فرهنگی از جمله فرصت ها ی منحصر به فرد سرمایه گذاری در صنعت گردشگری ایران به شمار می‌روند. این پروژه ها ضمن حفظ هویت تاریخ ی میتوانند به اقامتگاههای سنتی موزه ها کافه های فرهنگی و فضاهای آموزشی پربازده تبدیل شوند. بناهایی همچون خانه های تاریخی کاروانسراها حمامها و قلعه های قدیمی به شرط مرمت اصولی و بهره برداری هوشمند.

ظرفیت بالایی برای جذب گردشگر داخلی و خارجی دارند تهیه طرح توجیهی گردشگری برای این پروژه ها شامل بررسی فنی بنا، تحلیل بازار گردشگری منطقه انتخاب کاربری مناسب برآورد هزینه و سودآوری و دریافت مجوزهای مورد نیاز از نهادهای مربوطه همچون میراث فرهنگی محیط زیست و شهرداری است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۰۴ ، ۱۷:۲۲
محمد صالح زاده رشتی نژاد

 

 

بناهای تاریخی، پوسته ای از معماری گذشته

رها شدگی سرمایه های میراثی رشت؛

 

در دهه‌های اخیر؛ تخریب بناهای تاریخی و عدم اصول اجرایی مرمت آنها در گیلان همیشه خبرساز بوده است. سرگردانی و بلاتکلیفی، رهاشدگی، وراثی بودن، تخریب لودری بساز و بفروشان، نبود بودجه برای مرمت و مرمت غیراصولی، عدم نظارت صحیح میراث‌فرهنگی، شهرداری و سایر نهادهای متولی، فرسودگی و تخریب و فروپاشی تنها گوشه‌ای از سرنوشت ملال‌آور اکثر بناهای تاریخی و قدیمی گیلان است.

 

بنابراین لازم است پیش از هر چیز در رابطه با حفاظت و نگهداری بافت‌های واجد ارزش هویتی در شهرها و مرمت بناهای تاریخی این اصل را قبول کنیم؛

همان‌طور که جنگل‌ها، خاک، معادن، آب و نفت و… سرمایه‌های طبیعی ملی و منطقه‌ای ما هستند، بناهای تاریخی نیز سرمایه‌هایی بوده که اگر اهمیت شان بیشتر از آنها نباشد، قطعاً کمتر نیست؛ بنابراین بناهای تاریخی سرمایه‌هایی اندکه از تاریخ به ما ارث رسیده و در ارتباط معناداری با تاریخ و فرهنگ هر منطقه‌اند. از این‌حیث که بیانگر نشانه‌هایی از تفکر، تدبیر و روش تجربه زیستی آن دوره تاریخی بوده، بسیار حایز اهمیت‌اند.

 

ناسازگاری بافت‌های واجد ارزش هویتی با اقلیم گیلان

در رابطه ‌با ناسازگاری بافت‌های واجد ارزش هویتی و بناهای تاریخی و اقلیم در گیلان باید گفت؛ رطوبت اشباع هوا و سطح بالای آب‌ در استان، اجازه ماندگاری بناهای خیلی قدیمی در خطه جنوبی دریای کاسپین را به ما نخواهد داد.

بنابراین همین بخش از بناهای ۱۰۰ساله برجای‌ مانده میراثی بخش بزرگی از تاریخ ما را شکل می‌دهند. این امر به ‌تنهایی لزوم حفاظت و نگهداری آنها را امری ضروری ساخته است.

 

بازآفرینی شهری؛ تغییر نگرش در شهرسازی

از نیمه اول دهه گذشته با ایجاد تغییرات در نگرش شهرسازی، سرانجام طرح‌هایی که صرفا بر پایه توسعه کالبدی شهرها بود به حاشیه رانده و طرح بازآفرینی شهری جایگزین آن شد. طبق این طرح قرار بر این شد؛ بازآفرینی شهری در بیش از ۱۰ استان کشور انجام شود.

 

توجه به بافت‌های فرسوده و قدیمی و رفع ناپایداری آن‌ها به موضوع‌محوری و کلیدی این سند بدل شد و به نحوی دستگاه‌های متولی را به تکاپوی ساماندهی و بازآفرینی سوق داد. بنابراین الزام مداخله در این بافت‌ها در دوره‌های مختلف زمانی مطرح و طبق اصول روح تازه‌ای در کالبد بناء، مجموعه یا بافت شهری دمیده می‌شد.

 

بازآفرینی شهری، به‌نوعی آفرینش مجدد شهر، احیا، تجدید حیات و به عبارتی نوزایی شهر است. بازآفرینی شهری یک اصطلاح عام است که مفاهیم دیگری نظیر؛ بهسازی، نوسازی، بازسازی، توانمندسازی و روان‌بخشی شهری را در بر می‌گیرد. در واقع بازآفرینی شهری به معنای بازسازی و توسعه دوباره بخش‌های مختلف شهر است که در آن فضاها، ساختمان‌ها، خدمات عمومی و زیرساخت‌ها بهبود پیدا می‌کنند. از این رو این فرایند، باعث ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، بهسازی محیط‌زیست، افزایش اشتغال، افزایش ارزش املاک و ارتقای اقتصاد محلی می‌شود و بسیار ضروری است.

 

مدیرکل میراث‌فرهنگی گیلان: قرار است مرمت ساختمان مریض‌خانه بلدیه به بخش خصوصی واگذار شود. وی شائبه‌های کمبود بودجه و تزریق بودجه های میراثی به سمت احداث روگذرها از سوی شهرداری رشت را به کل رد کرد و افزود: این طرح‌ها در قالب پروژه بازآفرینی بوده که با توجه به تملک این بناها، بخش دیگر تامین بودجه توسط شهرداری رشت انجام شده است

 

آغاز اجرای مرمت بناهای تاریخی رشت در قالب اجرای سند بازآفرینی

در سال‌های اخیر شاهد آغاز اجرای مرمت چند بنای تاریخی مهم و حایز اهمیت در قالب اجرای سند بازآفرینی رشت بوده‌ایم. ساختمان بلدیه، عمارت میرزا خلیل رفیع، مریض‌خانه بلدیه، کاروان‌سرای سعادت، ملک، طاقی کوچک و طاقی بزرگ در قالب پروژه‌های بازآفرینی شهری تعریف شده بودند که تا به امروز ساختمان بلدیه و عمارت میرزا خلیل رفیع با تغییر کاربری به موزه‌های مردم‌شناسی و مشروطه در دست اقدام بوده، اما تکلیف ساختمان مریض‌خانه بلدیه همچنان نامشخص باقی‌مانده است. این در شرایطی است که قرار بود این طرح‌ها به‌صورت هم‌زمان در دست اجرای عملیاتی قرار بگیرند.

«ولی جهانی»، مدیرکل میراث‌فرهنگی گیلان در این باره به‌ مرور می‌گوید: اجرای طرح‌های مرمت ساختمان بلدیه و میرزا خلیل که توسط شهرداری انجام شده، از پیشرفت خوبی برخوردار است.

وی بیان کرد: باید قبول کنیم که به دلیل اهمیت بناهای تاریخی، اصولاً اجرای طرح‌های مرمت به نسبت سایر طرح‌های اجرایی در مدت‌زمان بیشتری انجام می‌گیرند. فرایند مرمت یک مسیر طولانی قبل اجرا و در حین اجرا را شامل می‌شود که نه ‌تنها اجرای طرح مرمت یک کار تخصصی بوده، بلکه مطالعات پیش از اجرا نیز در طرح‌های مرمتی بسیار زمان بر هستند.

 

مدیرکل میراث‌فرهنگی در مورد ساختمان مریضخانه بلدیه عنوان کرد: مطالعات این طرح پایان پیدا کرده و قرار است مرمت این ساختمان به بخش خصوصی واگذار شود. وی شائبه‌های کمبود بودجه و تزریق بودجه های میراثی به سمت احداث روگذرها از سوی شهرداری رشت را به کل رد کرد و افزود: این طرح‌ها در قالب پروژه بازآفرینی بوده که با توجه به تملک این بناها، بخش دیگر تامین بودجه توسط شهرداری رشت انجام شده است.

 

تاثیر وضعیت نامطلوب بناهای تاریخی در عبور گردشگران از رشت

در این سال‌ها وضعیت نامطلوب ساختمان‌های تاریخی تحت تملک شهرداری رشت همچون سایر بناهای تاریخی این شهر به نحوی بوده که خطر ریزش در پی فرسودگی ناشی از رطوبت و سایر عوامل دخیل در این بناها از تهدیدات جدی حوزه میراثی کلان‌شهر رشت به‌ حساب می‌آمد.

 

تغییر کاربری و مراحل مطالعاتی مرمت برخی از این بناها از جمله؛ عمارت بلدیه، میرزا خلیل رفیع و مریض‌خانه و برخی از کاروان‌سراها از شورای پنجم آغاز شد که از سال ۱۴۰۱ در دوره فعالیت شورای ششم اجرای عملیاتی این طرح‌ها در دستور کار شهرداری قرار گرفت. با توجه به نقش گردشگرپذیری گیلان، مرکز این استان همیشه به شهر عبوری گردشگر معروف بوده، که بدلایل مختلفی از قبیل؛ عدم تاسیسات و تجهیزات و امکانات گردشگری به عنوان مقصد گردشگران شناخته نمی‌شد و اغلب گردشگران در حین عبور از این شهر به سایر مقاصد، تنها از رشت به صورت کوتاه مدت بازدید می‌کردند.

 

هویت شهری یکی از مهم‌ترین مباحث حرفه‌ای در شهرسازی است که بایستی مدیران شهری بر پایه ابعاد فرهنگی شهر، برنامه و طرح شهری را ارائه و اجرا کنند تا شهر هویتی در خور فرهنگ بومی داشته باشد. در این فرایند نوع معماری در شهرها نقش بسزا و غیر قابل انکاری ایفا می‌کند. در ادامه این گزارش به فرایند عملیات اجرایی طرح های مرمتی که جز هویت تاریخی و فرهنگی شهر رشت است، می‌پردازیم.

 

عمارت بلدیه یکی از بناهای مهم این زون حکومتی با الهام از معماری نئوکلاسیک اروپا توسط «آرتم سرداراف» طراحی و مهندسی شد. عمارت بلدیه شاهد روزهای پُر فراز و نشیب شهر رشت در سیر تاریخ بوده و مردم شهر حس تعلق خاطری با این بنا در مرکز رشت دارند. 

 

عمارت بلدیه از دیروز تا امروز

عمارت بلدیه رشت در سال ۱۳۰۵ خورشیدی به‌صورت نیمه‌کاره به بهره‌برداری رسید. تا پیش از احداث این بنا در شهر رشت از آوردگاه مشروطه‌خواهان، شهرداری و شورای شهر وجود داشت؛ بنابراین دستگاه حکومتی لازم می‌بیند برای مدیریت این شهر ساختمانی را بنا کند. عمارت بلدیه در مکان یک گورستان قدیمی و با تخریب آن گورستان که به ابوجعفر معروف بود، ساخته می‌شود.

 

وجود دیوان‌خانه دولتی، نقاره‌خانه و تکیه در مرکز شهر رشت این منطقه را به یک زون حکومتی تبدیل می‌کرد. ساخت عمارت بلدیه با موقعیتی استراتژیک که از یک‌سوی به قلب تپنده اقتصادی شهر و از سویی دیگر به فضایی برای تفریح مردم (سبزه‌میدان رشت) منتهی می‌شد، از نقاط عطف این زون حکومتی محسوب می‌شد.

 

عمارت بلدیه یکی از بناهای مهم این زون حکومتی با الهام از معماری نئوکلاسیک اروپا توسط «آرتم سرداراف» طراحی و مهندسی شد. عمارت بلدیه شاهد روزهای پُر فراز و نشیب شهر رشت در سیر تاریخ بوده و مردم شهر حس تعلق خاطری با این بنا در مرکز رشت دارند. زلزله رودبار در سال ۱۳۶۹ به این عمارت صدمات جدی وارد کرد که مجدد مرمت و بازسازی شد.

 

آغاز مرمت عمارت بلدیه

مرمت عمارت بلدیه رشت و برج ساعت معروفش با قدمتی بیش از یک سده با انعقاد تفاهم‌نامه‌ای بین شهرداری رشت و اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گیلان از اواسط شهریورماه سال ۱۴۰۱ آغاز شد. طبق اظهارات مدیران شهری این پروژه از بزرگ‌ترین پروژه‌های مرمتی کشور به لحاظ ریالی بوده که با نظارت عالی اداره میراث‌فرهنگی شهرستان انجام می‌شود.

 

این طرح از ۲۸ شهریورماه تجهیز کارگاه شده و طبق قرارداد بایستی در بازه زمانی ۱۸ماهه این عملیات به پایان می‌رسید. شهردار رشت خرداد امسال به پیشرفت فیزیکی ۴۷ درصدی فاز دوم مرمت عمارت بلدیه اشاره کرد و گفت: پس از استحکام‌بخشی از بنا و دفع رطوبت و حذف دیوارهای الحاقی، مرمت درب و پنجره‌های چوبی در طبقه دوم آغاز شده است. اعتبار لازم برای مرمت فاز دوم عمارت بلدیه رشت، از ردیف بودجه سازمان عمران و بازآفرینی فضاهای شهرداری رشت تأمین می‌شود.

 

باتوجه‌ به نوع جغرافیای گیلان و وجود میزان بالای رطوبت در شهر رشت، رطوبت از طریق زمین، پی، دیواره‌های بنا، حرکت کرده و با انتقال از سطحی به سطح دیگر یا از راه ترک‌های موجود در بخش‌های آسیب‌دیده بام و همچنین بدنه‌های بنا در مواد و مصالح بنا نفوذ کرده و باعث بروز مشکلاتی از جمله تغییر رنگ مصالح، شوره‌زدگی، فرسایش و تخریب مواد و مصالح بنایی در بناهای تاریخی می‌شود.

 

معاون بازآفرینی سازمان عمران و بازآفرینی شهرداری رشت هم اخیرا در آخرین بازدید از پروژه‌های مرمتی بیان کرد: حدود ۴۷۰ میلیارد ریال اعتبار از منابع داخلی شهرداری برای اتمام پروژه مرمت و بازسازی عمارت بلدیه رشت در نظر گرفته شده است که تاکنون ۱۰ میلیارد ریال به عنوان پیش پرداخت به حساب پیمانکار پروژه واریز شده است. با این حال «رحیم شوقی» شهردار رشت، به‌تازگی از اتمام اجرای پروژه احیا و مرمت ساختمان بلدیه رشت در صورت تحقق اعتبارات تا پایان سال آینده خبر داده است.

 

عمارت میرزا خلیل رفیع از دیروز تا امروز

عمارت میرزا خلیل رفیع، توسط اولین شهردار رشت و با الهام از معماری قفقاز و الگوی خانه‌های مسکونی سن‌پترزبورگ و تفلیس و بادکوبه ساخته شد. موقعیت این بنای تاریخی در خیابان مطهری رشت در نزدیکی خانه ابریشمی قرار گرفته که جز ساختمان‌های باقی‌مانده از اواخر دوره قاجار محسوب می‌شود.

 

بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌ها، ایران آسیب‌پذیرترین کشور خاورمیانه در برابر تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین به‌حساب می‌آید؛ بنابراین با سرعت وقوع تغییرات اقلیمی در جهان، آثار باستانی و بناهای تاریخی مورد تهدید جدی قرار دارند.ماهرخ اخوان، نوه زین‌العابدین اخوان که جز آخرین خانواده‌هایی بودند که در این بنا زندگی می‌کردند، سال‌ها پیش‌تر در گفتگویی با ایسنا در مورد چگونگی خرید این خانه توسط شهرداری وقت رشت بیان کرد: اگر این عمارت تا امروز مانده و خراب نشده، مدیون مهندس مرتضی شگفت است.

 

او بین سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۱ شهردار رشت بود. وی توضیح می‌دهد: پس از فوت مادرشان «عذرا اخوان» یعنی تنها دختر زین‌العابدین اخوان(خریدار اولیه عمارت میرزا خلیل)، این خانه را به یک بسازبفروش می‌فروشند. اما بعداً پشیمان می‌شوند و از سویی نمی‌خواستند معامله را فسخ کنند. نزد مرتضی شگفت می‌روند. شگفت وقتی خانه را از نزدیک می‌بیند، افسوس می‌خورد که چنین الگوی معماری منحصربه‌فردی قرار است تخریب شود و با استعلام از اداره میراث‌فرهنگی، به مالک اعلام می‌کند که باتوجه ‌به قدمت ۱۰۰ساله ساختمان، نمی‌تواند خانه را نوسازی کند و تنها حق دارد بنا را به همان شکل مرمت کند.

 

مالک جدید به‌شدت از شهردار عصبانی می‌شود و شگفت به او پیشنهاد می‌دهد بنا را به همین شکل به شهرداری بفروشد. این روایتی کوتاه از داستان پُر رمز و رازِ خانه اولین شهردار رشت بوده که به مدت ۱۵ سال غیرمتوالی سکان‌دار خوشنام بلدیه رشت بود. شهرداری پس از خرید این عمارت در سال ۱۳۸۱ این خانه را بازسازی کرد.

 

پس از پایان بازسازی از سال ۱۳۸۲ به‌عنوان ساختمان اداری شورای شهر تغییر کاربری پیدا می‌کند که تا اواخر دهه گذشته و بخشی از فعالیت شورای پنجم نیز در این عمارت برگزار می‌شده است. در ۲۳ شهریور ۱۳۹۷ در جلسه‌ای مشترک بین شورای شهر و اداره میراث‌فرهنگی استان، عمارت میرزا خلیل رفیع و ساختمان بلدیه شهرداری به موزه های مشروطه و شهری تغییر کاربری داده شدند.

 

آغاز مرمت عمارت میرزا خلیل رفیع

مرمت عمارت نخستین شهردار رشت، میرزا خلیل رفیع، از شهریورماه ۱۴۰۱ آغاز شد و فاز نخست آن در شهریور سال گذشته به اتمام رسید و از سوی پیمانکار تحویل موقت شد. فاز نخست عملیاتی این عمارت شامل، واچینی و مرمت اساسی سقف، تعویض نی‌های خیزران زیر بام و چوب‌های پوسیده، دفع رطوبت از کف و دیوارهای بنا و محوطه، احیای گربه‌روها و اصلاح زیرساخت تأسیسات بود. این بخش از مرمت شامل اصلاح آبروها، ناودان‌ها، خرپاها، سازه‌های چوبی سقف، شیروانی و سفال‌چینی مجدد بود که با مرمت کلیه بام، خطر نفوذ نزولات جوی به داخل بنا رفع شد.

 

طبق گفته رییس وقت سازمان عمران و بازآفرینی شهرداری در آن زمان، اجرای فاز نخست این پروژه بالغ بر ۶ میلیارد تومان هزینه داشت که از این مقدار قرار بود ۲ میلیارد تومان از اعتبارات بازآفرینی وزارت راه و شهرسازی و مابقی از بودجه شهرداری رشت تأمین شود.

 

با توجه اظهارات سرپرست سازمان عمران و بازآفرینی فضاهای شهری شهرداری رشت، با احیای گربه‌روها، رطوبت‌زدایی از کف این عمارت انجام و زیرساخت تأسیسات نیز در فاز نخست اجرا شده است. طبق آخرین اطلاع‌رسانی از سوی مدیران شهری، به روزرسانی اسناد فاز دوم مرمت بنا، توسط مشاور در حال انجام بوده و با اتمام آن، اجرای تاسیسات و آبرسانی، نصب اعلان حریق، اجرای سیستم پیشرفته گرمایش و سرمایش بنا، برق، گاز و همچنین مرمت درب و پنجره‌ها در دستور کار قرار خواهد گرفت.

 

بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌ها، ایران آسیب‌پذیرترین کشور خاورمیانه در برابر تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین به‌حساب می‌آید؛ بنابراین با سرعت وقوع تغییرات اقلیمی در جهان، آثار باستانی و بناهای تاریخی مورد تهدید جدی قرار دارند

 

ایران؛ آسیب پذیر ترین کشور خاورمیانه

بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌ها، ایران آسیب‌پذیرترین کشور خاورمیانه در برابر تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین به‌حساب می‌آید؛ بنابراین با سرعت وقوع تغییرات اقلیمی در جهان، آثار باستانی و بناهای تاریخی مورد تهدید جدی قرار دارند. شرایط جغرافیایی و اقلیمی هر منطقه در بروز عوامل آسیب‌رسان و تأثیرات آنها در فصل‌های مختلف سال در بناهای تاریخی متفاوت است.

 

تاثیر تضمین صفر تا صد بودجه مرمت در میزان آسیب پذیری بنای تاریخی

«روناک روشن» معمار و پژوهشگر مرمت شهری در رابطه‌ با ناسازگاری بناهای تاریخی و اقلیم در استان گیلان به‌ مرور می‌گوید: رطوبت در گیلان، یکی از عوامل مهم آسیب‌رسان در بناهای تاریخی محسوب می‌شود. در بناهای تاریخی به دلیل سن بالای ابنیه، مواد و مصالح سرد بوده و این اُفت درجه‌حرارت و فرسودگی مصالح، اجازه عبور و ورود باران، باد و رطوبت موجود در هوا را به داخل بناها می‌دهد.

 

روشن عنوان کرد: باتوجه ‌به نوع جغرافیای گیلان و وجود میزان بالای رطوبت در شهر رشت، رطوبت از طریق زمین، پی، دیواره‌های بنا، حرکت کرده و با انتقال از سطحی به سطح دیگر یا از راه ترک‌های موجود در بخش‌های آسیب‌دیده بام و همچنین بدنه‌های بنا در مواد و مصالح بنا نفوذ کرده و باعث بروز مشکلاتی از جمله تغییر رنگ مصالح، شوره‌زدگی، فرسایش و تخریب مواد و مصالح بنایی در بناهای تاریخی می‌شود.

 

این معمار گیلانی ادامه می‌دهد: طی آخرین بازدیدی که در سال ۱۳۹۸ از ساختمان میرزا خلیل رشت داشته‌ام، این بنا در آن زمان هیچ‌گونه رطوبتی نداشت. اما با توجه ‌به اینکه در برخی از پروژه‌های مرمت در استان بحث کمبود بودجه در تعطیلی اجرای طرح تأثیرگذار است، بهتر است در این نوع موارد مشابه اصلاً اجرای پروژه مرمت آغاز نشود، زیرا در موارد بسیاری مشاهده شده که درست در اواسط اجرای چنین پروژه‌هایی، به دلیل عدم تأمین بودجه کار مرمت منحل شده است.

 

وی با اشاره به مرمت عمارت میرزا خلیل افزود: این عمارت تا قبل از سال ۹۸، جز ساختمان اداری شورای شهر محسوب که با تغییر کاربری به موزه مشروطه تبدیل شد. در مواجه با این نوع بناهای تاریخی که طبق یک سناریوی نوشته شده به موزه، فرهنگسرا و… تغییر کاربری پیدا می‌کنند، باید گفت تا زمانیکه برای از صفر تا صد اجرای پروژه مرمت، تضمینی جهت تامین بودجه‌ وجود ندارد، بهتر است اجرای طرح مرمت آغاز نشود. زیرا در حین اجرای مرمت اگر از لحاظ بودجه‌ای پروژه تضعیف شود، باتوجه ‌به اقلیم و آب ‌و هوای منطقه، شرایط سخت‌تر خواهد شد؛ بنابراین در بدترین حالت اگر این عمارت به همان شکل سابق یعنی ساختمان اداری بکار خود ادامه می‌داد، خیلی بهتر از این بود که در حین اجرا با وقفه‌های زیادی همراه شود.

 

تا به امروز نتوانسته‌ایم بناهای تاریخی رشت را به گردشگران نشان دهیم. تا زمانی که داخل این بناها توسط گردشگر بازدید نشود و آنان با اصل معماری بناهای تاریخی ما آشنا نشوند، می‌توان به‌جرئت گفت در حوزه گردشگری آورده‌ای نداشته‌ایم، جز اینکه بگوییم ما شهر شب‌های روشن یا شهر خلاق خوراک هستیم

 

گردشگران در رشت یک پوسته از معماری را مشاهده می‌کنند

«روزبه خلیق معینی»، پژوهشگر و راهنمای گردشگری درباره اهمیت بناهای تاریخی رشت در جذب گردشگر به‌مرور می‌گوید: هرچه قدر روند مرمت بناهای تاریخی که در رشت آغاز شده، سریع‌تر به پایان برسد و این ساختمان‌ها با کاربری جدید به بهره‌برداری برسند، در جذب گردشگر مرکز استان گیلان بسیار حایز اهمیت‌اند.

 

نویسنده کتاب رشت گردی ادامه داد: تا به امروز نتوانسته‌ایم بناهای تاریخی رشت را به گردشگران نشان دهیم. تا زمانی که داخل این بناها توسط گردشگر بازدید نشود و آنان با اصل معماری بناهای تاریخی ما آشنا نشوند، می‌توان به‌جرات گفت در حوزه گردشگری آورده‌ای نداشته‌ایم، جز اینکه بگوییم ما شهر شب‌های روشن یا شهر خلاق خوراک هستیم.

 

وی در مورد معماری رشت اظهار کرد: در حال حاضر گردشگرانی که از شهر رشت بازدید کرده، معماری این شهر را مشاهده نمی‌کنند و صرفاً با یک پوسته از معماری شهر روبرو می‌شوند. در هر سمت از خیابان‌ها و کل مجموعه شهرداری و کوچه‌پس‌کوچه‌های بافت قدیم رشت تنها یک پوسته از معماری رشت وجود دارد، متأسفانه هیچ‌کدام از بناهای تاریخی این شهر که جز معماری ارزشمند بافت تاریخی بوده، از داخل قابل‌مشاهده نیستند.

 

خلیق معینی در پایان افزود: مرمت بناهای تاریخی و تسریع در روند این پروژه‌ها ضرورتی انکارنشدنی است. این مرمت‌ها در بخش دولتی و تعدادی که به بخش خصوصی واگذار شده‌اند، باید هرچه زودتر به بهره‌برداری برسند تا معماری این شهر حفظ و با بازدید عمومی بازشناسانده شوند.

 

نویسنده: محمد صالح زاده 

منبع: پایگاه خبری و تحلیلی مرور گیلان 

انتشار در ۲ دی ۱۴۰۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۰۳ ، ۰۰:۰۱
محمد صالح زاده رشتی نژاد